تفصیل | شهادت 

16th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

اصرار ظاهرشاه برای حکومت انتقالى؛ دشوارى هاى مذاکرات صلح ميان امريکا، طالبان و احزاب سیاسی مطرح

فریدون افراسیابی

2018-11-19

سه کودتا

بسيارى فکر ميکنند ظاهرشاه که بيش از چهل سال در افغانستان بر سر اقتدار ماند، بيشتر فرد خوشگزرانى بوده تا يک حکمران  اداره چى و سياسى. به نظر ميرسد که شاه پس از برکناری به مردم گرايى روى آورد.   حقايق کنونى روشن ميسازد که شاه آخرين افغانستان در زمان رويکار شدن تحريک طالبان و سپس بدنبال رخداد يازدهم سپتامبر کوشش زيادى براى ايفاى نقش سياسى در رهبرى يک حکومت ممکنه انتقالى داشته است. تلاش داشته گروههاى سياسى کشورش را در ساختار نظام کثرت گرا کمک نمايد، بدون اينکه براى خودش سهمى و سلطنتى بخواهد.

از استعفا نامه ايکه ظاهرشاه براى رئيس جمهور داود فرستاد و نظام تازه را تبريک گفت، بخوبى پيدا است که ظاهرشاه از همان جمهورى داودخان انتظار داشت که در آرمان کثرت گرايى او کامياب باشد، اما وقتى سردار مغرور به تحريک کمونستها و به آدرس سرکوبکرى و اختناق روى آورد اين تقصير خود داود خان بوده است.

بحث کودتا ها در برابر ظاهرشاه شرح زياد دارد، آنچه به بحث امروزى ارتباط ميگيرد آنست که مساعى سياسى شاه سابق حداقل با يک کودتاى مهم ديگر نيز ممانعت شده است. اين کودتا پس از بن و برگزارى جرگه بزرگ اضطرارى بود که شرکا رويهمرفته همه طرفدار زعامت ظاهرشاه در رهبرى حکومت انتقالى بودند. کتاب فرستاده درين زمينه بهترين گواه ميباشد، درين کتاب بوضوح ياد آورى شده که آقاى خليلزاد براى يقينى شدن رياست حامدکرزى اين خواست مشروع ظاهرشاه را مخالفت نموده و از رئيس جمهور بوش خواسته بود که حتى ورود دوباره شاه سابق را به تاريخ ديگر موکول نمايد.

حالا که مشکلات آشتى گروهها بشمول طالبان در حکومت انتقالى سد راه عمده مذاکرات صلح افغانستان شده، شايد خليلزاد بيشتر از ديگران از آنچه انجام داده پشيمان باشد. اگر ظاهرشاه در راس يک حکومت انتقالى قرار ميگرفت نابسامانى هفده سال بگمان قوى وجود نميداشت. همين نابسامانى ها در راه حکومت آینده هدف تبصره امروزى ما ميباشد، مى بينيم که حکومت حاضر و گروههاى سياسى چه کاستهايى درين ما مول دارند.

حکومت وحدت ملى

حالا که مذاکرات و مشوره هاى آقاى خليلزاد فرستاده امريکا و طالبان و ديگر گروههاى مطرح بشمول حکومت آقاى غنى آغاز گرديده، حکومت غنى در جايگاه يک اداره بر سر اقتدار بيشترين مشکلات را براى محورى شدن برنامه آشتى دارد. حکومت اگر ميتوانست تيم انتخاباتى و شرکاى دور مبارزات انتخاباتى را با خود ميداشت و احزاب و رهبران آنها را يکى پس از ديگر تجريد نميکرد. شايد بيشترين زمينه ها را براى رهبرى برنامه آشتى از آن خود ميکرد.

آزرده شدن و کنارگيرى جنرال دوستم از سمت معاونيت اول رياست جمهورى، سپس اقامت جبرى او در خارج کشور، گرفتارى نظام الدين قيصارى از فرماندهان مشهور جنبش و ياران نزديک دوستم، برکنارى ضيا مسعود و جنرال جرات از مشاغل شان، استعفاى حنيف اتمر رئيس سابق شوراى امنيت و فرد مشهور حکومت، استعفاى اکرم خپلواک از معاونيت شوراى صلح، استعفاى اکليل حکيمى وزيرماليه، استعفاى سادات نادرى وزير شهرسازى و مسکن از داخل حکومت براى آقاى غنى و آقاى عبدالله علامت کسر شان بود.

از بيرون حکومت؛ نزاع تبليغاتى رئيس جمهور و کميسيون انتخاباتى با احزاب در رابطه با مسايل انتخابات و برگزارى انتخابات پر از اشکالى که همه چه برنده و چه بازنده  از آن ناراض اند، توانانيهاى حکومت وحدت ملى را براى آشتى طالبان و احزاب زير سوال برده است.

غرور طالبانى

نقطه اوج دشوارى مذاکرات صلح در افغانستان آشتى طالبان و ديگر گروههاى مطرح ميباشد. چرا که طالبان قبل از آمدن امريکا با اين گروهها که در حکومت استاد ربانى و صدارت انجنير حکمتيار اشتراک داشتند در حال درگيرى و جنگ بسر ميبردند.

تا قبل از برگزارى نشست مسکو در عقرب سال روان هيچ اميدى براى مذاکرات احزاب مطرح و طالبان وجود نداشت. طالبان با اينکه در دور حکومت شان مصايب نزاع با احزاب را ديده بودند و با اينکه ميدانستند همين نزاع مقاومت امارت اسلامى طالبان را در زمان تهاجم امريکا و ايتلاف همراه آن ضعيف ساخت و به سقوط زود هنگام اين امارت منجر شده اما باز هم غرور آنها اجازه نميداد که روى آشتى با احزاب حرف بزنند. آنها فکر ميکنند همه به استثناى آنها حب وطنى شانرا از دست داده و با امريکا و ناتو در تسلط به افغانستان همکار شده اند!

براى اولين بار و در نشست مسکو بود که عباس استانکزى رئيس هيت طالبان اظهار داشت: طالبان با حکومت مذاکره نخواهند کرد ولى مذاکره با گروههاى که در ميان مردم طرفدار دارند يک امر ممکن ميباشد. اين اعلام طالبان بهترين نقطه يى است که ميشود در اتکا به آن به ماموريت کنونى مذاکرات صلح اميدوار بود.

هر اندازه توهم يکه تازى از طالبان فاصله بگيرد و آنها هم در مذاکرات صلح و هم در ساختار حکومت آينده به مشورت احزاب روى بياورند، اعتبار طالبان به حيث يک حزب نيرومند و جهت دهنده نيز بالا خواهد رفت.

غفلت احزاب

در فرصتيکه مذاکرات امريکا و طالبان براى پايان جنگ و رويکار شدن صلح در افغانستان آغاز گرديده، احزاب عمده سرگرم کنکاش و ديد و اديد در باب انتخابات رياست جمهورى آينده ميباشند. حتى که برخى از احزاب پيشنهاد به تعويق انداختن تاريخ برگزارى انتخابات رياست جمهورى را نيز مخالفت نمودند که از سوى برخى منابع و بخاطر تشويق طالبان به جريان صلح مطرح شده بود.

مشکل احزاب مطرح تنها در برابر طالبان يک پهلوى قضيه قرار ميکيرد، در حاليکه پهلوى ديگر اين مشکلات اختلافاتى است که احزاب مطرح در ميان خود شان دارند. اختلافات داخلى احزاب است که ايتلاف هاى سست بنياد را يکى پى ديگرى رويکار مياورد و سپس در معرض شکنندگى قرار ميدهد. احزاب مطرح نه تنها در برابر يکديگر که در برابر طالبان  مهمترين قوت باز دارنده آنها از اريکه سياست و قدرت ميباشند نيز زبان واحد ندارند. بسيارى از اين احزاب طالبان را با همان الفاظى مورد سرزنش و انتقاد قرار ميدهند که انتظار ميرود همان الفاظ تنها از سوى بنگاههاى تبليغاتى و سياسى غرب شنيده شود.

لقب »تروريست و دشمنان مردم افغانستان« الفاظ و کلماتى است که برخى اين گروهها براى طالبان بکار ميبرند. وقتى که انتقاد ميشود، چرا آنها الفاظ کاربردى و منابع خارجى را استعمال ميکنند دليل شان اين است که طالبان نيز احزاب سياسى و شاملان کار حکومتى را چه از اردو و چه از ملکى؛ مزدوران و غلامان امريکا ميخوانند و به آنها احترام و قدرى قايل نميشوند.

احزاب مطرح بيش از آنکه به فکر سهمگيرى در خريطه سياسى فرداى افغانستان باشند و بيش از آنکه از امريکا طالبان بخواهند که سهم آنها را در مذاکرات و تصاميم صلح مدنظر داشته باشند، بايد به تفاهم باهمى در ميان خود اين گروهها تکيه نمايند.

سهمگيرى در انتخابات رياست جمهورى آنهم تحت اشراف کميسيونيکه در برگزارى انتخابات پارلمانى ناکام مطلق بوده چه دردى را ميتواند دوا نماید. احزاب مطرح بخصوص حزب اسلامى پيشتر در پارلمان جايگاه بسيار قوى داشتند بشمول ابراهيمى رئيس پارلمان که يک حزبى بود حزب نمايندگان فعال و صاحب رسوخى در اين شورا داشت ولى کارى قابل ملاحظه يى از آنها به نفع حزب و به نفع کشور بمشاهده نرسيد، پارلمان آينده نيز اگر بدتر از پارلمان گذشته نباشد بهتر که نخواهد بود.

احزاب مطرح بيش از آنکه روى انتخابات رياست جمهورى حرف بزنند به دفع اختلافات داخلى شان توجه نمايند و در مذاکرات صلح با امريکا و طالبان صداى واحد و قوى داشته باشند.

احزاب مطرح بايد بدانند که اهميت آنها در برابر امريکا و طالبان بسته به ميزان و تفاهمى است که اين گروهها در احترام و ارجگزارى ميان خود شان ترسيم مينمايند.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th December, 2018