تفصیل | شهادت 

11th December, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

استراتیژی تغییر از دیدگاه حرکت اسلامی

دکتور انیس احمد

2017-08-11

تمام حرکت ها و نهضت های اصلاحی جهان جهت بدست آوردن هدف خویش استراتیژی و راهکاری را روی دست می‌گیرند و بعداً با در نظرداشت مسایل و مشکلات، در اوقات مختلف بدون این که هدف و منزل مقصود خود را از نظر پنهان دارند، در این استراتیژی و راهکار خود تغییرات مناسبی را وارد می‌نمایند، تغییر پلان و راهکار نه نشانه‌ای از انحراف از هدف شمرده می شود و نه هم نشانۀ مایوسی از بدست آوردن هدف و مقصد می باشد.

چنانچه هدف‌ معرفی مکۀ مکرمه به حیث قلب و مرکز دوبارۀ همه انسانیت و قبلۀ اهل ایمان، هشت سال بعد از هجرت از مکه مکرمه و قیام جامعه و حکومت اسلامی در مدینه منوره، بدست آمد. مدت زمانی که در این میان به مصرف رسید، هر لحظه آن برای اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم، کمتر از یک قرن نبود.

در این مدت کلماتی چون «متی نصر الله» یعنی نصرت و فتح الله متعال چه هنگامی متحقق می گردد؟ بار ها از قلب و زبان آنها بر می‌خاست، تا بالآخره زمان نصرت الهی فرا رسید و با فتح مکه، ابواب تکمیل رسالت و حصول هدف را گشایش یافت؛ مردم با فتح مکۀ مکرمه به قافلۀ حق پیوستند، دینی را که کفار قریش با تلاش های طاغوتی شان، می خواستند از مرکز روحانی آن دور سازند، دوباره به قانون و دستور مرکز ابراهیمی مبدل گشت و تا قیام قیامت این قانون و دستور باقی خواهد ماند.

در این مدت که هشت یا ده سال (با اختلاف روایات) را در بر گرفت، تلاطمی که در قلب و ذهن پیامبر اسلام برپا بود، تنها الله متعال از آن خبر داشت، ولی با صبر و استقامتی که پیامبر اعظم صلی الله و علیه وسلم هر مرحلۀ از پلان را تکمیل کرد، می تواند بهترین مثال و نمونه‌ای برای قیادت و فعالان تحریک های اسلامی در هر عهد و زمانی قرار گیرد. در سلسلۀ این پلان و برنامه طویل المدت و صبر آزما، معرکه های بدر و حنین نیز شامل اند و مراحل باریکی چون صلح حدیبیه نیز، امتحاناتی چون غزوه اُحد و احزاب نیز شامل است و فتوحاتی چون خیبر و مکه نیز.

در تمام این مدت عزم تزلزل ناپذیر رسول الله صلی الله علیه وسلم و روشنی هدف و مقصد ایشان، همراه با پلان گذاری دقیق و مناسب اهمیت اساسی دارد.

استراتیژی انقلابی نبی اکرم صلی الله و علیه وسلم:
انبیای کرام علیهم السلام این امتیاز و اعزاز را داشتند که در ترتیب هر استراتیژی و برنامۀ عمل، نصرت و تایید الله سبحانه و تعالی بدرقۀ راه شان بود؛ و اگر در بعضی موقع نیازی به اصلاح و یا تجدید نظر در این استراتیژی دیده می‌شد، از طریق وحی الهی آن را اصلاح می‌ساختند، چنانچه این موضوع که باید چه روشی را پس از فتح بدر، با اسیران برگزینند؟ یا در هنگام معاهدۀ صلح حدیبیه باید نوعیت معاهده چگونه باشد؟ یا این که برای فتح مکه ترتیب لشکر چگونه باید صورت گیرد؟ در تمام این برنامه ها نبی اکرم صلی الله و علیه وسلم تغییرات مناسب را از طریق وحی الهی وارد نمودند.

طبیعی است که این کار در تحریک های اسلامی بعد از رسول اکرم صلی الله و علیه وسلم ممکن نیست زیرا با وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم سلسلۀ وحی قطع شده است؛ اما تحریک های اسلامی پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم، به اساس تجربه های گذشته و با استفاده از عقل محدود خویش تا حدی که رسایی دارد، هر زمانی در استراتیژی و پلان گذاری خویش تجدید نظر می کنند. بدون شک آنها از این اطمینان الهی که می گوید:«لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» برخوردار اند؛ ولی باید به این شرط الهی پابند باشند که می فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا».

استراتیژی انقلابی حضرت نبی اکرم صلی الله و علیه وسلم را می توان به سه بخش تقسیم کرد:
اول- اصلاح قلب و استراتیژی روحی؛
دوم- استراتیژی تعلیمی و دعوتی؛
سوم- استراتیژی و پلان گذاری برای تبدیلی زندگی اجتماعی و رفاهی.

استراتیژی روحی:
نقطه آغاز استراتیژی و پلان روحانی از برقرار ساختن ارتباط مستقیم با الله متعال و برگزیدن روش بندگی وی آغاز می گردد که از طریق وحی الهی به ما تعلیم داده است. چنانچه می فرماید:
{الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} [الرعد: 28]
«کسانى که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد»

به همین دلیل است که پس از پذیرفتن الله متعال به حیث إله و رب و استوار ساختن پیوند اطاعت با پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم، الله متعال روش های ذکر خود را به شکل نماز، زکات، روزه، حج و جهاد فرستاد و بخاطر عملی کردن، راهکار مکملی را به شکل سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم، متعین ساخت.

ذکر الله بهتر از این چگونه انجام شده می تواند، که در هر گوشه و کنار دنیا روزانه پنج بار از مناره های مساجد, عظمت، کبریایی و حاکمیت او تعالی گوش ها را نوازش می دهد, و ندای انکار از همه خدایان باطل و استوار ساختن رشتۀ امید تنها با ذات او تعالی را بلند می سازد، و تذکر می دهد که اگر مثال و نمونۀ قابل عمل برای انسان ها وجود داشته باشد، تنها حیات مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهد بود که شهادت و گواهی صداقت آن، در هر آذانی و در هر گوشه جهان روزانه پنج بار بلند می شود.

عبادت دیگری که بیانگر ارتباط عملی با الله متعال می باشد, روزه گرفتن ماه مبارک رمضان است. همان گونه که در نماز بندگی و اطاعت کامل از طریق هر جنبش زبان و حرکت جوارح اظهار می‌گردد، به عین ترتیب در ماه رمضان نیز انجام می یابد؛ درین ماه اگر یک پسر و دختر جوان، یا مرد و زن کهنسال در تنهایی باشد یا در محفل و جمعی، یک ماه مکمل با این احساس عبادت می کند که الله متعال در هر لحظه و هر جای مراقب احوال اوست، در هر لحظۀ از شبانه روز برای خوشنودی الله متعال، نماز می خواند، قران تلاوت می کند، در آیات قران دقت و تدبر می نماید، انفاق و صدقات خود را افزایش می دهد، در ضیافت و مهمانی های دوستان و اقارب کثرت می آورد، خلاصه در هر عبادات و هر معامله‌ای که انجام می دهد, همین نکته را در نظر دارد که بندگی الله متعال را اداء می کند.

این مدرسۀ تربیتی یک ماهه، مرد و زن مسلمان را عادت می دهد تا روز و شب خود را همراه با پابندی به وقت، در بندگی الله و خدمت بندگان او تعالی سپری نمایند, تا تأثیر آن در سایر ماه های سال هم برقرار بماند. این ارتباط روحی و تعلق ربانی در تصوری که انسان از زندگی دارد, تغییر جذری وارد می سازد و انسان را از تمام آن آداب تزکیۀ نفس آگاه می‌سازد که در سنت مطهره نبی اکرم صلی الله علیه وسلم وجود دارد.

همچنان حج یک نسخه آزموده در این رابطه شمرده می شود. زیرا چه ارتباط و تعلقی با الله، برتر از این خواهد بود که صد ها هزار تن از بندگان وی، در روز های معین، با همه لباس ها و زبان های محلی خویش خدا حافظی نموده با یک زبان سرود «لبیک اللهم لبیک» و «الله اکبر الله اکبر لا اله الاالله» را تا آن دم زمزمه کنند که حرم کعبه را با چشمان خویش مشاهده کنند.

سخن در همین جا خلاصه نمی شود، اگر تا حال تعلق، ارتباط و قرب با الله تنها از طریق ادای تکبیرات و بر زبان اظهار می گردید، حالا هر عضو بدن انسان، نگاه ها، قلب، پاها، پیشانی و دستهای او با مشاهده عظمت او تعالی حمد و ثنا می گوید.

تعلق و ارتباط با الله، نه تنها به شکل عمره و حج، بلکه توسط مال و ثروت نیز می تواند تأمین گردد، اگر تجار باشد یا دهقان، نقطه مرکزی هر تلاش اقتصادی وی این است که چگونه مال خود را از طریق حلال و مباح بدست آورد و برای کسب رضا و خوشنودی الهی بهترین قسمت آن را در راه وی به مصرف رسانیده با عجز و انکسار خواهان قبول آن در درگاه الله متعال گردد.

تعلق و ارتباط با الله در تاریکی شب ها در آن تنهایی های نیز تأمین شده می تواند که بنده در حضور پروردگار خویش سر به سجده افتیده و بندگی خود را اظهار می دارد، همین تعلق و ارتباط با الله است که او را مجبور می سازد تا نفس و مال خویش را در حضور الله تقدیم کند. به همین گونه برای متوقف ساختن جریان در حال انتشار اباحیت و بی سر وسامانی استفاده از مال و وقت خویش نیز شکلی از ذکر پروردگار کریم و رحیم است.

یکی دیگر از وسایل موثر تعلق و ارتباط با الله و پیشرفت روحانی, رفاقت با قران کریم است، هنگامی که قران کریم رفیق و انیس یک فرد صاحب ایمان می گردد، نیاز به رفاقت کسی دیگری برای وی باقی نمی ماند، این خزانۀ سرشار از حکمت، حل جامع همه مسایل و مشکلات وی را, با در نظرداشت وضعیت در حال تغییر, فراهم می سازد.

درست است که مراحل بعدی مبارزه, بدون استراتیژی روحی، نمی توانند در رسیدن به منزل مقصودکمک نمایند، اما از جانب دیگر باید بدانیم که استراتیژی روحی تنها عبارت از چله نشستن نیست، بلکه این استراتیژی جد وجهد کامل و قربانی جان و مال در میدان کار زار را نیز مطالبه دارد. این استراتیژی دو گانگی روح و جسم و قلب و ذهن را خاتمه داده، همه وجود را با رنگ توحید مزین می‌سازد.

این استراتیژی عبارت از برگزیدن مشیت و اراده الهی است، و تنها می تواند از طریق برگزیدن بندگی الله متعال در همه معاملات زندگی بدست آید.

«قُلْ اِنَّ صَلَاتِیْ وَ نُسُکِیْ وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِیْ لِله رَبِّ الْعلَمِیْنَ» (انعام: ۱۶۲)
« بگو: همانا نماز و طاعت و تمام اعمال من و حیات و ممات من همه برای خداست که پروردگار جهانیان است»

استراتیژی روحانی انسان را از همه غلامی ها نجات داده و از وی چنان مرد آزادۀ می سازد که نه از کسی می هراسد و نه تحت فشار کسی می‌آید، بلکه بصورت کامل بندۀ الله می گردد، بدست آوردن عبدیت و بندگی الله متعال در حقیقت اولین قدم در راستای پیش قدمی بسوی دایره آینده است که قران عظیم الشان بسوی آن چنین اشاره دارد:

{يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ } [آل عمران: 164]
« تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد»

راه و روش انبیای کرام و به خصوص حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و سلم، بر پا نمودن انقلاب اجتماعی مبتنی بر استراتیژی و روش دعوتی، تعلیمی و تربیتی بود. روحانیت در دین اسلام به شکل جدایی از اجتماع نه بلکه به شکل تلاش برای قیام حق همراه با اشتراک در سرگرمی های اجتماعی با استقامت و کنترول نفس بدست می آید.

تقوا و نیکو کاری تنها نام روی آوردن بسوی شرق یا غرب نیست، بلکه باید به گونه شعوری, الله سبحانه و تعالی را رب و پروردگار خویش، رسول الله صلی الله علیه وسلم را قاید و رهبر خویش و شریعت نازل شده از سوی پروردگار را قانون زندگی خویش دانسته و همراه با آن باید از افراد محتاج جامعه خبر گیری کنیم و به مشکلات آنها رسیدگی نماییم، این گونه افراد را از بار سنگین قرضه ها نجات داده، از زندگی آگنده با گرسنگی و افلاس برون آورده، زمینۀ یک زندگی با عزت و قابل احترام را برای آنها مهیا سازیم، تقوا و نیکو کاری عبارت از نام تلاش مسلسل برای پاک کردن بد کاری از جامعه و غالب گرداندن حق و صداقت در آن می باشد چنانچه این آیت سورة البقره این موضوع را خوب روشن می سازد:

{لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ} [البقرة: 177]

«نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين (قیامت) و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏ اند و آنان همان پرهيزگارانند.»

استراتیژی تعلیمی و دعوتی:
یک معلم هنگامی می‌تواند موفق باشد، که تصویری از تعلیم خویش را ارائه کند، تعلیم هنگامی مؤثر بوده می‌تواند که سرشار از حکمت و دانایی باشد. رسول الله صلی الله علیه وسلم در دور مکی استراتیژی‌ای را که در عرصه تعلیمی و دعوتی اختیار نموده بود، نه تنها به تربیت فکری افراد پرداخت, بلکه آنها را از عملیه سیرت سازی یا شخصیت سازی نیز گذراند، ضمن این عملیه ایشان کسانی را که در دایرۀ اسلام داخل می گردیدند، از این کوره گذشتاندند و آنها از این کوره آزمایش به شکل فولاد ریخته شده بیرون آمدند، این تربیت و آموزش در کنار این که شکل نظری داشت، جنبۀ عملی آن نیز قوی بود، کسانی که از این نظام آموزشی و تربیتی گذشتند، توانستند به گوهر مقصود خویش دست یابند، الله از آنها راضی و آنها از الله خوشنود باد.

در این نظام تعلیم و تربیه, برای شناخت اهمیت و پابندی به وقت و زمان، نظام نماز را وسیله ساخت. چنانچه در هر موسمی چه روز باشد و چه شب، چه صبح باشد یا شام، در نتیجه ادای نماز در اوقات معینه آن، هر عضو تحریک اسلامی عادت کرد تا در یک وقت معین با یک صدا حاضر شود و در این نظام تعلیم بی غرضی، خلوص، ایثار و قربانی و آرزوی فدا کردن جان و مال خویش در راه الله، جزء شخصیت هر عضو تحریک اسلامی گردید.

در این نظام تربیت, برعلاوه سمع و طاعت در هر معامله و هر موضوعی مشوره و مشاورت برگزیده شد و به این گونه در بین کارکنان و اعضای تحریک اسلامی احساس مسوولیت و همبستگی با همدیگر پدید آمد، حال اعضای تحریک اسلامی به شکل مروارید های پراگنده نه، بلکه همچو دانه های تسبیح یا دانه های مروارید بافته شده در یک امیل با همدیگر پیوسته و به قوت و امید همدیگر مبدل گردیدند.

گفتگوی آنها گفتگوی نصیحت بود، به گونه ایکه در همه معاملات به شکل قاطع اظهار نظر می کردند تا به یک نظر دسته جمعی برسند، تا هنگامی که در جامعۀ اسلامی این روش تعلیم و تربیت برقرار بود، جامعۀ اسلامی به سوی ترقی به پیش می رفت، نیروی سیاسی، اقتصادی و نظامی مسلمانان افزایش می‌یافت.

ولی هنگامی که به عوض نظام شورایی، نظر شخصی و استبداد رای و نظر یک تن بر دیگران عام شد و از کسانی که مشوره خواسته می شد، آنها هم قبل از مشوره دهی اول فکر می کردند تا مبادا به دلیل این مشوره دهی، آسیبی به آنها نرسد، از همین جا زوال اجتماع آغاز گردید، این تغییر را می توان در پس منظر رجعت و بازگشت قهقرایی از خلافت بسوی ملوکیت نیز به گونۀ کامل درک کرد.

استراتیژی تعلیمی به این دلیل هم ضروری پنداشته می شود که می‌تواند انقلاب خاموش و دوامداری را بر پا دارد، شناخت و تعریف این انقلاب خاموش در بین قیادت و کارکنان موجودیت شخصیت اسلامی در آنها است، همان گونه که تشخص یک بذر میوه دار، هنگام رشد درخت آن بذر ظاهر می‌گردد، به همان گونه هر شخص آموزش دیده تحت اثر استراتیژی تعلیمی نیز به گونه درخت میوه دار مستحکم و مستقیم می‌باشد.

در نتیجه تعمیر شخصیت و تربیت سیرت، افرادی ببار می‌آیند که دشوارترین امتحانات را با اعتماد بر پروردگار خویش با لب پرخنده و با پیشانی باز استقبال می‌کنند، و این گروه همان کسانی اند که همراه با صالحین، شهداء و انبیاء در مقابل پروردگار خویش ایستاده خواهند شد. استراتیژی تعلیمی افرادی را ببار می آورد که نه تنها در میدان مبارزه سیاسی بلکه در منازل، قریه، مسجد، محل تجارت، ارتباطات اجتماعی و در هر بخش زندگی انسانی به تلاش جهت برپایی دین الهی می پردازند، و قبل از زبان، عملکرد آنان برای دیگران به وسیله‌ای از تعلیم و تربیت مبدل می‌گردد، تعلیم بخشی از دعوت است و دعوت عبارت است از ثمره و مقصود تعلیم، و هردو به شکل عجیبی با همدیگر پیوند دارند.

استراتیژی تغییر رفاهی و اجتماعی:
استراتیژی فلاحی و خیر خواهانه نتیجه منطقی و لازمی دو مرحلۀ قبلی شمرده می‌شود، هنگامی که یک عضو حرکت اسلامی یا قیادت حرکت اسلامی ارتباط روحانی خود را در استراتیژی تعلیمی و تربیتی جاگزین می‌سازد، پس دایرۀ دعوت به خودی در موضوع خدمت خلق داخل می گردد و در کنار بندگی الله و ادای حقوق بندگی، اعضا و قیادت حرکت توجه خود را بسوی بندگان الله مبذول می دارند. و این قدم یک جزء اساسی و لازمی در راستای تغییر قیادت و برپایی انقلاب اسلامی شمرده می شود.

به همین دلیل است که در یک حدیث قدسی الله متعال ما را متوجه می سازد، به شکلی که روز قیامت از یک بنده می‌پرسد که: من گرسنه بودم و تو مرا طعام ندادی! و بنده در عالمی از حیرت می‌پرسد که یا الله، خودت که روزی دهندۀ همه کاینات و مالک همه چیز در این کاینات بودی، من چگونه می توانستم به تو طعام بدهم؟

این جاست که پروردگار عالمیان پاسخ می‌دهد که: فلان بنده من نزد تو در حال گرسنگی آمد و تو به وی طعام ندادی، به همین‌گونه در روز باز پرس از بنده پرسش دیگری مطرح می‌شود که مربوط به عیادت از بندگان خواهد بود و همچنان پرسشی مطرح خواهد شد که مربوط به فراهم نمودن آب برای بندگان خواهد بود، یعنی اگر ما می‌خواهیم پروردگار عالمیان را در روز قیامت نزدیک خود مشاهده کنیم، این حدیث قدسی این امر را اعلام می دارد که اگر شخصی به عیادت مریضان برود، اگر کسی به گرسنه یی طعام بدهد و اگر کسی به تشنه یی آب بدهد، الله متعال را در روز بازپرس در نزدیک خود خواهد یافت.

تعلق و ارتباط با الله متعال، تعلیم دعوت و رفاه و خدمت گزاری در اصل عبارت از خشت های اند که از آنها تعمیری به وجود می آید که آنرا جامعه اسلامی و مملکت اسلامی می نامند. نقطۀ فراز آن عبارت از انقلاب رهبری و قیادت است، چنانچه در مدینۀ منوره تحقق یافت و توانست چرخ تاریخ را دگرگون سازد. حرکت اسلامی تحت رهبری رسول الله صلی الله علیه وسلم در 13 سال دور مکی و ده سال دور مدنی و دوره درخشان اسلامی خلافت راشده, حیثیت نمونه و مادلی را برای تغییر انقلابی این دعوت، پیام و برنامه دارند. هر قسمت این استراتیژی با قسمت دیگر آن مرتبط و جزء از یک دعوت وسیع اند.

نهضت های اسلامی در خاور میانه و جنوب شرق آسیا، توانستند موسسات خیریه زیادی و همچنان شفاخانه های را ایجاد نمایند و برای نجات از مسئولیت آن در سطح محدودی فعالیت نمودند ولی تا حال هم استفاده از آن به شکل یکی از مراحل اساسی استراتیژی تحریکی انقلابی، نا مکمل است.

اگر از دید نقادانه بنگریم در ترکیه بر سر اقتدار آمدن افرادی دارای فکر تحریک اسلامی پس از سی سال سعی و تلاش اگر از یک سو رحمت و عنایت خاص الله متعال است، از سوی دیگر نقش بزرگی را در آن، مرحله سوم یعنی استراتیژی فلاحی و امور خیریه نیز داشت.

اگر مکانی برای سیلاب زده گان اعمار گردد و اگر به شخص گرسنه‌ای طعام فراهم گردد و آن هم به گونه یی که مقدار اندکی گندم و یا برنج از همه منازل جمع گردد، به این گونه، نه تنها به شکل مشارکت مردمی بلکه به سطح انفرادی و شخصی هم با توجه اعضای حرکت اسلامی که در آن همدردی با افراد جامعه و مشارکت در درد و غم آنها و همکاری جایز با افراد جامعه نهفته باشد، در نتیجه آن از یک سو در میزان حسنات یک فرد افزایش به عمل می آید و از جانب دیگر غم و درد مردم و افراد جامعه کاهش می‌یابد و همچنان از ناحیه سوم تشخص حرکت اسلامی در جامعه تنها تا حد یک سازمان سیاسی و انتخابی محدود باقی نمی‌ماند. برعکس این تاثر و تصور به شکل یک سازمان منسجم و فعال دینی، اصلاحی، فلاحی و خیر خواهانه و سیاسی در می‌آید.

در ضمن استراتیژی فلاحی و خیر خواهانه ایجاد مراکز کمک با بیوه ها، تعلیم و تربیه یتیمان، صحت و مراقبت از مریضان، شامل است که دکتوران وابسته به تحریک اسلامی بتوانند به آنها مشوره های رایگان تقدیم نمایند و ادویه مناسب را با قیمت کمتر از بازار برای آنها فراهم سازند.

راه اندازی کمپاین های تنظیف محلات و قریه ها،ارائه مشوره های حقوقی و قانونی برای مردمی که درگیر مشکلات قانونی و حقوقی اند، ایجاد پوسته ها و مراکز چک و کنترول مردمی در محلات نا امن، از جمله کار های اند که می توان بدون مصارف مالی گزاف، تنها با اقدامات انتظامی و منظم ساختن نیروی مردمی و افرادی از آن نتایج مطلوب بدست آورد. این ها چند مثالی اند که با در نظر گرفتن آن افراد وابسته به تحریک اسلامی در هر قریه و منطقه، می توانند تفکر نموده برای خود اولویت های را تعیین نمایند و برای اجرای این امور نیاز به هدایت گرفتن از مرکز نیست چون این مسایل از روز اول در اولویت ها و هدایات تحریک اسلامی شامل اند.

استراتیژی فلاحی و خیر خواهانه در حقیقت دلیلی بر اجتهادی بودن حرکت های اسلامی است ، و این امر یک امتیازی برای آنان شمرده می شود و به این معنا که ترس نداشتن از مسایل و راه ندادن به مایوسی در قلب خویش، ایجاد و پیدا نمودن راه های جدید با استعمال بصیرت و آگاهی، از امتیازات آنها است. چنانچه امام مودودی رح در سال 1963 ضمن اجتماع ارکان جماعت اسلامی، سخنی را که به گونه یک مثال به مردم یاد آوری نموده بود؛ آن سخن تنها به وضعیت آن زمان ارتباط نداشت، بلکه حیثیت یک حقیقت تاریخی و یک راهنمایی ابدی را برای حرکت اسلامی دارد که در وضعیت کنونی اهمیت و افادیت آن بیشتر از پیش احساس می گردد، امام مودودی رحمه الله، گفته بود که وقتی که یک چشمه آب یا یک دریا می بیند که کوهی در راه آن سد واقع شده ، این دریا یا چشمه آب، راه خود را از آن کوه تغییر داده راه جدیدی را برای خود می گشاید، نه تنها این بلکه موج آب به گونه غیر محسوسی کوه بلند مذکور را با خود می کشاند، تا حدیکه کوه ریزه ریزه گردیده و هر قطره نرم و نازک آب شادان و کامیاب می گردد.

مرحله تغییر قیادت و رهبری:
امروز در حالیکه در کشور های اسلامی از سوی رسانه ها این سخن بارها تکرار می شود که مردم حکومت فاسد کنونی را رد می نمایند و همچنان حزب حاکم سابقه نیز اهلیت خود را به حیث جاگزین آن از دست داده است و چشم امید مردم بسوی نیروی سومی است تا بتواند تغییر مثبت بیاورد ولو اگر از امتحانی نگذشته باشد که آهن را فولاد می سازد، در چنین حالاتی باید ما با جدیت بنگریم که بر علاوه وسایل ارتباط همگانی، آیا یک شهروند عادی که روی سرک راه می رود یا یک انسان ساده مزاج دهاتی که از حکمروایان کنونی و گذشته هردو یکسان به ستوه آمده، به حیث آرنده نظام نوین آینده، بسوی حرکت اسلامی می نگرد یا خیر؟

اگر چنین چیزی به گونه حقیقی وجود دارد، پس باید شکر الله متعال را بجا آریم و در مورد سرعت بخشیدن صد چند ،بلکه هزار چند به رفتار خویش بیاندیشیم، تا ما با نصرت الهی بتوانیم خدمت تبدیلی زعامت و قیادت را انجام دهیم، ولی اگر یک فرد عادی هم همچو وسایل ارتباط همگانی فکر می کند که حرکت اسلامی و نیروهای اصلاح طلب، نمی توانند نقش نیروی سومی موثر را ایفا نمایند، پس باید ما به این تحلیل بپردازیم که این تاثر و نظریه را با کدامین اقدامات ثابت، قابل حصول و متعین در مدت کمی تغییر دهیم.

شاید این عملیه احتساب و محاسبه داخلی مدتی را از ما بگیرد، ولی کم از کم نیاز است تا چنین استراتیژی ایرا به گونه فوری و عاجل روی دست بگیریم تا با اساس قرار دادن خدمات تعلیمی، دعوتی و امور خیریه و فلاحی به یک شهروند عام بتوانیم پیغام بدهیم که حرکت اسلامی خیر و فلاح وی را می خواهد و می تواند در نجات مملکت از تباهی و بربادی نقش قاطعی را ایفا نماید.

در این جا نباید فراموش کرد که هدف اصلی و نهایی که هدف و مرام اصلی حرکت اسلامی شمرده می شود، یعنی کسب رضای الهی و موجودیت ربط و تسلسل در استراتیژی های کوتاه مدت ،خیلی مهم و ضروری اند.انجام دادن امور خیریه و فلاحی تنها برای کسب رضای الهی ما را از این امر مانع نمی شوند که برای کسانی که در مورد فعالیت های مان نمی دانند، بدون کدام احساس برتری، معلومات دهیم و از این طریق شخص معلومات گیرنده درک کند که اگر می خواهیم کشور خود را به یک مملکت فلاحی و اسلامی مبدل سازیم، کدامین گروه می تواند این مقام را به کشور مان بدهد؟ آنانی که با دروغ و فریب به پیش می روند یا آنانی که برای ادای حقوق بندگان خداوند وقت، استعداد و مال خود را به مصرف می رسانند.

کیفیت و ارزش اخلاقی «نیکی می کُن و در دجله انداز» بجای خود، ولی در این دنیای رنگ وبو، نه تنها ابلاغ و نشر «projection» نیکویی، بلکه نشر و ابلاغ نیکی کننده گان نیز جزء مهم استراتیژی تعلیم، دعوت، خدمت و انقلاب شمرده می شود. دنیای امروز، دنیای تصویر ظاهری (image) و تصور (perception) است و معرفی انسان های خوب و نشر و پخش خدمات ارزنده و نیک، در ضمن خود نمایی نمی آید، بلکه جزو مهم استراتیژی دعوتی شمرده می شود تا قیادت و اعضای حرکت اسلامی باید در این مورد با دقت و سنجیدگی غور نمایند که پیام آنها و درک درست خدمات آنها چگونه می تواند در بین همه خواص و عوام پدید آید.

باید روی این نکته نیز غور و دقت صورت گیرد که نهضت های اسلامی در مصر، تونس و مراکش تنها با گنجانیدن شعار های منفی چون یاد آوری از راندن نیروهای استعماری نه، بلکه با گنجانیدن شعار های مثبت چون فلاح و خیر خواهی برای مردم، رشد اقتصاد، صحت، تعلیم، کاریابی و بدست آوردن عدالت، به حیث نکات مهم استراتیژی خود و بعد هم برای مدتی کار کردن در این رشته ها در بین مردم عام، ملت ها را متیقن ساختند که آنچه آنها می گویند، استعداد عملی ساختن آن را نیز دارند.

در چنین یک دوری، که ما را با فقدان اعتماد و افلاس خلوص و محرومیت از امید مواجه ساخته اند، ما چگونه و در چه مدتی می توانیم عوام را از این امراض روحی و ذهنی نجات دهیم؟ برای این عملیه نجات و رهنمایی در اسلوب بیان و تخنیک به کدام تغییر و تبدیلی نیاز داریم؟ آیا زبان سیاسی و اسلوب دعوتی ایرا که تا حال به کار برده ایم، برای بدست آوردن این اهداف کافی است؟ باید روی آن به شکل اجتماعی غور و دقت نماییم، تا در نتیجه برکتی که اهمیت مشوره اجتماعی پنداشته می شود، چنان استراتیژی فلاحی و خیریه ی را وضع نماییم که در روز قیامت وسیله سرخرویی و موفقیت ما و در این دنیا باعث قیام یک نظام عادلانه و باعث نجات مردم از مایوسی گردد.

مترجم : احمدضیاء



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

11th December, 2017