تفصیل | شهادت 

19th April, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

داروین و استـخــوان هـایش پوسيده اند!

برادر حکمتیار

2018-02-08

نظر یه استوار بربنای تشابه استخوان ها وفسیل ها در قلب تاریخ مدفون شده اند، اما متأسفانه ما در کشور خود هنوزهم کسانی را داریم که به نشخوار افکار کهنه بیگانگان احساس فخر و مباهات می کنند.
افکار و نظریاتی که از قطار نظریات علمی کشیده شده اند و دیگرفقط درموزیم تاریخ جستجو شده می توانند،اما آنها طوری گمان می کنند که گویا نظریه قطعی و مولود قرن بیست ویکم و عصر کمپوتر بدست شان آمده است ، هر نظر دیگری که خلاف آن باشد برای شان غلط و کهنه می نماید!! مثال آنها دقیقاً مانند کسی است که از لباس های لیلامی کشور های غربی کدام دریشی را خوش کرده وآنرا بپوشد، یک نکتای ئی یا مفلراستفاده شده را هم بدست آورده و به گردن ببندد، موهای سرو روی خود را هم به شکل اوباشهای غربی بیاراید، از خانه بر آمده و یک دست هم در جیب پتلون اشپلاق زنان مست مست گردش کند، و هرکس را که مانند خودش نباشد بچشم سبک و حقارت ببیند!!! دیگران به او بخندندو او به دیگران!!
داروین یک قرن پیش این نظریه را ارایه کرد که انسان در نتیجۀ رشد و تکامل یک نوع میمون (شمپازی) به میان آمده است، بنیاد نظریه داروین به اساسی تشابه و هم شکلی فسیل ها دراستخوانهای شمپازی و انسان بود، برای تفاوت های عمیق میان فسیل ها و استخوانهای این دو توجیهاتی ارایه کرد که برای هر عاقل و جویندۀ حقیقت پذیرفتن آن بسیار دشوار بود، و چنان فسیلی را هم نتوانست ارایه کند که تکامل تدریجی را ثابت نماید، و خلای میان فسیل ها ی انسان و شمپازی را پر کند. در جواب این اعتراض فرضیه تکامل و ارتقاء گذراو غیر عادی را مطرح کرد، که گویا انسان در یک مرحله خاص از تکامل و ارتقاء تدریجی از یک مرحله به مرحلۀ دیگری به شکل جهش و توپ زنان بالا رفته و ارتقاء کرده است!! به این سوال هم جوابی نداشت که چرا تمام نسل شمپازی به نسل انسانی مبدل نگردیده و چرا تا هنوز بقایای نسل آن وجود دارد!!
نه داروین و نه هواداران نظریه او تا امروز توانسته اند به این سوال جواب بگویند که : چرا ویروس ، بکتریا، و حیوانات ساده وبسط دیگر به حالت خود باقی وازاین تکاملی محروم مانده اند که داروین ادعای آن را دارد، و این جریان ارتقاء از یک نوع به نوع دیگر چرا متوقف شده است.
نه فسیل های داینا سوربدست داروین آمده بود ونه از انسان های قد بلند، او تحقیقات خود را در محل پیدایش اصلی نخستین انسانها انجام نداده بود ، از نظرمحقیقین محل پیدایش نخستین انسانها یا افریقا و یا آسیا بوده است، اول افریقا محل پیدایش نخستین انسانها دانسته میشد اما اکنون به این نتیجه رسیده اند که آسیا نخستین محل پیدایش و سکونت انسان بوده است، در اینجا فسیل های را یافته اند که نشان میدهد که قد وقامت انسان های نخستین نسبت به انسانهای کنونی بسیار بلند و طویل بوده است، اکنون استخوان ها ئی هم از انسان بدست محققین افتاده است که بیشتر ازسه ونیم ملیون سال از آنها گذشته است ، اما با آنهم با ساختار انسان های کنونی کاملاًهمسان و هم مانند اند.
داروین در استرالیا تحقیق کرده است در حالیکه انسانها دراسترالیا بسیاردیرتروبعد ترسیده اند، در آنجا تنها استخوانهائی را پیدا کرده است که قدهای آنهافقط اندکی از شمپازی های استاده بلند تراست. به این فسیل ها اندکی توجه کنید وبیبینید که انسن هاى نخستین چقدر قامت بلند داشته ند.
تصویر ديگر استخوان سر یک انسان است که به بزرگى جسد كامل انسان امروزى است .
قران در مورد نوح (علیه السلام) می فرماید که او 950 سال قوم خود را دعوت کرد ، از این معلوم می شود که عمر انسان های پیشین و ابتدائی بسیارزیاد بوده است .
قرآن در رابط به قوم عاد می فرماید که الله (جل جلاله) برایشان چنان قد ها و قامت های داده بود که نمونۀ شان در هیچ یک از شهر های منطقه پیدا نمی شد، تصویر اول برهمین قوم مربوط دانسته شده که از جزیرة العرب بدست آمده است. داروین به مستعمرۀ بریتانیا استرالیا جهت این تحقیق با یک کشتی خاص فرستاده شد و با یک همکار (مؤنث) خود در یک جنگل ساکن شد، در زمانیکه در بریتانیا حرکت های ضد کلیسائی مسلط بود ، با افکار و نظریاتی علاقمندی داشتند که ارزش های دینی و اعتقادی را زیرپا کند، آنها مارکس، انگلنر، داروین، فروید و..را قهرمانان تحقیقات و نظریات جدید ساختند. امروز در عصر کمپیوتر و قرن 21 نظریه تشابه وتفاوت انسان در ساختار و پیدایش با سایر حیوانات از طریق مقایسه فسیل هابه چشم یک فرضیۀ ازمد افتاده و کهنه دیده می شود. اکنون از طریق استخوانهای فرسوده نه بلکه از طریق ساختار( دی ان ای) این فیصله صورت می گیرد که یک موجود زنده در نوع خودش با دیگران شباهت و هم مانندی دارد، و باانوع دیگری چه همسانی وچه تفاوتها ،
اکنون درلابراتوارها از طریق برسی یک موی این فیصله صورت گرفته می تواند که این موی از کی بود و به کدام خاندان تعلق دارد.
در ساختار( دی ان ای) انسان و شمپازی به حدی تفاوت های عمیق وجود دارد که به هیچ کس این شک را باقی نمی ماند که انسان و شمپازی دو موجود کاملاً جدا وازهم متفاوت هستند. وتفاوت میان آنها طوری است مانند تفاوت بین انسان و سایر موجودات زنده.
مغز انسان و شمپازه اصلاً قابل مقایسه نیستند، اگر مغز انسان را با یک کمپیوتر مقایسه کنیم در آنصورت گفته می توانیم : بزرگترین کمپیوتر ساخته شده توسط انسان در قرن 21 در مقایسه با مغز انسان مثل یک خانه کوچک است در یک شهر. در مورد پیچیده گی ساختار و فعالیت های وسیع مغز انسان همین گفته اوباما ریس جمهور امریکا کافی است که گفت: ما تامریخ رسیدیم اما در باره یک پوند مغز انسان معلومات کافی و کامل نداریم!!
ممکن این حقیقت به شما کمک کند که تفاوت میان مغز انسان و دیگرموجودات حیه چقدر عمیق است:
تقریباً 52 % انرژی تولید شده در بدن انسان در مغز به مصرف می رسد. حال آنکه در میمون ها 8 درصد و در سایر پستانداران 3ـ 4 فیصد این انرژی در مغز استفاده می شود .
در مورد تنوع حیوانات دو نظریه ارایه کرده میتوانیم: یکی اینکه اینها در پیدایش فقط چند نوع محدود پیدا شده اند و به همین ترتیب در نتیجۀ تکامل به انواع مختلف ارتقاء یافته اند و از یک نوع آن چندین نوع به وجود آمده است. دیگر اینکه از نخستین بهاریکه تکاثرو تناسل حیوانات آغازگردیده ازهمین را ه نسل تداوم و بقا یافته است، و تغیر هو نوع در محدودۀ همان نوع صورت گرفته است. نه اینکه یک نوع به نوع دیگری ارتقاء کرده باشد.
واز گفتۀ قرآنکریم بسیار به وضاحت معلوم می شود که انسان ازابتدای پیدایش خود واز همان زمانی که اولین جفت آن پیدا شده است، یک انسان کامل و بهترین همه مخلوقات پیدا شده است .
نظر یه استوار بربنای تشابه استخوان ها وفسیل ها در قلب تاریخ مدفون شده اند، اما متأسفانه ما در کشور خود هنوزهم کسانی را داریم که به نشخوار افکار کهنه بیگانگان احساس فخر و مباهات می کنند.
افکار و نظریاتی که از قطار نظریات علمی کشیده شده اند و دیگرفقط درموزیم تاریخ جستجو شده می توانند،اما آنها طوری گمان می کنند که گویا نظریه قطعی و مولود قرن بیست ویکم و عصر کمپوتر بدست شان آمده است ، هر نظر دیگری که خلاف آن باشد برای شان غلط و کهنه می نماید!! مثال آنها دقیقاً مانند کسی است که از لباس های لیلامی کشور های غربی کدام دریشی را خوش کرده وآنرا بپوشد، یک نکتای ئی یا مفلراستفاده شده را هم بدست آورده و به گردن ببندد، موهای سرو روی خود را هم به شکل اوباشهای غربی بیاراید، از خانه بر آمده و یک دست هم در جیب پتلون اشپلاق زنان مست مست گردش کند، و هرکس را که مانند خودش نباشد بچشم سبک و حقارت ببیند!!! دیگران به او بخندندو او به دیگران!!
داروین یک قرن پیش این نظریه را ارایه کرد که انسان در نتیجۀ رشد و تکامل یک نوع میمون (شمپازی) به میان آمده است، بنیاد نظریه داروین به اساسی تشابه و هم شکلی فسیل ها دراستخوانهای شمپازی و انسان بود، برای تفاوت های عمیق میان فسیل ها و استخوانهای این دو توجیهاتی ارایه کرد که برای هر عاقل و جویندۀ حقیقت پذیرفتن آن بسیار دشوار بود، و چنان فسیلی را هم نتوانست ارایه کند که تکامل تدریجی را ثابت نماید، و خلای میان فسیل ها ی انسان و شمپازی را پر کند. در جواب این اعتراض فرضیه تکامل و ارتقاء گذراو غیر عادی را مطرح کرد، که گویا انسان در یک مرحله خاص از تکامل و ارتقاء تدریجی از یک مرحله به مرحلۀ دیگری به شکل جهش و توپ زنان بالا رفته و ارتقاء کرده است!! به این سوال هم جوابی نداشت که چرا تمام نسل شمپازی به نسل انسانی مبدل نگردیده و چرا تا هنوز بقایای نسل آن وجود دارد!!
نه داروین و نه هواداران نظریه او تا امروز توانسته اند به این سوال جواب بگویند که : چرا ویروس ، بکتریا، و حیوانات ساده وبسط دیگر به حالت خود باقی وازاین تکاملی محروم مانده اند که داروین ادعای آن را دارد، و این جریان ارتقاء از یک نوع به نوع دیگر چرا متوقف شده است.
نه فسیل های داینا سوربدست داروین آمده بود ونه از انسان های قد بلند، او تحقیقات خود را در محل پیدایش اصلی نخستین انسانها انجام نداده بود ، از نظرمحقیقین محل پیدایش نخستین انسانها یا افریقا و یا آسیا بوده است، اول افریقا محل پیدایش نخستین انسانها دانسته میشد اما اکنون به این نتیجه رسیده اند که آسیا نخستین محل پیدایش و سکونت انسان بوده است، در اینجا فسیل های را یافته اند که نشان میدهد که قد وقامت انسان های نخستین نسبت به انسانهای کنونی بسیار بلند و طویل بوده است، اکنون استخوان ها ئی هم از انسان بدست محققین افتاده است که بیشتر ازسه ونیم ملیون سال از آنها گذشته است ، اما با آنهم با ساختار انسان های کنونی کاملاًهمسان و هم مانند اند.
داروین در استرالیا تحقیق کرده است در حالیکه انسانها دراسترالیا بسیاردیرتروبعد ترسیده اند، در آنجا تنها استخوانهائی را پیدا کرده است که قدهای آنهافقط اندکی از شمپازی های استاده بلند تراست. به این فسیل اندکی توجه کنید وبیبینید که فیسل های نخستین انسان چقدر قامت بلند داشته ند.
تصویر سوم استخوان پای یک انسان است که درازی و طول آن از قد یک انسان بیشتر است .
قران در مورد نوح (علیه السلا) می فرماید که او 950 سال قوم خود را دعوت کرد ، از این معلوم می شود که عمر انسان های پیشین و ابتدائی بسیارزیاد بوده است .
قرآن در رابط به قوم عاد می فرماید که الله (جل جلاله) برایشان چنان قد ها و قامت های داده بود که نمونۀ شان در هیچ یک از شهر های منطقه پیدا نمیشد، تصویر اول برهمین قوم مربوط دانسته شده که از جزیرة العرب بدست آمده است. داروین به مستعمرۀ بریتانیا استرالیا جهت این تحقیق با یک کشتی خاص فرستاده شد و با یک همکار (مؤنث) خود در یک جنگل ساکن شد، در زمانیکه در بریتانیا حرکت های ضد کلیسائی مسلط بود ، با افکار و نظریاتی علاقمندی داشتند که ارزش های دینی و اعتقادی را زیرپا کند، آنها مارکس، انگلنر، داروین، فروید و..را قهرمانان تحقیقات و نظریات جدید ساختند. امروز در عصر کمپیوتر و قرن 21 نظریه تشابه وتفاوت انسان در ساختار و پیدایش با سایر حیوانات از طریق مقایسه فسیل هابه چشم یک فرضیۀ ازمد افتاده و کهنه دیده می شود. اکنون از طریق استخوانهای فرسوده نه بلکه از طریق ساختار( دی ان ای) این فیصله صورت می گیرد که یک موجود زنده در نوع خودش با دیگران شباهت و هم مانندی دارد، و باانوع دیگری چه همسانی وچه تفاوتها ،
اکنون درلابراتوارها از طریق برسی یک موی این فیصله صورت گرفته می تواند که این موی از کی بود و به کدام خاندان تعلق دارد.
در ساختار( دی ان ای) انسان و شمپازی به حدی تفاوت های عمیق وجود دارد که به هیچ کس این شک را باقی نمی ماند که انسان و شمپازی دو موجود کاملاً جدا وازهم متفاوت هستند. وتفاوت میان آنها طوری است مانند تفاوت بین انسان و سایر موجودات زنده.
مغز انسان و شمپازه اصلاً قابل مقایسه نیستند، اگر مغز انسان را با یک کمپیوتر مقایسه کنیم در آنصورت گفته می توانیم : بزرگترین کمپیوتر ساخته شده توسط انسان در قرن 21 در مقایسه با مغز انسان مثل یک خانه کوچک است در یک شهر. در مورد پیچیده گی ساختار و فعالیت های وسیع مغز انسان همین گفته اوباما ریس جمهور امریکا کافی است که گفت: ما تامریخ رسیدیم اما در باره یک پوند مغز انسان معلومات کافی و کامل نداریم!!
ممکن این حقیقت به شما کمک کند که تفاوت میان مغز انسان و دیگرموجودات حیه چقدر عمیق است:
تقریباً 52 % انرژی تولید شده در بدن انسان در مغز به مصرف می رسد. حال آنکه در میمون ها 8 درصد و در سایر پستانداران 3ـ 4 فیصد این انرژی در مغز استفاده می شود .
در مورد تنوع حیوانات دو نظریه ارایه کرده میتوانیم: یکی اینکه اینها در پیدایش فقط چند نوع محدود پیدا شده اند و به همین ترتیب در نتیجۀ تکامل به انواع مختلف ارتقاء یافته اند و از یک نوع آن چندین نوع به وجود آمده است. دیگر اینکه از نخستین بهاریکه تکاثرو تناسل حیوانات آغازگردیده ازهمین را ه نسل تداوم و بقا یافته است، و تغیر هو نوع در محدودۀ همان نوع صورت گرفته است. نه اینکه یک نوع به نوع دیگری ارتقاء کرده باشد.
واز گفتۀ قرآنکریم بسیار به وضاحت معلوم می شود که انسان ازابتدای پیدایش خود واز همان زمانی که اولین جفت آن پیدا شده است، یک انسان کامل و بهترین همه مخلوقات پیدا شده است .
ترجمه استاد عبدالتواب تایب



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

19th April, 2018