بازى با سرنوشت ملت ها | شهادت 

18th September, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی

تفصیل

بازى با سرنوشت ملت ها

2018-08-06

(گوردن براون) صدراعظم سابق انگلستان، در کتابش بنام (زندگى من؛ دوران ما) که چندى قبل در لندن نشر گرديد، در رابطه به برخورد ابر قدرت ها در برابر ملت های مسلمان چنين مى نويسد:

(کشورش در موضوع در اختيار داشتن سلاح کشتار جمعى توسط عراق گمراه شده بود، واقعاً امريکا بريتانيا را در کشاندن به جنگ عراق تخدعه کرد) منظور براون از سلاح کشتار جمعى عراق، آنست که ائتلاف بين المللى به رهبرى ايالات متحده امريکا در سال ٢٠٠٢ به اين بهانه نقشه حمله به عراق را ريخت، که گويا صدام حسين حاکم وقت رژيم به سر اقتدار آن کشور، در زراد خانه خود سلاح هستوى دارد. هر چند صدام حسين از داشتن سلاح هستوى انکار ميکرد، ولى هيات بازرس شوراى امنيت ملل متحد پراى تثبيت صحت و سقم اين ادعا، براى چند ماه سرگرم تفتيش و بازرسى در عراق بود، مگر قبل از آنکه هيات مزبور نتايج کار خود را اعلان نمايد، ايالات متحده امريکا با کشاندن پاى ملل متحد و اقناع جامعه جهانى، به تبانى متحدين غربى و منطقوى اش در شرق ميانه، با تشکيل يک ائتلاف نيرومند و بزرگ، به قصد سرنگونى رژيم صدام حسين، برعراق حمله کرد. مقاومت ماشين جنگى صدام در برابر نيروى ائتلاف به شکت مواجه گرديد، پس از مقاومت اندک رژيم صدام در عراق سرنگون و خود وى که در مغاکى پنهان شده بود، بالاخره بدست نيروهاى دريايى امريکا گرفتار و در روز عيد قربان به قتل رسيد.

اظهارات نظر اخير براون در کتابش و گزارش پارلمان بريتانيا در سال گذشته، تمامى حقايق پشت پرده جنگ عراق را برملا مى کند. از لابلاى اين حقايق بخوبى دريافت مى شود که خون انسان ها بالخصوص خون مسلمانان چقدر ارزان و بى ارزش است و استکبار جهانى با چه زشتى، بى رحمى و قساوت و با جعل سازى و دروغبافى، با سرنوشت ملت ها، تمدن ها و سرزمين هاى اسلامى بازى مى کنند؟!

آرى! اين چنين است در فلسطين، افغانستان، سوريه، يمن، ليبى، مصر و... که مردمان شان متاسفانه قربانى سياست هاى شوم و بوالهوسانه قدرت هاى جهانى شده اند. کشورهاى که امروز در شعله هاى جنگ مى سوزند، همه از جمله بلاد اسلامى بوده و از داشته هاى مادى و معنوى بالقوه برخوردار اند، کشورهاى که داراى تمدن باستانى، فرهنگ پربار، تاريخ درخشان و سرزمين هاى سرشار از منابع طبيعى حياتى و قيمت بها اند، مگر اغيار براى بلعيدن آن همه داشته ها و سرمايه هاى بالفعل و بالقوه آنها، چون اختاپوس دهن باز کرده و براى به دام کشيدن کشورهاى مزبور، سالهاست که نقشه مى ريزند و توطئه مى چينند و مردمان این کشورها سالهاست که به بهانه هاى گوناگون در آتش اين بازى هاى بزرگ مى سوزند و مى سازند.

(گوردن براون) صدراعظم سابق انگليس در زمان حمله ايالات متحده امريکا و متحدين آن به عراق، وزيرماليه انگلستان در کابينه تونى بلير بود و پس از وى به کرسى صدارت آن کشور تکيه زد.

او در کتاب خود اعتراف مى کند که نهادهاى اطلاعاتى امريکا، پيش از پيوستن بريتانيا به جنگ عراق، اطلاعات نادرست و عارى از حقيقت را در اختيار مقام هاى بريتانيا گذاشته بود، نه تنها به ما اطلاع غلط دادند، بلکه ما را فريب هم دادند و واقعاً گمراه شديم؟)

اطلاعات امريکايى ها به بريتانيا در زمان حکومت بلير و ساير متحدين غربى واشنگتن در سال ٢٠٠٢ اين بود که گويا رژيم صدام حسين قادر به توليد سلاح کشتار جمعى است، طوريکه آدرس و محل نگهدارى آن نیز در دسترس است، بر مبناى همين گزارش نادرست، تونى بلير صدراعظم وقت انگلستان در سال ٢٠٠٣ م دستور ورود نيروهاى انگليسى را تحت فرمان امريکا به جنگ عراق داد، درحاليکه گزارش هفت ماهه تيم تحقيق و بازرسى شوراى امنيت ملل متحد بعدها نشان داد که در زمان حمله نيروهاى ائتلاف بين المللى به فرماندهى امريکا، هيچ سلاح کشتار جمعى اى در عراق وجود نداشته و به اساس اطلاعات غلط، تونى بلير به عامل شعله ورساختن جنگ شتابزده عراق شهرت يافت.

آرى! اين بود اعتراف يکى از سران کليدى متحدين بزرگ امريکا که نيروهايش در حمله به عراق و سرنگونى رژيم صدام حسين، درکنار نيروهاى امريکايى رزميدند و قواى اين کشور در جنگ هاى شبيه عراق که توسط ايالات متحده امريکا سوق و اداره مى شوند، حالا هم شرکت فعال دارند.

نيروهايى ائتلاف بين المللى به اين بهانه به افغانستان حمله کردند که گويا رژيم طالبان اسامه بن لادن مظنون حادثه ١١ سپتامبر امريکا را پناه داده، ولى بعدها حضور آن شخص توسط نيروهاى دريايي امريکا در نزديکى پايتخت کشور پاکستان متحد ديرين امريکا کشف شد و با يورش بر محل اقامتش او را به هلاکت رساند و واشنگتن اين حمله را پيروزى بزرگ در جنگ عليه تروريزم در افغانستان خواندند، مگر پس از هژده سال، جنگ در افغانستان به قيمت ويرانى کشورما و کشتار بی رحمانه جمعى ساکنان آن، هنوز ادامه دارد و از پایان آن نيز هيچ معلوماتى در دست نيست.

در چنين وضعيتى هيچ فريادگرى نيست که به امريکايى ها بگويد که اين جنگ چرا آغاز شد؟! و پس از آغاز چه دست آورد داشت و چرا خاموش نمى شود؟! و اگر چنين ندایی سر داده شود، آنگاه هيچ فريادرسی نيست که اين ندا را بشنود و پاسخ قناعت‌بخش اين چراها را منصفانه ارائه نماید).

            گوش اگر گوش تو بود، ناله اگر ناله من

                                        به يقين آنچه بجاى نرسد، فرياد است




پخواني سرمقالي

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

18th September, 2018