تفصیل | شهادت 

21st August, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

بازتاب زندگی‌ ومـــــــرگ

مشفق غزنوی

2018-07-29

هر انسان  در زمان کم و فاصلۀ  کوتاه  ولی  پر از فراز و نشیب  توأم  با شرینی ها و تلخی ها،  درین جهان فانی سفر و مسیری را طی می کند،  که آرزو هایش زیاد، تلاشش بیشتر،  دست آوردش کمتر،  اما مرگ میان او و خواسته ها یش حایل قرار می گیرد، سفرش را متوقف می سازد، چراغ سرخ  درجاده تنگ در مقابلش قرار می گیرد، در مکانی او را متوقف می سازد که دیگر راه بر گشت به عقب را ندارد، این چراغ میان او و  آرزو هایش قرار می گیرد، نمی تواند که ازین نشان عبور کند، خواسته هایش نا تمام می ماند، پلان وبرنامه اش پوره تطبیق نمی شود، بلاخره وارد مرحلۀ جدید  و جهان دیگر می گردد، اندوخته های دنیایی اش از او گرفته می شود، فقط  دوسیه اعمالش که قبلا ثبت شده اورا همراهی می کند و  داستان زندگی اش در همین جا به پایان می رسد .
درحقیقت انسان فقیر و ناتوان به  دنیا می آید، فقیر وناتوان ازدنیا میرود، انسان موجود ضعیفی است که اختیار آمدن ورفتن خویش را در دنیا ندارد، اگر این اختیار برای بنی آدم میسر می بود  و از چگونگی سفر در این جهان آگاه می شد، تو می دیدی عد ۀ هرگز نمی آمدند وتعدادی ازین جا نمی رفتند و به دنیا دل می بستند، تا می توانستند  ظلم میکردند، هم نوعان خود را زیر ستم می گرفتند، همه دار و ندار دنیا را به یغما می بردند،  ، نسل های مخالف شانرا در نطفه خنثی میکردند، همه را غلا م وبردۀ خویش می ساختند،  در نهایت همچو فرعون دعوای خدایی می کردند .
دراصل پروردگار عالم مسیر وطریق سفر را برای بشر معرفی نموده است، انتخاب راه  را در اختیار او گذاشته است،  استقامت راست، کژی ها و خطرها را توسط فرستاده گانش «صلواة الله علیهم» نشاندهی کرده است، برنامۀ ونقشۀ  را برای انسان ترسیم نموده است، کتاب برای رهنمایی اش فرو فرستاده است، این سفر حتمی است، اما انتخاب مسیر و چگونگی سفر را به انسان واگذار کرده است،   نقطۀ آغاز و انجام، فاصله و زمان را خالقش  از قبل مقدر نموده است، همان طوریکه  آمدن درین دنیا به اختیار آدم نیست،  در رفتن نیز ارادۀ او درکار نیست،  این حقیت را مسلمان و کافر هردو میداند، ورنه کافر هرگز نمی خواست بمیرد، با وجود این حقیقت بریک دیگر ظلم را روا می دارند، برای  آرزو ها وهوس های شان پلان گذاری می کنند، اما متوجه غروب زندگی شان نمی شوند، انسان موجودی است که برای هر کار نقشه وپلان گذاری می کند، اما ازچگونگی مرگش غافل است، هیچ برنامه و پلان به خاطرمرگ وبعد ازآن را  فراموش و در نظر نمی گیرد، یعنی میتوان گفت : انسان برای هرچیز برنامه سازی می کند ولی از برنامه ریزی برای مرگش غافل است .
درمیان انسان ها کسانی هم این مسیر را طی کرده اند،  که فقیر آمده اند، فقیر زیسته اند،  فقیر رفته اند، زندگی  پر مشقت را گذرانیده اند، درحق شان ظلم  و ستم  صورت گرفته است،  سهم وحقوق شان غصب و برای شان داده نشده، مورد ظلم قرار گرفته اند، زورمندان وصاحبان تزویر حق شان را غضب و بلعیده  اند،  ازاعتماد واحساسات شان سوء استفاده کرده اند،  درحالیکه خداوند متعال همه را از یک  پدر و مادر آفریده است،  بعد توصیه به حق وعدالت شده اند، مگر این انسان خود بر حق یک  دیگر ظلم  را  روا  داشته  اند،  معیار های  حقوقی و اخلا قی  را نا دیده گرفته اند، که بالاخره این نا هنجاری ها سبب کشمکش ها وخون ریزی ها در میان اولاد آدم شده اند،  خداوند زمین وآنچه که در آن است برای همه انسان ها آفریده است، وهر شی  برای مقصد خاص خلق شده است و یک خالیگاه را  با آن پر نموده است، همین طور هر انسان کار و  وظیفۀ  را به پیش می برد، که در نتیجۀ آن ضرورت های همه رفع ونظام زندگی ترتیب وتنظیم می یابد،  قسماَ همه انسان ها  محتاج  به یک دیگر اند، که لازم است یکدیگر را یاری نمایند،  نبا ید  قوی بر ضعیف ظلم نمایند. 
بیماری بزرگ که انسان را به بیراهه وظلم می کشاند، همانا کبر وغرور وعدم قناعت به سهم خودش می باشد، کبربیمارئ است که عقل را فاسد ودماغ  را  راکد، قلب  را سخت وخوی وعادت  را خشن می سازد،  خدای قدیر به انسان ها خطاب می کند:”ولا تمشی فی الارض مرحا“با تکبر بر زمین راه مرو.
پس کسیکه اختیار آمدن و رفتن،  علم زمان ومکان زندگی ومرگ  خویش را در دنیا ندارد، عریان وناتوان می آید وناتوان می رود، نه در پیدایشش ارادۀ او در کار بوده ونه در فنایش از دنیا، چی با عث می شود  فکر نکند؟  که او کی هست و چی است و چی مسؤلیت دارد؟ در برابر  هم نوع خود درپرتو عقل وایمان خویش چی معامله کند ؟
حال جای تعجب این جاست که شخصی دعوای اسلام می کند،  به پرورد گارش ایمان دارد،  به امور غیبی باور دارد،   از طول عمر ،زمان ومکان مرگش نمی داند، هر روز می بیند و می شنود، که انسانهای مثل او اگر قدرت مند بودند  ویا بدون قدرت، قوی و یا ضعیف،  پیر بودند یا  جوان،  ظالم بودند یا مظلوم، کافر بودند یا مسلمان همه به وقت معین می میرند، تا قبر رفته نمی تواند، افراد دیگری اورا بر می دارند، اگر چند روزی زیر خاک نگردد، بوی وتعفن جسدش با عث اذیت دیگران می شود.
این طور است داستان زندگی،  پس چرا انسان نکند بندگی؟  پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: عاقل وزیرک (واقعی)،کسی است که حساب اعمال خودرا همیشه نگه و برای بعد از مرگ، کار کند وناتوان ونادان کسی است که از آرزوهای نفس پیروی واز خداوندعفو ورحمت را آرزو نماید . (رواه ترمذی).
 ایمان وتوبه بندۀ  تا زمانیکه نفس در گلویش نرسیده به درگه خدای تواب ورحیم پذیرفته می شود، پیامبرص می فرماید به این معنی: بی گمان خداوند توبۀ بنده را تازمانی می پذیرد تا نفس درگلویش نرسیده باشد.  لازم است انسان هرچه زود تر به خدایش رجوع کند، ورنه معلوم نیست که زندگی مؤقت دنیا تا چه وقت او را یاری می کند، پس ای انسان !  تو  ظلم می کنی ، حق برادر وهم نوع خویش را با زور و نیرنگ  می ستانی،  خیانت می کنی، فساد می کنی، به مردم دروغ می گویی، عوض مظلوم ظالم را یاری می کنی، ولی ازخاتمه ات غا فلی، چه چیز ترا بی پروا ساخته است؟ چه چیز ترا مطمئن نموده؟ به کدام کردارت می بالی؟ چه سندی
 دردست داری؟  آیا داستان نمرود، فرعون، شاهان، امپراطوران را نه شنیده ای؟ همه  رفتند،  فرعون دعوا کرد؛  به مردم گفت : انا ربکم الاعلی، زمانیکه به غرق شدن نزدیک شد  گفت:  به رب عالمیان ایمان آوردم؛ پروردگارعالم برایش گفت : آلان وقد عصیت  پس انسان عاقل کسیت که قبل از غرق شدن متوجه اعمال وکردار خویش شده وبرای سفر آمادگی بگیرد، که زمان و طول راه نامعلوم وپوشیده است  و داستان زندگی کوتاه وزود گذر است.
”پس اگر این طورنمی بود، زمانیکه روح به گلوبرسد، وشما در آن وقت به چشمان خود می بنید، وما نسبت به شما نزدیک  به او بودیم مگر
 شما نمی بینید، پس اگر شما محکوم و مقهور نیستید،  پس دوباره  برگردانید  آن روح را اگرراستگو هستید.“ الواقعه :83-87



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st August, 2018