تفصیل | شهادت 

16th October, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

محاسبۀ نفـس

احیاء علوم الدین

2017-10-11

خوب بدانید که بزرگترین دشمن انسان همانا نفس وی است , که در داخل انسان پنهان گردیده است ,همین نفس انسان را به جاده گنهکاری وبدرفتاری می کشاند , پاکی وسترگی این نفس هم بدوش انسان است , پس اگر شما خبر وجلو نفس خویش را نگیرید این روند شما منجر به سرکشی نفس تان میشود و رفته رفته نفس از گرفت تان خارج میگردد , اما اگربا نفس تان همواره روش محاسبه را پیش گیرید وآنرا ملامت کنید به نفس لوامه مبدل خواهد شد ورفته رفته به نفس مطمئنه رو خواهد آورد , وشامل آن بنده گان خواهید گردید که رضا خداوند را نایل گردیده اند .

همواره نفس خویش را ملامت کنید وآنرا نصحت کنید و لحظۀ هم از نصحت کردن به وی غافل نگردید , قبل از دیگران به نفس خویش نصحت کنید

وهمواره به نفس خویش چنین گوید : اي نفس اندکي انصاف کن , تو پنداشته ای که بسیارعاقل استی در حقیقت تو نادان وکم عقل بزرگ استی, تو نمیدانی که جنت ودوزخ را پیش رو دآری؟ وتو به زودی به سوی یکی از آنها خواهی رفت , پس برتو چه شده که در دنیا بیهوده خنده کنان زندگی را بسرکرده ای , آیا تو نمیدانی که امروز یا فردا با مرگ روبرو خواهی شد ؟ آن مرگی که تو آنرا دورمیپنداری ولی نزد خداوند یکتا بسا قریب ونزدیک است , ایا تو نمیدانی که مرگ ناگهان میشتابد نه کسی خبری آنرا میآورد ونه هم پیغامی , واین هم تعین نگردیده که مرگ در روز آید ودرشب نیآید ویا در شب آید در روز نیآید ویا درجوانی آید درخورد سالی نیآید ویا در خورد سالی آید در جوانی نیآید بلکه مرگ در هر لحظۀ آمده میتواند !

پس بر تو چه شده که مرگ اینقدر نزدیک است وتوبه آمدنش تیاری نمیگیری ؟

(اقترب للناس حسابهم وهم فی غفلة معرضونoما یأ تیهم من ذکرمن ربهم محدث الا استمعوه وهم یلعبونo

لا هیة قلوبهم ) کنون که نزدیک آمده است وقت حسابدهی مردم , آنها در غفلت به سر میبرند , با وجود اینکه از سوی رب العالمین نصحت میآید آنرا به بی اعتنا میشنوند وبه بازی وبی بندباری خویش ادامه میدهند , ودل های شان در فکر های بیهوده مشغول است .

اندکي فکر کن : تو جرات نافرمانی خداوند جل جلاله را چرا مرتکب میشوی ؟ اگر به این عقیده استی که او تعالی ترا نمیبیند پس یقینا کافر استی یا اگر یقین دآری که خداوند یکتا ترا میبیند وباز هم جرات نافرمانی او تعالی را میکنی پس تو سخت بی حیا استی , اگر برادر یا کدام نوکر تو در برابرات زشت گوید موجب خشم وغضب تو نمیشود , پس تو چرا غضب خداوند لایزال را برمی انگیزی و از عذاب او تعالی هراس وبیم نداری . آیا تو قادر به این استی که عذاب خداوند قهار را تحمل کنی ؟ هرگز نمیتوانی که عذاب خداوند متعال را تحمل کنی این فکر را از ذهنت دور کن , به یک مدت خیلی کوتاه

بآلای جمره آتش استاده شو ویا انگشت خود را به شعلۀ آتش نزدک کن تا حوصله وطاقت خود را درک کني .

آیا تو دچار این مغالطه شده اي که خداوند بسا بخشاینده ومهربان است و بدون اطاعت وعبادت بوی ترا میبخشد , پس برای دست آورد های مادی دنیا چرا کوشا استي , چرا این کار را هم به کرم خداوند لایزال واگذار نمیکني ؟ وقتي با کدام دشمن دست وگریبان میگردی چرا برای نجات از وی تدبر می جوي ؟ چرا نمیگوی که خداوند قادر مرا به کرم خویش نجات خواهد داد چرا این کار رابه سپرد خداوند نمیگذاری ؟ وقتي کاری توسط پول تحقق پذیر میگردد چرا پی بدست آوردن آن صدها حیله را بکار میاندازي وسرگردان میباشي این وقت به کرم خداوند چرا اعتماد نمیکني ؟ چرا نمیگوي که خداوند مهربان کدام خزانه را برایم عنایت خواهد نمود بدون آنکه دست وپا زنم .

آیا خداوند کریم فقط در آخرت بخشاینده وکریم است در دنیا چنین نیست ؟

 

اي نفس : نفاق ودسیسه سازي تو بسیار حیرت انگیز است ! اندکي ببین که خالقت در مورد دنیا چه فرموده است :( وما من دآبة فى الارض الا على الله رزقهاO)( هود) در روی زمین زنده جاني وجود ندارد که رزقش به ذمۀ خداوند رازق نباشد , ودر بارۀ آخرت مي فرماید ( وان ليس للانسان الا ما سعى ) (النجم 53) نیست برای انسان چیزي تا اینکه وي تلاش بدست آوردن آن را نکرده باشد یعنی مسولیت فراهم کردن رزق براي همۀ زنده جان ها را خداوند رزاق بدوش خویش گرفته است وبالمقابل به دست آوردن آخرت منحصر به تلاش وسعي خود انسان گذاشته شده است , آن چیزي که فراهم کردن آن را خداوند وعده کرده است پي بدست آوردن آن همچو دیوانه ها مي تازي و آن چیزي که بدست آوردن آن بدوش تو سپرده شده است هچ گونه تلاش نمیورزي , وتلاش درین مسیر را به حقارت مینگری , این نشانه ایمان نیست! اگر ایمان زبانی مقصود میبود پس چرا منافق در عمیق ترین درجه دورخ به سر میبرد ؟

آیا تو به روزي قیامت وحساب ایمان نداري ؟ آیا تو به این باور استی که بدون حساب وکتاب به سرخواهی برد ؟ ویا هم به کدام طرفی فرار خواهی کرد ؟ هر گز چنین نیست ! اگر تو چنین پنداشته ای پس جاهل بزرگتر از تو وجود ندارد و تو یقینا کافر استي , آیا تو به این یقین استي که خداوند قادر ترا دوباره زنده ساخته در مقابلش قرار نمیدهد , اگر چنین نیست پس چرا نافرماني خداوند لایزال را میپسندي

اي نفس اندکی انصاف کن : اگر کدام داکتر کافر برایت بگوید که فلانی خوردنی به صحت ات مضر است اگر آن خوردنی بسیار لذیذ هم باشد از خوردن آن اجتناب می ورزي , آیا رهنمایی وارشادات انبیا و کتاب خداوند متعال که در آن برای بشریت رهنمایی گردیده است از قول آن داکترهم کم وزن است, با وجود کاهش عقل وعلم سخن آن داکتر را میپذیري وسخن والاي ذات اقدس ورسول گرانقدرش در تو اثري ایجاد نمیکند عجیب است !

اي نفس اگرهمۀ این سخنان را درک میکنی پس چرا درتنبلی وسستي به سر می بري حالانکه مرگ در کمین به سر می برد تا ناگهان به زندگی ات خاتمه بخشد و هیچ چیزی فرا رسیدن آنرا به تعویق انداخته نمیتواند , اگر برایت سالها هم مهلت فراهم شود تا به آن منزلیکه باید برسی بدون پیمودن آن فاصله که بین تو وآن منزل مقصود وجود دارد به آن رسیده نمیتوانی , وبدون کار کردن به انجام که باید رسید رسیده گي ممکن نیست .

در مورد آن شخص چه نظر داری که برای حاصل کردن علم و معرفت به کشوری دیگری سفر کند سپس درآن کشور بدون جستجو وتلاش در رابطه به هدف خویش بی اعتنای کرده و با خود وعده کند که وقت برگشت به وطن در مدت یک سال همۀ علم را حاصل میکنم , حتما به عقل چنین شخص خنده کرده تعجب خواهی کرد ! که به این باور باشد که در مدت یک سال تمام علم را حاصل میکند وبدون علم به این توکل باشد که منصب را به اساس قضاوفضل بدست خواهد آورد , اگر این را بپذیریم که آموختن علم درآخر عمر مفید است وانسان را به مراتب بلند رسانیده میتواند , اما چطور میتوانیم بدانیم که زندگي باقیست یاخیر , ممکن است که همین امروز آخرین روز عمرات باشد , پس چرا در کارات کوتاهي میکنی وعلت امروز فردا – امروز فردا چیست ؟

علت چیست که مخالفت با خواهشات نفس برایت دشوار جلوه میزند , زیرا که درین کاربه اساس برداشت تو مشقت ودشواری وجود دارد؟ آیا تو انتظار آن روز را دآری که مخالفت با خواهشات نفس برایت آسان وساده گردد؟ اگر تو به انتظار چنین روز استی پس خداوند اینگونه روزی را خلق نکرده ونه پیدا خواهد کرد , بهشت در نتجه کارهای شایسته ونیکو بدست آمده میتواند ونفس کارهای شایسته ونیکو را نمیپسندد .

اندکی فکر کن تا چه وقتی عهد میبندی که این کار را فردا انجام میدهم هر روز فردا فردا کرده به امروز مبدل میگردد , اگر امروز آنرا انجام نکردی پس فردا چگونه انجام خواهی کرد , تو نمیدانی که فردا که رونما شده بود در حکم روزی گذشته قرارگرفته است , کاری را که امروز انجام داده نتوانسته ای فردا اتمام آن دشوار تر خواهد بود , اگر امروز عاجز ونا توان استی پس فردا هم عاجز ونا توان خواهی بود , پس ای نفس اگر تو این سخنان ساده وصاف را نمیفهمی و تنبلی وسستی میکنی ودر عین حال خود را عاقل میپنداری ازین حماقت بزرگ دیگر کجاست ؟

 

غالبا میگوی که من عمل نیکورا بخاطری انجام داده نمیتوانم چونکه من گرویدۀ لذت خواهشات استم ومشقت ودشواری را تحمل کرده نمیتوانم , اگر چنین پنداشته ای پس این بالا ترین درجه حماقت است , اگر واقعا گرویدۀ لذت خواهشات استی پس چرا در جستجو وتلاش آن لذتی که از همه آلایش ها پاک وستره است ولذتست جاودانی نمی پردازی , واین نعمت حقیقتا در جنت حاصل شده میتواند , اگر واقعا گرویدۀ لذت خواهشات استی پس باید جلوگیری خواهشات کوتاه مدت را بکني , چونکه احیانا یک لقمه انسان را از لقمه های فراوآن دیگر محروم کرده میتواند .

به نظر من تو به اساس دو علت نفس خود را آزاد وسرکش ساخته ای یک کفر پنهان دوم حماقت صریح , کفر پنهان : اینکه به روزي قیامت وحسابدهی در برابرخداوند لایزال ایمان تو ضعیف وکمزور گردیده است واز ثواب وعقاب بیخبر استی . حماقت صریح : اینکه به کرم وبخشش خداوند بخشاینده اعتماد نادرست کرده ای واینکه خداوند به عذاب مهلت میدهد بی پرواه شده ای حالانکه در مورد بدست آوردن یک لقمه نان به خداوند رزاق اعتماد نمیکنی وهر چند تپ وتلاش درین راستا به کار است آنرا دریغ نمیکنی , به اساس همین جهالت رسول الله صلی الله علیه وسلم به تو لقب حماقت را داده است ودرین مورد فرموده ( عقلمند شخصی است : که نفس خویش را در اراده وگرفت خود داشته باشه وپیروي هوس آنرا نکند , وبرای آخرت خویش زحمت کشد وکار کند , واحمق شخصی است : که پیروی خواهشات نفس را کند ودر عین حال به خداوند متعال امید بندد ) .

ای نفس در زندگی دنیا گمراه نشو , وبه خداوند متعال امید غلط نبند با خود به اندیش و وقت خود را ضایع نکن , زیرا هر نفسی که میکشی از عمرات کاسته میشود , به هر اندازیکه آرزو داری در آخرت در بهشت به سر ببری به همان اندازه به آن تیاری بگیر , به این امید نباش که خداوند متعال بدون لباس وآتش تراز سردي نجات خواهد داد حالانکه خداوند لایزال به این کار قا درهم است , برای امان از سردی دنیا خداوند آتش ولباس را خلق نموده است تا انسان از آن استفاده کند آیا تو گمان داری که سردی جهنم از سردی دنیا کمتر است که نجات از آن بدون توحید واطاعت خداوند قهار تحقق پذیر نیست ؟ آیا این رحمت وکرم خداوند نیست که مسببات نجات از دوزخ را فراهم نموده است وتو از آن استفاده نمیکنی , تو ای نفس گمراه شده ای طوریکه به دنیا تیاری میگری از آن چند مراتبه بیشتر به آخرت ات تیاری بگیر.

ای نفس من فکر میکنم که تو با دنیا محبت وعشق می ورزي , وگسستن وجدایی از آن برایت دشوار گردیده است , تو از عذاب وثواب واز هیبت روز قیامت غافل گردیده ای , حالانکه تو در دنیا حیثیت یک مسافري بیش نداری , وعادتا متاع های دنیا با مسافرا از دنیا یکجا نمیرود , آیا تو حالت رفته گان را ندیده ای که در آن عمارت های با شکوه وقصرها زندگي میکرداند همه را در دنیا گذاشته خود رفتن, جای زندگی در زمین آن قبر است که همه به سوی آن میروند , شاید شان وشوکت ومنزلت مردم چشمان تو را بسته باشد یا به روی چشمان ات پرده انداخته باشد , اینهایکه امروز سخن ترا میپزیرد وصفت ترا میکند وعزت ترا میکند , فردا نه تو درین دنیا باقی میمانی نه هم آنها زمانۀ دیگری میآید که نه ذکر ترا کسی میکند ونه هم ذکر آنها را .

ای نفس فراموش نکن که مرگ نزدیک آمده است کاری که باید انجام دهي اکنون انجام کن بعد از درگذشت کسی برای تو نماز وروزه وعبادت نمیکند تا خداوند مهربان از تو راضي شود , زندگی همین چند روز است که همین روز ها سرمایه تست با همین روزها تجارت کن سرمایه فراوان را ضایع کرده ای, لشکر مرده ها در انتظار ات است آنها همه آرزو دآرند تا برای یک روز به دنیا برگردند و چنان در عبادت خداوند قادر مصروف شوند تا اگر شود خداوند گناهان شان را عفوه کند , تو چون تا اکنون همین روز را در دست دآری از آن استفاده کن .

ای نفس تو اندکی شرم هم نداری به ظاهر خود را نیکو کار جلوه میدهی ودر باطن گناهان بزرگ را مرتکب شده خداوند قهار را نا راض میگردانی .

ای نفس آیا این عقلمندی تست که از زیاد شدن مال ودولت مسرور گردیده واز کاهش عمرت غمی نداری ؟

ای نفس فراموش نکن که در مقابل ایمان ودین هیچ چیزی وجود ندارد ونه هم بعد ازین زندگي زندگی دیگری وجود دآرد .

ای نفس اکنون نصیحت من را پذیرا شو آنهایکه نصحت را نمیپذیرند در حقیقت به آتش راضي میشوند .

اکنون ببین این مصیبت را که تو به آن دست وگریبان استی که موجب اندوهگیني وغم تو میشود یا خیراگر میشود کدام اشک از چشمان ات میچکد اگر میچکد آیا سرچشمه اش از رحمت است یا خیر, اکنون هم موقع وامید رحم خداوند فراهم است به خداوند مهربان فریاد کن وبه اوتعالی شکوه کن زیرا که مصیبت تو بسا بزرگ است , وبرای شنیدن وبرداشتن این مصیبت جز خداوند قادر کسی دیگری هم وجود ندارد وکسی دیگری هم قادر به این کار نیست , راه فرار هم وجود ندارد پس به دربار این ذات اقدس زاری وناله کن زیرا که خداوند صاحبان فریاد وناله را در دایره رحمت خویش در میآورد ودعایی حاجتمندان را میپذیرد , حالاکه همه راها بسته شده است تو از کسی طلب مغفرت کن که بسا کریم و بخشاینده است , ودایره رحمت اش بسار وسیع است وکرم وبخشش اش برای همه است , ودر دایره مغفرت اش هر گناه شامل است .

 

ماخذ : احیاء علوم الدین جز چهارم لامام غزالي

ترجمه وترتیب : عبدالرحمن فرقــاني



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th October, 2017