تفصیل | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

داستان عجیب استقلال کشور ما!

انجنیرحکمتیار

2018-08-27

 افغان ها در مدت كمتر از يك قرن با دو ابرقدرت زمان خود، در داخل كشور درگيرشدند، نيروهاى بريتانيا از جنوب ونيرو هاى اتحاد شوروى از شمال، كه هر يكى دراوج غرور ويكه تازى اش وارد كشور ما شده و مؤقتاً آنرا به اشغال خود در آورده اند. يكى بخاطر حمايت از حكومت هاى دست نشانده اش و ديگرى نيز. هيچ يكى نتوانست اين كشور را براى مدت طولانى در اشغال مستقيم نيروهاى مسلح خود داشته باشد. از اولين روزهاى ورود به حريم اين كشور با مقاومتى روبرو شده اند كه بطور روز افزون تشديد گرديده، مردم سربلند و آزاده اين سرزمين مردخيز دسته دسته به صفوف مقاومت پيوسته اند، به سنگر رفته اند، در كنار رهبران برخاسته از متن ملت ايستاده اند، در راه دفاع از آزادى و استقلال و حفظ هويت ملى و مقدسات دينى شان به قربانى همه چيز خود آماده شده اند، جان ومال شانرا در راه خدا قربانى كرده اند، با امكانات محدود دست داشته شان به جنگ دشمن رفته اند و تا آنگاه جنگيده اند كه نيروهاى اجنبى را از مرزهاى كشور بيرون رانده اند و پرچم آزادى از سلطه اجنبى را به اهتزاز درآورده اند.

تقدير الهى چنان بوده كه قدرت هاى بزرگ استعمارى تمامى كشورهاى حول وحوش افغانستان را اشغال كرده اند، يكى از انگلستان حركت كرد و تا هند جلو رفت و تمامى كشورهاى مسير را در اشغال خود آورد و امپراطورى اى درست كرد كه به اصطلاح آفتاب در آن غروب نمى كرد. ديگرى از مسكو حركت كرد، نيمى از اروپا را در غرب، و تمامى آسياى مركزى تا سرحدات چين و جاپان را در شرق تصرف كرد و به نيرويى تبديل شد كه هيچ كشورى در روى كره زمين توان مقابله با آنرا در خود نمى ديد. هردو زمانيكه پاى شان به افغانستان كشاند شده، با جريانات غير مترقبه و حوادثى رو برو شده اند كه احدى انتظار آنرا نداشت، هيچ كسى تصور نمى كرد كه اين ابرقدرت ها در كشورى چون افغانستان با مقاومتى مواجه شوند كه نه تنها توان سركوبى آنرا ندارند و تحكيم سلطه برافغانستان را براى شان دشوار ساخته، بلكه به جنگى كشانده شده اند كه پيروزى در آن محال جلوه مى كند. نه وسائل جنگى مدرن و پيشرفته شان كارگر افتاده و نه سربازان مغرور فاتح شان كارى از پيش برده، نه با كشتارهاى بيرحمانه توانسته اند مقاومت را سركوب كنند و نه با ويران گرى ها وتخريب تأسيسات اقتصادى ونابودى تمامى امكانات زندگى اين مردم؛ توانسته اند سنگر ها را بكوبند و آزادى خواهان افغان را به تخليه سنگر ها و گذاشتن سلاح برزمين وادار كنند. پس از مدت كوتاهى به اين نتيجه رسيده اند كه افغان هاى سربلند حضور نيروهاى اجنبى را در سرزمين خود تحمل نمى كنند، چاره اى جز ترك اين كشور و اخراج نيروهاى شان نيافته اند. ولى اهميت ستراتيژيك افغانستان چنان بوده كه اشغالگران حاضرنبودند باخروج قواى خود قضيه راخاتمه يافته خوانده و افغان ها را آزاد بگذارند و ازمداخله در امور داخلى اين كشور خوددارى كنند، برعكس خواسته اند با اخراج نيروهاى شان حساسيت افغان هارا خفه كنند، درظاهر بيرون بروند و بدين ترتيب مقاومت را خاموش كنند، ولى با تحميل مهره هاى داخلى خود سلطه شانرا بر اين كشور حفظ نمايند.

نيروهاى انگليس بيرون رفتند، ولى شاهان ذليل معاش خور لندن را در عقب گذاشتند وحتى شهزاده ای را بر اريكه قدرت نصب كردند كه در برابر يك موتر رولزرويس انگليسى كه چون تحفه اى در سفرش به انگلستان به او داده شد، چادر ملكه اش را دور انداخت، عنعنات دينى و ملى افغان ها را به تمسخر گرفت، فرمان صادر كرد كه مرد و زن افغانى مكلف است لباس ملى اش را كنار بگذارد، دريشى بپوشد، شپو برسر بگذارد و نيكتايى بزند، و زنان؛ چادر افغانى را از سر بردارند و با موها و پاهاى برهنه وعريان نمايان شوند تا از اين طريق به ترقى و تعالى برسيم و از عقب ماندگى نجات بيابيم!! و آنگاه كه او بسوى روس ها متمايل شد و از افكار كمونستى كرملين نشينان متأثر گرديد، او را كنار زدند و در عوضش مهره ديگرى را مسلط كردند، او را ازطريق بمبئى و پشاور به كابل رساندند و تخت و تاج كابل را به او سپردند. در تمامى مدتى كه مهره هاى اجنبى بر كشور ما حكومت كرده، ما روز استقلال كشور را در حالتى تجليل كرده ايم كه در واقع از آزادى واقعى محروم بوده ايم و تحت سلطه غير مستقيم اجنبى قرار داشته ايم. عده اى ساده انديش پنداشته اند كه افغانستان آزاد است و افغان ها به استقلال رسيده اند، نمى دانستند كه هر يكى از اين تخت نشينان مزدبگير در اصل مكناتن افغانى انگليس ها بوده. همچنان روس ها آمدند، پايتخت را اشغال كردند، ببرك را براريكه قدرت نشاندند، يك مليون سرباز جنگ آزموده شانرا گروه گروه به افغانستان فرستادند، تمامى وسائل مدرن شانرا تجربه كردند، از اشغال دائمى افغانستان عاجز ماندند، چاره اى جز برون رفتن ازين كشور اشغال ناپذير نيافتند، رفتند ولى نجيب را در عقب خود گذاشتند و آنگاه كه نجيب چانس بقاء در قدرت را از دست داد و به استعفاء وادار شد، مهره هاى مجاهدنماى خود را وارث تخت و تاج ساختند، با ارسال سلاح و پول درپى بقاى آنان در اريكه قدرت شدند.

كشور هاى آزاد شده از سلطه اجنبى همواره سرنوشت مشابه داشته اند. دشمن بيرونى را بيرون رانده اند و در ظاهر به آزادى رسيده اند ولى مهره هاى داخلى دشمن برسرنوشت آنها مسلط گرديده و از نيل به آزادى واقعى محروم مانده اند، دشمن توسط همين مهره ها نه تنها از تحقق آرمانهاى ملت هاى آزاديخواه مانع شده، بلكه رهبران ملى شان كه درجريان مقاومت ازمتن ملت برخاسته اند ودشمن ازسركوبى، تهديد ، تطميع وخريدارى آنها عاجز شده، توسط اين مهره ها بزندان رفته اند، به اعدام محكوم شده اند وتبعيد گرديده اند. كارى را كه دشمن نتوانسته با سربازان خود انجام دهد بامهره هاى مزدور خود به آسانى انجام داده است.

در زمان سلطه طالبان بر كابل و در روز تجليـل از سالگـرد استقلال كشور از يكسو شاهدپرواز جت هاى روسى درفضاى كابل بوديم كه پيلوت هاى كمونست هوادار طالبان آنرا به پرواز درآورده بودند واز سوى ديگرى شاهد پرتاب راكت هاى روسى بر كابل كه از سوى رفقاى كمونست جبهه جهادى ـــ كمونستى جبل السراج پرتاب مى شد. اين جبهه در زمانى كه ارگ كابل را در اختيار داشت، جنوب و غرب كابل را كه در كنترول نيروهاى وفا دار حزب اسلامى و حزب وحدت بود زير آتش توپ و تانك و پرتاب راكتها مى گرفت و برآن بم و راكت مى ريخت كه در نتيجه تمامى اين مناطق را باخاك يكسان كرد، و روزى كه از كابل رانده شد، راكت هاى BM –21 بر اين شهر مى ريخت، آنهم در روز استقلال كشور!!

امروز و دراثناى حضور نيروهاى ناتو باز هم شاهد تجليل از روز استقلال كشور ازسوى دو گروه افغانها هستيم: افغانهاى سربلند و آزاديخواه و ناافغانهاى برده، بردگى پسند وغلامان خانگى هر اشغالگر!! آيا خيلى خيلى عجيب نيست كه غلام هاى فرومايه اى آزادى را جشن مى گيرند كه نه تنها لذت آزادگى را نچشيده اند بلكه درغلامى و بردگى اجانب تظاهر به افتخار مى كنند و دوام اشغال و ادامه حضور نيروهاى اشغالگر را ضرورى و مفيد مى خوانند؟!! و هرگاه نيروهاى خارجى تصميم بيرون رفت از افغانستان را اعلان مى كنند رعشه مرگ آنان را فرا مى گيرد و به تلاشهايى متوسل مى شوندكه خروج اين نيروهارا به تعويق بيندازند!! آرى؛ كسانى كه برادامه جنگ اصرار مى ورزند و باعث ادامه حضور نيرو هاى بيگانه مى شوند؛ دشمنان آزادى كشور اند.

زنده باد آزادى

مرگ و ننگ بر آنان كه غلامى را آزادى مى خوانند.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018