تفصیل | شهادت 

10th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

شمه يي از خاطرات زندان پلچرخي كابل - قسمت اول

اسدالله حبیب

2018-07-22

سال ١٣٦٠ هجري شمسي بلاك اول  منزل سوم سمت غربي در يكي از اطاق ها با جمع از زندانيان كه تعداد آن ها به هشت و در  بعضي أوقات ده نَفَر ميرسيد بسر ميبردم در منزل دوم تعدادى از بهترين فرزندان مجاهد و مبارز زنداني بودند كه بعضي شان در قيد حيات استند و بعضي شان در زندان مخوف از جانب قصابان  سفاك و بي رحم الحادي جام شهادت را نوشيدند بعضي مواقع طبق معمول وضع شده قومانداني بلاك اول جهت استفاده از انرژي افتاب در هر ٢٤ ساعت و يا ٤٨ ساعت انهم كه هوا و يا روز افتابي مي بود در صحن بلاك با نظارت دقيق موظفين در محلات تعين شده فقط قدم مي زدند طبق خواست و در نظر داشت دستور هر اطاق و يا دو اطاق با هم در صحن بلاك براي نيم ساعت ، يك ساعت قدم ميزدند وبعد دوباره به اطاق هاي تاريك و بسته ميرفتند يكي از روز ها وقتي در صحن بلاك  ساحه تعين شده قدم ميزدم  ناگهان صداي بگوشم رسيد  برادر. أسد چون موظفين متوجه نظارت بودند من طرف بالا نگاه كردم از لإبلاي همه كلكين هاي تنگ چهره كسي تشخيص نمي شد  به قدم زدن شروع كردم دوباره صدا بگوشم رسيد اين بار صداي يك خواهر متعجب گرديدم خود را نزديك صداي احتمالي خواهر نمودم وقتي نگاه كردم از عقب كلكين هاي كوچك اطاق هاي انفرادي خواهري صدا ميكند برادر أسدالله شما هستيد ؟ صحنه كه هيچگاه فراموش نميكنم  خواهر شجاع ، غيور نماي از مبارزه با چهره افسرده ولي روحا قوي آنقدر غيور با مورال عالي كه روح تازه بر برادران ما مي بخشيد در اطاق دو نفري با خواهر مسلمان ديگرگفت من  شغنان خواهر مبارز شما هستم در حاليكه أشك چشمانم را حلقه زده و صحنه يك خواهرمسلمان ما در عقب ميله هاي زندان بخاطر مسلمان بودن تعهد به اسلام ، متعهد به وطن ، مبارزه عليه استكبار ،شجاعانه غيورانه  نسبت اداي مسوليت اسلامي خويش از جانب سفاكان و مزدوران دون صفت روس ظالمانه دربند و از أزادي طبيعي محروم گرديده  ولي جانب ديگر صداي خواهرم ، مورال خواهرم ، شجاعت خواهرم ، مبارزه خواهرم در عقب ميله هاي زندان  بمن و ساير مردان زندان روح تازه ، مقاومت بيشتر ، مبارزه  راخستگي نا پذير ساخت خواهر مجاهده و مبارز شغنان كه از خانواده مبارز ، مجاهدو افتخار همه برادران مبارز افغانستان بود از عقب پنجره هاي زندان به ما روح تازه مي بخشد ، دلداري ميدهد و مي ميگويد برادر تشويش نداشته باشيد مقاوم باشيد اگر چيزي ضرورت داشته باشيد خواهرت در خدمت است .
خواهر مبارز و مجاهده شغنان واقعا مورال برادران را بشمول بنده بيشتر تقويت بخشيد در منزل اول بلاك اول قسمت شرق دو خواهر بنام مليحه از ليسه عايشه دراني مربوط جمعيت اسلامي خواهر حسينه از ليسه رابعه بلخي ،  سه خواهر ديگر كه اسما ان ها را نمي دانم زنداني بودند  در صحن بلاك اول قسمتي بنام  ديپو موقعيت داشت كه انزمان  فأميل حفيظ الله امين تحت نظر محبوس بودند  منزل دوم بلاك دوم قسمت غربي انزمان اكثر برادران بشمول استاد كبير احدمنش ، استاد اورنگ كه به بلاك ديگري انتقال گرديد و از جمله زندانيان ايام اقتتدار حفيظ الله امين در زندان باقي بود كه حتي استاد سياف در جدي ١٣٥٨رها مي گردد ولي استاد كبير و استاد اورنگ رها نمي گردد در منزل دوم بلاك اول برادر محمد موسي فريور ، برادر رحمت الله جمال ، انجنير محمد شفيع ، سيد اغا مشهور به نوراغا ، شهيد حاجي نواب ميدان وردگ ، عنايت از ده سبز و چند تن از سازمان ماويستي شعله جاويد كه كادر هاي رهبري ان هم شامل بود در سمت غربي و شرقي بلاك اول محبوس بودند  بلاك اول جاي بود كه اكثر زندانيان بشمول بهترين فرزندان مبارز و مسلمان اين وطن ظالمانه به سوي إعدام رفته و جام شهادت را نوشيدند قابل ياد اوري است يك خواهر ديگر به اسم خاتول هم زنداني بود كه فعلا با يكي از برادران متعهد عروسي و در كانادا بسر ميبرد  خواهر مبارز مجاهده ما شغنان كه خانواده ايشان مبارز و مجاهد پرور بوده فعلا در اروپا زندگي داشته خواهر ما طبق معلومات در اروپا جهت استقرار برنامه صلح   ملي و انسجام خواهران ، حلقات دعوتي كار سازنده و  قابل توجه داشته تحرك شان در رابطه دعوت اسلامي مصالح  كشور همچنان ادامه دارد كه برادران اروپا از ان مطلع هستند همان روز دوباره بعد از يك ساعت تفريح تعين شده دوباره بطرف اطاق ها رفتيم وقتي تاريك شُب فرا ميرسيد از جانب موظفين زندان نظاميان كه اكثر شان متعلق به حزب بدنام منفور خلق و پرچم بودند  تحت عنوان سپاهيان انقلاب كار ميكردند مدت زياد وقت در بلاك اول توظيف نظارت را بِه عهده داشت  به زندانيان ميگفتند  امشب براي چند ساعت از پنجره ها حق ديد  صحن بلاك را نداريد.  طَي هوشداريه به همه اطاق ها گوش زِد مي كرد  اما زندانيان نظر بِه تجربه ميدانست كه قصابان و سفاكان ظالم  برنامه ظالمانه و كشتار فرزندان اين كشور  را دارند  سياهي ظلمت شُب فرا ميرسيد برق  ها خاموش موتر  هاي ترسناك   و مخصوص داخل بلاك ميگرديد  چند ساعت دوام ميكرد تا زندانيان را كه در نظر بود يكايك به منزل اول  اطاق بنام تنوير سياسي ميبرد. دهن مظلومان را پخته و بعد پلاستير مخصوص  مي گذاشت  و بعد قصابان  سفاك  ونوكران كريملن  زندانيان مظلوم را در موتر ها جابجا كرده به كشتار گاه پليگون و يا جاي مخصوص بيرون از محبس  ظالمانه إعدام ميكردند   بعد از بيرون رفتن موتر ها  دو باره برق ها روشن ميگرديد  سكوت حكمفرما بود  فردا و يا روز هاي بعد اطلاع ميرسد كه  چندين  تن از فرزندان صديق مسلمان و متعهد كشور طعمه شكار و كشتار سفاكان گرديده بر نامه هاي ظالمانه سفاكان جريان داشت  براي چند روز تفريح سقوط مي كرد بخاطر اينكه زندانيان از جريان كشتار اگاهي پيدا نكنند  اما به نحوه زندانيان خبر مي گرديد ....
طبق  ميل و لزوم ديد  مسولين بلاك اول    يكي از روزهاي  ديگر جهت استفاده از انرژي افتاب و قدم زدن  به صحن بلاك اول  بيرون  امديم  قبل از ما چند اطاق از منزل دوم بيرون امده بود  وقتي به صحن بلاك رسيديم  در يك قسمت كه اله سپورتي متوازي  نصب بود چشمانم به دو برادرمتوجه گرديد كه هنوز استفاده از اله متوازي ميكرد در اين حالت به بهانه استفاده از اله سپورتي متوازي زود تَر خود را رساندم  تا با برادران صحبت كنم. 
ادامه دارد...

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

10th December, 2018