تفصیل | شهادت 

15th October, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

دو اقدام مهم: یکی برای امریکا یکی برای حزب اسلامی

فريدون افراسيابى

2018-07-22

گاهیکه رجال مهم سیاسی داخلی و بیرونی در جاده های پر ازدحام کابل به حرکت میایند راهبندان و تدابیر سخت و آزار دهنده یی حکمفرما میگردد. روزانه چندبار این اتفاق در بخشهای مهم پایتخت رونما میشود و یک بدنه شهر را از آمد و شد فلج میسازد.
مردم در زمان راهبندان نه تنها اینکه اوقات و لحظات گرانبهایشان ضایع میشود و جسم شان از گرما و سرما اذیت میگردد که پول شان نیز به هدر میرود. ممکن است یک فاصله پانزده دقیقه تا یکساعت و نیم طول بکشد. در اینحال سواری مجبور میشود کرایه خود را پرداخت نماید و پای پیاده راه منزل مقصود را در پیش بگیرد. گراف شکایات و نارضایتیها و تبصره های اعتراض آمیز در برابر دستگاه حاکمه زمانی اوج میگیرد که بیماران، کودکان خوردسال و یا بار و محموله سنگینی با سواری همراه باشد.
مراقبتها و راهبندان جاده ها، با تردد سربازان و رجال امریکایی به نقطه نهایی خود میرسد. جاده زیبای دارالامان درین نزدیکی حد اقل سه بار شدید زیر حراست قرار گرفت؛ روزهایی که دیپلومات های برجسته امریکایی در روزهای جداگانه یی به اقامتگاه رهبر حزب اسلامی میرفتند. شکایتها مثل همیشه بالا بود، اما حالا در میان اعتراض حرفهای مثبت و امیدوار کننده هم توأم میشد که تبصره امروز ما هم در همین راستا محوریت پیدا میکند.
—تلاش مشترکات
فرد اول و مهم درین ملاقاتها آقای جان باس سفیر کنونی ایالات متحده در کابل میباشد. بسیاری ناظران به این نظر اند که پس از آمدن آقای جان باس فعالیتهای سیاسی برای آمدن تفاهم سیاسی بیشتر شده است. وقتی خبر ملاقات جان باس با رهبر حزب اسلامی در صفحۀ فیسبوک زیر تبصره قرارگرفت، بسیاری این پیامد را به فال نیک گرفتند برخی هم از این رویداد اظهار نگرانی و تشویش نمودند.
یکی از کاربران صفحات مجازی تشویش خود را بگونه صریحتر ابراز داشته و خاطرنشان نموده بود: ”جان باس هماهنگ دهنده داعش در سوریه و عراق میباشد و مستقیم در پشتیبانی گروه های النصره و داعش دخیل بوده است. هنوز ماموریت آقای باس در افغانستان تازه آغاز شده، البته آینده روشن خواهد ساخت که این دپیلومات ورزیده امریکا چه برنامه یی را در افغانستان تعقیب مینماید.“
کارگزار مهم  و دومی که به ملاقات جناب حکمتیار آمد آقای زلمی خلیلزاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان و بعدتر سفیر دایمی ایالات متحده در سازمان ملل بود. نام خلیلزاد پس از کنفرانس بن 2001 سر زبانها آمدوی که نماینده پس پرده امریکا درین مذاکرات بود با مهارتی که داشت توانست حکومت پساطالبانی را با ریخت فرقه گرایانه و نامانوس پیریزی نماید و کاری کند که نهال تفاهم و همکاری درین حکومت تا حال ریشه نگیرد.
خلیلزاد و سایر  گروهها و حلقه های را که با مجاهدین سر ستیز داشتند و در اقلیت بودند، در مقام رهبری و تصمیمگیری این حکومت قرار دهد. بر پایه مهندسی خلیلزاد بود که افراد منسوب به جریان روم، چپی های سابق نوع چینی، دیموکراتها که از آن ها در دوره جهاد و جنگ سرد خبری نبود به ترتیب در حکومت تحت الحمایه امریکا مناصب و موقعیت مهم پیدا نمایند. حساسیت و مخالفت خلیلزاد در آنزمان و با حزب اسلامی تا درجه یی زیاد بود که در کتاب خود، با شرح و تفصیلی که از جریانات کنفرانس بن میدهد، یادی هم از جریان قبرص نمیکند. در حالی که اگر منصفانه بررسی شود، اتموسفیر مذاکرات بن و پیش زمینه آن در حقیقت از سوی کنفرانس قبرص پی ریزی شده بود. کنفرانس قبرص یک جریان مستقل بود ولی بنابر اینکه، مجری و کارگزار آن آقای محمد همایون جریر منسوب به حزب اسلامی میشد و از طرفی با آقای حکمتیار پیوند خویشاوندی داشت، هدف مخالفتها و نا انصافی های کنفرانس بن قرار گرفت.
در باره گذشته خانم الیس ویلز، معاون وزارت خارجه امریکا سومین دیپلومات بلندپایه که چند روز قبل با هیئت معیتی خود به دیدار جناب حکمتیار رفت، قبل از این دیدار از خانم ویلز در اخبار نقل میشد که وی به پاکستان میرود و این مسافرت او با گذشته فرق خواهد داشت. ویلز یادآورشده بود که اگر تلاشهای صلح ناکام شود، امریکا از راهکار جنگ و نظامی در برابر طالبان کار خواهد گرفت.
با این پیشینه و مسایلی، ذوات بالا با جناب حکمتیار مذاکراتی انجام دادند. در تبصره های یومیه آمده که این ملاقاتها در محور آتش بس، انتخابات و نقش گیری بیشتر حزب در پیشبرد امور دولت بوده است، حال باید دید. ظروف کنونی پالیسی امریکا و حزب، کدام مشترکاتی خواهد توانست نوعی همکاری متقابل را در میان آنها رنگ بدهد. مهم این است که بدانیم حالا امریکا از حزب اسلامی چه مطالبات و انتظاراتی دارد.
—دو اقدام مهم
در این شکی وجود ندارد که مردم امریکا از آنچه طولانیترین جنگ امریکا خوانده شده ناخشنود اند و علاقه دارند که دامان این گرفتاری هرچه زودتر جمع گردد. ولی هیچگونه شواهدی و اسنادی در دست نیست که برویت آن بتوان ادعا کرد که حلقات حاکمه و محافل تصمیم گیر و پشت پرده در امریکا نیز از دوامدار شدن جنگ در افغانستان ناخشنود باشند. مشکل است بگوییم سیاست امریکا جدی دنبال آن است که به گرفتاری امریکا در افغانستان پایان بدهد. با این توهم چگونه میتواند مشخص ساخت که خطوط اصلی مطالبات امریکا از حزب اسلامی روی کدام نکاتی محوریت دارد.
یک حقیقت آشکاری که حالا وجود دارد پایین آمدن پوزیش سیاسی ایالات متحده در برابر کشورهای همسایه و ذیربط در جنگ افغانستان میباشد. از 2001 تا 2014 اینکشور ها روی تصمیم های امریکا در افغانستان مهر تایید میگذاشتند و حرکتیکه نشانه مخالفت درآن محسوس باشد مشاهد نمیشد. اما حالا می بینیم، پاکستان، روس، ایران و حتی چین خلاف رویکرد سیاسی امریکا در افغانستان کار میکنند. به تعبیر دیگر، کشورهای متذکره هیچ علاقه ندارند که دولت و حکومت افغانستان روابط رضایت بخش با امریکا داشته باشد، هر اندازه کشیدگی و فاصله میان امریکا و حکومت افغانستان بالا برود هر اندازه محاذ آزادیهای داخل نظام در افغانستان اوج بگیرد کشورهای یاد شده آنرا نشانه همین کشیدگی خواهند گرفت و حساب آنرا بپای ناکامی سیاست امریکا در افغانستان خواهند نوشت.
پس تردیدی نمی ماند که در چنین نابسامانی کشورهای یاد شده از هر نوع مداخلاتیکه موقعیت امریکا را تضعیف کند و میزان نارضایتی مردم افغانستان را از امریکا بالا ببرد امتناع نخواهند کرد.
برویت همین حقیقت میتوان قاطع نظرداد که امریکا از یک حکومت فراگیر که روابط رضایت بخش با امریکا داشته و در برابر مداخلات همسایگان حساس باشد، استقبال میکند و حزب اسلامی قویترین و فراگیرترین  حزبی است که در تشکیل چنین حکومت قادر است نقش عملی و کامیاب ایفا نماید. میتوان ادعا کرد که ملاقات سه کارگزار مهم امریکا با جناب حکمتیار حکایت از بازنگری سیاستی را دارد که در جریان کنفرانس بن از سوی امریکا در برابر حزب اسلامی اعمال شده بود. اما یک کار مهم درین راستا پیش روی امریکا و یکی هم برای حزب قرار دارد. امریکا باید حساسیتها و ملاحظاتی را حذف نماید که باعث میشد از موقعیت حزب اسلامی در تحول کنونی جلوگیری نماید. رشد روابط حزب اسلامی و امریکا در گرو آن است که ایالات متحده انگیزه های را که حزب برویت آن وارد جریان سیاسی شد ارج بگذارد و به سرگرمیهای نهانی در افغانستان کاهش بدهد. کار عمده و مهم برای حزب اسلامی آن است که بتواند جاده دشوار گزار و پل ویرانی را بازسازی و آماده نماید که میان حکومت و احزاب دیگر و  ظرف این هفده سال بوجود آمده است.
در یک کلام میتوان نتیجه گیری کرد که بهبود اوضاع افغانستان به این دو کار مهم پیوند خورده است: اگر امریکا بتواند سیاست واقعبینانه یی را در برابر حزب اسلامی دنبال نماید و حزب قادر به جلب همکاری و اعتماد جناحهای شامل دولت شود، حزب میتواند بطور حتم  اعتماد طالبان را  کسب نماید و آشتی و صلح همیشگی را در افغانستان رهبری نماید.
 

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

15th October, 2018