تفصیل | شهادت 

21st October, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

ان الدین عندالله الاسلام

تحقیق، تتبع و نگارش: سیدغلام ف

2018-10-01

اسلام در لغت به معنی انقیاد، گردن نهادن و خود را سپردن است. یعنی این که انسان به تمام احکام الله تعالی تسلیم شود و تنها عبادت او را بجا آورد و تمام کارهای خود را به اخلاص کامل انجام دهد و با او تعالی از صدق دل محبت داشته باشد.

تمام پیامبران بخاطر پخش و تبلیغ همین تصور همه گیر و جهان شمول اسلام تلاش نموده اند و به پیروان و هواداران خود تعلیم می دادند که اسلام یک دین جهان شمول و ماندگار است. این دین هیچگاه به یک ملت، قوم، گروه، جامعه و سمت خاص مربوط نبوده است و نه به زمان و مکان خاصی وابستگی دارد.

برای توضیح مطلب فوق آیات قرآن حکیم را بگونه استدلال پیش می کنیم که اسلام را بحیث دین تمام پیامبران معرفی می نماید. آنجا که می فرماید: ترجمه: الله تعالی برای شما دینی را مقرر فرمود که آن را به نوح هدایت داده بود، و آن را بتو وحی نمودیم و آن را به ابراهیم، موسی و عیسی حکم فرمودیم با این هدایت که به آن قایم بمانید و در آن تفرقه پیدا نکنید بر مشرکین گران تمام می شود آنچه بطرف او آنها را می خوانید، الله تعالی کسی را که بخواهد بطرف خود بر می گزیند و بطرف خود هدایت می دهد آن را که به او انابت می کند. آیۀ 13 شوری

در آغاز سوره پیامبر علیه السلام را مخاطب قرار داده می فرماید که بتو همان حق را وحی می کنیم که قبل از تو به تمام پیامبران وحی نموده بودیم، اکنون درین آیات همین مضمون را توضیح نموده قریش و اهل عرب را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که الله تعالی برای شما همان دینی را پسند فرمود که آن را به نوح علیه السلام وحی کرد و اکنون آن را بطرف محمد علیه السلام وحی می کند و آن را قبل از این به ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام وحی فرموده بود. این دینی نیست که برای شما اجنبی یا بدیع باشد بلکه دینی است که برای تمام پیامبران از آدم تا محمد علیهم السلام وحی نموده است و همین دین حقیقی او تعالی می باشد.

در این آیه کریمه پیامبران را طوری حواله می دهد که نخست ابتدا و آخر آن را یاد می کند و بعد در میان آن از سه پیامبر جلیل القدر یعنی ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام یاد می کند زیرا مدعیان پیروی این سه پیامبر در وقت نزول قرآن مجید موجود بودند. مشرکین عرب مدعی پیروی ابراهیم علیه السلام بودند،  یهود و نصاری بالترتیب مدعی پیروی موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام بودند. در آیۀ کریمه ان اقیمواالدین ولا تفرقو ا فیه آن دین هم بیان می گردد که به این پیامبران در مورد آن دستور داده شده بود و آن هدایت هم بیان می شود که به واسطه همین پیامبران به پیروان شان تلقین شده بود الف و لام الدین مانند الف و لام الکتاب است، همانگونه که الکتاب  به معنی کتاب الله است همین طور الدین به معنی دین الله می باشد. دین الله از آغاز اسلام بود چنانچه می فرماید: اان الدین عندالله الاسلام، اصل دین نزد الله اسلام است.

این دین بر اساس توحید خالص و کامل استوار می باشد. همین دین را به نوح علیه السلام بلکه به آدم علیه السلام وحی فرمود و همین دین بر محمد علیه السلام هم وحی گردید، عقاید و اساسات آن از اول تا آخر یکی است، فرقی که در آن ها دیده می شود در جزئیات، فروعات و شریعت است که ان را قرآن حکیم شرعه و منهاج یاد می کند.

راجع به همین دین به امت ها هدایت داده شد که بر آن قایم بمانند و در آن اختلاف و تفرقه پیدا نکنند. قایم ماندن به دین به این مفهوم است که آنچه در دین قابل پذیرفتن است آن را با صداقت بپذیرید و آنچه قابل عمل است به آن با صداقت و دیانتداری عمل کنید، نیز متوجه باشید تا مردم از آن غافل و منحرف نشوند و اهل بدعت در آن رخنه نکنند. قرآن حکیم در جای دیگر می فرماید ترجمه: دین اصلی الله اسلام است، اهل کتاب بعد از آمدن علم حق به سبب ضد و عناد در آن اختلاف نمودند، آنانی که از آیات الله انکار می نمایند باید بدانند که او تعالی بسیار زود حساب گیرنده است. آل عمران 19

چون الله تعالی عدل و قسط را قایم می دارد از این رو برای بیان نمودن بهترین روش زنده گی برای بندگانش دینی عطا کرد که اسلام است. همین اسلام دین الله می باشد، این دین میزان عدل و قسط است. همین دین در تمام نظام تکوینی کاینات نافذ می باشد، فطرت انسانی به اساس همین دین تخلیق گردید. همین دین را از آغاز بر تمام پیامبران وحی فرمود. جز این دین، دین دیگری به هیچ امت داده نشده است. لاکن یهود و نصاری بنا بر ضد و عنادی که با هم داشتند در آن اختلاف پیدا کردند و به عنوان یهودیت و نصرانیت دین های جداگانه ایجاد نمودند.

اختلاف یهود و نصاری بنابر بی خبری و لاعلمی نبود بلکه آگانه و شعوری به سبب ضد و عنادی که با هم داشتند در دین اسلام اختلاف و تفرقه ایجاد کردند. چون که الله تعالی حی، قیوم و قایم بالقسط است از این رو این نظام عدل و قسط یعنی دین اسلام را بار دیگر به شکل کامل آن دو باره نازل فرمود تا مردم راه مستقیم را دریابند و در دنیا و آخرت فلاح و کامیابی حاصل نمایند.

همین مضمون را الله تعالی در سورۀ البقره آیت 213 به تفصیل ذکر می نماید. آنجا که می فرماید: مردم یک امت برپا شدند، سپس در آن اختلاف پیدا کردند پس الله پیامبران را فرستاد تا به مردم خوش خبری بدهند و آن ها را بیدار نمایند و با آن ها کتاب خود را به حق نازل فرمود تا در مورد آنچه مردم اختلاف ورزیدند فیصله نمایند و در آن اختلاف نکردند مگر آنانی که برای شان کتاب داده شده بود بعد از این که برای شان دلایل روشن آمد. بنابر ضد و عناد با همدیگر، پس الله تعالی به توفیق خود مومنان را به حق آنچه مردم در آن اختلاف نموده بودند هدایت فرمود و الله تعالی هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند.

یعنی الله تعالی مردم را یک امت گردانید و برای شان یک دین عطا فرمود که همانا اسلام است ان الدین عندالله الاسلام، همیشه دین الله اسلام بوده است. همین دین فطرت است که بر آن مردم را پیدا کرد. فطره الله التی فطر الناس علیها و همین دین است که الله تعالی آن را برای رهنمایی بنده گانش بواسطه پیامبران نازل فرمود. او تعالی جز اسلام هیچ دین دیگر نفرستاد و جز امت مسلمه امتی دیگری برپا نکرد. هر چند الله تعالی یک امت بر پا کرد که امت مسلمه نامیده می شود و برای شان یک دین وحی فرمود که همانا دین اسلام است. لاکن مردم در دین اختلاف پیدا کردند و در نتیجۀ آن به احزاب و گروه ها تبدیل شدند، الله تعالی پیامبران خود را فرستاد تا مردم را از عواقب بد اختلاف آگاه کنند. و آنانی را که روی حق استوار ماندند بشارت کامیابی و نجات بدهند.

الله تعالی به پیامبران کتاب هم داد تا در میان مردم بحق فیصله نمایند و به این ترتیب دین حق را بار بار در میان مردم واضح فرمود. لاکن امت های که برای شان دین حق رسید با وجود دلایل روشن حق بنا بر ضد و عناد با همدیگر اختلاف نمودند و بطرف حق رجوع نکردند.

اکنون برای آخرین بار الله تعالی بواسطه قران حکیم که بر پیامبر آخر زمان نازل گردید دین حق را برای مومنان واضح نمود تا برای مردم الی برپا شدن قیامت حجت باشد. امت مسلمه در رابطه با دین حق مسوولیت دارند که این امانت را ضایع نکنند، روی آن استوار بمانند، در آن اختلاف و تفرقه ایجاد نکنند و دیگران را بطرف آن دعوت دهند و خود بر آن عمل نموده بالای دیگر امت ها شاهد باشند و به این ترتیب مسوولیت شهادت علی الناس را انجام دهند.

قرآن حکیم بر فرار و گریز اهل کتاب بگونه تعجب می پرسد که هدف آن ها از فرار از اسلام و پیامبر چیست؟ چرا چنین تلاش بخرج می دهند؟ آن جا که می فرماید ترجمه: الله تعالی بحال اهل کتاب تعجب می کند که آن ها چرا پیامبر و دین اسلام را ترک می گویند و تلاش می ورزند که از آن ها فرار نمایند، آیا آنها جز اسلام کدام دین دیگر می خواهند، در حالی که دین الله تعالی از آغاز اسلام است. همین دین را او تعالی به تمام پیامبران عطا فرمود و همین دین تمام کاینات است. آفتاب، مهتاب، ابر و باد، زمین و آسمان، همه و همه پیرو همین دین اند. حقیقت اسلام خود را به الله سپردن است کسی را مجال نیست که از حکم و فرمان او سرتابی کند. آنانی که در دایره اختیار اندکی سرتابی می نمایند در دایره تکوین سرپا به قوانین او سر افگنده اند. آیا ممکن است کسی از قوانین طبیعی مرگ و زنده گی فرار نماید. پس تقاضای عقل و فطرت این است که انسان در حدود دایره اختیار هم احکام و فرامین او را در نظر دارد و از آن سرتابی نکند. به این ترتیب او تا با تمام کاینات هم آهنگی و همرنگی می کند که هر ذره آن تابع قوانین او تعالی است.

بعد از آن به زبان پیامبر علیه السلام کلمه جامع اسلام را بیان می دارد که اگر این اهل کتاب جز اسلام طالب دین دیگراند آنها را به خواهش شان حواله کن، بگذار شیطان ایشان را در هر ودادی که می خواهد سرگردان نماید. تو پروای آن ها را مکن و وقت خود را ضایع نکن بلکه اعلان کن که ما به دین الله ایمان داریم دینی که دین تمام پیامبران اوست ما در میان پیامبران تفریق نمی کنیم که به بعضی ایمان آریم و از بعضی انکار نماییم بلکه بر همه ایمان داریم و فرمان خدا را بجا می آوریم و خود را کاملاً به او می سپاریم. بعد از توضیع دلایل روشن در حق اسلام او تعالی اعلان می دارد که آنانی که جز اسلام به دین دیگری تمایل نشان می دهند خواه یهودیت باشد یا نصرانیت یا چیز دیگر هرگز نزد الله تعالی قبول نمی شود و چنین اشخاص در روز قیامت محروم و نامراد خواهند بود.

از توضیح و تشریح آیات قرآن حکیم که در فوق ذکر گردید بر می آید که اسلام دین الله است که آن را به تمام پیامبران از آدم علیه السلام تا محمد علیه السلام و حی نموده است تا امت های خود را بواسطه آن به بهترین شیوه زندگی رهنمایی نمایند. دین اسلام دین تمام کاینات است تمام ذرات کاینات و تمام موجودات و هستی و همه و همه کرهاً و طوعاً پیرو این دین اند، البته تنها برای انسان در یک محدودۀ کوچک اخیتار داده شده تا در آن به آزادی و اختیار خود از فرامین و احکام او تعالی پیروی کند؛ زیرا انسان در این دایره مورد ابتلا و آزمایش قرار دارد. انسان هم بحیث یک موجود صاحب عقل و شعور و اراده و اختیار در دایره تکوین کاملاً تابع قوانین دین اسلام است و سرموی نمی تواند از آن سرتابی کند.

هرگاه انسان و هر موجود دیگرکاینات از قوانین اسلامی اندکی سرتابی نماید باعث نابودی او خواهد شد. پس اسلام دین تمام انبیا، دین تمام کاینات و موجودات است. انسان زمانی از زنده گی پرسعادت در دنیا و آخرت برخوردار می گردد که خود را سراپا تابع قوانین این دین حق گرداند.

 

مؤخذها:

1. قرآن حکیم.

2. تفسیر تدبر القرآن، اثر گران بهای مولانا امین احسن اصلاحی.

3. تفسیر نور، اثر مصطفی خرم دل دانشمند ایرانی.

4. اصلاح ملی، هفته نامۀ جمعیت اصلاح



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st October, 2018