تفصیل | شهادت 

21st November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

بازگشت به سياستهاى دهه نود مذاکرات مخفى امريکا و طالبان و خطرات احتمالى براى احزاب افغانستان

فریدون افراسیابی

2018-08-06

روزنامه ((وال استريت ژورنال)) دومين روزنامه امريکايى پرتیراژ ميباشد که روزانه يک مليون و ششصد هزار نسخه در نيويارک چاپ ميشود.

روزنامه وال استريت ژورنال اگر چه بخاطر توسعه اهداف اقتصادى تاسيس شده ولى با پخش اخبار جنجال بر انگيز سياسى نيز به شهرت رسيده است روزنامه در برابر حرکات روسيه و ايران بيشتر حساس ميباشد.

سال گذشته و پس از حمله اسرائيل بر تاسيسات ايران در سوريه روزنامه نوشته بود: (( محور روسيه ايران سوريه يک پيروزى و پيشرفت راهبردى است و اين پيروزى يا بمبارد ممانعت نميشود)) روزنامه از امريکا خواسته بود که براى سرزنش ايران در سوريه دست  به اقدامات کافى بزند.

همين روزنامه مذاکرات مخفى امريکا  و طالبان را در قطر نيز همگانى ساخت، اين خبر روز دوشنبه ٨ اسد سال روان به نشر رسيد و منابع امريکا و طالبان مجبور شدند، دو روز پس در مورد آن اظهار نظر نمايند.

صداى امريکا در دهم اسد از قول يک منبع نامعلوم وزارت خارجه امريکا تاييد نمود، امريکا راههاى مذاکره و صلح را در افغانستان و در مشاورت با حکومت افغانستان جستجو ميکند. صداى امريکا باز هم از يک منبع نامعلوم طالبان ياد آور شد: (( مذاکره با خانم اليس ویلز معاون وزرات خارجه امريکا در امور آسياى جنوبى و مرکزى سازنده بوده است.))

در تبصره زير، خطرات احتمالى و پنهانيرا که در توافق امريکا و طالبان ممکن است متوجه احزاب مهم و مطرح افغانستان شود بررسى شده است.

افزايش نقش پاکستان

بروى قراين عينى، ميتوان نظر داد که شالوده مهم مذاکرات مخفى، جلوگيرى از نفوذ روز افزون روسيه و ايران ميباشد.

دسترسى به اين مرام ممکن نيست، مگر اينکه امريکا بار ديگر و تا حدود زيادى به سياستهاى دهه نود بر گردد و پاليسى خود را در باب طالبان با سياست پاکستان متعادل نمايد.

در آنزمان پاکستان و امريکا و برخى کشور هاى خليج، طالبان را به اين خاطر پشتيبانى کردند تا منافع اين کشور ها در آسياى ميانه تامين گردد و روسيه ايران نيز زير تهديد قرار بگيرند. بخاطر داريم که همزمان با رويکار شدن طالبان کودتاى نظامى به رهبرى جنرال مشرف قدرت پاکستان را در دست گرفت  و اينک حالا نيز مى بينم که با رويکار شدن حزب تحريک انصاف، برهبرى عمران خان بار ديگر اثر و رسوخ فوج بالا گرفته و پاکستان با برنامه تازه يى آماده همکارى با امريکا در قبال افغانستان شده است.

امريکايها در هفده سال زياد کوشيدند که از نقش پاکستان در منطقه بگاهند و خود بگونه مستقيم وارد کار شوند، ولى دريافتند که پافشارى روى اين مرام براى آنها دشواريهاى سنگين خلق ميکند. پاکستانيها نيز از افزايش نفوذ روسيه و ايران خشنود نيستند و در اين بخش با امريکا همدردى دارند. چرا که با اين کار  براى رقيب پدرى و اصلى آنها يعنى هندوستان فضاى بازترى در افغانستان و منطقه مساعد ميگردد. با اين حال و اوضاع، اين تمايل در هر دو کشور قوت گرفته که بار ديگر و با ديد تازه ترى در افغانستان با هم همکارى نمايند. در آنزمان محور اصلى اين کار مشترک برخورد با احزاب مطرح افغانستان بود و امروز نيز همان سايکل بايد مدنظر آنها قرار بگيرد.

کوشش نافرجام

يک کوشش نافرجام ايکه در برنامه استخباراتى دهه نود امريکا و پاکستان رنگ گرفته بود، تلاش براى حذف و کنار زدن احزاب مردمى و جهادى در افغانستان بود، چرا که در موجوديت اين نهاد اهداف مشترک و مذموم آنها نميتوانست روبرا گردد. اين مرام ايجاب ميکرد که طالبان در نخستين ماموريت شان با حزب اسلامى و هواداران حزب اسلامى در آنوقت از درگيرى مسلحانه با طالبان صرف نظر نمودند. اين پاليسى غير از آنکه از گسترش يک جنگ وسيع داخلى کاست. طالبان را نيز که در اصل گروه نظامى بودند، با مشکلات عديده و پيش بين ناشده سياسى و ادارى روبرو نمود، به نحويکه همکاران و کارگزاران بيرونى در حل و بيرون رفت از آن ناتوان و ناکام شدند.

حزب اسلامى بگونه خاص و ساير احزاب بدرجه ثانى آخرين تلاشها را بخرچ دادند تا از يکه تازى طالبان بکاهند و اين گروه را به تفاهم سياسى به انجمن احزاب تشويق نمايند ولى ملاحظاتيکه از بُعد خارجى متوجه اين گروه بود، انگيزه بى ميلى طالبان به تفاهم و آشتى ملى ميشد. اين معضل پس از گذشت سالها هنوز هم در طالبان کماکان باقى است.

يکى از نويسندگان صفحات انترنيتى آقاى مولوى عزيزالرحمن صديقى است. اين نويسنده که در عين حال يک عالم دينى است به طالبان مشوره ميدهد: ((نخست مشکل شان را با مردم حل نمايند و بعد با امريکايها و خارجيها به مذاکره بنشينند))

بياييد حالا ببينيم که تجارب گذشته چه نوآوريهاى در اهداف مطروحه امريکا و پاکستان ميتواند در قبال داشته باشد.

يک تجربه تازه

دو هفته پيش از نشست امريکا و طالبان در دوحه قطر خانم اليس ويلز به ديدار جناب حکمتيار اميرحزب اسلامى رفت. اين مذاکره که در دفتر حزب اسلامى انجام شد هيت معيتى خانم ويلز با جناب حکمتيار ملاقات تفصيلى نمود. درين ديدار معاون وزارت خارجه امريکا حکمتيار را ((پدر سياست افغانستان)) خواند وحتى طرح واگذارى نقاط دور دست به طالبان را که اينروز ها از سوى منابع امريکايى پيشنهاد گرديد. گفته شده که پس از همين ديدار بيشتر مورد نظر واشنگتن قرار گرفت.

اما ميان طرح حزب و آنچه از قول آقاى ترامپ و ديگر منابع امريکا تجويز شده فرق زياد وجود دارد. هدف حزب از دادن ساحه امن بخاطر توقف فورى جنگ و آغاز مذاکرات صلح ميباشد و اين واگذارى يک امر گذرا و موقت است اما طرح منابع امريکا تحت عنوان (( واگذارى ساحت دور دست )) موهوم و گنگ ميباشد.  تعريف مناطق دور دست و تشخيص اداره و جغرافياى آن مسايل پيچيده و حل ناشده يى را خلق ميکند.

در توافقات سابق امريکا، پاکستان تنها طالبان در افغانستان مدنظر بود اما تجربه تازه يک شريک تازه که همان حکومت و تيم کارى رئيس جمهور غنى بايد باشد به حيث يک ضلع اين توافق در نظر گرفته شده است.

چلينج تازه براى احزاب مطرح

مذاکرات مخفى امريکا و طالبان و استقبال هر دو جانب از اين رويداد ديدار ديپلماتهاى بلند پايه امريکا را که بطور علنى و با اطلاع اخبار و رسانه ها با رهبر حزب اسلامى و ديگر سران قبل از اين داشته اند در هاله ابهام قرار ميدهد به باور برخى تحليلگران قبل از مذاکرات معاون وزارت خارجه امريکا و طالبان تماسهاى مقدماتى ديگرى نيز ميان هر دو طرف صورت گرفته و اگر خبر کنونى در رسانه ها درز نميکرد نشست اخير نيز مانند گذشته همچنان در پرده باقى مانده بود.

مخفى کارى طرفين، صداقت آنها را در قبال احزاب مطرح کمرنگ ميسازد و اين گمان را تقويت ميکند که محتوا و مضمون محورى اين توافقات به خير و صلاح احزاب کشور نيست و اگر اين تماسها منافع سرتاسرى و همه شمول داشت، ضرورتى براى سرى نگهداشتن آن احساس نميشد. اخبار بر آمده از قطر، احزب جهادى و ملى افغانستان را ممکن با چلنج تازه روبرو نمايد و غفلتهایی را بياد آورد که در موجوديت آن امريکا و پاکستان توانستند طالبان را حاکم و اين احزاب را از اريکه قدرت و سياست کشور خلع نمايند.

اين غفلت ها همان پراگندگى و نفاقى بود که در روابط اين احزاب ايجاد شده بود. حالا اگر اين احزاب بخواهند از همان شگاف بار ديگر گزيده نشوند، بايد صفوف خود را فشرده و نزديک بسازند و به تشتت و افسردگى کنونى پايان بدهند.

چلينجها و خطرات پيش بين ناشده بيشتر از ديگر احزاب متوجه حزب اسلامى است. بخاطريکه حزب، پرجمعيت ترين گروه سياسى اينکشور است. يک جهتى احزاب نه تنها براى خود احزاب که براى طالبان نيز ميتواند نقش مثبت و حياتى داشته باشد و از تکرار اشتباهاتى که به اثر مداخله بيرونيها بر کشور تحميل شد جلوگيرى نمايد.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st November, 2018