تفصیل | شهادت 

18th September, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

پیامد حوادث (ارچی) و( برچی) - آغــاز دور صـلح و پـایـان عمـر جنـگ

فریدون افراسیابی

2018-05-21

ماه ثور سال روان شاهد دو رویداد خونبار با تفاوت زمانی در دو ساحه کشور بود، رخدادهایکه هم بخاطر اتلاف جانهای قیمتی و هم به لحاظ تشابه کلامی و اسمی، سر زبانها رفت و محور بحث  گفتمانهای گوناگون رسانه یی و غیر رسانه یی را ساخت.
مجلس دستاربندی یک مدرسه دینی ارچی کندز که در آن فارغان و حفاظ خورد سال نیز شامل بودند هدف بمبارد هوایی قرار گرفت.
ارچی تحت اداراه طالبان است و گفته میشد درین حمله، یکعده افراد مهم طالبان نیز حضور داشتند که شمار مجموعی شهدا و زخمی ها از مرز دو صد نفر بالا میرفت.
یک حمله کننده که تصویر آن در شبکه های اجتماعی پخش شده است و مسوولیت آن را گروه داعش پذیرا شد، مرکز ثبت نام دشت برچی کابل را هدف قرار داد که در انفجار آن بیش از صدوپنجاه نفر مردم ملکی و دانش آموزان دختر و پسر شهید و مجروح گردیدند.
بگونه ایکه همه شاهد بودیم ظاهراً، چنین تصور میداد که این حملات از آدرسهای مختلف و متضاد و با اهداف متفاوت سازمان داده میشود، حالانکه اهداف نهادی و نهانی این حملات مذموم و ظالمانه مسایل مشترکی را دنبال میکرد، همین مطلب تبصره کنونی ما را نیز محور میدهد.
*بحثهای سازمان یافته
بدنبال رونما شدن حملات ارچی و برچی، بحثهای که در تلویزیونهای آزاد و غیر آزاد و شبکه های مجازی فیسبوک و تویتر صورت میگرفت بازهم بدو صورت متضاد بمشاهده میرسید:
گروهی میآمدند و از حملات دشت ارچی کندز به این عنوان پشتیبانی میکردند که گویا طالبان در مدارس از شاگردان علوم دینی سربازگیری میکنند و یا اینکه جلسات مدارس دینی را  تحت پوشش اهداف نظامی وسیاسی خود قرار میدهند. اینها در صفحات شان تصویرهای اطفال خوردسال را حین آموزش  و استعمال سلاح به عنوان گواه و دلیل بر ادعای خود پخش میکردند. عکسهای شاگردان مکتب با لباس همگون و منظم در ساحه دشت برچی نیز در تبلیغات  تائيدى کسانی شامل بود که از حمله طیارات جنگی بر مدرسه ارچی نیز حمایت میکردند.
گروه دیگر از فعالان همین شبکه ها حمله ارچی را قاطعانه محکوم میکردند و آنرا در زمره جنایات بی پیشینه جنگی میخواندند. عیب بزرگ این تحلیلگران آن بود که حادثه دشت برچی و حمله بر یک مرکز ثبت نام را به رویدادهای سوریه ارتباط میدادند و چنین وانمود میساختند که حملات بر ساحات شیعه نشین افغانستان گویا پیامد حوادث سوریه است. این نوع برداشتها و رنگ آمیزی روی قضایای جنگی خود نمایانگرفعالیت منابع مرموز و پنهانی است که میخواهند با شعله ور ساختن برخوردها و دشمنی ها صف مقاومت ملت را ورشکست بسازند. از آن گذشته تحولاتی که در سوریه ایجاد شده و مداخلاتی که در آنجا به سرپرستی و اشراف ایران در دست اجرا است از سه سال جلوتر نمیرود، حالانه مشاهده میکنیم توسل به حملات وحشت انگیز در افغانستان بمرام تحریک اختلافات فرقه یی از آغاز تهاجم ائتلاف جهانی در سال 2001 و در هفده سال گذشته پیوسته دنبال شده و هیچگونه پیوندی به مسایل سوریه نداشته است.
هر دو جریان  هر دو طرف بحثهای سازمان یافته و زرگری بگونه مشترک میروند روی یک نکته و یادآور میشوند:»شمولیت حزب اسلامی در حوزه تفاهم سیاسی با حکومت کدام اثر ملموس بخاطر صلح و ثبات نداشته است.« این یک تلاش روشن در پای هر میز مذموم میباشد و هر عنصری که میخواهد واکنشهای فرقه یی و سیاسی داغ شود ضرور زبان و قلم شانرا به بدگویی فعالیتهای صلح آمیز حزب اسلامی نیز دمساز میسازند.
این پندار را میخواهند، عام بسازند که نقش حزب اسلامی به حیث حزب اول این کشور در قبال صلح گویا سودمند نبوده است و بزعم آنها حکومت و حامیان بیرونی آن باید درین زمینه تجدید نظر نمایند. حمله بر فعالیتهای صلح آمیز حزب اسلامی سرنخ شناخت شبکه ها و عناصری است که میخواهند سیطره بیگانه و وابستگی را در افغانستان نهادینه بسازند. برای این عده هدفی مهمتر از این نیست که احزاب عمده و سنگرهای تجمع و سازماندهی این ملت تحت این بهانه تخریش و تضعیف گردد.
* حرکت آرام صلح
عناصریکه در بحث های رسانه یی راه غلط را انتخاب میکنند و دنبال دادن یک تصویر وارونه از قضایا میشوند، این حقیقت را فراموش میکنند که از سال 2001 و بدنبال رویداد یازدهم سپتمبر 50 کشور تحت بیرق ائتلاف جهانی و جنگ ضد دهشت افگنی به افغانستان آمدند. هدف این کشورها درین تهاجم نظامی آوردن صلح و ثبات در افغانستان پساطالبان بود.
عملیات نظامی ائتلاف جهانی بسرکردگی امریکا میبینیم که به ناکامی کامل انجامید. بیشتر این قوتها که شمار شان به دوصدهزار نفر نزدیک میشد، تا پایان سال 2014 از افغانستان بیرون شدندو نتوانستند صلح و ثبات را به ارمغان بیاورند.
حکومت اوباما آماده خروج قطعی شد و همین تحول بود که حزب اسلامی رفتن به روند تفاهم را بهترین راهکار تشخیص داد. از آن تاریخ به بعد اگرچه کشورهای عضو ائتلاف و در رأس امریکا و انگلیس به بهانه رویکار شدن حکومت های تازه خواسته اند، سرگرمیهای نظامی و جنگی را در افغانستان دورباره تیز نمایند، ولی تردیدی نیست که پس از آمدن حزب اسلامی به جریان تفاهم سیاسی فضای روشن برای  صلح باز شد، کاریکه در حضور نظامی پنجاه کشور هرگز در فضای این کشور ایجاد نشده بود.
بزرگترین نشانه مساعدت ساز صلح پس از تفاهم سیاسی حزب اسلامی با حکومت، آماده شدن طالبان برای آغاز مذاکرات فیصله کن صلح و پایان جنگ بود که در نامه رسمی امارت به آدرس حکومت ایالات متحده امریکا ارسال شد. در ادامه همین تحول بود که طالبان بطور رسمی آمادگی نشان دادند تا به بهانه پیشنهاد اسماعیل خان والی سابق هرات با جناحهای جهادی شامل در حکومت مذاکره نمایند.
حالا این تصور عام شده که برخی حلقه ها عمداً حرکت صلح را چه از راه تبلیغات و چه از راه اجرای حملات دهشت افگنانه میخواهند مزاحمت نمایند. اما حقیقت این است که فصل روی آوردن به جنگ، هم برای قوتهای خارجی، هم برای حکومت و هم برای قوتهای مخالف و مسلح دیگر پایان یافته است. حتی منابع طالبان از تحت غور قراردادن »بسته صلح« رئیس جمهور از سوی طالبان نیز خبر دادند.
خوب است، قوتهای خارجی و در رأس ایالات متحده امریکا ابتکار فعالیت صلح را در دست بگیرند و برای پایان جنگ حرکتهای سیاسی را آغاز نمایند.

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

18th September, 2018