تفصیل | شهادت 

15th July, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

نا رضایتی مردم در حال افزایش است

فريدون افراسيابى

2018-07-11

از آنروز هفده سال سپرى شده است، ولى فکر ميکنم همين ديروز بود که از جلال آباد بطرف کابل ميامديم و در يک رستوران سروبى براى نماز و صرف نهار معطل شده بوديم ، مرد  روستايى را ميديدم که چاى سبز و کباب را در جلو خود گذاشته و چهارزانو رخ بطرف بند سروبى نشسته بود، درين لحظه طیاره غول پيکر و بمب افگن امريکايى از بالاى سرما گذشت، مرد بعلامت خوشى دستهاى خود را بالا کرد و گفت : »قربان بالهایت، از برکت تو است که اينجا آرام نشسته ايم و کباب ميخوریم

مرد گفت : »يکماه قبل جرئت نداشتيم از اين راه بگذريم، چه رسد که بنشينيم و نان و چاى نوش جان کنيم !!«

اين حرف هفده سال قبل بود، اما حالا بيائيد بشنويد که باز هم همين مردم در باره آمدن و بودن امريکا چه میگويند: درون يک موتر تونس هستيم، نزديک بى بى مهرو و قلعه جنگى، راه بندان است و اين راه بندان بخاطر عبور وسایط زرهی و سربازان خارجى بوجود آمده است . يک طفل شیرخوار ناقرار است، مثليکه از گرما و معطلى موتر به تنگ آمده ، مادر هر قدر میکوشد طفل ساکت نميشود، بعد با خشم و صداى بلند ميگويند، »خدا امريکا ره تباه کند که وطنه تباه کرد، هم با دزد است، هم با صاحب خانه - هم به انتحارى پول ميده، هم به اردوى ملى

اين تاثرات و تبصره ها جرعه و نمونه اى بود از دریای افکار مردم، چرا درين فاصله، موقعيت امريکا و پاليسى امريکا در افغانستان و در برخورد جامعه اين گونه گرفتار نوسان و تغيير شد؟! فکر نکنيم اين برداشت تنها و منحصر به مرزهاى افغانستان است، به همين تناسب،  عين تغيير در سراسر دنيا و حتى در ميان مردم امريکا قايل سنجش و پيمايش قرار ميگيرد و مارا به درک انگيزه هاى اين تغيير و تحول وامیدارد.

 ž  همخوانى نقش ها

حالا در غلط بودن اين ادعا هيچ ترديدى وجود ندارد که گويا امريکا پس از شکست شوروى سابق افغانستان را ديگر بفراموشى سپرده بود، حقيقت آن است که پس از انسحاب نيروهاى ارتش شوروى سابق امريکا، براى اهداف استراتيژيک بعدى خود که پس از درامه خود ساخته يازدهم سپتامبر

 روى آب آمد، بگونه پنهانى و مرموز زمينه سازى کرده بود .

پيتر تامسن، ديپلومات و نويسنده ورزيده امريکايى که بين سالهاى ١٩٨٩ و ١٩٩٢ به حيث نماينده خاص رئيس جمهور بوش اول،  براى مجاهدين ایفای وظيفه کرده است، کتابى را بنام ((جنگهاى افغانستان)) در ٨٠٠ صفحه نگاشته، تامسن در واقع بنيانگزار کارمخفى و اطلاعاتى امريکا پس از دور جنگ سرد میباشد. اين فرد توانست با تحريک خود سرى ميان فرماندهان ورهبران مجاهدین بستره مساعدى  براى جنگهاى داخلى فراهم نمايد، اين جنگها تا زمانى ادامه پيدا کرد که محبوبيت و پايگاه مجاهدين آسيب پذير شد و شرايط براى ظهور گروهى بنام طالبان فراهم گرديد.

 پيترتامسن ميگويد: »اداره کلينتون و بوش قبل از يازدهم سپتامبر ٢٠١١ اختيار سیاست خارجى امريکا پيرامون افغانستان را به پاکستان يعنى در عمل به ارتش و دستگاه استخبارات آى اس آى قرار سپردند

در هر حال امريکا بوسيله پاکستان و طالبان زمانى مجاهدين را از صحنه بيرون نمود که مردم در مطالبات شان با آنچه و بظاهر روی میداد، همخوانى و مشابهت ميديدند. مردم از جنگ داخلى به ستوه آمده بودند، وقتى طالب آمد، فرشته نجات تلقى شد، مردم به اين نگاه نميکردند که در عقب طالبان کدام قدرتهاى بيرونى مخفى شده اند، امنيت و آرامى نسبى که با قدم طالبان حاصل شده بود، براى حمايت و استقبال طالبان کافى بود.

اما بزودى ماموريت طالبان در سياست گزارى مخفى امريکا به نقطه پايانى و سر انجام خود نزديک ميشد. طالبان بطور عمدى در جاده یی کشانده شدند که قبل از آنها مجاهدين همان دهليز دردناک را پشت سر گذاشته بودند. جنگ هاى ممتد داخلى، آوارگى ها و شرايط سختگيرانه طالبان فرشته هاى نجات را در نگاه مردم ملامت و منکوب نمود، قبل از اينکه امريکا و ياران موتلف آن به اشغال افغانستان بپردازند، امارت طالبان به نقطه انحلال و ضعف خود نزديک ميشد و حتى کنترول پايگاه بگرام را در حاشيه پايتخت از دست ميداد.

طالبان که در آغاز و در آمدن شان مردم شاديها ميکردند، ديگر آن  طالبان نبودند، جنگهاى داخلى آنها را از حمايت و محبت مردم دور ساخت و درست در همين زمان سربازان امريکا و ناتو وارد کشور شدند و خیمه اقتدار حکومت را در افغانستان بلند نمودند.

رهايى مردم از آوارگى، از جنگ داخلى، از بيکارى و از تدابيرسخنگرانه طالبان مانع از آن ميشد که مردم در برابر حکومت تحت الحمايه غرب شک کنند، مردم فکر ميکردند، نيروهاى خارجى که رنگ قواى صلح و کلاه پوشان آبى رنگ بين المللى را بخود ميدادند، ماموريت موقت دارند و بزودى و بدنبال سقوط حکومت طالبان که بگفته امريکا گروه القاعده را در درون خود پايگاه داده بودند، خاک افغانستان را ترک ميکنند، مردم انتظار داشتند ديگر صداى فير را نشنوند. اما دوام جنگ و ویرانی، دوام کشتار و انفجار، دوام عملیات و بمبارد هوایی از اعتبار حکومت تحت حمايت آن کاست و چهره امريکا را در نگاه مردم قدرت رياکار دو چهره نقاشی کرد، قدرتیکه میخواهد با ادامۀ بحران، افغانستان را پایگاه اهداف منطقه یی و جهانی قرار دهند.

ž  استراتيژى بحران

حالا مردم افغانستان ديگر همه درين اتقاق کرده اند که امريکا و همسايه ها در يک نکته پنهانی هم نظر اند و آن دوام بحران و جنگ  در افغانستان ميباشد، مردم ديگر به متن اعلاميه ها و خطابه هاى بشر دوستانه و بلند و بالاى رهبران امريکا، پاکستان، ايران حتى روسيه و چين فکر نميکنند، به این فکر میکنند که اين کشورها تا هنوز آماده نیستند براى ختم غايله دردناک صادقانه با مردم افغانستان دست همدردى و همکارى بدهند.

حکومت و حدت ملى از سوى ايالات متحده سراقتدار آمد، در چندین نشست بین المللی رهبران خود امریکا سخن از حمايت اين حکومت ميرفت، اما در عمل می بینیم که اين حکومت با صد ها مشکل از سوى امريکا و جامعه بين المللى در وسط ميدان رها شده است، امريکا با حکومت افغانستان در برابر هر گونه تهديد بيرونى و درونى با دو تفاهمنامه تعهداتى دارد ولى اکنون بخش ها و مراکز نظامى يکى پى  يکديگر دست بدست میشوند صدها سرباز کشته، مليونها دالر مهمات مراکز حکومتى به يغما ميرود، اما حکومت امريکا واکنشى از خود نشان نميدهد.

اداره با زرس کمکهاى امريکا از افزايش فساد در گمرکها و دسترسی مخالفين به معادن صحبت ميکند اما در برابر استخراج معادن و صدور آن بخارج از کشور که بطور عموم از تصرف حکومت بيرون است، هيچ اقدامى از سوى امريکا صورت پذير نشده است، در حاليکه قواى خارجى با پوششى که در بخش هوايى دارد ميتواند هر گونه فعاليت مخالفين را در معادن و در تدارکات مرزى مهار نمايد.

راهکار تازه اداره ترامب سخن از محدود شدن سرگرمیهاى پاکستان داشت، اما بگونه ايکه مشاهده ميکنم ، پاکستان بيش از هر زمان ديگر براى انجام اقدامات مزاحمت آفرين و چالش بر انگيز در افغانستان اطمينان يافته است. پاکستان توانست به همکارى امريکا و حکومت افغانستان رهبر طالبان پاکستان را در داخل افغانستان و در ساحات تحت اداره طالبان از سر راه بردارد، عمليات حذف رهبر طالبان در شرايطى انجام شد که شکايت امريکا و حکومت افغانستان از مداخلات پاکستان به حدود نهایی گراف خود نزديک شده و حاکمیت یکطرفه پاکستان در مرز که حالا کار سیمکشی آن تکمیل میشود، مسلم گردیده است.

اگر چه تاکنون سندى که نشانه همکارى عملى ايران ور روسيه را در حمايت و پيشتيبانى از طالبان به معرفى گرفته باشد، بدست نيامده است، همينکه روسيه و ايران از تماسهاى شان با طالبان در حضور ميديا صحبت بميان آورده اند، اين خود دال بر همکارى اين کشور ها با طالبان دارد.

در مجموع هر روزيکه به عمر جنگ اضافه ميشود باور استراتيژى بودن ادامه جنگ را در افکار عامه دنيا زياد ميکند و به همين پيمانه صداقت و سيماى کشورهاى ذيدخل در جنگ را بشمول امريکا، پاکستان، ايران در پکتيکا مردم افغانستان و جهان بگونه جدى تحت پرسش قرار ميدهد، در زمان اوباما رویکرد امیدوار کننده یی برای ختم این غایله خونین روی صحنه آمد، چیزی در حدود صد و چهل هزار سرباز خارجی افغانستان را ترک گفتند، حزب اسلامی به تأسی از همین انکشاف رفتن به جریان سیاسی را مشی خود قرار داد. در زمان کمپاین دونالد ترمپ، علامت روشنی برای ختم جنگ مشاهده میشد، اما با شروع کار ادارۀ ترمپ بار دیگر تنش ها زیادت گرفته است.

کشورهاى پاکستان، ايران و روسيه در آغاز هماهنگ امريکا بودند، سياست ناجور امريکا همين کشورها را در خط مقابل قرار داده است. حالا وقت آن رسيده که امريکا بار ديگر پالیسی خود را با خواست مردم افغانستان که همان پايان فورى جنگ و رفتن بطرف مذاکرات صلح است هماهنگ نماید.

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

15th July, 2018