تفصیل | شهادت 

16th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

آیا ثباتی را که روس ها ربودند، به دنبال بازآوردنش هستند؟

محمدفایق هشام

2018-11-12

افغانستان در عهد سلطنت ظاهرشاه، از وضعیت نسبتاً بهتری برخوردار بود. تجربۀ سال های طولانی سلطنت آقای ظاهر، او را به پخته گی رسانده بود و شاه با این که از آغازین سال های پادشاهی‌اش الی میانه های این سلطنت به گونۀ سمبولیک بر اریکۀ قدرت تکیه زده بود، اما در اواخر قدرتش به یک پخته گی و یک تجربۀ خوب رسیده بود. ثبات و نظمی که در طول زمامداری وی به خصوص در اواخر سلطنت، بر کشور حاکم بود، گذشته از این که افغانستان نقطۀ حایل بود و قدرت هایی که پیرامون افغانستان مصروف رقابت های اطلاعاتی و استخباراتی بودند و افغانستان را نقطۀ حایل قرار داده بودند، این جدا از مساله است و اما این که ثبات در افغانستان حاکم بود و زیربناها و ساختارهای حکومتی و داشتن یک اردوی منظم که خاصۀ یک دولت مدرن بود، این به وزنۀ سلطنت او می افزود و این ساختارها با وجود کمی ها و کاستی هایش توانسته بود که از افغانستان تصویری از ثبات، صلح، امنیت و آرامش را به بیرون کشور مجسم نماید.

قانون اساسی 1343 گام دیگری در راستای هم‌سانی با دنیای بیرون از افغانستان بود. یعنی کشور به سوی مدرن شدن در حرکت و به یک حکومتی با ساختارهای دمکراتیک در حال تبدیل شدن بود. در این قانون مهم ترین موضوع به وجود آمدن احزاب و جریان های سیاسی بود. به این مفهوم که قدرت از یک دایرۀ محدود به دایرۀ وسیع تغییر می یافت.

اتحاد جماهیر شوروی در همسایه گی افغانستان، به دنبال رخنه و نفوذ در ساختارهای سیاسی و نظامی افغانستان برآمد و گرچه که عوامل نفوذی شوروی در افغانستان که در چارچوب حزب دمکراتیک خلق معنی پیدا می کرد، خیلی از اعضای این حزب که با شعارهای پرطمطراق در مباحث و کنکاش ها حضور می یافتند، اما اکثریت این ها حتی با فلسفۀ کمونیسم بیگانه بودند. مصیبتی که از سوی این ها متوجه افغانستان شد، خیلی ها سنگین و هولناک بود. یعنی در حالی که کشورما به سوی ملت شدن در حرکت بود و پدیده های جدید در دنیای مدرن در این گوشۀ دنیای معنای خود را پیدا می کرد، عوامل نفوذی اتحاد جماهیر شوروی یک شبه آن را به هم زد و مسیر دولت - ملت شدن را مانع شد و نه تنها که چنین شد، بلکه به سوی دولت با مُدل کمونیستی توتالیتر گام برداشت.

سردار داوود که سهم خود و خانوادۀ خود را در قدرت در خطر یافت، در تبانی با رفیق های حزبی اش به برچیدن بنیان و بیخ اقتدار پسرکاکایش پرداخت و کشور عملاً به سوی یک نظام توتالیتر با سیادت افراد مرتبط با اتحاد جماهیر شوروی سوق گردید. اگر چه که سردار داوود برنامه های اقتصادی برای رشد و ارتقای اقتصاد افغانستان، اردوی متعارف و مجهز با جنگ افزارهای مدرن، را دنبال می کرد، اما ثبات موجود سلطنت پسرکاکایش را برهم زده بود و کشور را از مسیر دولت – ملت شدن به سوی یک دولت غیرپاسخگو به مردم سوق داد  و در راستای برداشتن مخالفان سیاسی و عقیدتی اش، نهایت تلاش ورزید. در کودتای 26 سرطان سال 1352، سردار داوود با کمک و یاری و همکاری بی دریغ افسران و نظامی های منوط و مرتبط به حزب دمکراتیک خلق، با همکاری روس ها کودتایی را به راه انداخت که موجب خلع قدرت شاه گردید. این کودتا نوعاً عامل بدبختی و کشیده شدن افغانستان به دایرۀ بی ثباتی، هموار ساختن زمینۀ دخالت قدرت های منطقه و بیرون از منطقه  و شکل گیری بحران های عدیده یی انجامید. این بحرانِ دامنگیر که سال هاست افغانستان از بابت آن در امواج پرتلاطم جنگ و خونریزی غلط می زند، نه تنها که راه بیرون رفت از آن در یَد توان افغان ها نبوده؛ بلکه این بحران توانسته یک فاجعه وسیع و عمیق و بستر مناسبی برای سایر بحران ها گردد. این جا به چشم می خورد که فردی برای اقتدار از دست رفته و این که با رفتن یک نظام به سوی نظام مبتنی بر ارادۀ مردم، پاسخگو بودن دولت به مردم و رفاه و آرامش و آسایش مردم، سد واقع می شود و همه چیز یک شبه فدای خواست هایش می شود.

این ثباتی را که روس ها ذریعۀ رفیق های هم پیمان خود با سیادت و رهبری سردار داوود که بعداً خود وی در آتش افروختۀ خودش سوخت، ربودند، 45 سال تمام از آن خبط ننگین می گذرد. 5 سال از لحاظ سیاسی و اجتماعی دورۀ اختناق و سرکوب مخالفان عقیدتی و سیاسیِ بانی جمهوریت است! دورۀ بعدی که به مدت 9 ماه انجامید، دورۀ توسیع با مقیاس میانگین این بحران است. 9 سال و نه ماه افغانستان در گرو اشغال اتحاد جماهیر شوروی قرار می گیرد که دامنۀ بحران نسبت به قبل فراخ تر می شود و 4 چهار سال دیگر پس از اخراج اتحاد شوروی از افغانستان، ادامۀ حکومت کمونیستی است و به همین گونه 9 سال دیگر افغانستان صحنه و لحظۀ آرامی را نمی بیند و اکنون 17 سال دیگر است که کشورما در آتش جنگ منافع قدرت های بزرگ می سوزد و هنوز نشانه هایی از برون رفت از بحران به چشم نمی خورد و هیچ قدرتی جز دنبال کردن منافع خویش، باک خونریزی و کشتارهای وسیع و فجیع و تباهی بیش از اینِ افغانستان را ندارد.

در حالی که جنگ در کشور پله های متفاوت خود را می پیماید و این جنگ پهلوها و شاخ و برگ هایی را در سال های اخیر به خود پیدا کرده، روسیه که وارث اتحاد جماهیر شوروی است، بابت بسی از اقدامات و عملکردهای ایالات متحده که روسیه آن را آجندای پنهانی می خواند، بارها مراتب نگرانی خود را ابراز کرده است. روسیه عملاً از جابجایی افرادی منسوب به گروه داعش در نزدیکی مرزهایش نگران است و آن را تلاشی در جهت به چالش کشیدن خود و دیگر کشورهای رقیبِ ایالات متحده در این جغرافیا می داند. بابت همین نگرانی ها، این کشورها با قرار گرفتن در عقبۀ حمایتی طالبان البته در مقیاس کوچک و تا حدی میانگین، سخت در تلاش برای دفع و طرد این آجندای پنهانی ایالات متحده است. تحولات میدانی در ولایت جوزجان را می شود، مصداق خوبی از این مسأله دانست.

روسیه تلاش هایی را در سطح منطقه به راه انداخته است، تا بتواند ذریعۀ آن به دفع و طرد آنچه که آجندای پنهانی ایالات متحده می خواند، بپردازد. یعنی تلاش روس ها هم در سطح داخل افغانستان و هم در سطح بیرون از افغانستان. اما این را باید دانست که روس ها باک این وضعیت افغانستان را ندارند که در افغانستان چه می گذرد. احساس بشردوستی و غمشریکی و همدردی حتی به عنوان غبار و گردی، از عاطفه و احساس انسانی این کشورها رسته است.

روسیه در 4 سپتمبر سال روان، قرار بود نشست صلح مسکو را برگزار کند. در این نشست از ایالات متحده هم دعوت به عمل آمده بود و اما مقام های امریکایی ضمن رد این دعوت، بر روند صلح به رهبری و مالکیت افغان ها تاکید کردند. پاکستان هم از اشتراک در این کنفرانس در حالی خبر داد که علاوه از این کشور و ایالات متحده، 10 کشور دیگر هم به نشست دعوت شده بودند. از گروه طالبان در این نشست نیز دعوت به عمل آمده بود و این گروه از اشتراک 4 فرماندۀ خود به عنوان نماینده گان خود در این نشست خبر داده؛ اما مشروط به این که آجندای نشست مسکو تغییر نکند و آنان خواسته بودند که نماینده های افغانستان نیز ضلع اصلی این نشست باشند. اما این نشست به درخواست حکومت افغانستان به تأخیر افتاد. نشست مذکور با صحبت تیلفونی محمد اشرف غنی و سرگی لاوروف، به روز 5 سنبله صورت گرفت و توافق حاصل شد که نشست را برای مدیریت بهتر و موثر به تعویق بیندازند. به دنبال تعویق این نشست، در 28 سنبلۀ سال روان، هیأتی از وزارت خارجۀ افغانستان و شورای عالی صلح به مسکو سفر کردند تا در بارۀ برگزاری این نشست با مقامات آن کشور بحث و تبادل نظر کنند.

پس از تأخیر این نشست، مقامات وزارت خارجۀ روسیه اعلام کردند که نشست صلح مسکو به زودی برگزار می شود و روی تاریخ دقیق آن توافق شده است. اما سخنگوی وزارت خارجۀ افغانستان گفت که هنوز در مورد چگونه گی و زمان برگزاری نشست بحث جریان دارد. او گفت: ”آنچه می تواند مذاکرات میان افغانستان و روسیه را برای برگزاری این نشست به نتیجه برساند، به رسمیت شناختن کامل مالکیت و رهبری افغانستان در روند صلح است.“ او همچنان افزود: ”اشتراک اعضای شورای عالی صلح قابل بحث است. در موارد دیگر در حال مذاکره هستیم. تا هنوز در مورد چگونه‌گی برگزاری این نشست در حضور نمایندۀ حکومت به توافق نرسیده ایم.“  البته برخی رسانه ها تاریخ دقیق این نشست را اول ماه نومبر اعلام کردند. اما بنابر عدم توافق دولت افغانستان و روسیه بر سر آجندای مورد بحث در آن، بار دیگر به تعویق افتاد.

وزارت خارجۀ روسیه 3 نومبر اعلام کرد که دومین نشست صلح مسکو، در مورد حل و فصل اوضاع افغانستان در 9 نومبر با شرکت معاونان وزرای خارجۀ دو کشور و نماینده گان ویژه برگزار خواهد شد. برای شرکت در این نشست، نماینده گان کشورهای: افغانستان، هند، ایران، امریکا، قزاقستان، قرغزستان، پاکستان، تاجیکستان، چین، ترکمنستان و ازبیکستان، دعوت شده اند. همچنان به اساس گزارش رسانه ها، از افغانستان علاوه از نماینده گان رسمی، از برخی از چهره های مطرح سیاسی نظیر: برادر مجاهد انجنیر گلبدین حکمتیار، حامد کرزی، عطامحمد نور، سید اسحاق گیلانی و برخی دیگر از چهره های افغانی، در این نشست دعوت به عمل آمده است.

بالاخره این نشست روز جمعه 9 نومبر در مسکو برگزار گردید و دولت افغانستان یک هیأتی از شورای عالی صلح را در این کنفرانس فرستاد. نماینده گان شورای عالی صلح در این نشست مواضع دولت را در راستای صلح به رهبری و مالکیت افغان ها بیان داشتند و نماینده گان طالبان نیز دیدگاه های شان را در رابطه به جنگ افغانستان مواضع صریح شان را اعلام نمودند و دیدگاه های مطرح شده از جانب آنان با موجی از انتقادهای داخلی مواجه گردید.

همان گونه که در سطرهای گذشته ذکر شد، فدراسیون روسیه و کشورهای دیگر پیرامون افغانستان، از فعالیت های گروه های تروریستی نظیر داعش در افغانستان نگران هستند و آن را خطری برای منافع و امنیت ملی خود می دانند. یعنی درد همۀ این ها مشترک است و در جهت عقیم ساختن برنامه های این گروه ها، این کشورها گزینه های خیلی دقیق و سنجیده یی را روی دست دارند. در همین چند ماه قبل، جنگنده هایی که  ظاهراً تاجیکستانی عنوان شدند، بخش هایی از ولایت تخار که مرز افغانستان و تاجیکستان است، مورد بمباردمان قرار دادند و این یک تلنگری برای گروه های تروریستی و حامیان شان بود. منافع ملی خیلی از کشورها را واداشته است تا برای تأمین این منافع، به هر ساز و کاری دست بزنند و از هر طریقی که شود این هدف را تأمین نمایند. این کشورها اکنون هم از لحاظ حمایت از گروه های مخالف مسلح دولت افغانستان در تحولات میدانی و هم حمایت از آن ها در سطح بین المللی سخت در تلاش هستند و کم کاری و عزلت گزینی دولت افغانستان در این نوع نشست ها و مجالس می تواند به وجهه بخشیدن هرچه بیشتر به این گروه ها بیفزاید و دولت افغانستان را به انزوا ببرد! و این خطری جدی فرا راه دولت افغانستان است. لازم است که در این گونه نشست ها، دولت افغانستان از موضع اقتدار حرف بزند و این نشست ها را تا حد توان به نفع دولت افغانستان، مردم افغانستان و محرک خوب برای رغبت بیشتر کشورهای دعوت شده، در جهت تأمین صلح و ثبات در افغانستان، رقم بزند.

لازم به ذکر است که نوعی همسویی میان کشورهای پیرامون افغانستان با فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین دیده می شود که این همسویی از بهر حضور ایالات متحده در افغانستان و تحرکات خصمانۀ داعش به نشانی کشورهای روسیه، چین، ایران و کشورهای آسیای میانه به وجود آمده است. این گونه نشست ها برای دولت افغانستان در حالی که یک فرصت است، باید دولت بکوشد تا از این همسویی در جهت کسب پرستيژ بیشترِ حکومت و مشروعیت فزون تر آن، با یک دیپلوماسی پویا و فعال بهره ببرد و نه خود را با این همسویی بیگانه بسازد. آنچه در این جا لازم به تذکر است این که احزاب پرنفوذ افغانستان و تاثیر گذار در تحولات افغانستان، با یک اجماع و یک همسویی در خصوص منافع ملی و امنیت ملی کشور در قبال این  گونه نشست ها نخست با دولت مشورت نمایند و در جهت تقویت موضع دولت، تلاش نمایند تا وزنۀ اقتدار دولت افغانستان در این گونه نشست ها بیشتر از تصور بالا برود.

 

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th December, 2018