تفصیل | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

قلم زمان و تازيانه تاريخ: «طولانى شدن جنگ گراف جرايم را بالا ميبرد و هويت سياسى طرفها را تهديد ميکند»

فریدون افراسیابی

2018-10-29

فراموشخانه روزگار

مثل اينکه در خميره و سرشت آدمى ذوق خبرى و علاقه بدريافت اطلاعات شگفت انگيز مخلوط شده باشد. زياد تر دنبال سرگرمى است تا ضرورت.

برپايه همين ذوق توجه و رجحان انسان بسوى اطلاعات نو و حيرت انگيز بسيار است. حقايق روزمره تکرارى ولو بزرگ و با کميت بالا، از نظر ها مى افتد و تحويل فراموشخانه روزگار ميگردد.

يک کارشناس امورفرهنگى و روزنامه نويسى، جايى نگاشته بود:

(( اگر خبرى براى ما نشر شود که در فلان جاده و فلان روستا مردى را سگى گزيداين يک خبر معمولى است. خوانندگان، شنوندگان و شايقين آن کم ميباشد. اما اگر در خبرى عنوان شد: در همان جاده و همان روستا مردى سگى را خورد و يا دندان گرفت اين يک خبر شگفت انگيز است و خواننده آن زياد)) اگر چه که دريده شدن يک انسان از سوى جانورى و سگى به لحاظ اهميت و قيمت موضوع مهم است، اما چون احتمالات اينگونه خبر زياد ميپاشد مردم به آن کمتر توجه ميکنند.

یا بگونه مثال اگر نشر شود که در سوريه محلاتى بمبارد شد، در افغانستان ده ها نفر ملکى در يک روز بشهادت رسيد کسى به اين دقت نميکند، اما اگر گفته شود که در يک کلب شبانه پاريس يا نيويارک مرد مسلح به مهمانان و مراجعين آتش کشود و فير نمود اين خبر سرخط اخبار ميشود و صدها نفر براى دريافت جزئيات آن تلاش مينمايد و حتى ممکن است، بخاطر تاثير افرادى اشک بريزند!

نمونه بزرگ  اين تعامل، همين خبر گم شدن روزنامه نگار عرب در قنسولگرى سعودى بود که ديديد شهره آفاق شد.  در همين روز ها حوادث خونبارى در دنيا و رخ داد که ميديا و شبکه هاى خبر به آن اندک توجهى هم نکرد. اهداف و مکرهاى سياسى استخباراتى اخبار را هم کوچک و بزرگ نموده از کوه کاهى و از کاه کوهى ميسازد و جنايات بسيار خوفناک جنگى را در کنج انزوا و تاق نيسان ميگذارد. اما ما ميخواهيم درين تبصره خدمتان روشن نماييم که اگر ما زمان جنايات را فراموش کند و بخاطر نسپارد تازيانه عدالت تاريخى مجرمين را نمى بخشد و از ستمگران به سختى انتقام ميکشد.  بياييد صفحات رخداد هاى گذشته نزديک راه ورق بزنيم  و مصداق حرف خود را در زمان اشغال شوروى و پيش آمد هاى جستجو نمائيم.

تجربه يى که فراموش شد

کنستانتين چرنينکو که پس از او گورباچف در ١٩٨٥ به قدرت تکيه زد، سمبول خشونت و جنايات جنگى شورويها در جنگ افغانستان شمرده ميشود.

چرينينکو که زمانى دستيار نزديک ليونيد بريژينف رهبرى شوروى محسوب ميشد، ميان مردم به سايه بريژينف رهبر شوروى معروف شده بود اين حکمران به تعبيرعام ((خجول و سنگدل)) پس از رويکار شدن راهکار هاى تازه يى طرح نمود و سرکوب مجاهدين را با هر نوع وسيله ممکن سفارش نمود.

در ابتدا روسها پس از اينکه تصميم گرفته بودند در افغانستان بيايند، (( قطعات مسلمان)) را از ميان رياست هاى آسياى ميانه وارد صحنه ساخته بودند.

(( والرى ايوانيچ)) يک عضو ارشد کاجى بى درين اواخر انکشافات تازه داده و در آن تصريح مينمايد: (( روسها در آغاز تصميم داشتند که بيش از دو هفته در افغانستان نمانند)) و در عمليات سرنگونى حفيظ الله امين بمردم ملکى ضررى عايد نکنند.

بگفته اين مقام،  تصاميم بعدى فرمانروايان و نظاميان افغان و شوروى آنروز ارتش سرخ را در افغانستان زمینگیر ساخت. ابتدا مشاوران روسى در گرفتاريهاى جنگى و بازجويى زندانيان نظر ميدادند، گاهى در کار هاى عام المنفعه مثل آبادى و پاک ساختن سرکها و کوچه ها نيز سهم ميگرفتند، سربازان وقتى به روستايان ميرسيدند سوال ميکردند: (( دوست يا دشمن؟!)) اگر پاسخ دوست ميبود از تفتيش و بازجويى طرف صرف نظر ميکردند. اما زمانى رسيد که بخاطر دوامدار ساختن جنگ روسها و در عمق خشونتها غرق شدند و اين بيشتر دوران چرنينکوبود.

يکبار ارتش شوروى در روستاى شابه جبل سراج ١٢٠ نفر را در منطقه ذبح نموده بودند، در روستاى ((کوکامنداى)) سروبى  سه دامادى را که تازه مراسم عروسى آنها بر پا بود با بيرحمى شهيد ساخته بودند، اين دو نمونه از ميان صدها اقداماتى بود که از سوى راديو آزادى بعد ها ريکارد شد.

 اوج خشونتها و بالا رفتن گراف جرايم جنگى بود که گورباچف را روى صحنه کشيد و تخت شوروى سابق را از اوج اقتدار به سياه خاک انتشار و بربادى سرنگون نمود. ولى حيف که اين تجربه بزرگ در تهاجم افغانستان بعد ها از سوى امريکا و ايتلاف آن سرمشق قرار نگرفت.

گل رحمن

و اما پرونده جرايم جنگى امريکا اگر از لحاظ کميت سبک باشد از بخش کيفيت سنگينتر ميباشد. امريکا از آغاز به حربه هاى سرکوب و فشار متوسل شده و ميتوان گفت که مدل چرنينکو در جنگ های افغانستان و امریکا جورج دبلیو بوش میباشد.

بکارگيرى انواع شکنجه از سوى مامورين سى آى اى و نظاميان امريکا رقم بالا دارد. بدنبال دست بدست شدن مناظر ظلم شکنجه گاههاى عراق و افغانستان در صفحات مجازى، دادگاه بين المللى جرايم جنگى مجبور شد گزارشى را منتشر نمايد که صداى امريکا در ٣٠ عقرب ١٣٩٣ خبر آنرا منتشر نمود.

بروفق اين گزارش، خانم ((ماتوبنسوده))سارنوال ارشد دادگاه جرايم بين المللى ادعا کرد: که نظاميان و مامورين استخبارات امريکا ضمن بازجوئى، به شکنجه و تجاوز جنسى به متهمان نيز روى آورده اند.

خبرنگار شهادت در جريان ديدار از زندانيان ايکه براساس توافق سياسى ميان حزب اسلامى و دولت جمهورى اسلامى افغاانستان آزاد شده بودند به اظهارات دردناک برخى از اين زندانيان که در بگرام و از سوى شکنجه گران خارجى تعذيب شده بودند دسترسى پيدا کرد.

در شماره سوم مجله شفق ١٣٩٧ جريان بازجويى گل رحمن سردستۀ سابق گروه محافظین رهبر حزب اسلامی از قول منابع امريکايى نقل شده است. درين اين بيانات، ايستاده کردن متهم براى ساعتها در هواى سرد و يخبندان با تن برهنه يکى از اشکال شکنجه بوده است، چيزيکه براساس ميان مامورين سى آى اى باعث شهادت گل رحمن گرديد.

اين نمونه هايى است از ميان صدها نوع مدل بيمثال شکنجه و تعذيب که باز هم نتوانست کارگر واقع شود. پس از اعلام راهکار جديد دونالد ترامپ و نظاميان امريکا به شيوه هاى تازه سرکوب متهم شده اند.

منابع خبرى ١٨ سرطان سال روان خبر دادند؛ نيروهاى امريکايى تحت نام کمپاين در جريان عمليات شبانه شش نفر را که در ميان شان يک طفل بود در قريه پهلوان خيل ولسوالى پاک خوست بشهادت رسانده اند، گفته شده که سه نفر از اين شهيدان معلمين معارف بوده اند.

طالبان و حکومت

در سوم عقرب سالجارى صداى امريکا از کشته شدن ١٥ نفر ملکى در جريان عمليات شبانه خبر داده، اند اين عده گفته شده که حين خواب و از سوى افراد امنيت ملى افغانستان بشهادت رسيده اند.

مردم عام اظهار نموده اند که عمليات شبانه نيروهاى دولتى و امنيتى افغانستان واضح است که تحت مشوره و اشاره صورت ميگيرد و نيروهاى خارجى و داخلى درين جريان يکسان مورد اعتراض قرار گرفته اند.

در گزارش ياد شده سارنوال ارشد دادگاه جهانى جرايم جنگى طالبان نيز به ثبت رسيده است. حداقل انفجارات مراکز و نقاط شهرى که در آن صدها نفر به تلفات رسيده و صدهاى ديگر مجروح شده اند از مواردى است که پس از قبول مسؤليت آن پله جرايم جنگى را براى طالبان سنگين ساخته است.

قشون کشى هاى طالبان در زمان اقتدار شان موارد صريح جرايم جنگى را در قبال بيجا شدن سکنه مناطق شمالى، تلفات مردم ملکى، برباد رفتن اشجار و تاسيسات آبيارى گوشه هاى ديگر کار این گروه بحساب ميرود.

نيرو هاى حکومتى و دولتى در جريان عمليات بطور گسترده متهم به جرايم جنگى ميباشند که بزرگترين علامت آن اتلاف تعداد زيادى از اسراى طالبان در حين سقوط حکومت طالبان در کندز و مزارشريف ميباشد.

اينکه حکومت مجاهدين در برابر طالبان زود از صحنه کنار رفت، اينکه امارت طالبان نتوانست بيش از دو روز در برابر تهاجم امريکا ايستادگى نمايد، اينکه جنگ امريکا در افغانستان هفده سال به درازا رفته همه به علت مجموعه خبط ها و خطاهاى که از آن به عنوان جرايم جنگى تعبير شده است. طولانى شدن جنگ با رشد گراف جرايم جنگى رابطه مستقيم دارد. دوام جنگ، هستى و هويت سياسى طرفها را تهديد ميکند و بقاى آنها را در تفاهم و روى آوردن صادقانه به مذاکرات صلح مشروط ميسازد. 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018