تفصیل | شهادت 

11th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

مداخله امریکا در عراق 15 سال قبل برای تمام منطقه و امریکا به فاجعه مبدل گشت.

.ریا نووستی

2018-03-22

مداخله امریکا در عراق در تاریخ 20 مارچ سال 2003 آغاز شد. بعد از گذشت 15 سال به تمام جهان روشن شد که جنگ تحمیلی برای تمام منطقه و خود ایالات متحده به فاجعه مبدل گشت.

 «ریا نووستی» این موضوع را بررسی نموده که چرا کاخ سفید این فیصله را اتخاذ کرد، زندگی مردم عراق چگونه تغییر نموده و به خاطر چه کشور به پایگاه «دولت اسلامی» مبدل گشته است.

مشی بازداری صدام حسین، رهبر جاه طلب و سیاستمدار خارج از کنترول نیروهای خارجی، در واشنگتن بعد از جنگ ایران — عراق تدوین شد که در آن امریکا از بغداد حمایت مینمود. حسین امیدوار بود که به رهبر منطقه کامل مبدل گردد، ولی این کار در پلان های امریکا شامل نبود. در محیط جمهوری خواهان — محافظه کار نو مفکوره راجع به ضرورت ضربه پیشگیرانه تبلیغ می شد، تا به «تحکیم رژیم خصمانه» اجازه داده نشود و دسترسی بلامانع ایالات متحده بر نفت شرق نزدیک تامین شود.

این کار بعد از رسیدن جورج بوش — پسر، به قدرت در سال 2001 که تحت نفوذ قوی خود این گروپ محافظه کاران نو تحت رهبری ریچارد چینی معاون رئیس جمهور و پول ولفوویتس معاون وزیر خارجه قرار داشت، انکشاف منطقی یافت.

بعد از حوادث 11 سپتمبر سال 2001 احساس تهدید برای امریکا و ضرورت عملکرد فوری بوجود آمد.به اساس خاطرات مقامات عالیرتبه سیاسی امریکا، رئیس جمهور جورج بوش در ابتدا واقعاً هم فکر میکرد که در پشت سر این اعمال تروریستی بغداد قرار دارد.

دستگاه های استخباراتی امریکا نسبتاً زودتر روشن ساختند که این حقیقت ندارد. کارشناسان به یک صدا می گفتند که رژیم عراق نه تنها به «القاعده» ارتباط ندارد، بلکه «دشمن طبیعی» آن شمرده میشود، ولی شخصیت های رسمی امریکا پافشاری بر نظریه اولی ادامه میدادند.

جورج بوش در سال 2002 می گفت:«عراق انتراکس (سیاه زخم سایبیریا )، گاز نو و سلاح هستوی طی مدت زمان بیش از یک دهه طراحی می کرد. این رژیم از گاز سمی برای کشتار هزاران تبعه خود استفاده نموده و انبار اجساد مادران را بر اطفال کشته شده انها بجا می ماند. او با پذیرش مفتشین بین المللی موافقه نمود، ولی بعداً مفتیشین را اخراج کرد. این رژیم چیزی برای پنهان کردن از جهان متمدن دارد .

اتهام ساختن سلاح کشتار جمعی — دلیل عمده برای مداخله در عراق — در اوایل اولتر از همه به خاطر شخص صدام حسین — قانع کننده محسوب میشد.  خاطرات که او چگونه هنگام جنگ ایران — عراق سلاح کیمیاوی علیه کردان و همچنان باشندگان شیعه جنوب عراق، بکار برد، هنوز زنده بودند. فقط در یک حمله در حلبچه از 5 تا ده هزار نفر کشته شدند و مجموعاً بیش از دو صد محله مسکونی هدف حملات کیمیاوی قرار گرفتند.

بر اساس شرایط آتش بس بعد از عملیات «طوفان صحرا» که توسط سازمان ملل متحد برقرار گردید، بغداد مکلف بود ذخایر سلاح کشتار جمعی ایجاد شده و پروگرام تولید آنها را نابود سازد و ثبوت های مربوطه را به مفتیشین سازمان ملل متحد ارایه کند. عراق با بی میلی تمام این مطالبات را پذیرفت، ولی از اجرای حد اقل ده فیصله نامه که بغداد را به امتناع از پروگرام سلاح کشتار جمعی مکلف می ساخت، شانه خالی میکرد.و در سال 1998 صدام حسین دسترسی مفتیشین بر کشور را قطع کرد.

در سال 2002 تحت فشار سازمان ملل متحد و کشورهای غربی رهبر عراق با تفتیش موافقه کرد. کمیسیون سازمان ملل متحد تحت رهبری هانس بلیکس و آژانس بین المللی انرژی اتمی تحت رهبری محمد ال بارادی به این نتیجه رسیدند که عراق از تمام پروگرام های تولید سلاح کشتار جمعی رهایی یافته است. در اکتوبر سال 2004 Iraq Survey Group متشکل از 1400 کارشناس امریکایی، انگلیسی و استرالیایی در باره سلاح کشتار جمعی تائید کرد که پروگرام فعال ساختن سلاح کشتار جمعی و تماس های مربوطه بین بغداد و تروریستان وجود ندارد. این کار صدام را نجات داده نتوانست.

بوش و اطرافیان نزدیک او نمی خواستند به نتیجه گیری های کمیسیون منتظر بمانند. آمادگی برای عملیات بر ضد بغداد که بنام «آزادی عراق» مسمی شده بود، با قوت تمام جریان داشت و هرگونه حقایق و دلایل که مانع آن شده میتوانستند، رد میشدند. در اذهان عامه قصور بغداد باعث تردید نمی گردید. برعلاوه — کمتر کسی پروای مساله مقصر بودن داشت. صدام حسین برای امریکایان رهبر بیش از حد نفرت انگیز بود و آن را باید نابود می ساختند.

به حرف مخالفان حمله بر عراق، مانند جنرال برینت سکاوکروفت، انتونی زینی قوماندان سابق قوماندانی مرکزی نیروهای مسلح امریکا و برخی نظامیان بلند رتبه، گوش نکردند. همچنان به تعداد زیادی کارشناسان که راجع به خطرات بس بزرگ، مربوط به سقوط رژیم در کشوری با ساختار پیچیده اتنیکی — مذهبی صحبت میکردند، گوش نه کردند. امریکا اعتراضات اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد — آلمان، فرانسه و روسیه را که از تصویب فیصله نامه راجع به استعمال قوه نسبت به بغداد را از طریق شورای امنیت امتناع ورزیدند که انگلستان برای آن تلاش مینمود، نیز رد کرد.

اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد را معلومات ارایه شده CIA راجع به لابراتوارهای عراق در مورد تولید سلاح بر اساس ویروس سیاه زخم که به بهانه برای مداخله مبدل گشت و همچنان ظرف حاوی پودر سفید که کولین پاویل وزیر خارجه امریکا به شورای امنیت آورده بود، قانع ساخته نتوانستند.

گواهی مخبر کلیدی CIA، رافض احمد الجنابی انجینیر فراری عراقی که راجع به لابراتوارهای سیار بیولوژیکی معلومات میداد، دروغ آگاهانه ثابت شد که بعد از گذشت سال ها او جهت تلاش به خاطر «رفاه مردم عراق» توضیح میکرد.

 احمد حلبی شییعه رهبر اتحادیه اپوزیسیونی «کانگرس ملی عراق» نیز منبع مطمئین معلومات نبود.

گواهی ناجی صبری وزیر خارجه عراق و طاهر ال تکریتی رئیس دستگاه استخبارات عراق راجع به اینکه صدام پروگرام فعال سلاح کشتار جمعی ندارد، در CIA نادیده گرفتند.

واقعاً هم، به جای رژیم دیکتاتوری جنگ «همه بر ضد همه» آمد.

« ما فکر میکردیم، دیکتاتوری فرو می پاشد و دموکراسی مسلط خواهد شد»

نوزاد حکیم یکی از فعالین مدنی که در کردستان زندگی میکند، به خبرگزاری «ریا نووستی» معلومات داد:« من آن زمان را بسیار خوب به یاد دارم، ما با خوشی منتظر ختم زمامداری صدام حسین بودیم و با دقت ناظر همه اقدامات امریکایان بودیم. در ماه مارچ آمادگی فعال برای ضربه بر حکومت عراق در بغداد جریان داشت. عملیات زمینی آغاز شد. نیروهای امریکایی که از قسمت جنوبی عراق وارد شده بودند، بعد از 18 روز بغداد را اشغال کردند. همه کلکین ها با پلاستیک پوشانیده شده بودند، ما از حمله کیمیاوی به مثابه انتقام جویی صدام می ترسیدیم».

نوزاد حکیم در ادامه گفت:« در تاریخ 9 اپریل امریکایان بدون مقاومت وارد بغداد شدند و به زودی راجع به سقوط رژیم اعلام گردید. نیروهای مسلح امریکا کنترول تمام کشور: مثلث سنی — بغداد، تکریت، رامادی و ولایت سنی الانبار، کردستان عراق و جنوب شییعه نشین، را به دست گرفتند. ما انتظار نداشتیم که عراق را بطور کامل و برای مدت طولانی اشغال میکنند».

از «بهار عربی» تا داعش

به گفته بریوس ریدل کارمند سابق CIA، «جنگ عراق بارک اوباما را رئیس جمهور امریکا ساخت و سیاست خارجی امریکا را تغییر داد». او افزود:« مصالحه ملی وجود دارد — این جنگ احمقانه بود. و عواقب آن طی سالیان دراز گریبانگیر امریکا خواهد بود».

کارشناس در ادامه گفت:« این جنگ باور امریکا بر خود و امکانات خود را خدشه دار ساخت. نه تنها به قدرت رسیدن اوباما، بلکه پدیده ترامپ با عوامفریبی او را من به مثابه نتیجه مسیر ترسیم شده «فرهنگ شکست» که در امریکا بعد از جنگ به اصطلاح با تروریزم مسلط است، تلقی میشود».

ندیم شهادی عقیده دارد، «اوباما بسیار عجله داشت از عراق در سال 2011 خارج گردد و از چانس بهوبدبخشیدن اوضاع در آنجا استفاده نکرد. نسبت تقویت «هلال شییعه» (تهران — دمشق — جنبش «حزب الله» لبنان) امریکا تا اندازه زیادی کنترول بر منطقه را از دست داد و این کار از تعویض قدرت در بغداد، جای که تهران نفوذ به مراتب بیشتر، نسبت به واشنگتن، دارد، آغاز شد. دستان گروه های شییعه باز گردید، آنها کنترول هرچه بیشتر بر سوریه، لبنان و یمن به دست می آورند… واشنگتن در سوریه نه دیدگاه و نه هم استراتیژی دقیق نداشت. نتیجه آن — فاجعه بیشتر، نسبت به عراق، می باشد».

یکی از عواقب بسیار وحشتناک جنگ امریکا در عراق — ظهور «القاعده» و «دولت اسلامی» در انجا در پاسخ به اشغال امریکا شمرده میشود.

در سال 2004 «القاعده» در عراق به اسامه بن لادن وفاداری خود را اعلام داشت.

افراد مسلح سنی تحت بیرق مبارزه با امریکا و در نتیجه — با «ستمگران شییعه» و تهران وارد عمل شدند که با لبیک زنده باشندگان سنی کشور روبرو گردیده است.

در نتیجه خروج نیروهای امریکا و در موج «بهار عربی» و حوادث در سوریه گروه«دولت اسلامی»  تحت رهبری ابوبکر البغدادی و «خلافت» در مناطق سنی نشین بوجود آمد. در سال 2014 افراد مسلح داعش طی چند ساعت شهر موصل را تصرف کردند. هسته لشکر داعش را اعضای حزب بعث و افسران مجرب رژیم صدام حسین تشکیل میداد.

به این ترتیب، نظریه پرداز و استراتیژیست داعش سمیر ال هیلاوی، دگروال سابق اردوی عراق بود. اجنتان داعش که در جمله آنها نظامیان سابق عراق به حد کافی وجود داشتند، شیوه های مبلغین اسلامی

و میتودهای ادارات استخباراتی عراق را مشترکاً بکار می بردند....

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

11th December, 2018