تفصیل | شهادت 

24th November, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

به استقبال كنكره شوراي مركزي یاد از داعی مجاهد، مرحوم محمد آصف مخبت

قاضی عبدالحی فقیری

2017-10-15

كنكره شوراي مركزي 

حزب اسلامي در داخل كشور ما را به ياد ياران سفر كرده انداخت

 پير جوانان و جوان پيران در اوج شور و نشاط و كمال شخصيت جهان فانى را وداع گفت . مرد شمشير و قلم ، راد مرد سنگر و منبر، قهرمان هردوجهاد مخبت عزيز را تقريباً همه برادران حزب اسلامى افغانستان و اكثر مهاجرين و مجاهدين مى شناسند. بنده از نوجوانى با وى آشنا شدم و از همان دوران مكتب مرشد و رهنماى من شد. در مدت زمان هجرت و جهاد با تعداد كثيرى از هموطنان مجاهد خويش همكارى و همزيستى داشتيم كه هيچ مرشدى را چون طالوت موحد و محمدآصف مخبت، دلسوز ، مشفق، مهربان، پرهيزگار و پركار نديدم.

مخبت براى تمام جوانان مكاتب و پوهنتون ها قدوه و الگو، استاد مشفق و مهربان و رهنما و رهبر مخلص و دلسوز بود. در دوران جهاد عليه روس ها مكاتب ، مدارس، پوهنتون ها و شاگردان ليليه ها صبح و شام مورد تفقد مخبت صاحب قرار گرفته و با خطابه ها و مجالس خصوصى و ملاقات هاى فردي ، دعوت اسلامى و جذبات ايمانى و احساسات دشمن ستيز جوانى را در قشر جوان زنده نگه ميداشت.

با داير كردن سمينار ها و كانفرانس ها و حلقات درسى جوانان را تحت تربيه اسلامى و جهادى قرار داده و آنان را در كنار درس و تعليم بسوى آسمان معنويت پرواز ميداد. در دوران جهاد عليه روس ها در مناسبت هاى مختلف تظاهرات وسيعى راعليه استعمار سرخ براه مى انداخت و تعداد كثيرى از جوانان را براى اشتراك درين مظاهرات سوق ميداد. گاهى دامنه اين تظاهرات تا به اسلام آباد مى رسيد كه مخبت صاحب در پيشاپيش همگان با شعار هاى كفر ستيزش مى درخشيد. دو بار در يورش بر هوتل انتركانت پشاور افتخار همكنارى ايشان را داشتم كه بار اول نماينده هاى ظاهرشاه به سرپرستى صدراعظم سابقه داكتريوسف براى دعوت مهاجرين آمده بودند كه وقتى پنحصد نفر با چوب ها به هوتل يورش بردند، ظاهرشاهى ها نه تنها پشاور بلكه اسلام آباد را نيز ترك كردند.

بار ديگر سفير امريكا با داير كردن كانفرانسى در همين هوتل و با اقدامى عوام فريبانه مى خواست به مردم بگويد كه امريكا دلسوز جهاد ومجاهدين است . و مى خواست چهره اصلي غرب و امريكاي ام الفساد را مشفق و مهربان جلوه داده و با اين ترتيب نقشه هاى استعمارى خود را در ميان مهاجرين پياده كند. مخبت صاحب جوانان ليسه هاى سيدجمال الدين، مجاهدو غيره را بسيج نموده و با نفوذ در هوتل در اثناى سخنرانى سفير نعره هاى كفر شكن الله اكبر ، مرگ بر امريكا ، مرگ بر روس و مرگ بر استعمار شرق و غرب چنان طنين انداز شدكه محافظين سفير و مسؤلين امنيتى فقط توانستند سفير را از صحنه سالم بيرون كنند ، كانفرانس ووسايل هوتل همه زير زبر شد .

مخبت صاحب بر علاوه سخن رانى ها وحلقات تدريس با قلم خويش نيز معجزه مى كرد. وى بر علاوه اينكه در نشرات مشهور حزب چون شهادت ، شفق، سيماى شهيد و غيره مضامين بسيار دلچسپ وجالب مى نوشت براى جوانان و نوجوانان نيز نشريات خاصى را ترتيب داده و آنانرا واميداشت تا جهت شگوفائى استعداد هاى خويش مضامين بنويسند . نشريه هاى طلوع ، افق، شهادت جوانان وغيره از ابتكارات ايشان براى جوانان در محيط هجرت بود.

مخبت صاحب در كمپ هاى مجاهدین ومهاجرين براى دعوت و تبليغ مى رفت و در نماز هاى جمعه و ديگر مناسبات سخنرانىهاى جذاب و جامع ايراد مى نمود . در زمستان وقتى در كمپ ورسك ده ها هزار مجاهد جمع مى شدند. مخبت صاحب در ميان آنان باوجود جسم وسن خوردش بسيار زيبا مى درخشيد. در فصل گرما وقتى جبهات جهاد گرم مى شد و مخبت صاحب به جبهات كابل ، شكردره، استالف جبهات پروان ، كاپيسا وغيره مى رفت، بر علاوه شركت در جنگ هاى خونين برنامه هاى تربيوى و تزكيوى را براى تربيه مجاهدين براه مى انداخت . كميته فرهنگي جبهه را فعال ساخته ، و نشرياتى باوسايل ابتدائى چون ماشين تايپ دستى و كستتنر به چاپ رسانده و آنرا تا ساحات تحت كنترول دشمن توزيع مى كرد. براى مضامين خويش عناوين نهايت جالب و جذاب انتخاب نموده و با آيات قرآن آنرا مزين مى ساخت .

بياد دارم روزى داكتر نجيب الله در راديو خطاب به مردم كوهدامن گفت بياييد يك شورباى كوهدامنى تهيه نموده و دورهم بنشينيم و با هم صلح و آشتى ملى نمائيم ، مخبت در جواب وى از طرف مردم كهدامن مضمونى جالب و خواندنى نوشت كه عنوانش ( والله اگر نانت را چكه كنى ) بود . روزى روس ها و كمونست ها بر كوهدامن حمله نموده و بسيار زود به عقب زده شدند ولى در مطبوعات بعنوان عمليات كوهدامن تبليغات وسيعى را براه انداختند. كه مخبت صاحب در جواب آن مضمونى نوشته بود كه عنوان آن ( عمليات ياكله كشك ) بود .

شهيد آمر صاحب ناصر خان در كابل ، آمر صاحب بشيرخان در استالف، شهيدڅارنوال صاحب عبدالروف در غوربند ، استاد فتح محمدخان و شهيد طالوت موحد در حوزه نعمان از برنامه هاى فرهنگي مخبت صاحب در جبهات به گرمى استقبال ميكردند .

مخبت صاحب را در كوهدامن شهيد زنده مى گفتند زيرا در يكى از جنگ ها مرمى دشمن بر دهن وى اصابت نموده وكاملا در اغماء رفته بود. مجاهدين او را با چند شهيد ديگر يكجا به عقب جبهه انتقال داده و ترتيبات تدفين را گرفته بودند كه در لحظات اخير متوجه تنفس او شده و فوراً تحت معالجه قرار گرفته كه مجدداً به زندگى برگشته بود. شهيد زنده ما ماند تا بعد از شكست كمونيزم در سرنگونى نظام پوسيده غرب مخصوصاً امريكا و انگليس نيز نقش اساسى خود را ايفا كند.

زمانى كه غرب بر كشور عزيز ما لشكر كشى كرد مخبت صاحب در ايران در كنار امير حزب اسلامى افغانستان به خدمت وسيع فرهنگى و تنظيمى مشغول بودن، بعد از اعلان جهاد توسط رهبر مجاهدين مخبت صاحب از جمله همان تعداد انگشت شمارى بودند كه به دعوت امير حزب لبيك گفته و ايران را به مقصد شركت در جهاد و همكنارى با امير مجاهدين ترك گفت . از آغاز جهاد عليه صليبيان تا امروز در بخش هاى مختلف مصروفيت هاى متعددى داشتند كه واقعاً تنهاهمان مخبت بود كه همه اين بار ها را به يكبارگى بدوش مى كشيد. با وجود فضاى اختناق ووحشت سال هاى اول جنگ صليبى و با وجود رفتن به زندان نوكران صليب و تحمل شديد ترين شكنجه ها باز هم به كار خويش ادامه داد. مولوى شاه محمد مى گويد روزى در جواب كسى كه گفته بود در زندان انسان رابرهنه ميكنند گفت : چه فرق ميكند لباسى را كه به فرمان الله برتن كرده ايم براى حصول رضاى او و در راه پاسدارى دين و ناموس اسلام از تن مان بيرون كنند و در عوض لباس صدها خواهر مسلمان ما برتن شان بماند. برهنه شدن بدن در جهت دفاع از دين و مقدسات بهتر از پوشيده بودن آن در فضاى بى تفاوتى وغفلت است .

مخبت صاحب علاقه خاصى در جهت رشد و ارتقاى استعداد هاى فرهنگى و هنرى كشور مان داشت، به همين مناسبت هميشه در ايران و پاكستان در همچو نمايشگاه ها با خط زيباى خود و شهكارى هاى هنرمندان ديگر اشتراك ميكرد. آثار هنرى ميناتورستان و خطاطان افغانى و كتابهاى نويسندگان افغان مخصوصاً آثار امير حزب اسلامى را در نمايشگاهاى هنرى وفرهنگى تهران ، اسلام آباد وغيره با جهانى از عشق و علاقه به نمايش ميگذاشت و فرهنگ و تاريخ كشور را رونق مى بخشيد. ميناتورى هاى استاد شفيع پغمانى كه در تهران گرد و غبار ايرانى بر آن نشته بود به كوشش مخبت صاحب شخصيت افغانى گرفته و شهرت جهانى كسب كرد در چاپ و نشر آثار قلمى برادر حكمتيار زحمات زيادى را متحمل شدند، مخصوصاً در دهه اخير حيات پر بركت خويش در كنار مصروفيت هاى جهادى و فرهنگى ، كتاب هاى برادر حكمتيار را تحقيق، تصحيح و در بهترين چاپخانه ها با بهترين صحافت و با نهايت شوق و اخلاص به علاقه مندان عرضه ميكردند.

اسم تنظيم اسلامى محصلان افغانستان كه يكى از پر تحرك ترين ارگان هاى حزب اسلامى افغانستان در جهاد اول و دوم بوده با نام مخبت عزيز گره خورده بود .

او يكى ازمؤسسين و مسؤلين پر نشاط و پر تحرك اين تنظيم بود كه تا پايان زندگى عضويت افتخارى شوارى اين تنظيم را داشت . علاقه نهايت زيادى كه در تربيه جوانان داشت باعث مى شد كه هرگز باوجود مسؤليت هاى متعدد باز هم تنظيم محصلين را از فيوضات خويش محروم نكند. كمتر محصل يا متعلمى باشد كه از رهنمايى هاى مخبت بى بهره مانده است ، ارتباط تربيوى وى با جوانان و محصلين در چوكات حزب اسلامى خلاصه نمى شد ، بلكه مخصوصاً در دوران جهاد عليه روس ها با جوانان همه تنظيم هاى اسلامى برخورد يكنواخت داشت و حتى اگر با جوانى در محيط هجرت روبرو مى شد كه او راتا هنوز نشناخته و در حلقات تربيوى سوق نداده بود خود را سر زنش كرده و ميگفت چطور تا هنوز نتوانستيم با اين جوان مجاهد و مهاجر كشور خويش رابطه بر قرار كنم.

مخبت صاحب مدتى در تربيه و تنظيم جوانان مسلمان آذر بايجان نيز زحمات مخلصانه داشته اند كه خاطره آن تا هنوز در اذهان جوانان آذرى زنده است .

تنظيم اسلامى زنان افغانستان و تنظيم طلبه دينى نيز از رهنمود هاى ايشان بى بهره نبودند، درين اواخر كه مسؤليت شهادت و مجله تنوير را نيز به عهده داشتند جهت رشد استعداد هاى قلمى جوانان و نوجوانان صفحه يى در شهادت بنام پرواز جوانان در آسمان معنيوت و صفحه ديگر را در تنوير براى خواهران بازگذاشته بودند و همه را براى نوشتن درين صفحات تشويق ميكردند .

مخبت صاحب به بزرگان حزب اسلامى افغانستان و امير محبوب آن نهايت احترام داشته و در برابر همه برادران حزب متواضع بوده و خود را از همه كوچكتر ميدانستند و ممثل روحيه سمع و طاعت بوده و همه امورات تنظيمى را به شورى و مشوره پيگرى مى كردند. خيلى دوست داشت كار بزرگى را در تنظيم انجام بدهد و زحمات آنرا متحمل شود ولى نسبت آن به ديگران داده شود .

مخبت صاحب هر كار تنظيمى را وظيفه اصلي خود دانسته و ديگران را همكار خویش تلقي ميكرد. برايش كار تنظيمى خورد يا بزرگ فرقى نمى كرد و در برابر انجام آن توقع هيچ اميتازى را نداشت .

مخبت صاحب زندگى بسيار ساده و فقيرانه داشت و دنيا با همه زيبائى هايش براى مخبت صاحب چون پر كاهى بى ارزش بود به همين دليل هر گاه حزب لازم ميديد براى انجام وظيفه يى از شهري به شهري ديگر ويا از كشوري به كشور ديگر برود، بدون تكلف و براحتى رخت سفر مى بست، او كه بدليل مشغوليت هاى تنظيمى بسيار كم موفق مى شد از فيوضات والدين بهره مند شود ، ازدواج وى نيز با تاخير صورت گرفت مراسم عروسى وى خود مجلسى فرهنگى و كانفرانسى تربيوى بود كه در تهران تعدادى از علماء شعراء و دانشمندان با ايراد بيانات ارزش مند و سرودن اشعار خويش زنان و مردان حاضر در مجلس عروسى را تنوير نمودند و برادر بزرگوار انجنیر حکمتیار امیر حزب اسلامی افغانستان خود نكاح ايشان را بستند كه حاصل اين ازدواج پسرى نهايت خوش اخلاق وزكى بنام موسى جان است . همسر ايشان نيز همه مشكلات زندگى فقيرانه و پر كار مخبت مرحوم را تحمل نموده و خود را كاملاٌ در جهت پيش برد امورات شوهرش وقف كرده بود كه انشاء الله در ثواب با ايشان شريك خواهد بود .

مخبت صاحب چند روز قبل از وفات به مريضي معده دچار شد كه باعث سوراخ شدن معده وى و عمليه جراحى گرديد كه در نهايت بعد از سومين عمليه جراحى در شفاخانه ليدى ريدنگ ( جرنيلى ) پشاور جهان فانى را وداع گفت يقيناً با وفات مخبت مرحوم چنانچه مولوى صاحب محمودشاه تيلوى فرمودند يكى از محكمترين ستون هاى حزب اسلامى افغانستان شكست ، خداوند جاى خالى او را با افراد صالحى چون خودش پر كند

روحش شاد و يادش گرامى و راهش پر رهرو باد



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

24th November, 2017