ماسکو در تلاش حل بحران افغانستان!! | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی

تفصیل

ماسکو در تلاش حل بحران افغانستان!!

2018-09-02

جنگ طولانى، کشورما را به مثابۀ تختۀ مشق ابر قدرت ها، قدرت هاى منطقوى و کشور هاى همسايه گردانيده و هر قدرتى در صدد آنست که بخت خود را در پايان بخشيدن اين جنگ بيازمايد؛ ابر قدرت ها در اين کار اهداف زيادى در سر پرورانيده اند؛ از يکسو با محور قرار گرفتن مذاکرات، براى تامين صلح و ختم جنگ افغانستان، منافع خود را جستجو نموده و خطرات احتمالى ناشى از تحولات آينده را از سر راه خويش کنار مى زنند. از سوى ديگر در لا به لاى کشمکش ادامه و يا توقف جنگ، با مهارت تمام جنگ افزارهاى خويش را به آزمايش گرفته و از سر زمين ويرانه، سوخته و بى وارث افغانستان، ميدان رزمايش مى سازند؛ چنانکه مثال هاى روشن اين توطئه ها را در دوره هاى اشغال خارجى ها حين آزمايش راکت ها، جنگنده ها و مادر بم هاى نیروهای خارجی در کشور خويش شاهد بوديم.

قدرت هاى کوچکتر به بهانۀ پايان بخشيدن جنگ افغانستان، فرهنگ خويش را در ميان اقوام، مذاهب، مليت ها و احزاب سياسى افغانستان به آزمايش گرفته و سعى مى نمايند که با استفاده از مجبوريت و فقر افغان ها، با صرف يک مبلغ پول، توجه افغان ها را از تعقیب هدف اصلى خويش منحرف نموده و زير عنوان کمک هاى بشر دوستانه فرهنگ  خويش را در ميان افغان ها بگسترانند. اين نوع تلاش ها در جريان چهار دهه بحران افغانستان کاملاً مشهود بوده و کشور هاى همسايه و منطقه، با مهارت و جسارت تمام به کرات به اين نوع اقدامات دست زده اند.

بعضى ديگر با عمق ستراتيژيک پنداشتن کشور ما، چنان فکر مى کنند که شاهرگ حياتى و دوام اقتدار آنها در عرصه هاى سياسى، امنيتى و اقتصادى، به افغانستان گره  خورده، اگر آنها از مداخله و چشمداشت بر سرحدات ما، منابع طبيعى ما، فرهنگ ما، تاريخ ما، تماميت ارضى ما و بالاخره آزاده گى و مسلمانى ما، دست بردار شوند، آنگاه موجوديت خود آنها به مخاطره افتاده وگويا مجاهدان افغان براى فتح بلاد آنها چون محمود و احمد و ميرويس، به حرکت افتاده و  وجود فزيکى آنها را از جغرافياى سياسى جهان محو مى نمايند.

از همان روز هاى نخستينى که قدرت هاى استکبارى دولت، ملت، استقلال و معتقدات ما را به باد مسخره گرفته، يکى پى ديگر به اين مرز و بوم لشکر کشى مى نمايند و هر يک بروفق دلخواه خود بر اين سرزمين چنگ و نغاره نواخته اند، مردم ما روى آرامش و رفاه را نديده و هميشه در زير ساطور ظالمانه آنها خورد و خمير شده اند.

در طول هفده سال حکومت برخاسته از توافقات »بن« که نقش قدرت هاى غربى و در رأس ايالات متحدۀ امريکا در ایجاد بن نسبت به ديگران برجسته بود، ابر قدرت ها و قدرت هاى منطقوى براى وساطت و ميزبانى کنفرانس صلح افغانستان، پا پيش کرده اند. آلمان، فرانسه، سويدن، ناروى، پاکستان، ايران، ترکيه، عربستان سعودى، امارات متحدۀ عرب، قطر، اندونيزيا، ماليزيا، جاپان، چين، روسيه، قزاقستان، ازبکستان، قرغزستان، ترکمنستان، آذربايجان و... هر کدام به مقاطع زمانى مختلف، چنين پيشنهاد هاى را ارائه کرده اند و در بعضى اين  کشور ها، کنفرانس هاى به همین منظور برگزار گرديده، مگر تا اکنون هيچيک مثمر ثمر نبوده و جنگ افغانستان روز تا روز شديد تر، وسيعتر و پيچيده تر شده است.

اين بار روسيه براى ميزبانى کنفرانس صلح افغانستان آمادگى گرفته و قرار بود که نشستی به اين منظور به تاريخ ٤ سپتامبر در ماسکو داير گردد، گروه طالبان نيز وعدۀ اشتراک در آن را داده بود، مگر دولت هاى ايالات متحده امريکا و افغانستان اعلام نمودند که درين کنفرانس شرکت نمى کنند. طبيعى است که عدم اشتراک دولت افغانستان به عنوان طرف اصلى جنگ و ايالات متحدۀ امريکا  به عنوان حامى اصلى طرف مذکور، موفقيت کنفرانس را زير سؤال مى برد و به همين دليل روسها تلاش نمودند که اين دو طرف را قانع کنند تا در کنفرانس اشتراک نمايند. سرگى لاوروف وزيرخارجه روسيه چند روز قبل به همين منظور با رئيس جمهور افغانستان تماس تلفونى گرفت و در جريان گفتگو و مشورۀ اين دو مقام، روسها وادار شدند که اجلاس ماسکو را به تعويق بيندازند تا شرايط براى اشتراک اين دو کشور فراهم شود. حالاسؤال اينجاست که چرا کشور ها مصرانه تلاش دارند که ميزبان اجلاس صلح افغانستان باشند؟ اين کشور ها در افغانستان چه ديده اند که اين همه علاقمندى و کشش را از خود نشان می دهند تا محور صلح شوند؟!

حقيقت امر اينست که اعلان آتش بس و گشايش باب مذاکره و در نهايت تامين صلح در افغانستان، نه به تشکيلات عريض و طويل نياز دارد، نه به شکليات و مقدمه چينى، نه توسل به ديپلوماسى مبهم، نه به بودجۀ هنگفت که تأديه آن از توان دولت افغانستان و طالبان بالا باشد، نه به ميزبانى ابر قدرت ها و قدرت هاى منطقه؛ و نه هم به کدام مکان و زمان خاص که اجلاس چه وقت و در کجا داير شود!؟

اسلام عزيز براى هر مشکلى راه حل وضع کرده و يگانه راه حل جنگ، مصالحه است و به همين خاطرالله جل جلاله آن را خير خوانده و مسلمانان را به اجراى آن مکلف نموده است. دو طرف اصلى جنگ ( حکومت افغانستان و گروه طالبان) نسبت به هر دولت وقدرت ديگرى به ديندارى و مسلمانى نزديک اند، چنانکه اولى نام حکومت را »جمهورى اسلامى«و دومى نام گروه خود را »تحريک اسلامى« گذاشته اند. اگر صلح خير باشد و مصالحه تکليف دينى مسلمانان؛ پس اولياى امور دولت افغانستان و هيأت رهبرى تحريک طالبان، بيشتر از هر دولت و قدرت ديگر، مکلف اند که به اين وجيبه دينى عمل کنند و قبل از هر دولت یا شخصی سزاوار انجام عمليه صلح همين دو طرف اند، نه کسان و يا قدرت هاى ديگر! اينکه محل صلح در کجا باشد؟ باز هم به مصداق همان ضرب المثل معروف که »آتش همانجا را مى سوزاند که از آنجا مشتعل شده است« از روزى که آتش جنگ در افغانستان  شعله ور شده تا امروز، طى هفده سال گذشته، در شعله هاى اين آتش فقط ملک و دارايى و خانه و کاشانه افغان ها سوخته و در اثر آن صد ها هزار زن و مرد و طفل و پير و جوان افغان جان باخته اند؛ پس بهترين محل براى برگزارى گفتگوهاى صلح باز هم سرزمين افغانستان است، نه جا هاى ديگر! اينکه پروسه صلح توسط چه کسانى پياده شود؟ علما و دانشمندان و صلحاى دنياى  اسلام هر کدام به نوبۀ خويش تلاش هاى خود را انجام دادند ولى هيچيک قادر به پياده کردن پروسۀ صلح نشدند. لذا ايجاب مى کند که مصلحين هم بايد از ميان خود افغان ها برگزيده شوند و مسؤوليت سنگين مصالحه را بدون دريافت کدام معاش و کسب امتياز به عهده بگيرند و بيشتر ازين منتظر فلان ملا و شيخ و دانشمند و مستر و متخصص خارجى نباشند که آنها طى تشريفات خاص به کابل بيايند و پروسۀ صلح افغانستان را مديريت کنند.

اگر گفته هاى فوق الذکر قرين به حقيقت بوده و هر تبعۀ افغان واقعاً به شعار صلح بين الافغانى باور داشته باشد، در آن صورت لازم نيست که دولت ها از پروسۀ صلح افغانستان بازيچۀ کودکان بسازد و هر يک از گوشه آن گرفته به طرف خود کش کند و در نتيجه زور آزمايى، نه هيکل بازيچه سالم باقى بماند و نه هم صلح تامين شود!

 




پخواني سرمقالي

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018