تفصیل | شهادت 

21st October, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

امریکا در تلاطم امواج هژمونیزم چین

عبیدی

2018-10-08

سقوط امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی و امحای اندیشه ماتریالیزم، در نضج و تقویه چین بعنوان یک نیروی اقتصادی و سیاسی منطقوی کمک بسزایی کرده است. روسیۀ زمان بوریس یلتسین تا ولادیمیرپوتین را مرحله بازسازی اقتصادی و تکنالوژیکی روسیه نام گذاشته اند. تجزیۀ کشورهای اشغالی آسیای میانه و حوزه قفقاز و بالتیک ضربه مهلکی بر پیکر روسیه بزرگ وارد ساخت و این زخم های کاری سالیان متمادی، سیاست، اقتصاد و صنعت را در آن کشور با موانع و رکود مواجه گردانیده بود.

ایالات متحدۀ امریکا از رقابت و جنجال یک مزاحم بزرگ بین المللی نجات یافت ولی در چنگال رقیب دیگری افتاد و تا امروز نتوانسته خود را نجات بدهد. جورج دبلیو بوش چنین می انگاشت که گویا چین نمی تواند مزاحمت و دردسرهای برای سیاست های توسعه طلبانه سیاسی و اقتصادی وی ایجاد نماید، اما چین با مطالعۀ زیرکانۀ وضعیت اعلان کرد که اقتصاد جهان تا سال 2012 همه به جیب چین خواهد ریخت. چنین ادعا، کشورهای معظم و پیشرفته صنعتی و اقتصادی اتحادیۀ اروپا، جاپان و ایالات متحدۀ امریکا را بشدت تکان داد و اکنون بوضاحت مشاهده می نماییم که ادعای آنزمان رهبران چین، امروز جامۀ عمل و حقیقت پوشیده و رئیس جمهور اوباما رسماً چین را حریف اقتصادی خود خطاب نموده و اظهار داشت که به هیچوجه اجازه نخواهد داد که چین به برتری های اقتصادی در عرصۀ جهانی دست یابد. ترمپ با مزاج تندتری بارها چین را مخاطب قرار داده که از پیشروی و تقویۀ برق آسای اقتصادی و تجارتی خود دست بردارد در غیر آن امریکا با امکانات دست داشته خود به هر نحوی که باشد جلو یکه تازی های اقتصادی چین را در منطقه و جهان سد خواهد کرد. چین با خونسردی تام از این اخطارها طفره رفته و به کار  و فعالیت خود مشغول میباشد.

اکنون بر بالادستی های اقتصادی و سیاسی چین چه در سطح منطقه و چه در عرصۀ جهانی مطالب را به خوانندگان گرامی پیشکش می نماییم.

دکترین و پلانگذاران سیاسی و اقتصادی چین با درایت و کفایت لازم توانسته اند تا توجه اقتصادی کشورهای رو به انکشاف را بخود جلب نموده و از این طریق میلیاردها دالر آن کشورها را به چین سرازیر نمایند. این عمل اقتصاد چین را فوق العاده تقویه نموده و آن کشور را در قطار ممالک معظم صنعتی و قدرت های اقتصادی جهانی قرار داده است. ملایمت های خردمندانه در روش های سیاسی و اقتصادی، بهرتین تعامل نیرومندی چین بشمار می رود. اگر به صورت دقیق جریان رشد اقتصادی چین را بخاطر بسپاریم موفقیت های بیشماری در عرصه سیاسی نیز نصیب چینایی ها گردیده است که آثار و علایم آن بوضوح بچشم می خورد. جای هیچ گونه تردید نخواهد بود که اشغال افغانستان توسط نیروهای نظامی ایالات متحده حیثیت زهر قاتل را برای روسیه، ایران و چین دارد. زیرا امریکا می تواند از فاصله بسیار نزدیک سه حریف و رقیب عمدۀ خود را زیر نظر داشته و حرکات سیاسی شان را با دقت علاجی و تحلیل نماید.

کنفرانس شانگهای که ظاهراً از منافع چهار کشور حکایت می کند در واقعیت  امر پیشروی سیاسی، حاکمیت اقتصادی و هژمونیستی چین را بخاطرها تداعی می نماید. دیگر از تغییر مشهود سیاست چین در منطقه نمی توان چشم پوشی نمود. اتحاد مشهود روسیه، چین، ایران و پاکستان در جهت مقابله با سیاست های ایالات متحده امریکا دولتمردان و سیاستمداران امریکا را دست و پاچه ساخته و دشواری هایی را فرا راه آقای ترمپ ایجاد خواهد نمود. این اتحادهای چهارگانه عمدتاً زمینه ها را برای توسعه هژمونیستی چین و بالادستی سیاستمداران پیکنگ فراهم می نماید. ناگفته نباید گذاشت که مواضع روسیه و چین در یک سنگر متخاصم با سیاست های امریکا در منطقه می تواند روند آیندۀ سیاست را لرزان و متأثر بسازد و حد اقل فشاری بر آقای ترمپ وارد آید.

در بخش هژمونیزم اقتصادی نیز احداث راه ابریشم از میان کوه پایه های هندوکش و اتصال حلقوی آن با افغانستان، ایران و پنج کشور آسیای میانه امتیاز بزرگ اقتصادی به چین در پی دارد. چین می خواهد با قبول این مصرف گزاف سلطۀ اقتصادی و تجارتی خود را در میان هفت کشور رو به انکشاف تحکیم ببخشد و پلان های اقتصادی واشنگتن را نقش بر آب نماید. با تحلیل عمیق در می یابیم که کشور چین با قبول مصارف کمرشکن احداث راه آهن ابریشم در حقیقت امر فروش تولیدات صنعتی خود را بر این کشورهای مصرفی تسریع می بخشد و از این ناحیه مفاد و امتیاز سرشار اقتصادی بدست می آورد و از جانب دیگر با اکمال این شاهرای سیاسی و استراتژیک شاهرگ های جدید نفوذ سیاسی در این ناحیه مهم و باارزش قارۀ آسیا ایجاد می شود که به اهداف استراتژیک امریکا ضربۀ مهلکی وارد خواهد آورد. سیاستمداران و پلانگذاران اقتصادی چین به این باور اند که با اکمال شاهرای ابریشم می توانند در آیندۀ قریب نیازمندی های نفتی خود را از منطقۀ نفت خیز آسیای میانه تکافو نمایند و نیل به این هدف یک موفقیت بزرگ و حیاتی برای چین بشمار می رود.

اگر روش های سیاسی و نظامی امریکا و چین را در قلب آسیا  مطالعه و مقایسه نماییم به این نتیجه می رسیم که معاهدات مخفی و علنی اقتصادی میان چین، روسیه، ایران و پاکستان که عمدتاً بر مفاد و امتیازات سیاسی استوار است، بسیار موثر و کارا است و ثمره های آیندۀ آن برای کشورهای ذیدخل ارمغان های متعدد پیروزی را به بار خواهد آورد. کنفرانس شانگهای که ظاهراً بر محور اهداف اقتصادی می چرخد یک ائتلاف بزرگ سیاسی علیه امریکا و اتحادیۀ اروپایی‌ست که ظرف چند سال گذشته برای امریکا به زنگ خطر و دردسر بزرگ تبدیل گردیده است.

امریکا اکنون با همه نیرومندی اقتصادی خود در تلاطم امواج هژمونیستی چین و روسیه بی موازنه گردیده و در آینده های قریب شاهد موفقیت های چین و روسیه و انزوای امریکا در این منطقۀ آسیا خواهیم بود.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st October, 2018