تفصیل | شهادت 

11th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

مانورهای قومی، در پوشش برخی از مناسبت های ملی و مذهبی

محمدفایق هشام

2018-09-23

علاوه از سایر مواصفات افغانستان، این کشور یک کشور کثیرالاقوام است. ۵۵ قوم شریف و نجیب را که ۵ قوم آن بزرگ و سایر کوچک است، از ساکنان این مرز و بوم به شمار می روند. گذشته از مسألۀ کثیرالاقوام بودن افغانستان، این کشور پیروان دو مذهب را در خود جا داده که مذهب حنفی در اکثریت و اهل تشیع در اقلیت قرار داده است. در حالی که کثیرالاقوام بودن یک کشور به غنای فرهنگی آن کمک شایانی می نماید که هر قوم دارای فرهنگ و عرف و عادات خاص خود، از خود یک نمای فرهنگی را به نمایش می گذارد و قوم دیگر هم به همین سان، در مجموع یک قدرت فرهنگی والا و بارز و برجسته یی را در کنار سایر داشته های کشور، قرار می دهد و غنای یک جامعه از لحاظ قومی، به همان مقیاس آن جامعه را از لحاظ چیدمان سنبل های والا و بارز فرهنگی در مقام بالا قرار می دهد و این خود علاوه از این که مایۀ مباهات و افتخار به ساکنان یک سرزمین است، به اقتدار یک دولت خیلی ها ممد واقع می گردد.

این که افغانستان در منطقه به عنوان کشوری که گورستان اشغالگران، مهد مجاهدان و مأمن آزاده گان خوانده می شود، شکی نیست. هر زمانی که نیرویی چشم طمع به افغانستان دوخته و خواسته تا این کشور را در حیطۀ حیازت خود درآورد، مردمان این خاک، با طرد حلقۀ گرویده در دامان اشغالگران، از خود به عنوان رشادت‌مندترین و شجاع‌ترین و پایمردترین ساکنان این سرزمین، تاریخ ماندگاری را برجا گذاشتند. هیچ شکی نیست و بارهای بار، ساکنان این کشور در سده های متعددی، شهکاری های به خصوصی را درج صفحات زرین تاریخ خویش کرده اند. مردمی که در سدۀ 21 دو ابر قدرت را یکی در اوایل این سده و دیگری در اواخر این آن به شکست فضیحت‌بار مواجه می سازد، این خود نشان می دهد که این مردم به رغم نداشتن ساز و برگ های مدرن چه جنگی و چه تکنولوژیکی، می توانند دشمن را زمین‌گیر کنند و جام فتح و طفر را سر کشند.

متعاقب آغاز سدۀ بیست و یک کشور ما به چنگال یکی از بی‌رحم‌ترین و خادع‌ترین کشور و سازمان نظامیِ آن طرف دنیا افتاد. نیروهای رزمندۀ دیروزی در برابر این قدرت خم ابرو نکردند و تماشاچی بی احساس صحنه های خونین، هتک حرمت به نوامیس مردم، اذیت و انواع جنایت شدند که این لشکر پلید مرتکب آن می شد. در عرض سال های آغازین سدۀ بیست و یک تا اکنون حماسه سرایی ها و مدح و ستایش از مجاهدان و مبارزان از جانب این گروه ها هیچ گاهی به فراموشی سپرده نشد و خیلی از منابع عظیم را صرف تبلیغات و نمایش آن مناسبت ها کردند. گویی آرامش و آسایش بر سراسر کشور حاکم است و از اطراف و اکناف کشور، بوی ناامنی و جنگ به مشام آدمی نمی رسد.

در طول این سال ها، ما شاهد بزرگ‌داشت های متعددی از مناسبت های مختلفی در کشور استیم. از روزهای ملی استقلال گرفته تا فرمانده‌ستایی ها و مجاهدستایی و رهبرستایی  و ادعای آزادمنش بودن مردمان این کشور. همه و همه در یک سال جشن گرفته می شود و نمایش آن را تا حد توان بزرگ و پرزرق و برق جلوه می دهند. اما آنچه سبب حیرت و ابهت آدمی می شود، این است که در فضای این چنینی میهن مان، سخن از استقلال، مجاهدت، مبارزه و جهاد گفته می شود! و پرحیرت‌تر این که بعضی ها ندای آزاده گی و ایستاده گی در برابر حاکمان ظالم و فاسد را شب و روز سر می دهند و کله می کوبند و سینه می زنند... در حالی که این همه یک خودقناعت‌دادن است و خودباوری و خود را تلقین‌دادن است و بس.

اول این که ما از چیزی تجلیل می کنیم که وجود ندارد، ندای آزاده گی و ایستاده گی را در برابر حاکم ظالم و فاسد سر می دهیم که خود بی خبر از آنچه می گوییم، است، ادعای جهاد و مبارزه را در فضایی مطرح می کنیم که خود با قدرت بیگانه و ثروت بیگانه سال ها خوردیم و خسپیدیم و عیش و نوش کردیم و در نهایت چه چیزی در کف ماست، که به آن ببالیم و مایه مباهات خویش قلمداد کنیم؟

این بجاست که از 28 اسد به عنوان روز ملی استقلال تجلیل کنیم و این مناسبت را که در آن تمام اقوام کشور به خوبی درخشیده اند، مختص به قوم خاصی ندانیم. اما حالا امکان تجلیل از این روز در این فضای درهم و برهم و حاکمیت قراردادی است؟

در طرف دیگر روزهای 18 سنبلۀ قرار دارد که از رشادت احمدشاه مسعود سخن به میان می رود و ضمن محافل رسمی و غیر رسمی به مدح و ستایش می گیرند و از کارنامه های او به نیکی یاد می کنند. اما آیا آزاده گی و آزدمنشی مسعود که این ها به آن باورمندند و پهلوهای تازه به آن می بخشند، با این فضای حاکم در کشور مطابقت دارد؟

روز دیگر 10 محرم است. روزی که نوادۀ پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم، با جمع 72 نفری به قربانگاه پیوست تا رسم مبارزه علیه باطل و مقاومت در برابر حاکم ظالم و ستمگر و ایستاده گی در مقابل خدعه گران آن زمان را به نسل های بعدی بگذارد تا آنان این همه را در برنامۀ کار خود قرار دهند و هیچ گاهی آن را ترک ننمایند. اما آیا می شود با برگزاری مراسم و دهن شیرین کردن مردم و نوحه سرایی و خودکوبی و مصارف هنگفت در این روز دردی از دردهای این ملت را مداوا کرد؟ این سه مناسبت را به جا و حرمت گذاری بر هر سۀ این مناسبت ها را نمادی از همدیگرپذیری و فزونی حب میان اقوام شریف این کشور می دانم. آنچه که کمبود میان اقوام این کشور است، همین است. این مناسبت ها با روح آزادی و آزاده گی و آزادمنشی مطابقت دارد؛ اما در این وضعیت که ما بابت موجودیت قوای بیگانه در این کشور، 150 هزار افغان را از دست بدهیم، میلیون ها هم وطن و هم دیار مان آواره و بیچاره و مجبور به ترک خانه و کاشانۀ شان شوند و چیزی برای از دست دادن جز جان شان نداشته باشند و صدها هزار افغان در این وضعیت معلول و معیوب شوند و میلیون ها تن معتاد به مواد مخدر شوند و مصیبت ها و بی چاره گی های عدیده یی عاید حال مردم مان گردد، پس این مناسبت ها چه دردی از دردهای این ملت را مداوا می کند؟ کدام یک آن با وضع موجود سازگار است؟ آیا این همه برای دل خوش کردن و خود را قناعت دادن نیست؟

این سه مناسبت با گذشت زمان به مانورهای قومی و نمایش قدرت قومی مبدل شده است. کار بجایی کشیده که هر مناسبتی را یک قوم دیگر به ضد قوم خود احساس کند و آن را با الفاظ تند و رکیک درهم کوبد. یکی با پیچانیدن بیرق سه رنگ کشور، بر طبل استقلال و آزادی بکوبد و خود را محو آن بداند و آن استقلال را رنگ و بوی قومی بدهد و شخصیتی را که دیگران از او انتقاد می کنند، تصاویرش را بر جبین خود حک نماید و به عنوان نماد قومی آن را قرار دهد و بر جاده های کابل گشت زنی نماید و دختران با فراموش کردن فرهنگ علیای کشور و عنعنات پسندیده و نیکوی ملت ما، با سرهای برهنه و شعارهای پرطمطراق این استقلال را پوشش سیکولاریستی بدهند و برهنه گی را هدف جریان استقلال خواهی جلوه دهند... این همه که صرف برای یک روز و با مصارف هنگفت پایان می یابد، آیا گوشه یی برای رسیدن به آزادی و گرفتن استقلال ما را کمک می کند؟ استقلال که وجود ندارد! در واقع این ها دل خوش می کنند که همه چیز دارند، اما اگر معنی دقیق استقلال را با وضعیت جاری در کشور مقایسه نماییم، آیا واقعاً صاحب استقلال استیم؟

در طرف دیگر، هواداران احمدشاه مسعود قرار دارند که با گذشت هر سال، پر زرق و برق تر و با شعارهای آزادی خواهی و آزاده گی و مصارف هنگفت از آن تجلیل می کنند. اما جالب تر از همه این که با تمام توان کاروان های گشت زنی را به حرکت می آورند و متمایزتر از دیگران، در کاروان ها سلاح های جارحه و ناریه را حمل می کنند و با شلیک های هوایی آرامش را از هر خانه و کوچه و جاده و شهر می ربایند. این کاروان ها که در شهر گشت و گزار می کنند، علاوه از این که موجبات رنجش و برهم زدن روان مردم را سبب می شوند، مورد خشم و انزجار مردم نیز قرار می گیرند و این جاست که بارها اگر کسی واکنشی در برابر آن ها نشان داده است، به گلوله بسته شده و راهی گورستان شده است.

گلوله های شلیک شدۀ هواییِ آنان، پس از طی مسافت به زمین فرود می آید و سبب زخمی شدن و حتی قتل برخی از هم وطنان مان در سال های پیش گردید و با گذشت هر سال به همان مقیاس که خشم مردمی را بر می انگیزد، این ها به همان مقیاس رفتار خشن، پوشش خشن خود و سایط و کردار خشونت آمیز را اختیار می کنند. در واقع این یک نمایش قدرت و یک واکنشی در برابر رقیبان شان است. ظاهراً گفته می شود که این کاروان ها ارتباطی به سیاسیون و چهره های مطرح ندارد و جوانان خودجوش اند که احساسات شان آنان را به این عمل زشت وا می دارد؛ اما در اصل وقتی به این پیمانه سلاح در شهر وجود دارد و در مواردی که به سوی تصاویر نصب شده در اماکن رسمی شلیک صورت بگیرد و در نزدیکی های برخی ادارات رسمی و منازل و دفاتر احزاب شلیک های هوایی صورت بگیرد، چنین بر می آید که در عقب این ها کسانی استند که از تیل وسایط گرفته تا بیرق ها و تصاویر و رنگ موترها و سلاح و گلولۀ این سلاح ها را و مصارف دیگری را تدارک می بینند و آنان را انگیزه می دهند و مسیرهای قابل پیمودن را برای شان تعیین می نمایندو...

طرف سوم برخی از جوانانی اند که در دهم محرم کاروان های گشت زنی را ترتیب می دهند و ترانه ها و سرودها در وسایط شان در جاده های شهر طنین انداز گوش های مردم می شود که این ها هم می خواهند از دیگران کم نیارند و هرچه پرزرق و برق‌تر این مناسبت را به جشن بگیرند. حوادث خونین و هلاکت‌باری که از سوی گروه های تعبیه شده از جانب امریکایی ها بر اماکن شیعه نشین کابل و برخی شهرهای دیگر کشور صورت گرفته، سبب شده تا حوزه های شیعه نشین شهر به ویژه شهر کابل، خود دست به تأمین امنیت شان بزنند و با بر دست گرفتن سلاح، به تأمین امنیت مناطق شان بپردازند.

آنچه از این همه نتیجه می توان گرفت، این است که این مانورهای قومی با گذشت زمان وسیع و فراخ می شود و آخر کار این مانورها چنان که پیش بینی می شود، به یک جنگ خونین میان گروه‌ها مبدل خواهد شد و آنانی که امروز در کاروان های شان سلاح حمل نمی کنند، شاید روزی لاجرم به حمل سلاح شوند و آن گاه با یک کنش از سوی یک تعداد افراد فرصت طلب، واکنش این ها را برانگیزد و به درگیری خونین منجر شود.

این که بخشی از مانورهای قومی ریشه در توزیع نابرابر و غیرعادلانۀ قدرت دارد، حرفی است که تبصرۀ دیگری می طلبد و اما این که بخواهیم مقصود خود را ذریعۀ به جان هم انداختن جوانان احساساتی بدست آوریم، این خود ناپخته گی سیاسی، و عدم بلوغیت سیاسی است و نبود خرد سیاسی را نشان می دهد که نخبه گان ما به جای اتخاذ راهکارهای معقول و مشروع و قانونی، به دنبال ایجاد وحشت و بلوا و دهشت اند. شکی نیست که بعضی ها از میان اقوام کشور به افراطیت قومی رو آورده اند و رهبری جریان های متعصب و افراطی را به عهده دارند، بخشی از این بلوا و وحشت در شهر، محصول انگیزه دهی و تطمیع فکری و تعصبی آن ها نیز است که این آقایان از ثروت و قدرت حکومتی یا غیر حکومتی برخوردار اند، اما این به عهدۀ دولت است که حرکت های تعصب‌ورزانه را از حالت بی بند و باری و ایجاد هرج و مرج، به صوب اعتراض های مدنیِ معقول و در سایۀ قانون سوق دهد. به هر مقیاسی که سلاح گرم در یک شهر وجود داشته باشد، جرایم جنایی به همان مقیاس گراف بالایی را دارد و در جهت جمع آوری این سلاح ها اگر اقدامی صورت نگیرد، سال های بعد در مناسبت های مختلف مردم قربانی این مانورها خواهند شد و متضرر و زیان دیده.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

11th December, 2018