تفصیل | شهادت 

10th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

شمه يي از خاطرات زندان پلچرخي كابل - قسمت دوم

اسدالله حبیب

2018-07-22

پيوسته به گذشته ...
دو و يا سه بار ديگر حاجي نواب شهيد را بازهم از دور ديدم؛ ولي ملاقي نگرديدم. باز هم يكي از روز ها ظلمت شب فرا رسيد، مسؤولين بدروازه اطاق ها آمدند و هوشدار دادند كه از پنجره ها امشب براي چند ساعت بيرون را نگاه نكنيد،  همه باز هم در سكوت قرار گرفته در ذهن برادران زنداني تشويش ایجاد شد كه امشب سفاكان كريملن، این گرگان وحشي كدام برادران مسلمان ما را ظالمانه اعدام خواهند کرد.  بعد برق هاي  بلاك خاموش گرديد، موتر هاي مخصوص بنام بخار داخل بلاك اول شد، سكوت همه جا را فرا گرفته بود. قصابان و سفاكان در اجراي برنامه هاي ابتدائي شان بودند، چند ساعت بعد موتر هاي سفاكان وحشي از بلاك اول خارج گرديد، فردا روز اطلاع حاصل كرديم كه بهترين فرزندان مبارز مسلمان كشور كه در جمع ایشان برادر مبارز و قهرمان ما با چشمان سرمه كه هر لحظه در انتظار شهادت بود ظالمانه اعدام گرديد. روحش شاد باشد هر لحظه آخرين صحبت هاي شهيد حاجي نواب در چشمانم مجسم مي گرديد .
در ثور ١٣٥٩ بلاك دوم محبس سياسي  چون پنج ماه قبل يعني ٦ جدي ١٣٥٨ نسبت أزادي عمومي زندانيان سياسي بجز ازچند تن خالي بنظر ميرسيد. در برج ثور شاهد ازدياد زندانيان روز به روز بوديم چون ٦ جدي ١٣٥٨ اغاز تجاوز  و حضور نظامي لشكر سرخ شوروی سابق بر افغانستان بوديم  و ببرك كارمل ( كارغل ) نوكر وفادار قسم خورده شوروی، سوار بر ميله تانگ روس داخل افغانستان گرديد، در اين حالت همه مردم متدين متعهد كشور اشغال قواي بيگانه را تحمل نكردند، خيزش هاي مردمي در پهلوي مقاومت مجاهدين آغاز گرديد، قيام هاي ملي  سوم حوت مردم شهر كابل ،  ٢٤ حوت مردم مسلمان ولايت هرات و آغاز تظاهرات خواهران و برادران مكاتب شهر كابل از نمونه هاي آن بشمار ميرود. دستگيري افراد مؤمن ، متعهد ، مسلمان كشور دو باره آغاز شد، فاجعۀ دوم  مرحلۀ نوین کودتای ثور (٦ جدي)  كشتار و ويراني قتل، جنايات را خبر می داد؛ بالاخره ثور ١٣٥٩ كه در بلاك دوم منزل دوم بودم، چند اطاق مملو از زندانيان بود؛ ولي كامل هم نبود، منزل سوم  و منزل اول بلاك دوم خالي بود. در منزل دوم يك بخش كلنيك بود و در چند اطاق ديگر زندانيان بودند شاهد ازدياد زندانيان متعلمين و محصلين بوديم، چون رياست تحقيق صدارت، رياست هاي خاد ، حوزه هاي خاد شهر كابل ديگر گنجايش نگهداری زندانیان را نداشتند متعلمين و محصلين را به پلچرخي انتقال دادند، خواهران مسلمان مظاهره كننده كه تعداد شان به صد ها تن ميرسيد در رياست تحقيق نگهداري و شكنجه ميگردیدند؛ ولي نتوانستند خيزش ها را در برابراشغال و هجوم قواي شوروی در افغانستان و شهر كابل خاموش سازند،  مقاومت روز بروز اوج  مي گرفت،  در بلاك دوم نيز شاهد حضور زندانيان متعهد حزب اسلامي برادران هريك  انجنير صديق مسلميار ، استاد مبارز غلام الدين از پنجشير ، ماما هاشم از پغمان،  استاد صالح محمد قندهاري بوديم، آنزمان استاد كبير دربلاك اول بود و ساير زندانيان مثل شاه محمد مشهور به ”شاه محمد بيتل“ كادر رهبري سازمان ساما، الله محمد سراي خواجه كادر رهبري سازمان ساما، محیي الدين كلكاني ، بصير از سازمان خلق ، چندين تن ديگر كه اسم انها بيادم نيست در بلاك اول تحت عنوان باند امين، افراد كميته مركزی حزب خلق بشمول فاميل حفیظ  الله امين بودند، عبدالله امين برادر حفيظ الله امين بعداً اعدام شد ، عارف عالميار عضو كميته مركزي حزب خلق شنیدیم اعدام شد ، داكتر شاه ولي صدراعظم، قدوس غوربندي وزير بعد رها گرديدند، رشيد جليلي و غيره  در بلاك اول بود و بعد از مدتي مجيد كلكاني كادر رهبري شعله يي ها را در مكروريان دستگير و آنهم در سال  ١٣٥٩ در بلاك اول مدتي زنداني و بعد اعدام گرديد .
١٣٦١ ، ١٣٦٢ بلاك سوم  زون مركزي  كه چندين بلاك شكل مثلث اعمار شده بود در مجموع بلاک سوم و يا زون مركزي  و بعد به بلاك هاي ٥، ٦ و.... ياد گرديد  شكل  ساختمان اطاق داخل پنجره،  همانند: قفس سيمي پرنده را داشت  و قسمت ديگر، اطاق هاي انفرادي  طويل داشت، روز بروز تعداد زندانيان افزود مي گرديد  در أوائل سال ١٣٦٠  در اثر يك عمليات تهاجمي مشترك حكومت دست نشانده و روس ها بالای مركز كوهستان و أطراف  تعداد زياد از برادران كوهستان  و تعداد از مجاهدين مسلح را هم دستگير كرده و بعد به زندان اوردند كه در بين انها  صالح محمد مشهور به صالح مرچ رباني خيالي از خم زرگر ، عبدالرزاق  ، مالك جان ، حشمت الله  مشهور به حشمت سرخ ، حشمت ، معروف، داود  و غيره بودند استاد ذكرالله پنجشيري از جمعيت اسلامي ، مولوي صاحب عبدالرحمن از حركت انقلاب اسلامي ، مولوي احمدالله از پغمان شخص بد روز از پنجشير متعلق به سازمان ساما هم در بلاك سوم و دوم مدتي بود،  یكي از روز ها  تعداد احتمالي نزديك به ٣٣ تن از زندانيان از هر تنظيم مشترك بودند و چند تن انگشت شمار از سازمانهاي غير اسلامي هم بود، در يك شب اعدام گرديدند كه در بين آنها پنج تن از محصلان جوان پوهنتون بخش حقوق و شرعيات بود، در بلاك سوم شخص قربان سعيد قوماندان بلاك مقرر بود، در بلاك اول شير آقا پنجشيري مشهور به شير اقا كور و در بلاك دوم يك عسكر وفادار غول صفت بنام درود  و يا نمرود مشهور بود به رتبه فوق العاده  به صفت قوماندان بلاك دوم تعیین بست شده بود، اعدام زندانيان  رو به افزايش بود در سال ١٣٦٠ به تعقيب خبر هاي ناگوار خبر شهادت بزرگ مرد قهرمان استاد اکبر(رح) مسؤول كميته محصلين حوزه مركزي شهر كابل حزب اسلامي را در ساحه تايمني كابل از طريق تلويزيون و راديو استماع كرديم كه واقعاً خبر مأيوس كننده براي همه بود، بِه تعقيب ان خبر دستگيري مبارز قهرمان نيازالله مشهور به مدير نصرت را اطلاع یافتیم  كه اكثر برادران را غمگين ساخت. در بلاك سوم تحركات نيز عليه جاسوسان و اعتصابات در حال توسعه بود چون يك بار اعتصابات غذائي آغاز گرديد كه برادران را زياد شكنجه و لت كوب ظالمانه كردند
يكي از روز ها طبق معمول در ساحه محدود و تعين  شده بلاك دوم جهت استفاده انرژي آفتاب براي يك ساعت  بيرون آمديم، در مسير دروازه صحن بلاك همانند چهره كاملا  استاد اكبر را ديدم، فكر كردم استاد حميدالله ”استاد اكبر“ است. آخر سال ١٣٥٩ بود واقعا زياد متاثر و به تشويش بودم، چون از مسير دور تَر  با كنترول شديد موظفين ما زندانيان به صحن بلاك آمديم در حالی که حق صحبت  و حتي  نگاه  متواتر  طرف ساير  اطاق ها و يا زندانيان ديگر را نداشتيم، بعد از طريق  برادران اطلاع  حاصل كردم كه چهره كاملا شبهه استاد اكبر، شخص صفي الله برادراستاد اكبر است، فكر كنم در رابطه  استاد اكبر و هم چهره بودن شان دستگير گرديده بود، دقيق از جريان اگاهي  نداشتم  بعد در سال ١٣٦٠ استاد اكبر قهرمان در بر خورد رويا رويی در ساحه تايمني وات شهر كابل بشهادت ميرسد و در همان سال برادر شهيد استاد اكبر بنام نجيب الله نيز  دستگير  و بعد از شكنجه هاي ظالمانه كه حتي زبان موصوف گنگ شده بود، فكر كنم از اثر تكان برقي در جريان تحقيق زبانش صدمه و كاملا نطق نمي توانست به بلاك اول منتقل شد، مدتي بعد از جانب جلادان كريملن این نوكران حيوان صفت شوروی با جمعی از برادران مبارزو مجاهد  در محبس پلچرخي ظالمانه  اعدام گرديد روحش شاد و يادش جاويدان باد! سلسله اعدام  ها توقف نداشت هر روز  خون و شهادت چه در زندان و چه در بيرون كشوررا فرا گرفته و خون مي ريخت از  هديه و ريختن خون هديه جان هاي آن فدا كاران و مجاهدان راه حق واژه آزادي با خون رنگين شد و امروز ما نام مجاهد را بر زبان  هاي خود زمزمه ميكنيم. از جانبازي آن مردان بزرگ و شهدا گلگون كفن  و بي كفن است. دو برادر از مجاهدین  پغمان  مربوط تنظيم مولوي صاحب  خالص  كه هر دو جوان  بود بنام انځر گل و برادر امام جان با چند تن در يك شب اعدام گرديد جلادان دون صفت با وصف اينكه زنان و دختران را زنداني مي نمودند يك پسر ١٣ ساله رابنام امان الله از خواجه مسافر پغمان زنداني و بالاخره در محبس پلچرخي به دو سال حبس محكوم نمودند كه همه زندانيان آگاهي داشتند. نوكران روس، غلامان آنقدر فرومايه و بي غيرت بودند كه بر خواهران ، زنان ، أطفال افغاني خودرحم نمي كردند، جهت خوش خدمتي مشاورين روس از هيچ نوع رذالت و جنايت دريغ نمي ورزيدند. اين بي ننگ ها و جنايت كاران و بقاياي متعفن انها امروز  صدا از حقوق بشر ميزنند و در دستگاه هاي حكومت فعلي كار ميكنند و مجاهدين را هم جنايت كار و قاتل نامگذاري ميكنند، متأسف هستيم به آنانی که از آنها می شنوند.
محبس سياسي پلچرخي به اثر تلاش برادران مسلمان مبارز زندانی بعدها مبدل به يك  مكتب بزرگ اسلام گرديد، در اثر تلاش برادران و انسجام دعوتي، ترتيب حلقات درسي  برادران زنداني ذخيره هاي معنوي ذهني ، اخلاقي را از محبس با خود تحفه برای زندگي بردند.  برادران در اثر زحمات بهترين معلمين دين ، حافظان قرآن ، كار فهم امورات سياسي، ساير بخش ها و در مبارزه فكري مستحكمتر، مصمم  تَر بيرون رفتند، در داخل محبس پلچرخي برادران حزب اسلامي بصورت مخفيانه انسجام ، حلقات مسؤولين  هر اطاق را  داشته كه آنزمان در سرپرستي كل تنظيم أمور زندان برادران حزب جناب استاد كبير ”احدمنش“ قرار داشت امور كاري مسؤولين ضمن امور ديگر ترتيب حلقات درسي ، برنامه تربيت فكري ، اخلاقي ، توزيع و تشويق مطالعه كتاب ها و مواظبت از زندانيان بي  بضاعت و بدون پايواز و غيره بوده  در هر بلاك يك مسؤول حزبي و در هر اطاق يك تن مسؤول اطاق در سطح متعهدين حزب اسلامي داخل محبس بصورت مخفي تعين گرديده بود كه تنها برادران أمور آگاهي داشتند  در اثر همان نظم و تلاش ها برادرانی داريم كه منحيث استادان قوی  بيرون آمدند  بخش استخبارات محبس از تنظيم ، نظم و سازماندهي برادران داخل زندان زياد در هراس بودند و ذريعه جاسوسان خريده شده خويش اطلاعات را أخذ ميكرد، در صورت مشكوك شدن برادران را به بلاك ها و يا اطاق هاي ديگر تبدیل ميكردند و تحت نظر جدي و مراقبت ميگرفتند؛ ولي با تمام مشكلات  و اذيت كه وارد ميكردند  نظم و سازماندهي داخلي را نمي توانستند از هم بپاشند، اعتصابات  غذائي زندانيان داخل محبس بنابر سازماندهي منظم آغاز گرديد، در اثر اعتصابات غذائي اكثر زندانيان را ظالمين محبس و جلادان  فرومايه آنقدر شكنجه كردند كه حتي زندانيان صدمات  درمان ناپذير روحي و جسمي را متقبِّل گرديدند. شكنجه و اذيت زندانيان روز افزون ميگرديد  در حاليكه اعتصاب،  نظر به يك خواست و اعاده حقوق  آغاز مي گردد. اما در زندان نوكران کریملین بجز پاسخ  لت كوب ، شكنجه  چيزي ديگري نبود 
بلاك اول  برادر مبارز و مجاهد پهلوان نادر متعهد حوزه مركزي حزب اسلامي ساكن بي بي مهرو شهر كابل ، استاد گل محمد متعهد فعال حوزه مركزي حزب اسلامی افغانستان و استاد عظيم متعهد فعال حوزه مركزي ساكن قريه انچي باغبانان ولايت كابل با تعدادی از برادران زنداني كه اسمای كامل شان فعلا در خاطرم نيست به بلاك  اول شرقي انتقال گرديدند برادران ما لحظه شماري ميكردند منتظر شهادت بودند، حکم اعدام بالايشان صادر و محاكمات کمونیست ها بنام انقلابي حكم اعدام آنها را صادر كرده بود. برادرهاي ما كه منتظر اعدام بودند  غالبا در قسمت شرقي بلاك اول در اطاق هاي انفرادي منتقل ميگرديد. از ارتباط و حتي نگاه به سوي صحن بلاك ممنوع  بودند. چند روز  نگذشت كه باز هم درتاريكي شب مؤظفين به اطاق هاي  قسمت غربي آمده گفتند به زندانیانی كه چند  ساعت بعد برق ها خاموش مي شود، شما به صحن بلاك نگاه نكنيد هر كه نگاه كرد، جرم دارد. باز هم تاريكي شب فرا رسيد طبق معمول جنايت كاران و جلادان برق هاي بلاك را خاموش كرد موتر هاي مخصوص بنام بخار داخل بلاك شد تقريبا دو ساعت عمليات ابتدائي انتقال، بستن دهن ، بستن دست ها وغيره ادامه پيدا ميكرد و بعد از دو ساعت جلادان بي رحم ظالمان وحشيان قرن بيست، نوكران قسم خورده كريملين دون صفتان تاريخ سياه، برادران مبارز متعهدين واقعي  كشور رابسوي پوليگون اعدام گاه بردند دو ساعت بعد دوباره برق هاي بلاك  روشن گرديد؛ اما همه زندانيان متاثر و مشوش بودند كه قصی القلب هاي جلاد كدام  يك از برادران و متعهدين  مسلمان  و آزاديخواه كشور را به اعدام  گاه بردند  روشنی صبح فرا  رسيدبعد از چند ساعت و يا  فرداي روز بعد ديگر  خبري از برادران ما  استاد گل محمد ،  استاد عظيم ،   پهلوان نادر   نبود  ديگر وجود فزيكي نداشتند، ظالمان جلاد برادران ما را اعدام نموده و به درجه والاي شهادت رسانيدند. روحش شان شاد و يادشان جاويدان باد.
مسؤولين محبس تصميم گرفتن كه در بلاك سوم  پنجره و يا سلول را اختصاص دهند و بنام  وينگ كادر ها  و  افراد شناخته شده  اعداميان مسمی کنند و تعدادی از برادران ما را به آنجا انتقال دادند،  تحت مراقبت جدي هم قرار داشتند  هر جایی که برادران را كه انتقال مي نمودند آنجا را  با تشكيل حلقات درسي ، انسجامي منظم و نورانيت خاص مي بخشيدند  اگر فردای آن روز احتمال اعدام كردن شان می بود؛ ولي  مي آموخت در پي دروس و حلقات منظم بودند. بياد دارم در دو شبانه روز تعداد ٧٣ تن از برادران كه محصلين جوان ، علما  و مردم عوام هم بود  ظالمانه از جانب جلادان  اعدام گرديدند، دسته ديگر از برادران را هم ظالمانه به اعدام بردند كه در بين آنها برادر مبارز و مجاهد عبدالرحمن  مشهور بِه معلم حفيظ مسؤول بخش متعلمين حوزه مركزي شهر كابل حزب اسلامي افغانستان و انجنير سالم هم شامل بود، كشتار بهترين فرزندان اين كشور ادامه داشت. در همان سال گروپ ديگر را از ميدان هوايي كابل  در رابطه به اختطاف و ربايندگي طياره دستگير كردند، فكر كنم جمله سه الي پنج تن بشمول يك زن  مربوط برادران جمعيت اسلامي بودند كه بعد تبادله گرديد. در بلاك اول دسته از سازمان رقيب الحادي خلق و پرچم يعني ساما ( شعله جاويد ) هم محكوم به اعدام بودند كه در بين انها محمودي ، لطيف ، برادر ساربان هنرمند هم بود.  برادران مبارز ما  قاضي صاحب محمودالحسن ، مولوي صاحب احمدالله ، ثارنوال صاحب همايون از هرات ، انجنير صاحب عبدالهادي از جلريز ، قاضي صاحب عبدالقهار ، استاد حسن الملك ، انجنير عتيق، استاد اورنگ، استاد  كبير در تشكيل حلقات درسي انسجامي سهم فعال و ارزنده داشت. تعدادزندانيان زياد بود اكثر نام های آنها فعلا بيادم نيست. برادر محترم  نورمحمد احمديار شكردره ولايت كابل از جمله برادران فعال در حوزه مركز در سطح بخش خورد سالان بلاك سوم فعاليت ارزنده انسجامي درسي داشتند  ديگر زندان نظر به تلاش برادران به مركز تربيتي اسلامي ، علمي ، تجربي مبدل گرديده بود،  از زندان بهترين معلمين، حافظان قران، مدرسين تفسير، استادان علوم سياسي و اجتماعي به جامعه تقديم گرديد .  ادامه دارد . 

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

10th December, 2018