تفصیل | شهادت 

20th November, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

سلمان تاثير و آسيه بى بى

فریدون افراسیابی

2018-11-05

اهانت به مقدسات يک حرکت غير بشرى و دور از ديموکراسى و آزادى است

کيس سازى

هشت سال پيش از اين يک زن روستايى عيسايى در منطقه (( ايتان والى)) پنجاب با زنان ديگر براى گرفتن آب سر چاه رفتند. قرار معلوم مقدارى آب از دست آسيه بى بى به داخل چاه ريخت. يک زن اعتراض کرد که آب چاه را نجس ساخت. در ميان بگو مگو ها اين زن عصبانى شد و کلمات اهانت آميزى به مقدسات اسلامى گفت.

مشاجره لفظى درگيرى فزيکى را نيز ميان زنان سامان داد، وقتى در مقام پوليس محل از عمل آسيه بى بى شکايت شد، آسيه هنوز سر لج خود استوار بود و همان حرفهاى را که به زنان مخالف خود زده بود تکرار کرد، تا اينکه موضوع شکل رسمى را بخود گرفت و نامبرده تحت پرونده ((توهين رسالت)) آمد و بروفق قانون موجود راهى دادگاه شد. دادگاه و ايالتى يا ((هايى کورت)) لاهور حکم دادگاه ابتدايى را تصديق کرد و، آسيه را بروفق نافذه بمرگ محکوم نمود. آسيه بى بى هشت سال را بدون چهار طفل و شوهرش در سلول انفرادى زندان سپرى کرد، زيرا از آميزش با ديگر زندان بيم داشت. کار آسيه از اين نگاه به درازا رفت و جنجالى شد که در کنار لج و عصبانيت او، اهداف سياسى و غرضى ديگرى نيز دنبال اين موضوع بود از بيانات و جريان قضيه بخوبى پيدا است که خانواده، هواداران و خود اين خانم تلاش کرده اند از اين ماجرا بهره و امتياز مادى ببرند و به نحوى طرفدار اصلاح و ختم ماجرا نبوده اند. برخى کشور ها مانند فرانسه و اسپانيا بدنبال جنجالى شدن دوسيه آسيه، براى پناه دادن اين زن و خانواده او آمادگى نشان دادند.

درين تبصره ملاحظه ميفرمائيد که جوانب ذيدخل براى استفاده از اهانت بمقدسات که در اصل يک حرکت غير بشرى و منافى اخلاق اجتماعى است، چگونه وارد عمل ميشوند، چگونه يک موضوع کوچک را بال و پر تبليغاتى ميدهند.

سلمان تاثير

يک ويديوى از کنفرانس مطبوعاتى سلمان تاثير گورنر سابق پنجاب و از رهبران مشهور حزب مردم باقى است، حزب پيپل پارتى در آنروز ها که قضيه آسيه بدادگاه رفت، خواست به پيمانه وسيعى روى اين موضوع کمپاين کند و براى جلب حمايت منابع بيرونى پرونده آسيه بى بى را بزرگ نمايى نمايد.

سلمان تاثير، وقتى بر مسند گورنرى پنجاب تکيه زد، برخلاف عرف معمول که ادارات دولتى بيطرفى شانرا در برابر متهمين و قانون بايدهميشه رعایت نمايند، آسيه بى بى را در دفتر کار خود کنار میزکار خود نشاند و در ميان جماعت خبرنگاران و نمايندگان ميديا فيصله دادگاه را که به پيروى از مندرجات قوانين شرعى و اسلامى صادر شده بود ((ظالمانه و غير انسانى)) خواند. سلمان تاثير گفت حزب مردم يک حزب روشنخيال است، ميخواهد ماجرا را برون از دايره قوانين مذهبى حل و فصل نمايد. سلمان تاثير گفته بود:  پيشنهادى به آصف زردارى رئيس جمهور وقت پاکستان ميفرستد و بزودى آسيه آزاد و راهى خانه خود ميشود.

هنوز رنگ پيشنهاد رهايى آسيه خشک نشده بود که يکى از گارد هاى امنيتى سلمان تاثير را در اسلام آباد با فير چندين مرمى نقش زمين ساخت و او را بقتل رسانيد.

اگر اهداف سياسى و عارضى در اين گونه مسايل مداخلت نداشت، کيس آسيه اين اندازه هوا داده نميشد و در همان روستاى محل به آن رسيدگى ميشد. بزرگترين انگيزه ايکه سلمان تاثير را قربانى اين قضيه ساخت همان بى توجهى به مصالح مردم و قانون و کوشش برای جلب حمايتهاى بيرونى بود، انگيزه ايکه دوره عمران خان را همچنان در آغاز کار گرفتار چنین وسوسه نمود.

فوج و عمران خان

يکى از امتيازات حزب مسلم ليک نواز اين است که همواره فوج با اين حزب ميانه خوبى نداشته است. در طول دوره نوازشريف قضيه آسيه معطل بود. نه دادگاه عالى پاکستان به اين موضوع رسيدگى ميکرد و نه منابع بيرونى براى رسيدگى آن تلاش بخرچ ميدادند. اينکه حزب مسلم ليک و نوازشريف نميخواست روى اينگونه پروژه ها تمرکز کند امتياز ديگرى براى اين حزب شمرده ميشود.

حالا مظاهرين که به خيابانها بر آمده و راى دادگاه عالى را مردود شمردند از آقاى باجوه فرمانده فوج نيز درين اعتراضات نامبرده ميشود. از اين شکوه و گلايه عمومى مردم واضح ميگردد که اثر و رسوخ فوج پاکستان در پيش کشيدن اين ماجرا نقش خود را داشته است.

پيرمحمد افضل قادرى از بزرگان طراز اول ((تحريک لبيک پاکستان)) که رهبرى اعتراضات اخير را بعهده دادر از فرماندهان فوج خواسته است تا باجوه را برکنار نمايند.

پس از اينکه عمرانخان دو روز پس از اعتراضات بالهجه تهديد آميز از حکم محکمه دفاع کرد و مخالفان را هشدار داد، مظاهره کنندگان استعفاى صدراعظم پاکستان را نيز خواستار شدند.

برخى تحليلگران به اين نظر اند که دلچسپى دادگاه عالى و حکومت عمرانخان براى رهايى دوسيه آسيه بى بى باز هم به اهداف بيرونى ارتباط ميگيرد نه به مصالح قانونى و خواست عمومى مردم پاکستان.

سخنرانى عمرانخان تا حدود زيادى تحکم آميز و غير مترقبه تلقى گرديده است، شخصيت سياسى ايکه بيش از همه حامى برخورد مسالمت آميز با اجتماعات، راهپيمايى ها و جلوسهاى مردمى بود، يکى و يکبار چهره عوض ميکند و براى کسانيکه خواهان تجديد نظر قانونى روى حکم دادگاه عالى هستند، فشار و زور نشان ميدهد، عمرانخان بى توجه به ديدگاههاى مردم روانه سفر چين شد که اين نيز به نارضايتى عمومى ميدان ميداد. هيچکس حالا نمى پذيرد که دادگاه عالى و عمرانخان بروى وجوهات قانونى و يا مصالح دلسوزانه و بشردوستانه دست به چنين فيصله يى زده باشند. همه غالباً به اين نظر اند که فوج و عمران خان خواسته از برگه کوچک پرونده آسيه، چيز بزرگ بسازند و در بدل رهايى يک جانبه اين متهم و پا گذاشتن روى مصلحت هاى داخلى و مردمى، براى ارضا و جلب توجه محافل بيرونى تحفه يى بيش نمايند. حالا بياييد ببنيم که نوسانات و بهره بردارى از جنجال آسيه در جبهه مقابل و در ميان گروههاى تندرو و متعرض مذهبى چگونه است.

شانس طلايى

تحريک لبيک پاکستان از کراچى سر بالا کرده است، جاييکه آشوب زده ترين نقطه پاکستان محسوب ميشود. درين گروه عناصر ناراضى از هر حزب و پارتى جمع شده است، حتى بشمول هواداران جماعت اسلامى، جمعيت علماى اسلام، ايم کيو ام و ديگران. ميگويند اين گروه در انتخابات اخير پاکستان حدود دو مليون راى برده است. فيصله غير مترقبه دادگاه عالى براى اين گروه تازه دم يک شانس طلايى بود و توانست در رهبرى اعتراضات مردمى وسيعى قرار بگيرد که در تمامى شهرهاى پاکستان و عليه عمران و دادگاه پاکستان عرصه آرا شده است.

اين گروهها از يک ماجراى ساده که شايد مثل آن روزانه بسيار رخ ميدهد در بخش خود شان استفاده اعظمى نموده اند و به روز جمعه ٢ نومبر ٢٠١٨ اعلام شد که مذاکرات دولت با معترض با امضاى فيصله نامه يى به نتيجه رسيد و مظاهرات به پايان خود نزديک شد. اين فيصله پنج ماده يى خواهان نظر ثانى به پرونده آسيه بى بى ميشود ودر ضمن آسيه را تا اعلان ثانى ممنوع الخروج ميسازد. آنچه در بالا ذکر شد بهره برداري طرفها از يک ماجراى ساده جرمى بود. پايان بحث و نتيجه گيرى از رخداد به اين مربوط ميشود که خواست مردم و نفس مطالبات مردم در اينگونه قضايا چه ميباشد.

واضح است که مردم دنبال اهداف کوچک و سطحى نيستند و خواهان اصلاح بنيادى نظام اند و، خواهان عدالت و برخورد هاى قانونى مطابق خير و مصالحت اجتماع ميباشند.

مردم بر عليه آسيه مظاهره نکرده اند، مردم بر خلاف مصلحت پسنديها و سياستمداران مصلحت جو و فرصت طلب به خيابانها ريخته اند؛ برضد کسانى صداى اعتراض بلند کرده اند که براى اختلاط اهانت با ديموکراسى و آزادى در تلاش اند.

فراموش نکنيم که اعتراض حاضر مردمى در پاکستان تنها متوجه احزاب سيکولر و،  مقامات نظامى و محافل پنهان بيرونى و استخباراتى نيست اين اعتراض برخى گروههاى مذهبى اينکشور را نيز هدف قرار ميدهد که سعى دارند از احساسات پاک مردم مردم استفاده غير مجاز نمايند.

حالا برخى محافل بيرونى مترصد اند که از جريان آسيه بى بى حربه  تبليغاتى بلندى بسازند، حربه یی مانند سلمان رشدى که در سال ٢٠٠٧ ملکه اليزابت او را لقب شواليه و شهسوار داده به گونه يى خواسته بود تا، جريان اهانت به مقدسات سرعت اختيار نمايد.

جريان اهانت به زعم اينها حساسيت مذهبى مردم  را تضعيف مينمايد، چيزى که بزرگترين محرکه باز دارنده مردمى در برابر استيلا گران و زورگويان جهانى محسوب می گردد. آنها در هر جا و هر حادثه، وقتى تشخيص بدهند احساسات مذهبى مردمى جريحه دار ميشود جريان سازى مينمايند. جريان سپردن جايزه نوبل به ملالى يوسفزى نيز در حد زياد با همين موضوع ارتباط داشت.

شايد آسيه را مانند ملالى يوسفزى و سلمان رشدى و ديگران بخاطر تشويق جريان اهانت محل اعزاز قرار بدهند، اما مسلم  است که هر چه بگوشند، جهان امروز ديگر اهانت بمقدسات و يا پيوند مسايل ديگرى مانند بى حجابى و بى بندو بارى وفادار با ديموکراسى و آزادى ديگر نمی پذیرد. قرن بيست و يکم جانب عقلانيت ميرود و سياست ها و گرايشات فرصت طلبانه از راه باز ميماند!

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

20th November, 2018