تفصیل | شهادت 

23rd May, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

۲۶ دلو سال۱۳۶۷ چه پیامی دارد؟!

استاد تایب

2018-02-15

حکومت شاهی و خاندانی افغانستان که قبل از جنگ جهانی دوم به نحوی از لحاظ سیاسی و اقتصادی در سایه امریکا و غرب زند گی حقیرانه وطفیلی خود را به پیش می برد و ملت را در گرسنگی و فقر توان فرسائی نگهداشته و در عین حال عنوان غیر منسلک را به خود اختیار کرده بود. پس از جنگ جهانی دوم و اثبات برتری نظامی اتحاد جماهیر شوروی قبلۀ آمال و تکیه گاه خود را بدل نموده و سعی آن را آغاز کردند تا در سایه قدرت ناشکن و الطاف کم نظیر اتحاد جماهیر شوروی به سکون و آرامشی دست یافته و بقای نظام فرسوده و استبدادی و در حال فروپاشی خود را که دیگر بالای شانه های ملت سنگینی می کرد تضمین نمایند. به همین ملحوظ با بر قراری یک رابطۀ نسنجیدۀ که در نتیجه آن سرنوشت ملت و کشور ما به اتحاد جماهیر شوروی واگذار می شد، راه و زمینه های دخالت و دست درازی های سیاسی و نظامی و حتی اقتصادی انها را در کشور عزیز ما باز کردند.

قرار داد خرید اسلحه و مهمات نظامی و پرزه جات اسلحه را با آنها امضا کردند، مهمتر از همه بزرگترین سرمایه کشور یعنی فرزندان و نسل جوان آنروز را در حالی به بهانه تحصیل در اختیار آنها قرار دادند که از یک طرف از فقر و رکود و سکوت اقتصادی به ستوه آمده بودند و از طرف دیگر با فرهنگ و عقاید خود آشنائی نداشتند؛ جوانان محتاج و خالی الذهنی را به انها سپردند که استعداد هرنوع انحراف و تغیری را در خود داشتند. اسلام را نمی شناختند و از آن هیچ چیزی نمی دانستند، به محض اینکه اسلام توسط تیوریسن های مکتب کمونیزم به ایشان عامل رکود و عقب ماندگی، ونظام سیوسیالیزم واندیشه کمونیزم وسیله و یگانه عامل ترقی معرفی شد فوراً از اسلام بریده و در آستانه کمونیزم زانو زدند، خیر و صلاح خود را در آن مضمر دیدند و به سرعت در جمع هواداران وفادار شوروی داخل شدند. متآسفانه همین اشخاص پس از پایان دورۀ به اصطلاح تحصیل با هویت سوسیالیزم روسی و به عنوان اشخاص تحصیل کرده و خارج دیده وارد کشور شده و در نتیجه سفارش های آمرانه مقامات شوروی به عنوان افسران با صلاحیت جذب اردوی کشور شدند، که بعد ها اساس کودتاها در کشور به دستور اتحاد جماهیر شوروی توسط همین اشخاص گذاشته شد. یکبار اردوی کشور را در برابر ظاهر شاه به نفع سردار محمد داود استعمال کردند، بار دیگر همین اشخاص کودتای دیگری را علیه حکومت سردار داود به نفع حزب دیموکراتیک خلق وابسته به اتحاد جماهیر شوروی و به دستور آن اجراء نمودند، و نخستین سنگ تهداب جنگ وخانه ویرانی را گذاشتند.

اما ملت غیور و مسلمان ما که در آن زمان از آگاهی سیاسی چندانی برخوردار نبودند به ندای تعدادی از برادران مجاهد و آگاه خود که خطرات ناشی از دخالت شوروی در سرنوشت مردم و کشور خود را بخوبی می دانستند لبیک گفته و در برابر تهاجم فرهنگی و نظامی آنها صف آرائی نموده وبه پیکار پرداختند. دیری نگذشت اتحاد جماهیر شوروی که به نیمی از جهان حکم میراند و آرزوی اشغال افغانستان را برسر می پروراند که به تحلیل آنها زمینه اش بطور کامل و صد فیصد مساعد هم بود نیروهای نظامی خود را با کمال غرور و مستی از زمین و هوا وارد سرزمین ما ساخت.

شش جدی سال 1358 هم برای ما روز سیاه ونجسی بود که کشور ما را به نابودی و ملت ما را به خاک و خون کشید، هم برای اتحاد جماهیر شوروی ومکتب کمونیزم. از یکطرف تباهی، خانه ویرانی، آوارگی ها ومعیوبیت ها، معلولیت ها وشهادت های ملت ما افزایش و سرعت بخشید، از طرف دیگر اتحاد جماهیر شوروی را درسرازیری پرنشیب منتهی به نابودی و فروپاشی کامل قرارداد و سیر سقوطی قدرت نظامی، اقتصادی و فرهنگی آن و مکتب بی بنیاد کمونیزم به سرعت آغاز گردید.

نبرد خونینی که باعث شهادت بیشتر از دوملیون افغان و ویرانی کشور و معیوبیت و معلولیت ملیون ها انسان ویتیم و بیوه شدن ملیون ها اطفال وصد ها هزار زن و مهاجرت بیش از پنج ملیون نفر گردید. جنگی که تا امروز شعله هایش زبانه می کشد و هر روز از این ملت مظلوم قربانی می گیرد و نه تنها باعث شد که پنجصد سال از کاروان ترقی و تمدن عقب بمانیم بلکه باعث شد که آبادی های چندین صد ساله ما هم نابود شود.

آنچه را که ما از این جنگ بدست آوردیم بقای اندیشه اسلامی در کشور و نسل های بعدی و افتخار پیروزی در برابر بزرگترین قدرت سلطه جوی دنیا بود که چیز کمی هم نیست. اما نه تنها اینکه تمامی تبعات منفی این جنگ متوجه افغانها نبوده بلکه اتحاد جماهیر شوروی بازنده اصلی، همه چیز خود را در این جنگ از دست داد آنهم در حالیکه هیچ چیزی بدست نیاورد. ابوهت جهانی کمونیزم و اتحاد جماهیر شوروی به خاک یکسان شد، امپراتوری و اقمار آن از هم پاشید، اقتصادش در بدترین وضعیت ممکن قرار گرفت، مرزهای فروپاشیده اش تحت تهدید امریکا و غرب تا امروز قرار گرفت، مستعمراتش به پایگاه های نظامی امریکا مبدل شد، ده هاهزار کشته و زخمی را متحمل شدند، ده ها هزار معیوب ومعلول را با نا امیدی به کشور خود برگشتاند، هزارها عراده وسایط جنگی شان طعمۀ حریق شد، لاشه های طیارات جنگی شان توسط مردم مناطق کبار شد. اتحاد جماهیر شوروی و پیمان وارسا و اندیشه کمونیزم در این جنگ از بین رفت اما هیچ چیزی جز خجالتی وسر افگندگی بدست نیاورد.

بنابراین گفته می توانیم وقتی رویداد خونینی با این بزرگی و با این همه هزینه و تلفات و تبعات منفی اثر گذار بر جهان صورت می پذیرد و هیچ پیامد مثبتی هم برای هیچ کسی ندارد، حتماً اشتباه بزرگی عامل و باعث آن بوده است که باید بدانیم این اشتباه چه بوده و از جانب چه کسانی صورت پذیرفته است. بلی این اشتباه همان اشتباه بزرگی بود که حکومت های خاندانی وقت در تعین پالیسی و روابط سیاسی و دبلوماسی خود با اتحاد جماهیر شوروی انجام دادند. بقای نظام خود را از آنها توقع کردند، افسران خود را توسط آنها آموزش دادند، اسلحه و مهمات نظامی را از آنها خریداری کردند، راه را برای ورود اندیشه الحادی کمونیزم در کشور بطور کامل باز گذاشتند و حتی در این زمینه همکاری کردند. به اعتقادات هزار ها سالۀ ملت و مردم خود و احتمال تصادم این دو اندیشۀ متضاد صرف بخاطر این توجه نکردند که حکومت را برای خاندان خود محفوظ بدارند. در حقیقت خواستند دین و آئین و استقلال چندین صد سالۀ این ملت را در بهای حمایت از حکومت خود به مکتب کمونیزم و حکومت شوروی بپردازند، با این تصور که ملت نمی تواند بدون همکاری دولت در این زمینه مقاومت و یا حتی مزاحمتی داشته باشد. و این همان اشتباه بزرگی بود که نه تنها امنیت افغانستان و شوروی آن روز که روسیه امروز میباشد را به نا امنی مبدل ساخت و هست بودش را به اتش کشید بلکه منشاء اصلی تمامی بحران های جاری در جهان نیز گردید.

بلی دیروز هم کسانی این اشتباه فاحش را یک حرکت روشنفکری و گامی بسوی ترقی خواندند؛ ادعا کردند با گریز از محدودۀ دین و اتکا به قدرت های بزرگ و تقلید از اندیشه و طرز تفکر و اعتقادات آنها (تفکر نوین) می توانند به ترقی و سعادت برسند. اما دیدیم که نه تنها به ترقی وصنعت نرسیدیم بلکه آنچه را که داشتیم منجمله امنیت جان مردم خود همه را از دست دادیم. این حرکت به اصطلاح روشنفکری هم هست و بود ما را از بین برده و ما را به خاکستر نشاند وهم اتحاد جماهیر شوری را به روسیه تحت تهدید امریکا مبدل کرد. طوریکه اگر امریکا در جنگ افغانستان و عراق جاهلانه درگیر نمیشد روسیه هرگز فرصت سر بلند کردن دوباره را بدست نمی آورد.

متأسفانه امروز هم جمعی فرصت طلب وبی لیاقت و آورده شده که جز به حمایت اجانب راه و چاره دیگری برای رسیدن به قدرت ندارند بار دیگر دست به دامن امریکا زده وهمه چیز به شمول بقای خود را از آنها میجویند. به آرأ مردم توجهی ندارند، نظر ملت آزموده شده را محترم نمی پندارند، هرکس مخالف مصلحت شان حرفی زد ویا حرکتی انجام داد آن را تروریست لقب میدهند و از امکانان نظامی بیگانه علیه آن استفاده نموده میکشند، میبندند و به زندانها می فرستند. وگرنه تعداد آنهائی که با اشغال کشور مخالف هستند اندک نیست، تعداد شان به حدی است که توانسته اند در برابر 350 هزار نیروی امنیتی افغان و 150 هزار سرباز امریکائی و ناتو موفقانه مقابله کنند. اما بازهم این به اصطلاح روشنفکران آمده اند واین تجربه تلخ گذشته را تکرار میکنند .همین اکنون نیروهای نظامی امریکا و ناتو در کشور ما حضور دارد، نیروهای امنیتی افغان توسط آنها آموزش میبینند، اسلحه و مهمات خود را از آنها میگیرند، اختیارات سیاسی و نظامی کشور را به آنها سپرده اند، تلویزیون ها و رسانه ها در راه گسترش اندیشه آنها به شدت کار میکنند. خلاصه اینکه همه چیز خود را در اختیار آنها گذاشته اند طوریکه هرگونه تصرفی که بخواهند میتوانند داشته باشند، در بهای آن بالای مردم مظلوم این سرزمین تازمانی که ممکن باشد حکومت میکننند. به این گمان که میتوانند تامدتی مردم را سرگرم جنگ نگهداشته و از آنطرفی نسلهای جوان را عناصر ضد اسلام و هوادار غرب و با اندیشه سکولریزم تربیه نموده وبساط اسلام را تدریجاً برای همیش برچینند.

بی توجه به اینکه بیشترین کسانیکه امروز عملیات های فدائی را علیه کاروان های خارجی ها انجام میدهند همه جوانان هستند، و بیشتر کسانیکه با اشغال و حضور نظامی ناتو و امریکا و تهاجم فکری آنها مخالف اند جوانان اند. یعنی آنانیکه گمان میکنند میتوانند حرکت های اسلامی و ضد اشغال را با استعمال زور و یاتزویر بنام مصالحه و غیره مهار کنند همان خیالیست که دیروز روشنفکران کمونست شعار آنرا تجربه کردند که بخشی از نتایج آن را در بالا بر شمر دیم.

معلوم نیست تاکی باید ملت مسلمان ما نتایج تجارب ناکام وتلخ به اصطلاح روشنفکران سوسیالیست وا مپریالیست را تحمل و تقبل کنند و چه زمانی این روشنفکران غرب زده و در خدمت امپریالیزم مأیوس از این خیال غلط خواهند شد که میشود بدون اسلام و یا با اسلام تحریف شده توسط غرب در افغانستان حکومت کرد؟ و معلوم نیست این ملت بیچاره تا به کی قربانی امیال قدرت طلبانه روشنفکران بی لیاقتی خواهد بود که بقا و آرامش خود را در دامن بیگانگان جستجو میکنند.

اما آنچه را میتوانیم به عنوان پیام روز 26 دلو به اشغالگران وبه اصطلاح روشنفکران غرب زده و بازماندگان حکومت های کمونیست خلق و پرچم اعلان و ابلاغ کنیم این است که افغانستان یک کشور اسلامی است و یک کشور اسلامی و مستقل باقی خواهد ماند. نه اشغالگران میتوانند به اشغال خود برای مدت های طولانی ادامه دهند و نه نوکران آنها میتوانند تا ابد زیر سایه قدرت بیگانه بالای این ملت آزاده و قهرمان حکومت کنند. ان شأالله روز خروج کامل اشغالگران ومحاکمه وطنفروشان ذلیل به زودی خواهد رسید.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

23rd May, 2018