تفصیل | شهادت 

20th September, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

سفر در جادۀ عطر سنجد - کابل، پروان

عرفانى

2018-05-10

دومين سفر امير مجاهد حزب اسلامی  به سرزمين مردخيز شمالی بزرگ!
نخستين سفر برادر حکمتيار در سال 1368، زمانيکه رژيم مزدور کمونيستی در اقتدار بود ،اتفاق افتاد .  و دومين سفر ايشان روز جمعه  14 ثور 1397 در حالی بوقوع پيوست که آب وهوای پروان، گوارا و بوی عطر سنجد جاده کابل -پروان را خوشبو ساخته بود .
جمعه ، برابر  بود به روز يکه امير مجاهد حزب اسلامی  افغانستان سال گذشته در ارگ با روحيه عالی ظاهر شد ، در حاليکه سکوت در تالار حاکم بود.  سخنان سنجيده وعالمانه او، همه را به حيرت واداشت!
 هم چنان  14 ثور با سی و يکمين  سالروز وفات شاعر بزرگ زبان فارسی  مرحوم استاد خليل الله خليلی مصادف  است که ميتوان او را چکامه سرای معاصر  وملک الشعرای دوران جهاد نام نهاد.  اجدادش از همين شمالی بزرگ ميباشند  واين همه اتفاقات را به نظر نگارنده ،  در يک همگونی معنوی  پيوند زده و تصادفی نخواهد بود .
 در آن روز شمالی سبز پوشيده بود. آسمانش صاف ودل ها بی کدورت ديده می شد.
شور و هيجان همه جا را فرا گرفته و سکوت   جايش را   به نعره های تکبير تعويض کرده بود.
کاروانی از رهبر جهاد ! جاده عطر  سنجد(کابل - پروان )  را طی می کرد!
بلبلان، نوای آزادی می سرودندو گلها با رنگ های پريده  جلوه نمايی ميکرد، چون:
  رهبر،  سروخرو تر از گلها می نمود!!
نسيم دل انگيز بهاری  با رايحه عطر گلاب و رياحين، مشام آزاده گان را خوشبو می ساخت.
گلهای  شقايق ،دامنه های کهدامن و پروان را چراغان کرده بودو....
کهسار شمالی جامه بخملينش را پوشيده و در و ديوار طبيعت را مشاطه بهار، چون عروس زيبا آراسته بود!!
اهالی شريف در ساحات مختلف در کنار جاده به استقبال امير  ميشتافتند ،کوچکين، قره باغ، دوسرکه، بگرام و ... خود شکوه صد بهاران داشت!  
مردم آزاده اش دسته های گل را به امير مجاهدان اهداء نمودند.
در هر جايی قطار های طولانی  به استقبال رهبر جهاد ايستاده بودند.
شايقين امير دقيقه شماری ميکردند به حضور رهبر!
صدای قناری دلنشين بود و نگاه حسودان  به کاروان عظيم رهبر، جاجا خيره به نظر ميرسيد.
چه زيبا بود، که ياران پاکباز همرکاب امير، در وسائط مختلف با بيرق های سبزگون زمردين ديده گان را نور و روشنی می بخشيدند.!!
صدای نعره تکبير((زنده باد حکمتيار))  ازسرای شمالی الی محل همايش احساس درونی مردم را منعکس می ساخت.
زمان انتظار به پايان رسيد ، هجوم علاقه مندان خلاف انتظار، کمر بند امنيتی را بر هم زد.
رهبر آمد!
امير مجاهدان وارد محل ديدار شد. و مجاهدان صبور، در حقيقت اين سرود زيبا را در زبان زمزمه ميکردند:
       *  *   *
رهبر محبوب ما امروز پروان آمده
از ميان عطر گلها، شاد و خندان آمده
الفت ديرينه دارد از براى مردمش
با اميد و آرزو ها، سرو خوبان آمده
قائد بادرد ما دارد وقار زندگى
سرفرازو با شهامت، مرد ميدان آمده
در مصاف دشمنان، دايم بود سرقافله
از پى ابرسيه، خورشيد تابان آمده
بيرق آزاده گى ديدم فراز شانه اش
اين زعيم آزموده، نزد ياران آمده
حرمت اهل وطن را سخت ميدارد نگه
بهر دلجويى ابناء شهيدان آمده
از براى وحدت ملت، کمر را بسته است
رهبر آزاده گان با شور و افغان آمده
آسمان نيلگون ملک ما دارد نشان
جلوهء انوار حق ديدم شتابان آمده
گه به ياد سنگر و گاهى به ياران عزيز
مژده صلح و صفا از بهر انسان آمده
مقدمش را ما درينجا هم گرامى داشته ايم
شملۀ غيرت به سر، اين شاه دوران آمده
ما همه يک پيکريم،  اسلام بود آئين ما
بهر پيوند همه، مرد خراسان آمده
کوه و دامان شمالى، هم مجاهد پرور است
رهبر محبوب ما، زينرو مهمان آمده
دست وحدت مى فشارد بهر آبادى ملک
چون عدو در کشور ما چهره عريان آمده
قامتت افراشته خواهيم اى سخندان شهير
دشمنان در کشورت  اندام لرزان آمده
گر چه عرفانى به وصف دوست ميگويد سخن
رهبرا! تائيد حق از سوى سبحان آمده

همه باديدنش از جا برخاستند وهمه با احساس گرم شايق ديدار دوست بودند!!
با گلباران همراه شد. شکرانه می کشيد وسپاس می گفت.
 جوانان جاده کوچک و باريک انسانی، ايجاد نموده بودند.
بيرق های سبز با آرم حزب اسلامی و پرچم سه رنگ بدست هزاران تن به اهتزاز ديده می شد.
نعره های تکبير، زمين و زمان را به جنبش آورده بود و...
استاد مجاهد، نطاق برنامه با آواز گيرايش اوضاع را کنترول و از همه خواست تا در جا ها بنشينند.
تلاوت آيات الهی، آغازگر محفل شد. و در دلها مردم چنگ زد!!
سرود ملی، بعدا نواخته شد  و استاد شهيدی، مهمانان را خوش آمديد گفته، نوشته ايراکه به همين مناسبت ترتيب کرده بود به محضر امير تقديم کرد.
به نماينده گی از مردم مجاهد پروان برادر محترم شفق يار امير منتخب ولايت پروان حزب اسلامی  مهمانان را خوش آمديد گفتند.
مولوی صاحب عزيزالرحمن رايق به نماينده گی از مردم ولايت پنجشير، ضمن خوش آمديد، پيرامون فعاليت حزب اسلامی و نقش نيروهايش در شکست  قوای شوروی وقت حرفهای بسيار مؤجز و ارزشمند ارايه کرد. برادران هر يک: مولوى نيازى و استاد عبدالغفار رشيدى نيز پيرامون موضوع صحبت هاى ارزندهء ايراد فرمودند. 
آقای مجاهد، به خاطر ضيقی وقت از برادر حکمتيار خواست تا در جايگاه تشريف آورده و از سخنان عالمانه اش حاضرين را مستفيض سازد.
صف ها آرامش را اختيار کرد. تنها صدای مهر پرور رهبر، در دل ها طنين انداز شد!!
امير مجاهدان!
نخست بدون ذکر نام که بدون ترديد همه داراى مقام عالى نزد الله اند به همه شهدای کشور به ويژه شمالی بزرگ بدون تبعيض  اتحاف دعا نمود.
بعداً از همه مشمولين اين همايش بزرگ هوادارنش، تشکر کرد که حضور سبز داشتند.. از مجاهدت مردم شمالی در زمان تجاوز قشون سرخ شوروی تمجيد به عمل آورد.  از مردم خواست تا توطـيه های دشمن را شناسايی نموده در پی خنثی سازی آن برآيند.
پارلمان را به دو دسته تقسيم کرد . يکی افراد شايسته ايکه با عزت وسربلند  در راه دفاع از حق وحقوق مردم تلاش دارند .
ديگری، عناصر غاصب ، چپاولگر، زور گو که با هر کسی معامله ميکنند!!
وی توزيع تذکره های الکترنيکی را نياز جامعه دانست.
آقای حکمتيار از مردم خواست تادر پروسه های ملی سهم بارز گيرند .
انتخابات شفاف وعادلانه را يگانه راه بديل تعويض رهبری در دولت دانست.
از مردم خواست تا به انسانهاى صالح در انتخابات رآی دهند.
 ومطالب سود مند زيادی را به مردم در ميان گذاشت و....
صحبت هايش همه شنيدنی بود و دلچسپ!
مردم به وی  با يک صدا تعهد سپردند.  
در فرجام حوالی ساعت دوازده نيم ظهر  محفل با دعائيه اختتام يافت.
و سپاس ميگويم از زحمات همه عزيزانى که با کمال ايمانداری در برگزاری محفل تلاش نموده و ا ز آنهائيکه باوصف چالش ها حضور يافتند. و در پايان از نيرو هاى امنيتى و پوليس که در تامين امنيت همکارى بى شايبه نموده و همچنان از رسانه ها که در انعکاس اين همايش تاريخى بذل مساعى نموده اند سپاس ميگويم.  



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th September, 2018