تفصیل | شهادت 

21st November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

حزب اسلامی و رسالت سنگینِ،دفاع ازحریم مقدسات، و تعمیر وحدت ،میان مجاهدین

محمدفایق هشام

2018-03-12

افغانستان بیش از هر زمانی دچار بحران های متعدد و متنوعی شده است. هزاران گفته و ناگفته اش، حکایت از وضعیت رقتبار و هلاکتباری دارد که هر صاحب بصیرتی را به تأمل و درنگ فرو می برد و هر بیدار ضمیری را آه و اندوه فرا می گیرد و هر صاحب اندیشه یی را وا می دارد، تا برای عبور یا گذار از این وضعیت چاره یی بسنجد و از اهمال و غفلت دوری جوید.

نگاه های سطحی و ناسازگار با واقعیت های جامعۀ افغانی، خارجی ها و مشتی از افغان های بیرون از کشور، در اوایل چنین بود که آنان می توانند افغانستان را بسازند. ظاهراً که طلیعه داران آنان عنوان می کردند، این بود که می خواهند در افغانستان برای تأمین دمکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان، هر خار سد راه را بردارند و بدین منوال به امیال و آرزوهای شان جامۀ عمل بپوشانند و افغانستان را از حالت سنتی اش به حالت مدرن و عصری رفعت بخشند.

اکنون پس از گذشت در حدود هفده سال از ساختن این نظام، با وجود حضور قوای نظامی کشورهای غربی در افغانستان به رهبری ایالات متحده و با مصرف صدها ملیارد دالر در عرصه های مختلف، افغانستان هنوز به جایگاه واقعی یی که غربی ها در کشورما به دنبال آن بودند، نرسیده است.

جنگ خانماسوزِ نظامی، جنگِ هلاکتبار و فلاکتبار فکری – فرهنگی، فقر، کشت و تولید و قاچاق مواد مخدر، جرایم جنایی، قاچاق انسان، فساد اداری، فساد اخلاقی، گریز از قانون، فرار جوانان و نخبه گان به بیرون کشور، وابسته گی نظام و نهادهای غیر دولتی به کشورهای خارجی در عرصه های مختلف، رشد چهره های غیرمطلوب به ملت، موجودیت میلیون ها مهاجر افغانی در بیرون کشور و اذیت و آزار آنان حتی فرستادن اجباری و اختیاری آنان به جنگ سوریه و ده ها مشکل و معضل های دیگر؛ بسیاری از فرصت های پیشرفت و ترقی این کشور را گرفته و به بیشتر از پیش کشور ما را از مسیر پیشرفت و ترقی باز داشته و هنوز هم ناجی یی را در این وضعیت نمی بینیم!

تنها جنگ در افغانستان از معضل های بزرگ و برجسته و عمدۀ در این کشور است که به عنوان دیوارهای پولادین مسیر قابل پیمودن افغان ها را بندیده و روزانه ما شاهد کشته ها و زخمی های زیادی در این جنگ هستیم که علاوه از تلفات طرف های درگیر، مردمان غیر نظامی یا غیر محارب و مواشی در نتیجۀ این جنگ تلف شده و منازل آنان به مخروبه ها مبدل می شود.

هر طرفی که در این جنگ دخیل است، در تداوم جنگ برای یک طرف نفع مقطعی و برای طرف دیگر نفع عمیق و شگرفی نهفته است. اما در کل، این جنگ به نفع یهودیانی است که منفور هر مسلمان هستند. هر مرمی و سایر تسلیحات نظامی که در این جنگ به کار می روند، سازنده و صانع آن، همانا دشمنان اسلام اند که تعداد بزرگی از کارخانه های سلاح سازی از یهودیانی است که امروز فلسطین را تحت چکمه های شوم خویش قرار داده اند.

بازیگران اصلی جنگ افغانستان نمی خواهند تا این جنگ خاتمه یابد بلکه آنان می خواهند تا برای منافع خویش و مهار قدرت های رقیب خویش و ترصد اطلاعات از این کشورها که از افغانستان هم دور نیستند، برای مدت های مدیدی حضور نامیمون خویش را حفظ کنند و در خصوص این مأمول برای حضور خویش در این کشور، جنگ را به درازا می کشانند تا برای تطبیق آجندای منطقه یی و سایر آجنداهای خویش در این کشور حضور داشته باشند.

در جنگ خونین و جاری در کشور هیچ حوزه یی یا سمتی را آرام و آسوده نگذاشته است. اگر خونی در جنوب می ریزد هم زمان در شمال هم می ریزد و اگر خونی در شرق می ریزد هم زمان در غرب نیز می ریزد. این جنگی نیست که بالای طبقۀ خاصی یا گروه خاصی یا قوم خاصی تحمیل شده باشد و تنها آن ها بار این همه بدبختی را به دوش می کشند؛ بلکه این جنگ بالای تمام افغان ها تحمیل شده. جنگ در کشور همان حرکت معکوس لکۀ روغن است که قراء و قصبات کشور جان گرفت و آهسته آهسته سلطۀ خویش را گسترانید و الی مرزهای مشخص خود، راه به پیمودن گرفت و اینک هیچ ناحیۀ یا حوزۀ کشور از این همه جنگ و ویرانی به دور نمانده است.

جریانات قوم گرا و نشنلیست، با سلیقه ها و امیال مختلف خویش از این وضعیت بحرانی استفاده نموده و برای به کرسی نشاندن اهداف و امیال شان از میان مردم سربازگیری در جبهۀ قومی خویش می کنند. آنان با داشتن تأسیسات و نهادهای نشراتی اعم از تصویری، صوتی و نوشتاری، با تمام تلاش و سعی می کوشند تا با عنوان کردن مسایل قومی و نژادی در این وضعیت، هم تباران و هم قومی های خود را در کنار خویش آورده و از آنان به عنوان ابزار در خصوص به دست آوردن منافع خویش استفادۀ اعظمی نمایند. این موج شریر گاه و ناگاه برنامه های افسران جنگ فکری را نیز به پخش و نشر می گیرند و در موارد مختلفی فعالیت های شان به نفع آنان نیز می انجامد.

همین گونه جنگ فکری مراحل مختلف خویش را پیموده است و اکنون هم مراحل بعدی خویش را نیز می پیماید. رقص ها با می گساری و باده نوشی و کنسرت هایی که به مناسبت های مختلف اعم از اعیاد اسلامی و غیر اسلامی برگزار می شوند و در آن ها یاوه سرایانِ کشورهای بیرونی را به عنوان مهمان دعوت می کنند و نیز برخی از رقاصه ها و یاوه سرایان داخلی نیز در این بزم ها درخشیده و جمع حاضر که از میان همین مردم است، با کف زدن ها و تشویق های زیاد، هیچ مانعی را نمی بینند و با خاطر آرام و آسوده حالی به معصیت خویش مداومت می ورزند. همچنان تبلیغات مخرب بر ضد مجاهدین و گاهی هم حمله های شدید که کنایتاً عنوان می شود، علیه اسلام می تازند و نیز برخی از مؤسسه هایی که ظاهراً با القاب و عنوان های مختلف تزئین یافته اند، در صف همین عوامل جنگ فکری – فرهنگی قرار دارند.

بانک های سودی و نهادهای سود جو نیز با یافتن خویش در این وضعیت، با تمام توان می کوشند تا حضور نامیمون شان را در این وضعیت نگاه داشته و از فرصت های پیش آمده استفاده نمایند. یادم است که یکی از این بانک ها یک رقاصۀ هندی را دعوت کرده بود و در آن بزم آن ها می نوشیدند و پایکوبی کردند و از آن همه حظ و لذت بردند و بالاخره روزگاری عاید حال این بانک گردید که به افتضاح و رسوایی بزرگش انجامید.

باندهای تبهکار و چپاولگر در همین وضعیت با همه قوت و نیرو، با روی دست گرفتن برنامه ها و نقشه های مختلف، حتی در جبهه های جنگ نیز بهره برداری می کنند و از این وضعیت به نفع کوچک خود و نفع بزرگ ارتباطی های قدرت مند از هیچ نوع جرم و اعمال خطرناک دست بر نمی دارند. این باندها که مرکب از قوماندان ها و زورمندان محلی است هم در مناطق تحت حاکمیت دولت و هم در مناطق تحت تسلط عوامل ضد دولت، و حتی خود عوامل ضد دولت البته مسلح، منابع طبیعی و منابع زیر زمینی و معدنی کشور را، استخراج می نمایند و آن را در برابر پول ناچیز به فروش می رسانند! این جاست که منابع زیرزمینی نیز در همین وضعیت به هدر می رود.

در همین حالت منابع آبی کشور نیز به هدر رفته و بخش بزرگ آب های افغانستان که در بسا از نقاط افغانستان اصلاً آب آشامیدنی به آسانی پیدا نمی شود و مردم هم از آب های آلوده استفاده می نمایند در حالی که آب های زلال و گوارای کشور که مالک اصلی آن افغان ها و مردمان ساکن در این مرز و بوم اند، همه به کشورهای همسایه می ریزد و آنان از این همه در پروژه های دهقانی و باغداری شان به مراتب استفادۀ اعظمی می نمایند. در حالی که محصولات به دست آمده شان را که با آب های کشور ما آب یاری می شود، به افغانستان صادر نموده و به فروش می رسانند.

در این وضعیت که بخشی از حقایق تلخ جاری در کشور را برشمردیم و اندکی بدان وضاحت دادیم، کشور ما و ملت ما به یک ناجی و موج نجات دهندۀ از لوث این همه بدبختی و هلاکت و فلاکت نیازمند است. ملت ما از هر سازوکاری که در جهت نجات کشور از این حالت بینجامد، استقبال نموده و در آن جهت از هر نوع همکاری و همیاری دریغ نخواهند ورزید.

موجودیت قوای خارجی برای هر افغان مایۀ ننگ، شرم و خجلت زده گی است. هر کسی اندکی در تحولات و تطورات کشور، منطقه و جهان و سیاست های قدرت های بزرگ، درنگی کرده باشد، در خواهد یافت که هیچ نیازمندی را دست گیرنده یی آن هم در این وضعیت کمک و همکاری نمی کند، مگر این که چشم داشتی داشته باشد و منافع خویش را در آن جا بجوید!

دیگر افغان ها نمی خواهند منتظر آمدن لشکر ابابیل باشند. و لشکر ابابیل هم نمی آید تا ما را از لوث وابسته گی به کشورهای غربی نجات بدهد و مصارف و نیازمندی های نظام و مردم ما را بر آورده سازد.

صاحب این قلم با مطالعه و دید از اوضاع کشور، هیچ گروهی، هیچ حزبی، هیچ جریانی و هیچ نهاد و انجمنی را نجات بخش کشور از این حالت نمی بیند و در این حال یگانه نیرو و قوتی که توانایی حل معضل ها و بحران های کشور را داراست، همانا مجاهدین سرسپرده و جان بر کف کشور ماست که یک عمر و مدت طولانی یی در جهت دفاع از اسلام و حریم مقدسات و میهن ما، با جانفشانی و رشادت و متانت رزمیدند و افتخارات عدیده یی را درج تاریخ کشور ما و تاریخ اسلام نمودند.

 بنا بر این، گذر از این همه بحران، نیازمند وحدت و یک پارچه گی میان مجاهدین است. هیچ کس به تنهایی قادر به کنترول کشور چی که به حل یک معضل کوچک ملی هم نیست؛ چه رسد به خروج از بحران.

حزب اسلامی با پیشینۀ مبارزاتی خویش، مؤثرترین و کاراترین و در عین حال عمده ترین جریانی است که هم در جهاد افغانستان سخن نخست را می زد و نیز صاحب افتخار بزرگ در پیروزی جهاد افغانستان است. همچنان حزب اسلامی نقش مؤثر در سال های پسادوهزار در تحولات میدانی داشت و نیز با کشورهای اسلامی که تأثیرگذار در تحولات منطقه یی و کشور ما اند، روابط خوبی دارد. علاوه از این حزب اسلامی با نهضت ها و جریان های اسلامی در سراسر جهان اسلام روابط خوب و مستحکمی دارد.

این حزب با صلح با دولت افغانستان تهداب صلح را گذاشت و اولین حزب مقتدر و جریانی است که از گفتمان جنگ به گفتمان صلح برگشت. حزب اسلامی همچنان با گروه های مخالف دولت به عنوان پل ارتباطی به شمار می رود که به احتمال قوی می توان گفت که حزب اسلامی انشاألله که در تأمین صلح، همان گونه که در بحبوحۀ پیوستن صلح با دولت، از تأمین صلح و بازی کردن نقش مؤثر در تحولات افغانستان سخن می زد، نقش بارز، برجسته و مؤثری را بازی نماید. 

حزب اسلامی می تواند با نقش مؤثر خویش درفش وحدت و یک پارچه گی مجاهدین افغانستان را به اهتزاز در آورد و چرخۀ نجات کشور را ذریعۀ این ابتکار برجسته و مهم در دست گیرد. اگر دیروز در میدان جهاد سخن اول از ما بود، بیایید امروز در میدان سیاست سخن او را نیز ما بزنیم و به جهان نشان دهیم که ما اکنون توانسته ایم که در میدان سیاست برندۀ بازی باشیم.

 بیایید در این وضعیت دست به دست هم دهیم و با نصرت و مدد پروردگار کشور مان را
از این بدبختی و هلاکت نجات دهیم. زنده باد مجاهدین و آزاد باد میهن ما و نگونسار باد دست های مخالف و فتنه افروز



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st November, 2018