تفصیل | شهادت 

15th October, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

ناگفته‌هایی از انگیزه‌های جنایات و کشتار در کشور

عبدالوهاب

2018-02-10

انفجارها و حملات پیاپی به نقاط مختلف کابل و برخی ولایات، طی یکی دو هفته‌ی اخیر، واکنش‌ها و بگومگوهای تند و تیزی را از آدرس‌ها و افراد و اشخاص مختلف به همراه داشت. واکنش‌هایی که بیشتر سطحی محور و احساساتی و حتا بعضاْ عقده‌مندانه بود؛ عده‌ای این اشکال را به ضعف ارگان‌های امنیتی نسبت می‌دهند، توده‌ای آن را برخاسته از نیت زشت و اعمال ننگین و شرم آور گروهی از مردم و رسانه‌ها و … می‌دانند، طیفی هم ریشه‌ی این دست فجایع را در بیرون از مرزهای کشور و آن هم در زیر پای استخبارات منطقه، به ویژه کشور همسایه (پاکستان) می‌بینند و جمعی مدیران نا کارامد و کم ظرفیت نهادهای امنیتی و نظامی را از عوامل عمده‌ی این دست حملات دانسته و ضرب الاجل برای استعفای آنان پیش می‌کنند و جماعت بزرگی هم، باورمندند که همه‌ی این اشکال، ناشی از عدم تعهد، اختلافات، جار و جنجال‌های فرصت طلبانه‌ی سیاسی و ناتوانی مدیریتی هر دو مدیر سیاست در رأس نظام در افغانستان است.

اما تا حال کسی از روی انصاف و به دور از کین و عقده، نگاهی به گذشته‌ی چندین ساله‌ی این کش و گیرها و چگونه‌گی سامانه‌ی نظام آسیب پذیر و به گروگان رفته و تناب‌های به عقب بسته‌ی آن نه انداخته است؛ اینکه عوامل اصلی این همه بی سر و سامانی و درد و مصیبت در کجاست و چه دست‌های در پشت پرده این همه جفا و جنایت را در بهای منافع و خواسته‌های شوم خویش برین ملت بیچاره تحمیل و مدیریت کرده است، خیلی کمتر و به ندرت به آن تماس گرفته اند.

ما همه می‌دانیم که کشور ما از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ و امنیت همه و همه در قبضه و تصرف غول و حشت و جنایتی بنام آمریکا قرار دارد و حتا اذهان و اندیشه‌‌های سیاست مداران و کارگزاران نظامی-سیاسی ما را چنان تحت مدیریت گرفته اند، که برای حضور شان سوگندنامه‌های ناچاری توسط آنان امضا کرده اند و با تطمیع و تخدیر چنان خویشتن را بر ایشان حامی و پشتیبان جلوه داده اند، که انگار بدون حضور نیروهای شیطانی و ابلیس مئآب آمریکایی همه چیز درین کشور به هم می‌ریزد و صفحه‌ی جدیدی از انسان کشی و انسان خوری درین خاک‌دان گشوده می‌شود؛ هرگونه که دل شان خواست درین دیار سیاست می‌کنند و هر طوری که لازم ببینند، بر بالای گرده‌های این ملت مستقیم و غیر مستقیم پیل خشونت می‌رانند. به تیره‌ها و طوایف عقده به دل و کینه توز تحت هر نام و عنوانی جرأت و جسارت می‌بخشند و به تبر هر بهانه گیر و آدم خواری با حضور نا میمون شان دسته می‌دهند.
کارشناسان و سیاست مداران ما بی آنکه مکثی بر این انگیزه‌ی ننگین و مردار داشته باشند و برای رهایی این کشور و ملت از چنگال این هیولای خون وحشت راه حل بجویند، پیشاپیش سلسله‌ی تخدیر اینان به تبصره‌های نظام برانداز و عقده برانگیز متوسل می‌شوند و مردم را از حقیقت فتنه و شرارت غافل نگه می‌دارند. حالا که همه‌ی درد و مصایب جانکاه جاری درین سرزمین، چه از سوی گروه‌های جبر مشرب و منتسبان نا مقبول به دامان پاک دین زیر عنوان مخالفان مسلح و داعش، و چه بصورت مستقیم و در پی بمباران و به رگبار بستن خود شان، ریشه در سایه‌ی شوم و ناپاک اینان دارد.

علاوه برین، در تازه ترین مورد ترمپ با اظهارات تحریک آمیزش یک بار دیگر به عنوان مدیر اصلی سیاست در افغانستان گفت: دیگر دروازه‌های صلح با طالبان را بسته است و با آنان از در جنگ پیش خواهد رفت که در تبانی به این گفته‌ی او، متصدیان افغان نیز گفتند: صلح را در میادین جنگ دنبال خواهند کرد.

این اظهارات از سوی ترمپ درحالی صورت می‌گیرد، که تا حال هیچ نوع فشاری در حل قضایای این ملک کار ساز نبوده و درد این کشور، جز با داروی گفتگو و مصالحه درمان نمی‌شود.

اما من برین باورم که: باتوجه به این همه غفلت و تجاهل همه این جفا و نابسامانی‌ها ناشی از دو انگیزه‌ی است که همه‌ی ما بی آنکه به آن توجهی داشته باشیم، در ورای آن مصروفیم. یکی ازین دو انگیزه حضور نظامی طمع کارانه و مبتنی بر رقابت سیاسی کلان و با دورنمای نحس و ناپاک آمریکا در کشور است و دیگری هم چاکر مشربیی تعدادی از افغان‌های تخدیر شده و یدک کشان سیاست ویرانگر و خدمت مجراکنان به بیگانه‌ها که این دو انگیزه برای بهبود وضعیت نابسامان کشور، نیاز به یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای دارند تا تغییر لازم بر سرنوشت ملت و ملک وارد شود.

بنابرین، اگر ده‌ها وزیر دفاع و داخله و امنیت استعفا دهد؛
اگر چندین رئیس جمهور و صدر اعظم تغییر و تبدیل شود؛
اگر ملیاردها دالر دیگر هم به مصرف برسد؛
اگر صدها هزار سرباز در راه استقرار امنیت قربانی شود؛
اگر هزاران بار طعن و لعن و نفرین به آدرس کارگزاران سیاست و نظام افغانی ما فرستاده شود؛
تا آمریکا با سیاست منفعت جویانه‌اش درین سرزمین حکم می‌راند؛
تا بودجه‌ی سیاسی-نظامی ما توسط آمریکا و کشورهای استعمارگر دیگر تمویل می‌شود؛
تا نظام و نظام داران در کشور ما ملوث و آلوده اند؛
تا رشوت و ظلم و زور و سرمایه اینجا تعیین کننده است؛
تا مدیریت سیاست در کشور ما را اجنبی‌ها به عهده دارند؛
تا قومیت و زبان و سمت و مذهب و نژاد حرف اول را می‌زند؛
تا مدیران سیاست ما با فشار و اجازه‌ی خارجی‌ها به قدرت برسند؛
تا کسانی درین کشور امنیت را از آمریکایی‌ها و نیروهای اجنبی می‌خواهند.
تا فرزندان این میهن ابزار دست بیگانه اند و باتیوری‌های آنان کشور و مردم شان را به خاک و خون می‌کشند؛
تا اسلام گروگان دست چند بی خبر از دین است و درین سرزمین تعریف وارونه می شود؛
تا نیت و نگرش سیاسی ما ماده محور و غیر اسلامی باشد و صلح جویی و آشتی طلبی من بر مبنای رضایت غیر صورت بگیرد؛

«همین خرک خواهد بود و همین درک»

باز هم کشور ما میدان مسابقه‌ی سیاسی و استخباراتی اجانب خواهد بود.

هر روز قربانی خواهیم داد
هر روز به غم خواهیم نشست
هر روز بیشتر از روز دیگر فقر گریبان گیر مان خواهد بود.
هر رزو گلیم غم بر کوی و برزن مان پهن خواهد بود.
نه از امنیت و رفاه چیزی خواهیم دید؛
نه از آمار قربانیان و کشته‌های همه روزه کاسته خواهد شد؛
نه ظلم و وحشت و ترور درین سرزمین پایان خواهد یافت؛
و نه هم ما را امیدی به فردای بهتری درین خاک دان خواهد بود.
زیرا الله گفته است:

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ[الرعد:11]
خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد، تا در نفس‌های شان تغییر وارد نکنند.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

15th October, 2018