تفصیل | شهادت 

21st November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

80 خصلت از خصوصيات پيامبر صلي الله علیه وسلم

ارسالی:ح ص اخندزاده

2018-01-19

۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت 

۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد. 

۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود. 

۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت. 

۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد. 

۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است. 

۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد. 

۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد. 

۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو. 

۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود. 

۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد. 

۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست. 

۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست. 

۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا. 

۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن. 

۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد. 

۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد. 

۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود. 

۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت. 

۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد. 

۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد. 

۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد. 

۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد. 

۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود. 

۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟» 

۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد. 

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت. 

۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود. 

۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد. 

۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد. 

۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد. 

۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند. 

۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد. 

۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد. 

۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند. 

۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد. 

۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد. 

۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود. 

۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت. 

۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد. 

۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود. 

۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد. 

۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد. 

۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود. 

۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است. 

۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد. 

۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود. 

۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد. 

۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد. 

۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد. 

۵۱-عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد. 

۵۲-احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.» 

۵۳-هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد. 

۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد. 

۵۵-پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود. 

۵۶-غريبان را خيلي مراعات مي کرد. 

۵۷-با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد. 

۵۸-همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .

۵۹-چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد. 

۶۰-اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد . 

۶۱-مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.

۶۲-نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت. 

۶۳-بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت. 

۶۴-از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد. 

۶۵-از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت 

۶۶-هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود. 

۶۷-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود. 

۶۸-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت. 

۶۹-هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد . 

۷۰-در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت. 

۷۱-روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد. 

۷۲- روي زمين مي خوابيد. 

۷۳-کفش و لباس را خودش وصله مي کرد. 

۷۴-با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست. 

۷۵-هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد. 

۷۶-هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد. 

۷۷-اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود. 

۷۸-چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد. 

۷۹-جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود. 

۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشي و همه امور جز موارد استثنایی از راست شروع میکرد

والسلام



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st November, 2018