تفصیل | شهادت 

24th November, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

تبارز احزاب سياسى يك ضرورت يا يك مصبيت؟

برادر حکمتیار

2017-05-19

عده از افغانها معتقداند كه تبارز احزاب سياسى در كشور ما مايه همه مصيبت هائى بوده كه مردم ما در سه دهه اخير با آن مواجه شده اند، تبليغات عليه احزاب سياسى از زمانى آغاز و بتدريج اوج گرفت كه مسكو و واشنگتن بر اخراج قواى اتحاد شوروى از افغانستان توافق نمود و معاهده در 1988 امضا نمودند، متصل امضاى اين معاهده تبليغات سوء عليه احزاب جهادى مخصوصاً از سوى همان رسانه ها بشدت آغاز گرديد كه در گذشته گروههاى جهادى را نيروهاى آزاديخواه، قهرمان، سمبول مقاومت و الگوى شجاعت مى شمردند. اكثراً دو طيف مردم بر وجود احزاب در كشور ما اعتراض دارند:

11ـ آنانكه در جهاد سهمى نداشتند و با هيچ گروه سياسى تعهدى نكرده اند. يابىطرف بودند يا به اروپا يا امريكا پناه برده اند و اعتراض براحزاب جهادى را بعنوان مبررى براى عدم اشتراك شان در مقاومت بكار برده اند.
22ـ كسانى كه تحت تأثير تبليغات رسانه هاى خبرى غرب قرار گرفته اند، رسانه هاى كه عمداً و با تمام نيرو و توان خود سعى مى ورزد تا وجود احزاب جهادى را زير سؤال ببرند و آنها را مسؤل درگيرى هاى داخلى معرفى كنند، افغانها را به تجمع بر محور ديگرى كه خود مى سازند و ارائه مى دهند وادار سازند. تا زمانيكه احزاب جهادى فعال اند بر محور آنها تنظيم و شعارهاى آنانرا زمزمه نموده با آرمانهاى آنان توافق دارند، براى اين محور تصنعى مجالى باقى نمى ماند.
 بايد محورهاى جهادى را بكوبند، از اعتبار ساقط كنند، مايه اختلاف و درگيرى معرفى نمايند تا جاى پاى براىاين محور فراهم گردد و مردم ناچار زير چتر آن جمع شوند.
 رسانه هاى غربى وجود احزاب نيرومند سياسى را در كشورهاى خود نشانه ديموكراسى وتأمين حقوق بشر، عامل ثبات و استقرار و انگيزه ارتقا و پيشرفت مى شمارند ولى در كشور ما آن را مايه درگيرى ها و عقب ماندگى ها تلقى مى كنند، چه كسى نمىداند كه درگيرى هاى كشور ما نتيجه مداخلات بيرونى است، مسكو و واشنگتن مسؤل اين درگيرى ها اند.
كمپنىهاى نفت و گاز بر اين درگيرى ها تيل مى پاشند و مواد سوخت آنرا تهيه مى كنند... ؟؟
 اگر بگويند كه نيروهاى اجنبى احزاب مزدور را تشكيل داد، آنرا براى مقاصد و اغراض ناروايى خود بكار گرفت و سلاح و پول در اختيار آنان قرار داده، وسيله جنگ شد، ما با آن موافقيم و اعتراضى بر اين تحليل نداريم. ولى اگر ادعا كنند كه مفكوره احزاب سياسى نظريه نادرست واشتباه آميز بوده، مصيبت هاى موجود كشور ما را باعث شده است، نه تنها با آن موافق نيستيم بلكه آنرا ناشى از بى خبرىكامل حاملين اين مفكوره مى شماريم. سلسله ارتقاى اجتماعات بشرىاز مبانى قومى و نسبى به سطح پيوند هاى اعتقادى و فكرى و آرمانهاى مشترك از قرنها به اينطرف آغاز شده است، اقوام و قبايل در ملت ها و ملت ها در امت ها و "الناس" مدغم شده اند، اين كار فقط از طريق نهضت هاى فكرى و احزاب سياسى ميسر شده است.
هيچ چيز ديگرى جز نهضت فكرى در محدوده يك حزب سياسىنمى تواند وحدت ملى و مردمى چون افغانها را تأمين كند.
 ما براى احزاب سياسى ضرورت داريم، بايد تعصبات قومى و نژادى، سمتى و مذهبى را كنار بزنيم و همه اقوام و قبايل و پيروان همه مذاهب را در يك صف تنظيم كنيم، اين كار از طريق ديگرى جز تأكيد بر احزاب سياسى و نفى قوم گرايى و مليت گرايى ميسر نيست.
 ما براى اداره كشور به حكومت قوى مركزى، مورد حمايت اكثريت مردم ضرورت داريم، چنين حكومتى جز از طريق حزب سياسى ىنيرومند ممثل همه اقشار ملت امكان پذير نمىباشد. اگر برگروههاى قومى و مذهبى نام حزب را گذاشتند و جنگ هاى قومى و مذهبى را به حساب درگيرى هاى احزاب سياسى گرفته اند، نبايد از آن بر عليه مفكوره احزاب سياسى استدلال كرد و با تحليلگرانى سرجنباند كه از تشخيص وضعيت و انگيزه جنگ ها اطلاعى ندارند.
 بر عكس بايد به مردم تفهيم كرد كه راه نجات از درگيرىهاى قومى پناه بردن به احزاب سياسى داراى شعار و آرمان وتعهد با گروههاى داراى طرح و برنامه است. اگر ما موفق شديم ملت مانرا از مستواى تعصب قومى و نژادى و مذهبى بالا ببريم و به سطح تعهد با آرمان و شعار برسانيم، براى همه مشكلات موجودكشور (كه عده بى خبر آنانرا مصيبتى ناشى از تعدد احزاب مى شمارند) حل نهايى يافته ايم. اين درست است كه بگوئيم دشمنان كشور ما براى ايجاد خلاى رهبرى واحد، ناكامى تجربه جهاد، با دامن زدن به درگيرى ها ميان مجاهدين و جلوگيرى از تأسيس حكومت اسلامى بدست مجاهدين گروهاى متعددى را تأسيس، تمويل، توجيه وسر پرستى كرد و ملت ما را با اين مصيبت ها مواجه ساخت. ولى اين تحليل را بايد عليه گروه هاى وابسته بكار برد، گروههاى ساخت بيرون، متكى به اجنبى نه اينكه با استناد به آن مفكوره احزاب سياسى را نفى كرد و هر حزب خوب را به دليل اينكه حزب است محكوم نمود، اگر ما حزب نمىداشتيم نمى توانستيم بجنگيم، نمى توانستيم با سازمان هاى منظم كمونستى و با شبكه هاى خطرناك جاسوسى مقابله كنيم و به پيروزى برسيم، پيروزى ما در جنگ آزادى مرهون تشكيلات منظم سياسى ما بوده كه در هر مستوايى با دشمن مقابله نموده و آنرا عقب زده است.
 اگر افغانها نتوانستند احزاب خوب بسازند، به گروه هاى قومى، نژادى و مذهبى عنوان حزب دادند، نه تشكيلات داشتند نه اصول حزبى نه شعار نه آرمان و نه برنامه، بايد افغانهاى را كه در اين راستا غلط عمل كردند و از واژه ها سوء استفاده نمودند ملامت كنيم نه مفكوره احزاب سياسى را. اگر ادعا كنيم كه احزاب سياسى نتوانستند با هم متحد شوند، ادعاى واردى است و احزاب در اين رابطه ملامت اند!! ولى از شما مى پرسيم: اگر به مردم بگوئيم از احزاب بيرون برويد و اقوام و اتحاديه هاىنژادى، صنفى و سمتى درست كنيد آيا مى توانيم از اينطريق ملت را متحد سازيم؟ مگر تعداد اقوام و قبايل به مراتب بيشتر از احزاب نيست؟ مگر وحدت اقوام و قبايل كار دشوار تر از وحدت احزاب نيست؟ مگر تاريخ گواهى نمىدهد كه مفكوره ها و شعارها و آرمانها، امت هاى بزرگ را بوجود آورده و تركيز بر قوم گرايى و نفى نهضت هاى فكرى، ملت هاى بزرگ را متلاشى ساخته است؟ اگر كسى مدعى آن باشد كه كار بزرگتر و عاليتر از كارى كه با احزاب انجام يافته است براه بيندازد، محورى براى وحدت احزاب ارائه دهد و طرحى براى توافق گروه هاى مختلف سياسى تقديم كند ما از آن تقدير مى كنيم و ضرورت چنين كارى را احساس مى كنيم ولى اينكار با نفى تعصبات كوركورانه حزبى و دعوت افراد صالح به تشكيل محور جامع تر از احزاب موجود ميسر است نه با نفي مفكوره احزاب سياسى، بجاى نفى احزاب بايد: يا بهترين حزب را تأييد و حمايت كنيم و يا حزبى بهتر از احزاب موجود تشكيل دهيم.............



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

24th November, 2017