تفصیل | شهادت 

18th August, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

رسانه ها در فقدان هنجار اخلاق و انصاف

دیپلوم انجنیر عظیم آبرومند

2017-05-03

اکنون ، وطن ما افغانستان با ورود رهبر حزب اسلامی افغانستان در صحنه حیات سیاسی علنی کشور در مرحله ای سرنوشت ساز دیگری قرار گرفته است.

طوریکه هویدا است قسمت اعظم مردم در داخل کشور حضور رهبر حزب اسلامی افغانستان را در فضای عموی یک امر مثبت برای استقرار صلح تلقی می کنند و برای خود امیدواری خلق نموده تا بتوانند از فضای خیالی صلح لذتی وحظی برای خود و ماحول خود چشیده باشند.
نخبه گان جامعه قسما به بحران فکری مواجه اند. گرچه عقل عملی و تفکر بر پایه استدلال در ذهن، ایشان را بر پذیرفتن اموری جهت استقرار صلح می نماید لیکن پایبندی و زنجیر های بستگی های سیاسی واقتصادی انها را بحران زده ساخته است و بعوض اظهار مسرت و پذیرایی یا به خموشی وادار ساخته است و یا به تحلیل وخامت گرانه اوضاع اینده.
ما افغانها میتوانیم هر امری را بدون بدنه تحقیق و تحلیل با عبارات و مفاهیم مروج در سیاست ، تاریخ و فرهنگ به تمسخر گیریم و بدون ابتکار فکر خودی، به باد انتقاد بکشانیم.
امدن حکمتیار در صحنه علنی اجتماع و سیاست وحتی فرهنگ یک پدیده مسرت بار است ، زیرا این پدیده فرصت را برای دوری از جنگ و خون ریزی بیشتر مساعد ساخته است.
اینکه طالبان به این مامول دلخوشی ندارند یک مسئله قابل فهم است. انها به هیچ چیزی جزء دسترسی به قدرت مطلقانه سرخم نمی کنند. و درین راستا ارتکاب به هرجرمی را تلبیس دینی و شریعی می بخشند. 
کشتار های جمعی در شفاخانه چهارصد بستر و اخیرا در بلخ  و کابل خاطر نشان میسازد که انها خونریزی وطن داران را برای رسیدن به قدرت سیاسی یک امر طبیعی و شریعی می پندارند.
رسانه های جمعی نیز در طول قریب یک سال اندی بشدت روی اوری حزب اسلامی افغانستان به پروسه صلح را زیر پوشش تبلیغات سوء قرار داده اند. رسانه ها بایستی منعکس کننده ای وجدان جمعی مردم باشند واگر بزبان فرهنگی و دینی بیان کنیم بایست انها نهاد های امر به معروف و نهی از منکر امور سیاسی واجتماعی باشند، نه اینکه زمینه ساز نظریات اقلیت افراطی توهینگر واشوب گر ذهنی باشند.
سیلی غفاری و افراد دیگری از بدو پروسه صلح به ایسو نه تنها به لحن توهین امیز بلکه با وارونه ساختن اکثر وقایع سیاسی افغانستان در رسانه ها حاضر می شوند و عمد وقصدشان صدمه رساندن به پروسه صلح حزب اسلامی با دولت می باشد. رسانه ها با وسایل تمام عیار معلوماتی و اقتصادی خود میدانند که سیلی غفاری از یک اقلیت خیلی محدود فکری و سیاسی در سطح افغانستان نمایندگی می کند ، مگر دست اندرکاران رسانه ها سیلی غفاری وامثالهم را به مثابه اپوزیسن فکری و سیاسی یک قشر بزرگ جامعه در افغانستان معرفی نموده ، زمینه را برای توهین وتحقیر یکی از بزرگترین سازمان سیاسی ، جهت خدشه دار ساختن وجدان جمعی مهیا می سازند.
رسانه ها باید بدانند که ازادی بیان در بستر فرهنگ ورسوم تاریخ سیاسی یک اجتماع به امر ونهی اجتماعی و سیاسی می پردازند و روشنگری اذهان از طریق در اختیار گذاشتن اخبار ومعلومات غیر تبلیغاتی ممکن و میسر میگردد.
روش نقد سیاسی و ازادی بیان جامعه امریکایی تفاوت فرهنگی با نقد وروش ازادی بیان اروپایی دارد. همچنان شیوه نقش و ازادی بیان اروپایی تفاوت کلیدی با شیوه نقد الجزیره در محیط عرب زبان دارد. 
با توجه همچو تفاوت های بستر فرهنگی، افغانها در تاریخ سیاسی خود به احترام و اکرام ارج می گذارند. از توهین و تلبیس نا مناسب ، شخصیت ها و افکار دینی سخت منزجر اند و این شیوه را یا مزدورانه و یا توطئه گرایانه می پندارند. بدین لحاظ هم از نظر عبارات فرهنگی وزبانی و هم از نظر پیش امد اخلاقی اکثر رسانه ها ، بی شرمی و بی حیایی را زیر عنوان ازادی بیان ، بخور مردم می دهند که نه ویژگی اخلاقی دارد ونه تنومندی معرفتی.
 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

18th August, 2017