تفصیل | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

فرهاد دريا الگو براى خدمات خيريه و داوطلبانه: «اوضاع سياسى تغيير نميکند، مگر با خدمات اجتماعى و عملى»

فریدون افراسیابی

2018-10-15

جريمه غفلت

در روايات و تقرير علما آمده است، اگر در شهرى و دهى کدام جنازه بدون غسل و تکفين رها شود، بدرجه نخست، محله هاى نزديک و بترتيب تمام ساکنين زمين، بجرم اين غفلت زير پيگرد الهى قرار ميگيرند.

اين پيگرد و جريمه براى آن است که چرا انسانها بايد در برابر هم بى تفاوت، غافل و بى احساس بمانند، چرا در ترتيبات و آمادگيهاى لازم خدماتى و بشرى کوتاه بيايند. حرف بالا خيلى محل انتباه است، وقتى در برابر يک جنازه و بخاطر يک جسم مرده اينقدر تاکيد و توجه وجود دارد، فکر کنيم غفلت بخاطر رها کردن انسانهاى زنده و ذيحق، بخاطر اطفال، زنان و مردان پى سرپناه و محروم و مظلوم چقدر بايد ساکنان زمين تحت تعذيب قرار بگيرند، چقدر بايد بجرم غفلت و به جريمه عدم فراهمى تسهيلات خدماتى و اجتماعى در عميق درياى گناه، معصيت، مصيبت و فلاکت غرق شوند و فرو بروند.

توجه داشته باشيم، اين تنها جريمه و مواخذه يى است که به فرد فرد جوامع انسانى ميرسد، تکليف، احزاب، تکليف دولتها به مقايسه بزرگى  قدرت و رعيت شان نيز بالا ميرود. يک حزب و انجمن کوچک به اندازه خود و يک حزب بزرگ و دولت بزرگ بميزان پهناى خود، سهم اين جريمه و گناه را بر ميدارد. حالا که در کشور بحران و جنگ وجود دارد، غفلت افراد به مستواى توانمندى شان و غفلت احزاب و اجتماعات و رهبران آنها به ملاحظه وسعت و دايره کار آن مطرح بحث قرار ميگيرد.

در قبال جهان، کشور هاى بزرگ و قدرتهاى بزرگ و در ارتباط افغانستان احزاب بزرگ کشور بترتيب هم پاسخگوى غفلتها و کاستها ميباشند. حرف معروف چرچيل يکى از ساستمداران معروف انگليس است که ميگفت: (( براى غفلت و تساهل هيچ بهانه يى وجود ندارد، جنگ، بحران و آفات اجتماعى نميتوانند دليل موجه براى نارسايى و کوتاهى مسؤلين و مامورين گردد.)) پس در افغانستان وقتى اين همه بحران و بدبختى، سرهم ميشود، وقتى بد امنى فقر آوارگى و بيچارگى بيداد ميکند، بايد افراد بميزان توان شان و احزاب به تناسب دايره حضور و ادعاى شان، تحت سوال قرار بگيرند.

کى مسئول است؟

معمول شده که براى گريز از بار مسئوليت هميشه خارجيها را مشمول مصيبت ها و غفلتها بسازيم و کاستها و ملامتيهاى خود را در تحت اين پرده پنهان نماييم. در شرارت و شيطانى شبکه هاى بيرونى شکى وجود ندارد، ولى وقتى ميزان اعتياد ظرف پانزده سال تا مرز ٥/٣ مليون بالا میرود وقتى قرار گزارش اداره احصائيه افغانستان و گزارش ١٠ سنبله ١٣٩٧ بى بى سى گراف افراد زير فقر در افغانستان به ٥٦ درصد ميرسد در حاليکه پنج سال پيش از اين ميزان فقر عمومى و گراف آن ٣٨ درصد بود. اينجا ديگر پاى غفلت و خواب بردگى خود ما نيز سهم خود را دارد.

اقاى مصطفى مستور وزير اقتصاد در همين تاريخ به بى بى سى ميگويد: ((٤٤  درصد از مردم کشور امنيت غذائى شانرا از دست داده اند حالانکه چند سال پيش از اين ٣٣ فيصد شامل کسانى ميشدند که امنيت غذايى نداشتند.))

مگر نمى بينيم که شهرهاى بزرگ بخصوص شهر کابل روز در روز دايره تسهيلات خود را از دست ميدهد، روز در روز ازدحام، اعتياد آلودگى، بدامنى و فقر چهره اين شهر را دگرگون ميسازد. اينجا ديگر خارجيها را ملامت نکنيم، وقتى درختها رو به خشکى ميرود، وقتى آشغال  و کثافات از در و ديوار شهر ميبارد، روشن است که تقصير خود ماست، اينجا غفلت و سرخوردگى افراد و احزاب ما انگیزه درجه يک خلا ها و دردها بايد قلمداد شود.

اينروز ها که زمزمه انتخابات است، همه ميگويند که تنها ٣٧ فيصد از خاک کشور مشمول برنامه انتخاباتى است، اينجا اگر حکومت عجز و ناکارگى خود را نشان ميدهد عيب و طعن آن دامن احزاب و گروههاى مطرح و مهم اين کشور را نيز رها نميسازد.

چرا بايد احزاب و سپس دولت اجازه دادند که ٦/٤ مليون مهاجر بازگشت کننده که از سال ٢٠٠٣ وارد کشور شده اند، بخاطر دوام بدامنى در حومه شهر ها جابجا شوند، ميتوانيم بپذيريم که اگر پاى غفلت و سرخوردگى خود ما در ميان نباشد گروههاى مسلح که شمار شان در مجموع از مرز شصت هزار نفر عبور نميکند، چگونه ميتواند بر چهارصدهزار سرباز قواى دفاعى و امنيتى و هزاران افراد و اعضاى احزاب و هواداران آنها غلبه و کشور را دچار سراسيمگى، عقب مانى و تزلزل نمايد.

ميپذيريم که احزاب و اجتماعات ما در جايگاه خود مقابل آشفتگى ها و بدبختى هاى روز افزون تماشاچى باقى مانده اند احزاب ما انتظار بهبود اوضاع سياسى ما را ميکشند. اين بهبود در اثر نبود روحيه خير رسانى و خدمات اجتماعى از برابر ما فاصله ميگيرد و دور و دور تر ميرود.

فرهاد دريا

اگر افراد مؤثر و ثروتمند و کمتر ثروتمند ما، حتى افراد عادى دست به ابتکار برده و خدمات اجتماعى را شروع کنند، اوضاع اقتصادى و امنيتى صد در صد رو به بهبود ميرود. اگر احزاب ما خود را براى اجراى خدمات اجتماعى و بشرى مصروف ميگردند، حالا موطن و محل ما گلزار شده بود. يک هنرپيشه و خواننده یى مثل فرهاد دريا وقتى تصميم ميگيرد، بيش از دو هزار طفل بى سرپناه و يتيم را تحت برنامه ((مؤسسه کوچه)) زير پوشش معيشت و تربيت ميگيرد و کار هاى بزرگى انجام ميدهد يک سازمان و حزب که ميتواند صدها برابر بالا تر از يک فرد خدمات انجام دهد.  فرهاد دريا که در سال ١٩٦٢ تولد شده و به حيث يک خواننده از سال ٢٠٠٣ به اينطرف فعاليت ميکند، تا حال توانسته براى فعال سازى روحيه خدمات اجتماعى کار زيادى انجام دهد. وى ميگويد: (( حالا من توانسته ام کمک مستمر افراد ديگرى را جلب نمايم تا اين کودکان درس بخوانند)) در افغانستان مثل فرهاد دريا افراد زيادى ميتوانستند اينگونه خدمات را در عرصه هاى مختلف شروع کنند، اما توفيق در اين بخش تنها نصيب او شد که بيايد با شوق وارد اين کار شود. دريا به جاههاى مختلف سر زد، خواندنها و کنسرتها بخاطر پيشبرد برنامه خيريه گرفت که تحت نام (( موسسه کوچه)) راه انداخته شده بود. دريا در جاى خود يک مثال بود، ميتواند در کشوريکه خدمات اجتماعى آن اقل است نمونه و الگوى خوب قرار بگيرد و حتى براى احزب و انجمنهاى سياسى يک مثال عملى شمرده شود.

هدف گروهها و احزاب سياسى ما اين است که شيرازه و نظم دولت افغانستان را درست نمايند، اين کار و حرف از راه مبارزه سياسى، ميسر نيست. از اين گذشته در اثر دورى از خدمات اجتماعى و تشديد دردها و فاصله ها، محبوبيت و رسوخ اجتماعى احزاب ما روز در روز به تحليل ميرود. شايد در اثر دوام مبارزه سياسى و شعارى، گاهى قدرت سياسى به گروه حزبى و جماعتى حسب تصادف و شانس محيا گردد، ولى عدم ارتباط مردمى، نبود تجربه و پايگاه عملى اجتماعى اين حکومت را فوق العاده ضعيف، آسيب پذير و آماج حوادث خواهد ساخت. به نحويکه با کمترين رخداد، شيرازه اين حکومت از ميان ميرود و بنياد آن در برابر تند باد حوادث ايستادگى را از دست ميدهد.

اينگه ميگويند: (( قدرت سياسى آسان و پاسداری از آن سخت و مشکل ميباشد)) حرف بسيار معقولى است در اينجا و در عصر حاضر، دو نمونه يى در جلو خو داريم: مثال اول حکومت دکتر مرسى مصر بود. اين حکومت محصول يک مبارزه دوامدار سياسى و شعارى محسوب ميشد. اخوان المسلمين از راه تبليغ تيورى قوى و ترتيبات انتخاباتى، توانست بقدرت برسد، اما نبود خدمات اجتماعى و تجربه عملى ديديم حکومت اخوان را دستخوش کودتا و توطيه خونينى ساخت که از بيرون رهبرى و حمايت ميشد. اخوان المسلمين در موازات مبارزه سياسى، تجربه عملى و خدمات اجتماعى گسترده با خود نداشت که سبب ميشد، ريشه هاى اين حکومت در برابر باد بدخواهان و سيه کاران مقاومت ميکرد.

در جانب ديگر، ترکيه، اردوغان و حزب رفا براى ما نمونه زنده ترى است. اردوغان به برکت تماس عملى مردم و بلکه تجارب خدمات اجتماعى قادر گرديد خطرناکترين پلان بيرونى را خنثى نمايد.  با اين حال احزاب  ما انتظار رخداد هاى سالم سياسى را نکشند، اوضاع خوشگوار و مناسب نميشود مگر با خدمات اجتماعى و انسانى، هر حزب بمقتضاى قوت خود پاره يى از خدمات را بعهده ميگيرد. افراد يک حزب در هر حوزه براى حمايت افراد بى پناه، محروم و پيشقدم میشوند دفاتر احزاب بايد مرکز رجوع بى پناهان قرار بگيرد. جلب حمایت و محبت مستضعفین که یک جماعت و گروه اسلامی را به معراج میرساند و از پشتیبانی مردم برخوردار میسازد.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018