تفصیل | شهادت 

23rd October, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

وقت با پدرم بحث کردم!

2018-04-15

جوانی می گوید: با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت.

از هم جداشدیم.
شب به تخت خوابم رفتم.
به خدا قسم اندوه قلب و عقلم را فرا گرفته بود…
مثل همیشه سرم را روی بالش گذاشتم. چون هر وقت غم ها زیاد می شوند با خواب از آنها می گریزم…

روز بعد ازپوهنتون بیرون آمدم و موبایلم را جلو درپوهنتون در آوردم و پیامی برای پدرم نوشتم تا به این وسیله از او دلجویی کنم.

در آن نوشتم:
شنیدم که کف پای انسان از پشت آن نرمتر و لطیف تر است.
آیا پای شما به من اجازه می دهد که با لبم از درستی این ادعا مطمئن شوم؟

به خانه رسیدم و در را باز کردم. دیدم پدرم در سالن منتظر من هست و چشمانش اشکبار هست…

پدرم گفت: اجازه نمی دهم که پایم را ببوسی ‼️
ولی این ادعا درست است و من شخصا بارها آن را انجام داده‌ام.
وقتی کوچک بودی کف و پشت پای تو را می بوسیدم.

اشک از چشمانم سرازیر شد…

یک روز پدرتان از این دنیا می رود … قبل از این که او را از دست دهید به او نزدیک شوید…
 

و مطابق اوامر الهی با اوشان رفتار ، بدون گفتن اوف ،خادم شان باشید که چه والا مقام مراتب دارند اگر بدانیم 
هر آنچه امروز با والدین انجام میدهیم فرادا از اولاده خویش میوه اش را خواهیم چشید ، خوش ها به حال کشانی که بر شان شیرین به جای زهری و تلخ باشد
یا الله کمک

اگر هم از دنیا رفته است یادش را گرامی دارید برایش دعا کنید و از خداوند برایش مغفرت بطلبید!
و بر او رحمت و درود بفرستید.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

23rd October, 2018