تفصیل | شهادت 

16th October, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

ما با قوماندانانى که تا حدودى مستقل مى انديشند تماس و مذاکره به منظور تفاهم بيشتر را ضرورى ميدانيم

2017-02-28

قسمت  اخير جوابات  برادر ((حکمتيار)) به  سوالهاى اشتراک  کنندگان در سيمينار تربيوى   قوماندانان درغند تنظيم المومنين :

برادر (( حکمتيار)) در پاسخ   به  سوالات  شرکت  کنندگان  سيمينار قوماندانان :

سوال : علت  مسدود کردن  دفاترحزب  در ايران   چه بود اميد  در  مورد  توضيح  ارائه  فرمائيد؟

جواب : ما مجبور شديم  که  دفاتر خود را در ايران  ببنديم  اين  هم بنابر  معاملۀ  بود که   با مهاجرين  ما و جهاد ما در ايران  صورت  مى گرفت ، ما نمى  توانستيم  از طريق   دفاتر خود درايران  خدمت  بيشتر و بهترى براى مهاجرين  و به جهاد خود  بکنيم  . به  اين  خاطر دفاتر خود را  بى  فائده  و غير ضرورى  شمرده و آنرا  مسدود کرديم .

البته  ما هميشه به  فکر اين  هستيم  که بايد روابط  نيک، دوستانه  و برادرانه  با  ايران  داشته باشيم  به  اين  خاطر بوده که ما تاحال  باوجوديکه  دفاتر خود را در ايران  بسته  ايم  ولى  عليه  ايران  تبليغات  غير دوستانه   نکرده ايم و اعاده  روابط   برادرانه را به  ايران  مضبوط  ساخته ايم هرگاه  زمينه  را براى  دفاتر فعال  در ايران  مساعد سازند   ما در آنجا  دفاتر خود را  دو باره  باز خواهيم  کرد افتتاح  دفاتر مربوط   به چگونگى  معامله با مهاجرين و برخورد با جهاد  افغانستان  است اگر در سياست  سابقه  تجديد نظر صورت بگيردما عملاً احساس  کنيم  که  در سياست  تجديد نظرى  صورت  گرفته است  پس ازين  ميتوانيم  دفاتر فعال  وموثرى  داشته  باشيم  و ازآن طريق  به  مهاجرين  و جهاد خود خدمتى  انجام  دهيم  دفاتر خود را در ايران  باز مى  کنيم  متاسفانه  تا حال  دفاتر در ايران مسدود است.

سوال : آيا بعضى از افراديکه شيعۀ افغانستان  اند و در ممالک  غربى  فارغ البال  از درد ملت  مظلوم  و مجاهد ما امرار معشيت دارند  بعد از پيروزى مجاهدين  و عودت اوشان در افغانستان با ملت مجاهد  حقوق  مساوى  دارند و يا امتيازاتى  را به  دليل  بورس  هاى  تحصيلى  شان  کسب  مى کنند و يا خير؟

سوال  از برادر محترم  ما  عبدالقدوس  خان از ولايت  فارياب  است.

جواب : دروازه  هاى  افغانستان  به روى هه  باز است  ما همه  افغانهاى را که آواره  شده اند پس از آزادى  افغانستان  با آغوش باز در کشور خود مى  پذيريم. مشروط  بر اينکه آنها با مقتضيات  وضع  حاکم درافغانستان  پس  از پيروزى انقلاب اسلامى خود را وفق  دهند و عملاً و ذهناً با خط انقلاب خود را هماهنگ بسازند در آنصورت آغوش ما به  روى  شان باز است. و بيايند  به  کشور شان برگردند و در اعمار مجدد افغانستان سهم بگيرند  ولى هرگز  با اين  فکر برنگردندکه چون سابق  بر افغانستان  حکومت کنند.

در آينده  کسى بر افغانستان  حکومت خواهد کرد که ملت  بخواهد کسى که  افغانستان را آزاد ساخته است  و به  خاطر آزادى  اش  خون داده است و به  شهادت  رسيده است اين  يک  حق  است اگر ما ازين  حقيقت دفاع  نکنيم  جفا  و ظلم  کرده ايم در شرايطى  که  ملت  ما  با دشوارى  هاى جانکاه و جانفرسا روبرو بود و هر روز ده ها و صدها  شهيد  ميداد  عدة  ملت را تنها گذاشتند  به  امريکا  و اروپا پناه  برده  و نه گرد و غبار جهاد و هجرت   بر سر و روى  او نشست، نه اشک  يتيمى  را پاک  کرده نه بر سر  زخمى و مجروحى  دست ترحم و دلسوزى کشيد. دور از انصاف  است  اگر چنين شخصى به اين اراده به  کشور برگردد که پس از آزادى  افغانستان بر آن حکومت کند.

به اين خواب و خيال نباشند با اين آرزو و انتظار  برنگردند  بيايند بعنوان يک افغانى که  ميخواهند در اعمار مجدد  افغانستان  سهم بگيرند  که در آنصورت ما براى  شان خوش آمديد مى گوئيم،  آغوش ملت ما بروى شان باز است. دروازه هاى  افغانستان بروى  شان بآز است. نه  تنها اينکه براى آنها  اجازه ميدهيم  بلکه  از آنها مى خواهيم در اعمار کشور شرکت  کنند اين  حق  ملت است بر آنها. اگرتاحال  نتوانستند  که  خدمتى را  انجام بدهند در فضاى  آرام  صلح  بيايند و کار کنند. اگر در اثناى جنگ  نتوانستند کارى انجام بدهند  على الاقل  پس ازينکه  شرايط جنگ  منتفى شود و صلح  و امن  قائم  گردد در فضاى آرام  صلح  بيايند  در اعمار  افغانستان  سهم فعال  بگيرند  و کمک کنند ولى  به  خواب  و خيال حکمرانى  نباشند اين  ممکن  نيست  و من  تا زنده باشم  انشاء الله  به  اين  نوع  حکومت ها  موقع  نخواهم داد، کسى  مستحق  حکومت  کردن  است که ملت  بر او اعتماد کند از طريق ملت  انتخاب  شود کسيکه  افغانستان به  قيمت  خون او آزاد شده  است  کسيکه  افغانستان  را آزاد ساخته  است بايد  آبادش کند. و اعمارش کند.

برادر محترم ما سيد پاچا  هاشمى از ولايت لغمان  ميپرسند که سفر برادر جريرصاحب  در راس  هيئاتى  به  پنجشير  روى کدام  علتى بود؟

جواب :  اين  مطلب  را ما قبلاً  توضيح  داده ايم  که  هيئاتى  در زمستان  سال  گذشته از پنجشير به  قيادت  برادرى بنام  گلزار که  بعداً به شهادت رسيد به  پشاور آمد آنها تمناى خود را در رابطه  با  اينکه تفاهمى با برادران پنجشيرآغاز شود اظهار  کرد ما هيئاتى  به  پنجشير فرستاديم  هيئات   مذکور اين پيام را با خود آورد که بهتر است  هيئات  با صلاحيت  ترى به  پنجشير فرستاده شود به  اين خاطر در شوراى اجرائيه حزب روى اين  موضوع  بحث صورت گرفت و هيئاتى برياست برادر جرير  تشکيل  و به  پنجشير فرستاده شدآنها وضع  پنجشير را از نزديک  مطالعه کردند با احمد شاه مسعود صحبت  هاى  تفصيلى  داشتند هيئت از  نتايج  سفر آنها راضى و خوشحال بود قراربران شد که تا هيئات  ديگرى را به  پشاور بفرستند تا روى  قضايا بحث  مفصل  صورت بگيرد چون تا هنوز به  بحث  هاى  بيشترى  ضرورت است ما  نميتوانيم نتايج  اين  ملاقات ها و تفاهم و تماس  ها را اعلان  بکنيم. برادران  منتظر باشند ما اينوع تفاهم  را با عدۀ زيادى از قوماندانان در داخل آغازکرده ايم. مخصوصاً آنانيکه  کمى  مستقل  اند و بدون  در نظرداشت تعهدات  حزبى  بطور مستقل  عمل مى کنند.

با آنها تماس  ها و تفاهمى داريم  يکى از اين  تفاهمات با قوماندان پنجشير بوده است  هرگاه  نتيجۀ بر آن  مرتب  شد ما آنرا رسماً اعلان  ميکنيم تا آن  وقت  برادران  هيچنوع  تبصره يى  نکنند تا حال  تماس  صرفاً يک  تفاهم  است. اينوع  تفاهم با قوماندانان  زياد ديگرى نيز جريان دارد اگر در اين  تفاهمات  مسايل  محلى  مورد بحث  قرار مى گرفت بايد به  سطح  مرکز نبوده بلکه بايد ذريعه  هيئات  هاى  مشتمل بر نمايندگان قوماندانانى  که ميان شان نزاع و مناقشه  وجود دارد صورت گيرد ولى اگر مسايل  پيشرفته  ترى  مورد بحث قرار ميگرفت طبعاً که به سويۀ مرکز مورد بحث  قرار خواهدگرفت. به  هرصورت وضع  موجوده کشور ايجاب مى کند که ما با همۀ  نيروهاى ضعيف يا قوى خورد يا بزرگى که در جهاد مطرح اند و نقش  و رولى  دارند تفاهمى داشته باشيم  به  اين  خاطر ما سلسله اين تفاهمات  را آغاز کرده ايم و در همين رابطه هيئتى به  پنجشير فرستاده  شد.

سوال: با وجود اين سفر چرا از لشکرکشى هاى پنجشير به  سوى جبهات تگاب، عليشنگ  و ديگر جبهات  همجوار جلوگيرى  صورت نميگيرد.

جواب: اين حملات براى  ما  نيز سوالاتى ايجاد مى کند که چرا باوجود اعزام  هيئاتهاى (حسن نيت بالاى جبهات  حزب  در نجراب ، تگاب، نهرين، عليشنگ  اين کار صورت بگيرد و در آن  عدۀ  از  جبهات  پنجشير شرکت  کنند.در مورد اينکه آيا اين کار به  موافقه مسئولين  پنجشير بوده يا خود سرانه؟ تا هنوز با يقين چيزى گفته نمى توانيم زيرا آنها به ما اطمينان  داده اند که پس از اين هرگز  با حزب  نخواهيم جنگيد که من ديگر طرفدار اين جنگ هاى بيهوده و بى نتيجه  نيستم حتى گفته اند که اگر کسى  از ما خواسته باشد در نتيجه جنگ  خود را تا بگرام  رساند تا بيست سال نيز قادر نخواهد شد به  دليل اينکه  جبهات نيرومند حزب  ميان  پنجشير بگرام  افتيده است با جنگ  نمى توانيم  تا به بگرام برسيم  پس  به اين نتيجه رسيده ام که اين جنگ  ها بيهوده  است تصميم گرفتيم  که پس ازين  درين  جنگها ملوث  نشوم  مجاهدين پنجشير با اين  الفاظ اطمينان داده اند اما اين  که چرا گروپهاى پنجشير در اين جنگها  ملوث  بوده و شرکت کدره اند هنوز  روشن نيست وقتى هيئات شان بيايد ما از آنها مى پرسيم که از يک  طرف  جنگ و از طرف  ديگر تفاهم، اين چه  مفهومى خواهد داشت،  به هر صورت ... ما نميخواهيم که با هيچ کسى در افغانستان  درگير شويم  نمى خواهيم يک مرمى ما بسوى ديگرى جز کمونستها و روسها فير شود. ما  ميخواهيم که درنتيجۀ تفاهم در فضاى برادرى اختلافات خود را با هرکسى که داشته باشيم  حل کنيم و هرکس را قانع  بسازيم که بايد  فردا پس از آزادى  افغانستان چون برادر و باوجود اختلاف راى بعنوان افرادملت واحد در پهلوى همديگر زندگى کنيم ولى طريقۀ معقولى براى حل  اختلافات  راى خود داشته باشيم  انتخابات صورت بگيرد هرکسى که مورد اعتماد ملت قرار گرفت حکومت بسازد و ديگران آنرا  احترام بگذارند  و اطاعت  کنند.

سوال : سوال چهارم برادر محترم ما اين است که آيا ما درين شرايط  حساس در پيشبرد امورات  تنظيمى خويش مصروف  باشيم و يا با  دولت عبورى  همکارى کنيم؟

جواب :  هنوز دولت  عبورى عملاً  به کار آغاز نکرده  است و کارى  به  آن سپرده نشده است حکومت عبورى صرف  يک  هيکل  است  که تا هنوز عملاً صاحب  دفتر نشده است تا هنوز عملاً  صاحب دفتر نشده است تا  هنوز عملاً تاسيس  نگرديده و تنها بعنوان  يک  هيکلى ساخته شد، اينکه چه  وقت  به کار آغاز مى کند؟  اين موضوع بايد از طرف  شوراى  عالى اتحاد تصويب  شود عملاً طى  مکتوب  رسمى به  حکومت مؤقت  گفته  شود که  اين کارهاى مشخص  را  انجام  دهد زمانيکه  شوراى عالى اتحاد تصويب  نمودکه حکومت  مؤقت  فلان فلان کارها را انجام دهد کسانيکه در آن پخش  ها  توظيف شده اند کارخود را عملاً آغاز مى کنند.

فعلاً  هرکسى در دفاتر سابقۀ  خود درجاى که توظيف بوده  کارکند زيرا تا هنوز در سطح  حکومت مؤقت   کار عملى نداريم. جواب  مختصر من همين است.

پوښتنه : که خداى کول نن سبا  افغانستان آزاديږى نو څنګه  به  دا ګڼ  تنظيمونه  سره  راټوليږى او ټولو ته به  قابل  قبول  حکومت  څنګه  جوړيږى  په  دى هکله  اطمينان  راکړى؟

ځواب :  پدى  برخه  کى ما په  مختصر ډول ځواب  ويلى چى  د قبول  وړ حکومت  صرف  د انتخاباتو له  لارى  جوړيداى شى. ماته  لدى  لارى  پرته بله  لار  په  نظر نه  راځى.

سوال : درين اواخر شنيده ميشود که بعضى از اشخاص  بنام  مامورين حکومت انتقالى  به معاش  هاى  بلند توظيف ميشوند آيا  اين کار به  اجازۀ تنظيمهاى  مربوطه   بوده ؟

جواب : نه!  ما هرگز اجازه نداده  ايم تا  هنوز چنين  تصويبى  صورت  نگرفته است  که  حکومت ميتواند به کسى معاش بدهد په  دليل اينکه  همۀ  مامورين در دفاتر مربوطه خود معاش دارند نه موضوع تاديه  معاش  تصويب  شده است  نه شوراى عالى   اتحاد فيصله  کردهاست  که حکومت ميتواند مامورين را جذب کنند براى  آنها معاشهاى زياد و هنگفت بدهد ما اين  موضوع  را روز قبلى  در شوراى عالى  اتحاد بحث  کرديم و به حکومت توصيه کرديم که پس از اين  چنين کارى صورت نگيرد اگر براستى  مامورين جذب  شده باشد و به آنان  معاش داده شده باشد اين  خلاف  فيصله  هاى اتحاد است که بايد از آن خوددارى  شود.

سوال: چند سال قبل در سال (١٣٦١) حزب  اسلامى و قيادت حزب  اسلامى  ننگ داشت  با حواريون ظاهرشاه حتى به  عقب  يک  ميز بنشيند و هرکسى  که اسم ظاهرشاه را به  زبان مى برد گويا دوست و قرين روسها شمرده مى شد مگر چه انگيزه  و علل باعث  آن شد تا حزب  اسلامى و قيادت حزب  تا به  اين حد انعطاف پذير شودکه با آن  احزاب که اصلاً وجودى در ساحه جهاد نداشت در يک اتحاد قرارگرفت و امروز حتى درحکومت مؤقت  به اساس  تساوى آنها نيز يک  سهم و حق بگيرند؟

جواب : ما در گذشته همين سياست را اعمال کرده ايم و همين سياست به  مصلحت جهاد بود دليلش  اينکه آنان در گذشته  صاحب  نام و نان و نشان و وجاهت بودند ولى  مردم ما آنانرا در ميدان عمل امتحان نکرده  بودند اگر ما در پهلوى آنان قرار ميگرفتيم  هضم مى شديم همۀ اين فداکارى ها ونقش  را که در جهاد داشتيم  به  نام آنان ختم مى شد اگر  در آن وقت ما در پهلوى شان قرار مى گرفتيم بيشتر به آنان وجاهت مى داديم به اعتبار شان مى افزوديم و ملت ما آنانرا به  عنوان چهره هاى مقدس و محترم مى شناخت در آن مرحله  لازم بود که  ما مستقل  عمل  بکنيم و نگذاريم  که اعتبارات ما بنام آنان  ختم شود. حقيقت  امر اين است که اگر در آن مرحله  ما در پهلوى آنان قرار مى گرفتيم  و يا آنانرا در پهلوى خود مى پذيرفتيم  اين باعث  ميشد که چنين افرادى صاحب وجاهت و اعتبآر ملى و بين المللى  شوند.

گرچه   کسب  اعتبار بين المللى  براى آنان  سهل  است زيرا جهاتى  وجود دارد که براى  آنان  اعتبار بدهد ولى  مسئله  بزرگ  اين بود که آنان در داخل  ملت  داراى اعتبارکاذب نشوند به  اين خاطر  ما خود را حفظ  کرديم و دراتحاد هاى آن  وقت شرکت نکرديم و ما آنانرا درپهلوى خود نپذيرفتيم.

درين مدت طولانى اين گروه عملاً امتحان  خود را به  ملت ما داده  شناخته  شدند هدف  شان خط مشى  شان افراد شان نقش شان درين جهاد تنظيم  شان ادارۀ شان استعداد  شان، کفايت و اهليت شان، از لحاظ  عملى، از لحاظ  اخلاقى، از لحاظ  فکرى، از همۀ اين  نواحى بر ملا شدند.

لله الحمد اين جهاد چهره ها را واضح  ساخت  و درين  مدت  طولانى ما هويت خود را تثبيت کرديم فعلاً  ما در پهلوى آنان هضم  نمى  شويم هرکسى که در پهلوى ما بايستند به  اعتبآر ما  مى افزايد ما فعلاً در مرحلۀ هستيم که در پهلوى هرکسى که قرار بگيريم در صفوف ما مدغم ميشود،  آنانيکه  داراى  نام و نشان کاذب  بودند فعلاً اگر بخواهند اعتبآرى در ملت داشته باشند بايد به  نام همفکرى وهم آهنگى با ما تبآرز کنند بايد بگويند که حزب  نيز با راى ما موافق است تا  زمانيکه اين را نگويند ملت حرف او را نمى پذيرد الحمدلله که کار ما فعلاً به  اين مرحله رسيدهاست.

آرى! اين يک حقيقت است که طرفداران رژيم شاهى در جهاد مطرح  نيستند حالا به اين خاطر با اين  دوست ها اتحاد کرديم و در پهلوى  هم قرار گرفتيم که ما درمستواى بين المللى  به اين ضرورت  داشتيم که دنيا حرکت ما را به  رسميت بشناسد نيروهاى وجود دارد که ما را  نميتوانند بپذيرند. واگر تنها ما  مطرح باشيم  شايد کمونستها را نسبت  به ما ترجيح  بدهند، به  اين خاطر اند که  حکومت نجيب را يا حکومت مثل نجيب  را يک (حکومت کمونيستى  را در  افغانستان) بپذيرند ولى آماده نيستند که  حکومت به اصطلاح  عناصر  افراطى  چون  مجاهدين را قبول کنند. افراطى  متعصب  و بنيادگرا  را براى  مصالح  خود خطر مى  شمارند.

اين را نميتوانند بپذيرند  ما براى  اينکه از دشمنى هاى  اين مردم کاسته باشيم، توطئه ها را خنثى  کنيم و ترس و رعبى را که از حکومت مجاهدين دارند کمى تخفيف  نمائيم  و بتوانيم برحکومت مجاهدين   از ديگران  اعتراف بگيريم و آنرا به  رسميت شناسند به  اين  منظور به  اين  اتحاد حاضر شديم  و به اين  ترتيب ما تشويش  ملت را نيز رفع  مى کنيم، اتهاماتى که برعليه  ما وجود داشت که گويا اين  تنها حزب است  که اتحاد نمى کند ديگران همه  اتحاد مى کنند، ما خواستيم اين  اتهامات  را نيز رد کنيم فعلاً حزب در اتحاد است ما چه صدمۀ  را ازين اتحاد ديده ايم؟ هيچ !  هيچ  اعتبار و امتيازى را شاه پرستان  نتوانستند در بين  ملت  کسب  بکنند، بخاطر آنکه  امروز معيار قضاوت خوب  و بد براى  ملت ما، عمل است، جهاد است، نقش  و رول  درجهاد است، ملت به  چشم سر مى بينند، تبليغات دشمن  نيز نميتواند قضاوت مردم را متاثر بسازد  بخاطر اينکه مردم  هريکى را در عمل مشاهده مى کند و از نقش  و رول  هرکس  واقف  است در چنين  شرايطى  ما از اتحاد با ديگران صدمه  نمى بينيم.

الحمدلله کسانى نيز که از صميم  قلب طرفدار ظاهرشاه اند ولى در مجالس ما  نميتوانند بگويند  طرفدار ظاهرشاه هستند.

در خفا براى  لويه  جرگه کار مى کنند ولى با ما توافق  مى کنند که بايد انتخابات صورت بگيرد.

از لويه جرگه  منصرف مى شوند. در خفا براى  ظاهرشاه کار مى کنند  ولى  با ما حکومت مؤقت مجاهدين رامى پذيرند معنى ساختن  حکومت مؤقت مجاهدين  چيست؟ يعنى از ظاهرشاه  منصرف  شده اند !!! در نتيجه  ارتباطات ما بوده که فعلاً تمام افراديکه به شورا مى آيند و با کسانيکه در نتيجه اتحاد با آنان ارتباط  و تماس ما برقرار شده است از آنها يک  نيز بالويه  جرگه، حکومت بى طرف، حکومت  ائتلافى و اعاده رژيم منفور شاهى موافق  نيستند.

چند روز قبل  هيئات غرض  تبليغات به  خارج  فرستاده  شد در بين هيئت  نمايندگان سه  تنظيم  نيز شامل بودند همه بلا استثنا درهرجا و درهر ملاقاتى گفتند بايد  انتخابات  صورت بگيرد، مانه  لويه جرگه  را مى  پذيريم  نه حکومت ظاهرشاه را ونه حکومت  ائتلافى  را مردم از آنان  مى پرسيدند که آيا از تنظيم تان  نماينده گى مى کنيد؟ در حاليکه رهبر تنظيم  تان چند روز قبل  در فلان  مصاحبه  اش  مطالبى  برخلاف نظر فعلى شما گفته است از نظر رهبرتان  مخالفت  مى کنيد. آنها  درجواب گفتند که ما از  تنظيم  نماينده گى مى کنيم راى ما راى  تنظيم است  ممکن است آن  نظر شخصى  فلان زعيم و رهبر باشد، نظر تنظيم  نيست به  اين خاطر است  که مى گوئيم  ما ازين اتحاد نقص نکرده ايم.

سوال :  برخى از برادران  تحريکى که سالها درآغوش نهضت  پرورش يافته اند مگر اکنون  از حزب رفتند  چه انگيزه و علتى باعث  شد که از حزب بروند؟

جواب:  ماهم ازين برادران  تحريکى که سالهاى زيادى را در آغوش  نهضت گذشتانده اند مى پرسيم  که  چه چيزى  باعث  شد تا از آغوش حزب  جدا  شوند اگرآنها جاى ديگرى را صالح تر از حزب يافته اند بما  نيز نشان بدهند تا ما نيز بيائيم  و در پهلوى شان قراربگيريم.

در هر صفى که اکثريت  افراد صالح  جامعه ما در آن جمع  شده است و از لحاظ  تنظيمى  ادارى و عملکرد فردى و اجتماعى نسبت به ديگران  برترى دارد بايد با آن  صف تعهد کرد و در پهلوى آن قرار گرفت.

پيامبر ( عليه السلام) مى فرمايد که راى احاد  و افراد را نپذيريد وقتى در بارۀ  يک  مسئله  حکمى درقرآن  و حديث  نيافتيد  علماى تانرا جمع کنيد به  مشوره اکثريت آنان  عمل کنيد  و راى افراد و احاد را نپذيريد.

اکثريت هر راى را که داد آنرا بپذيريد بيائيد بنگريم اکثريت  مطلق افراد صالح  تحريک در کدام  صف  قرار دارند اکثريت هر راى را که داد آنرا بپذيريد من  نمى فهمم چند نفر انگشت  شمارى که حزب  را ترک  گفته اند براى  اينکار چه دليلى دارند.

کسيکه درحزب راضى نشود گمان نمى کنم که درجاى ديگرى قانع شود. خانۀ اولين و آخرين همۀ افراد خوب، نيک، صالح  وسابقه دار حزب است. انشاء الله همه به خانه سابقه خود برميگردند.

سوال : صبغت الله  مجددى  چى له  ائتلاف نه يى د ځان  د جلا  والى اعلان وکړ نو بيا په څه  باندى  قانع  شو؟

ځواب : نه پوهيږم چى هغه اوس هم قانع  شوى که نه ؟ خو شوراته راځى  او بس  يوه  شپه  ناراضه  وو  نن  يى  اعلان  وکړ په  (بى بى سى) کى او سبا بيرته  شورا ته راغلى  شايد هسى  غصه  شوى و او د غصى   په  حالت کى  له  بى بى  سى  نماينده سره  مخامخ  شوى  دى  څه بيان  يى  ورکړى. او سبا ته  بيرته  پيښمانه  شوى او شوراته  راغلى  ممکن  همدايى  وجه وهو ما ته بله  وجه  نه معلوميږى زه  په  همدى ځواب  اکتفا کوم.

پوښتنه: د مجاهدينو د ائتلاف درى تنظيمونه  چى عبارت دى  له  محاذ، حرکت او جبهه  نجات  څخه   په  مختلفو موضوعاتو کى په  خپلو منځونو کى توافق لرى  او که نه؟

ځواب : نه !  توافق نلرى  باور وکړى  تر ټولو زيات اختلاف  د دوى ترمنځ  دى دا خبره  هسى  مشهوره شويده ( بى بى سى) او صداى  امريکا غواړى  چى  داسى  وښيى چى دا درى  سره يو دى او په  خپلو منځونو کى مشوره  لرى،  تصميم  او موقف  يى  يو دى داسى  نده  او اوس خو ددوى  ترمنځ  په  هيڅ  قضيه  کى بيل  توافق  نشته  که  په  څه  باندى  توافق  لرى  هغه  د شورا د فيصلو په  سر توافق  لرى  لدى نه  ماسوا  په  بل  شى  پخپلو منځونو کى  توافق  نلرى په  همدى  باندى اکتفا کوو.

(وآخر دعوانا  ان  الحمد لله  رب  العالمين)

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th October, 2017