تفصیل | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

امير شيرعليخان و سفارت روسيه تزارى: «اهميت سياست تعادل و توازن براى افغانستان و امريکا»

فریدون افراسیابی

2018-10-22

بازار چهار چته

نميدانم ديدگاه شما چيست، نظر من اين است که در شاهان دو قرن اخير افغانستان هيچکدام به اندازه اميرشيرعليخان حکمران با درد، بلند پرواز و مهربان نبوده است . بروى همين انگيزه هاى درونى و شخصيتى بود که اين امير هرگز حاضر نبود  به فشار هاى انگليس و به امتياز طلبى هاى روس تزارى  وقعى بگذارد. سيدنورمحمدشاه ديپلمات ورزيده و صدراعظم امير در مذاکرات امرتسر و پشاور کوشش انگزيز ها را براى اعمال نفوذ در افغانستان نقش بر آب ساخت.

روسها وقتى ايستادگى او را در برابر انگريز ها مشاهده کردند در سطح بلند به ايجاد روابط با افغانستان علاقه گرفتند و جنرال (( ستوليتوف)) يکى از نظاميان مشهور دستگاه تزارى را با تحايف فراوان در ١٨٦٨ با هئيت سفارتى به کابل فرستادند، در آنروزگار ساحۀ على آباد و دانشگاه امروز، باغ زيبايى را احتوا ميکرد و مهمانخانه دولتى شمرده ميشد. چند روزى از سفير و مهمانان روسى در آنجا پذيرايى شد و بعد در يکى از کاخهاى داخل بالاحصار براى سفارت روس دفتر و محل رهايش انتخاب شد.

پس از چندى جنرال ستوليتوف به امير اطلاع داد که دوست دارد به بازار ((چهارچته)) کابل برود و از اصناف، تجار و کسبه کاران آن بازار مشهور تاريخى ديدن نمايد. امير معاذير امنيتى را پيش آورد، اما سفيراز اصرار خود صرف نظر نميکرد. امير حتى که بگونه بازار چهار چته يک بازار عاريتى و نمونه را در داخل بالاحصار ساخت سفير و مامورين سفارت به نظر ميرسد که اصرار سفير روس براى ديدار از بازار چهار چته يک حرکت نمادین سياسى بود، چرا که ٣٧ سال قبل از و پس از قيام ١٨٤١ ضد انگليسى، اجساد ((مکناتن)) و ((تريور)) دو مقام انگليسى از سوى مجاهدين در چهار چته آويزان شده بود. امير کوشش ميکرد روابط با انگليس و روس را در يک تعادل نگهدارد و افغانستان را آماج هم‌چشمى ها و مانور هاى سياسى روس و امريکا نسازد.

اگر چه اميرعبدالرحمن خان به (( اميرآهنين)) شهرت يافته و اقدامات او براى انتظام دولتى توصيف شده، ولى اشتباه عبدالرحمن خان قبول وابستگى  سياست خارجى بود. سردار محمدهاشم خان عموى ظاهرشاه که در سال ١٩٤١ وفات نمود توانست کشور را در دوران جنگ جهانى با سياست تعادل از گزند جنگ در امان نگهدارد ولى سياست مداران بعدى تا امروز هيچکدام ديگر نتوانستند که اين تعادل را برقرار نمايند. در تبصره حاضر ميخواهيم نشان دهيم که اين پاليسى مهم و سرنوشت ساز است، مبارزه بخاطر تجديد ميتواند آن کشور را از حالت کنونى بيرون نمايد و هم براى سياست بين المللى ارزش داشته باشد.

جنگ سرد

دوران قبل از سقوط کمونيزم و شوروى را جنگ سرد خطاب نموده اند و اين زمان رقابتهاى فکرى و فلسفى محسوب ميشد.  به اثر اين سياست نظم و آرامش نسبى در سراسرى جهانى برقرار بود. اما اشتباه روسها در آن بود که با لشکر کشى و مداخله در افغانستان خبط بزرگى را مرتکب شدند. اگر روسها و کمونستها دست به اين پيش دستى نزده بودند. سلطۀ شوروى و اقمار آن اينگونه زود دستخوش دگرگونى و سقوط نميشد.

دوران جنگ سرد و تحليلگران مدت آنرا از پايان جنگ ١٩٨٩ که تاريخ خروج شوروى از افغانستان ميدانند رقابتها و پيشرفتهاى مهمى در بخش مسابقات کيهانى و صنعتى رونما گرديد.

پياده شدن اولين فضانورد امريکائى ((نيل ارمسترانگ))٣٠ جون ١٩٦٩ در کره ما و قبل از آن گردش اولين انسان در مدار زمين که بتاريخ ٣٠ جون ١٩٦١ توسط ((يورى گاگارين)) روسى انجام شد، همه از برکات و رقابتهاى علمى و صنعتى دوران کوتاه جنگ سرد بود. گفته ميشود آنچه در مورد نظارت از راه دور در بخشهاى گوناگون صنعتى تا امروز از آن استفاده ميشود، فناوريهاى بود که اساس آن در زمان جنگ سرد گذاشته بود.

ضياع فرصتها

اما وقتى شوروى ها از صحنه کنار رفتند و دوران توازن رقابتها بهم خورد، سياست امريکا دچار اضطراب شد. ((ديوماجورا)) يک تحليلگر امريکايى مجله (( نيشنل انتريست)) کلينتون و اداره دبليو بش را متهم ميسازد که با استفاده از سقوط شوروى سياست توسعه طلبانه را در پيش گرفته خود در تيره ساختن روابط با مسکو پيش قدم شدند. اين سياست هم از استقامت اروپاى شرقى و کريميه صورت گرفت و هم از راه تهاجم امريکا در افغانستان که با اين سياست اصل توازن قوا زير سوال قرار داده مى شد.

همانگونه که شورويها با اشتباه تاريخى شان، جدار سياست توازن قوا را شکسته و سياست مداران افغانستان را به پيروى از خود تحريص نموده تره کى، امين، کارمل و نجيب را در دهليز هاى سياه و مرگبار وابستگى گمراه نمودند، امريکا نيز از ٢٠٠٢ به اينطرف تکنوکراتها و سياست مداران غربگرا و قومگراى افغانستان را به عمق وابستگى تشويق نموده است.

نميتوانيم بگوييم که در تره کى، امين و ديگران استعداد خدمت به سياست توازن نهاده نشده بود، آنها فرصتهاى زيادى در دست داشتند، ميتوانستند از آن به آدرس توازن حرکت کرده و کشور را از منجلاب حوادث بعدى تا حدود زيادى رهايى بخشند. اما شوق و حرص قدرت و رقابتهاى منفى از يکسو و کوشش شورويها براى اعمال نفوذ از پهلوى ديگر، دامنه فاجعه را سنگينر تر ساخت.

تکرار اشتباه

امريکاييها بجاى اينکه از انتباه روسها براى تشبثات سياسى و جهانى درس بگيرند، سياست اعمال نفوذ را بيشتر  به پهنا دادند و سياستمداران و طرفدارانى طماع بى آرمان را در افغانستان براى خود بوجود آوردند.

رئيس جمهور کرزى، رئيس جمهور غنى و ديگر وزرا و دولتمردان حکومت تحت الحمايه امريکا، قادر بودند هم در رابطه با گروههاى داخلى و هم با کشور هاى همسايه پاکستان، روسيه و ايران در تاسيس خط تعادل پيروز باشند و بسيار مشکلات را از سر راه بردارند، اما مسابقه براى پيشگيرى رقابتهاى خود محورانه و اقدام امريکا براى استفاده مزيد از اين صداى سياستمداران، کشور را در محراق مداخلات ممالک همجوار قرار داد و مشکلات امريکا را نيز چند چندان نمود.

روزنامه هشت صبح کابل در شماره ٨ اسد ١٣٩٧ مضمونى داشت تحت عنوان (( شکست نهاد ها ـ چرا رئيس جمهور به نهاد ها بی باور است؟)) درين مضمون اشاراتى دارد به نحوه مديريت آقاى غنى و کرزى، (( بى باورى به نهاد ها امرى برخاسته از دانش آموختگان نهايت خشک و آلوده شکن غربى است که با جوامع شرقى بى ارتباط اند.))

در ادامه مضمون، اشتباه امريکا براى جاگزين ساختن حکومت وحدت ملى ارزيابى گرديده و چنین آمده است: ((در دوران حکومت وحدت ملى احترام به نهاد ها و برسميت شناختن شان بصورت انقلابى با معيت تام تغيير کرد و، نهاد هاى که سالها از عمر شان ميگذشت يکى پى ديگر جايگاه و اقتدار شانرا از دست دادند.)) سوال کنونى این است که آيا امريکا ميتواند در فعاليت تازه براى صلح افغانستان اين اشتباهات را جبران نمايد؟!

حالا دشواريهاى سختى هم فراروى رهبران سياسى و هم براى کارگزاران و فرستاده هاى امريکايى براى صلح و ثبات افغانستان عرض اندام نموده است.

شواهد و قراين زيادى وجود دارد که نشان ميدهد اداره ترامپ دنبال آن شده که به گرفتارى هفده ساله امريکا در جنگ افغانستان پايان بدهد، حتى در روزنامه مشهور نيويارک تايمز و ديگر منابع معتبر امريکايى روى اراده رئيس جمهور ترامپ براى بيرون شدن قواى امريکا از افغانستان نيز مطالبى به نشر رسيده است.

ماموريت فرستاده امريکا آقاى زلمى خليلزاد در يک چنين مقطع خاص آغاز گرديده است. در کليات مصروفيات آقاى خليلزاد با فرايندى مثبت پيش ميرود. ديدار تفصيلى وى با سران احزاب مطرح و ملاقات با رهبر گرامى حزب اسلامى و تبصره خوشبينانه طالبان از اين ماموريت اميدواريهاى صلح را تقويت ميکند.

با اين همه شواهد روشن، باز هم نگاهها بطرف رهبران احزاب مطرح و به رئيس جمهور غنى متوجه است. همه انتظار دارند اين رهبران در کلام و پيام شان سياست تعادل و توازن را سرمشق کار قرار بدهند، حوصله و خويشتن دارى را از آن خود نموده و فرصت طلبان را مجال ندهند و با همه توان بکوشند که از ميان طوفان حوادث کشتى آسيب ديده کشور را به ساحل امن رسانند. 

 

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018