تفصیل | شهادت 

15th December, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

بودائیسم یعنی خشونت

ترجمه: خداداد

2017-12-08

بودائیسم از دیانت های حاضر و غایب جهان اسلام و حتی در تمام جهان بشمار می رود، زیرا عقاید، مناسک و افکارش در سکوت انتشار می یابد و غالب این اعتقادات در لباسی غیر از لباس حقیقی اش صادر می گردد.

از اموری که به دروغ از این دین رایج گشته اینست که پیروانش همچون گوسفندان بی آزاری هستند که هیچ حیوان دیگری را اذیت و آزار نمی رسانند. تا جایی که انسان از موارد بسیاری که درباره¬ی صلح و دوستی بوداییها می شنود تعجب می کند! چگونه ممکن است این کبوترهای صلح و آشتی به حیواناتی درنده تبدیل شوند؟

حقیقت اینست که تمام اینها دروغ و فریب هایی است که راهبان بودایی در شرق و غرب، موفق به نشر آن گشته اند.
چرا که متخصص در پژوهش های بودائیسم و خشونت “مایکل گیریسون” در مقاله ای با عنوان « راهبان حامل سلاح»  از ظاهر فریبنده ای سخن می گوید که بودایی ها توانستند بوسیله آن، تمام جهان را فریب دهند، او می گوید: «از زمانی که وجود این ماسک فریبکارانه را در سال ۲۰۰۴ میلادی درک کردم، در مطالعه نخست خود پیرامون بودائیسم بازنگری نمودم؛ مطالعه و تحقیقی که بُعدی وسیع و تاریخی از سنتها و مناسک بودائیسم یعنی بُعد خشونت را از من پنهان داشته بود». سپس بیان می دارد که «راهبان سر تا پا مسلح تایلندی بعنوان مثال، نمونه عصر حاضر برای سابقه تاریخی دراز مدت این آئین هستند».

اما اندیشمندان بودائیسم که نامشان در غرب برجسته است امثال «دالای لاما»، تنها جوانبی معین از مناسک بودایی خود را بیان داشته اند و جوانب دیگر را از همه پنهان کرده اند.

از جوانبی که از همه پنهان داشته اند: موضع آنها نسبت به کسانی است که با دینشان مخالف هستند و نیز ارزش مخالفان در دید بودایی ها می باشد.
شاید بیان برخی از متون دینی مقدس آنها تا حدی کفایت کند.

گیریسون می گوید: «معابد بودایی نقش پایگاههای نظامی را بازی می کنند، و راهبان، انقلاب هایی را ترتیب داده اند، و مبانی دین بودائیسم از طرف حاکمان کشورها برای جنگهایی بکار گرفته شده اند. پایه و اساس برخی کارهای خشونت آمیز و وحشیانه، ریشه در کتاب های مقدس بودایی دارد، و برخی دیگر نیز بخاطر توجیهات بزرگان بودائیسم می باشد»

در سِفر «نیروانا سوترا» یا «سِفر نیروانا» (همان فناء ) که حکایتگر آخرین روزهای بودا است آمده که بودا یک بار، یکی از کاهنان برهمایی که به اسفار مقدس «وایبولیا» توهین کرده بود را به قتل رساند و گفت: «به سبب کاری که انجام دادم وارد جهنم نمی شوم .. آنگاه که از متون دینی ماهایانا دفاع می کنیم فضایل بی شماری را به دست می آوریم».

زمانی که بودا بخاطر این کار مورد نکوهش قرار گرفت پاسخ داد: «شخص براهمایی پس از مرگش به جهنم أویچی می رود، و با سه خطر مواجه خواهد شد… او درک کرده که به سبب دشنام دادن به متون مقدس وایبولا در این مخمصه افتاده است چون بدان ایمان نداشت و نیز چونکه پادشاه «بودا»، او را کشته است… سپس در جهانی دیگر متولد خواهد شد (این عین حقیقت است). او در ده مرحله زندگی کرده است.. اینگونه در روزهای قبلی خود، زندگی ده مرحله ای را به او اعطا کردم. پس چگونه می گویند که من او را کشتم؟»

در اصل و مبنای رجال دین بودایی پیرامون کشتن دشمنان تأمل کن! آنها، معتقدند که کشتن هرکس که بر عقیده شان نیست در زمره کشتن رحمت و مهربانانه قرار دارد تا در جهنم پاک شوند و ارواح شان به عالم حقیقت منتقل گردد، این امر در حقیقت قتل بشمار نمی رود بلکه با کشتن حیوانی که از درد کشنده رنج می برد تفاوتی ندارد، و این امر بهانه خطرناکی است که در پشت آن پنهان می شوند تا جان انسانها بویژه مسلمانان را بگیرند همانطور که قبلا و الآن در تایلاند و برمه انجام می دهند.

مبنای دیگری هست که راهبان بودایی از طریق آن، کشتن دشمنان و مخالفان خود را توجیه می کنند و آن ایمان بودایی ها بدین امر است که هستی صرفا یک توهم است، و حقیقت جز با حصول نیروانا (یعنی فناء در خدا) قابل دستیابی نیست. بر همین اساس، هرکس که به بودائیسم ایمان ندارد و از نور آن روشنایی برنگرفته، کشتنش در این حیات دنیایی کشتنی حقیقی نیست، چرا که در عالم وهم اتفاق افتاده است. و این قربانیانی که به دست راهبان(ذبح) سر بریده می شوند در لاهوت بودائیسم با نام «اچانتیکا» (icchantika) آورده شده است و معنایش: محرومان از نور می باشد .

سِفر «نیروانا سوترا» می پرسد: چرا خیر در اچانتیکا وجود ندارد؟ و اینگونه پاسخ می دهد که: ای شخص نیکوکار، چون اچانتیکا از اصل خیر محروم هستند. زیرا تمام موجودات دارای پنج اصل می باشند همچون ایمان و… اما کسانی که از طبقه اچانتیکا هستند تا ابد از این اصل محروم می باشند. بهمین دلیل، ممکن است که انسان، مورچه ای را بکشد و گناه آزار رساندن بدان به وی برسد اما کشتن کسی از اچانتیکا، گناه به حساب نمی آید».

و در سِفر «سوستیتاماتی باریبریچا »که بعنوان راهنمای چگونگی کشتن با شمشیر حکمت توصیف می شود، روشنفکر! «منجوشری» به بودا بیان می دارد که مقتول تنها یک نام و اندیشه است، پس اگر قاتل بتواند هنگام قتل، ذهنش را از این افکار و نامها خالی کند این امر دیگر قتل بشمار نمی رود بلکه هیچ قتل و قاتلی بصورت حقیقی وجود ندارد، «زیرا شمشیر و کارما و مجازاتی در کار نیست» بلکه تنها، خیال است .

همچنین از مبانی توجیه قتل نزد راهبان بودایی اینست که برخی مخالفات -به گمان آنها- ممکن است در میزان جهان (دهارما Dharma) تاثیر بگذارد، که در این هنگام، دخالت با شمشیر برای نجات صلح بشریت اجتناب ناپذیر می گردد.
برنارد فور می گوید: «از دلایلی که بودایی ها غالبا برای توجیه قتل ارائه می دهند این ادعا است که اگر دهارما مورد تهدید واقع شود جنگ با شدت تمام بر ضد نیروهای شر ضروری می گردد. و اندیشه نبرد جهانی بین نیروهای خیر و شر بُعدی اخروی به بودائیسم می بخشد که در اصل فاقد آنست. این مبدأ یعنی تبلیغ برای نیاز به خشونت در راه حفظ انسجام جهانی به توسعه نوعی از نظریه جنگ  می انجامد» .

خلاصه اینکه بودایی ها بدون اعتقاد نمی جنگند، و قتل عامهای وحشیانه و فجیعی که نسبت به مسلمانان بی دفاع در شرق آسیا مرتکب می شوند ریشه در اعتقادات آنها دارد؛ اعتقاد به اینکه هر کس غیر از آنها که به مرتبه نور(مورد نظر بودائیسم) نرسیده است مستحق کشتن می باشد و از مورچه هم کم ارزش تر است، و مادامی که قاتل صورتی ذهنی از مقتول ندارد (چنانکه شاگردان و مروجان قانون جذب و نیروی وجود به ما می آموزند) اساسا وجود ندارد، پس کشتن او برای حفظ انسجام جهان اشکالی ندارد.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

15th December, 2017