تفصیل | شهادت 

16th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

تلاش‌های اخیر قدرت‌های بزرگ در رابطه به حل بحران افغانستان

علی آقا بهزاد

2018-11-19

از چند روز بدینسو شور و هیجان نسبت به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری طنین انداز خبرگزاری ها و محافل سیاسی شده است. هفتۀ قبل روزنامۀ وال استریت ژورنال به نقل از مقامات امریکایی از سپردن طرحی به دانالد ترمپ از سوی خلیلزاد منتشر کرد که در آن از به تعویق افتادن انتخابات ریاست جمهوری، برگزاری لویه جرگه و روی کار آمدن ادارۀ موقت سخن رفت.

طوری که در فوق ذکر رفت، این طرح را آقای زلمی خلیلزاد که ماموریت های دیپلوماتیک را در افغانستانِ پس از طالبان، عراقِ پس از صدام و سازمان ملل متحد انجام داده است. با توجه به ماموریت های آقای خلیلزاد، ایالات متحده به دنبال حل قضیۀ صلح افغانستان است. دید و وادیدهای فرستادۀ ویژۀ وزارت خارجۀ ایالات متحده در امور صلح افغانستان در سفرهای قبلی اش به افغانستان و کشورهای منطقه و دیدارش با نماینده گان طالبان در دفتر قطر، و آغاز دور دوم سفرهای منطقه یی خلیلزاد به منطقه پس از برگزاری نشست مسکو، این مدعای ما را ثابت می سازد. با صرف نظر از فعالیت های آقای خلیلزاد هنگام ماموریت های دیپلوماتیکش، نقش او در انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 نیز برجسته بود. حمایت از تیمی که مورد قبول ایالات متحده و متحدان غربی آن بود، برگ برنده را به دست این تیم داد.

ظاهراً غرب از این تیم به خاطری حمایت می کرد که برنامه های: مبارزه علیه فساد اداری، فقر، بیسوادی و اصلاحات بنیادین در ادارۀ پوسیده و فسادزدۀ قبل بود. علاوه از آن برنامه های این تیم در ارتباط به برگرداندن صلح و ثبات، گسترش حکومت داری به جزایر متمرد و نیز خودبسنده گی و کوتاه کردن دستان کسانی که عواید دولت را در بنادر و گمرگات به جیب می زدند، عنوان می شد. 

اما اکنون که آقای خلیلزاد سیاسیون و چهره های مطرح کشور را به صورت مخفی و آشکار ملاقات می کند، ظاهراً چنین می نماید که ایشان برای اقناع این چهره ها در ارتباط به صلح افغانستان و مسایل انتخابات برنامه یی وسیع دارد که بخش هایی از آن در گزارش وال استریت ژورنال صراحت دارد.

تعویق انتخابات و روی کار آمدن حکومت موقت، می تواند به عنوان یک بازی سیاسی امریکا تلقی شود. البته این ژست واشنگتن در برابر برگزاری نشست صلح مسکو صورت می گیرد. در واقع، این دو قدرت بزرگ در رقابتی که در افغانستان دارند، میان هم در قضیۀ صلح افغانستان به رقابت پرداخته اند. رقابتی که گام به گام از سوی این دو قدرت به پیش می رود؛ اما نتایج آن محسوس نیست و در میدان های جنگ هنوز تغییری نه تنها به چشم نمی خورد؛ بلکه جنگ میان نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان با طالبان شدت گرفته است.

خلیلزاد در حکومت موقت کدام هدف را دنبال میکند؟

خلیلزاد میخواهد با تعویق انتخابات و حکومت موقت، طالبان را وارد قدرت سیاسی نماید. اما این بر می گردد به پیشینۀ نگاه و دیدگاه آقای خلیلزاد. گذشته از آن برای خلیلزاد فراتر از سطرح فردی، منافع ایالات متحده ایجاب می کند تا با طالبان گفتگو صورت بگیرد و آنان به پروسۀ صلح افغانستان بپیوندند.

اگر طالبان واقعاً صادق هستند و هدف شان صلح است نیاز به تعویق انتخابات و حکومت موقت نیست، زیرا به میان آمدن حکومت موقت یعنی رفتن به طرف صفر است...صفری که از آن به طرف مطلوب حرکت صورت گرفت و اینک در مراحل بالایی قرار دارد؛ اما برگشت به نقطۀ صفر، در حالی که ساختارهای حکومت به حالت خودشان حفظ شوند، این صفر از لحاظ مناسبات قدرت معنی پیدا می کند. اما اگر منظور از این صفر، فراتر رفتن از مناسبات قدرت باشد، مصداق خوب این است که یک خانه را با زحمت و تکلیف اعمار شود و بعداً ویران شود.

این که طالبان دموکراسی، قانون اساسی و انتخابات را می پذیرند یا نه، سوالی است که زمان آن را پاسخ خواهد داد. البته این واضح است که اگر طالبان دارای اراده و اختیار مستقل باشند امکان آن وجود دارد که همه چیز را بپذیرند. در سوای آن، زحمات و تلاش هایی که بخاطر صلح صورت می گیرد؛ به هدر خواهند رفت. این هم مهم است که حل بحران جنگ در افغانستان از دست قدرت های منطقه بیرون است و حل این بحران، مستلزم قناعت قدرت های بزرگ دخیل در این جنگ است. تا زمانی که این کشورها به رقابت شان در خصوص بحران جنگ افغانستان خاتمه ندهند و میان هم به تفاهم و مذاکرات دست ندهند، این جنگ ادامه خواهد داشت.

در این اواخر طالبان حملات وسیعتر و فرسایشی یی را به راه انداختند و همزمان با نشست مسکو، بر برخی از ولسوالی های امن کشور نیز حمله بردند و این دست مایۀ برخی از فرصت طلبان گردید تا امتیاز گیری سیاسی نمایند. حالا در بحبوحۀ مذاکرات دو طرف در رابطه به صلح با طالبان، طالبان می خواهند در هر مذاکره یی دست بالا داشته باشند و به قول معروف می خواهند با دست پُر در مذاکرات شرکت نمایند.

البته این بحث هم در قضیۀ صلح افغانستان وارد است که واشنگتن از مدیریت بحران جنگی افغانستان عاجز آمده است. همچنان که در جنگ در افغانستان این کشور نتوانست، افغانستان پس از طالبان را به شگوفایی و ترقی و پیشرفت سوق بدهد، این کشور دچار جنگ فرسایشی و تباه کن گردید که اکنون امریکا به دنبال این است که حلقۀ وابستگی طالبان بیش از این به وسعت و انبساط نینجامد. یعنی هر قدر حلقۀ بحران وسیع می شود، حل آن نیز دشوار می گردد و اکنون که راهبرد جنگی ایالات متحده در افغانستان پس از چیزی در حدود یک و نیم سال به ناکامی مواجه شده است، همزمان با آن رقیبان ایالات متحده به دنبال منزوی ساختن این کشور از حربه ها و فشارها در میدان های مختلفِ رقابت میان این ها استفاده می برند. حالا واشنگتن مصمم است تا از وسعت یافتن بیشتر این حلقۀ بحران، جلوگیری نمود، تا بتواند در انظار مردم ایالات متحده و جهان خود را پیروز میدان نبرد افغانستان جابزند و در واقع، جنگ افغانستان را خاتمه یافته اعلام نماید.

در ارتباط حل بحران جنگ افغانستان این شش مورد پیشنهاد می تواند وارد باشد:

اول: گفتگو با کشور های ذیدخل در یک طرف بحران جنگ افغانستان  و با آنان مذاکراتی صورت گیرد تا از حمایت طالبان دست بردارند. هر گاه این کشورها از حمایت طالبان دست بردارند طالبان بدون چون و چرا به پروسه صلح می پیوندند در غیر از آن روند صلح ناکام خواهد بود.

دوم: روند صلح صبغه اجماع ملی را داشته باشد، اگر چنین نباشد باز هم تلاش ها بی نتیجه خواهد بود.

سوم: خواست های طالبان شنیده شود و حکومت افغانستان هم خواست های خود را به طالبان ارایه کند و چانه زنی نمایند تا هر یک از بازیگران اصلی جنگ افغانستان که با هم می جنگند در موضع خود انعطاف نشان بدهند.

چهارم: حکومت افغانستان در مورد سیاست خارجی خود ساختار مشخص و پالیسی مدونی را روی دست گیرد. اگر چنین نکند، باز همانند چند نماینده سست عنصر، بدون برنامه و دیپلوماسی که در نشست مسکو اشتراک کرده بودند، نتیجه صفر خواهد بود.

چهارم: مردم تصمیم آینده خود را بگیرند و به پای خود ایستاد شوند. توقع از دیگران نداشته باشند؛ اگر منتظر این باشند که امریکا و امثال آن، صلح را برای ما به ارمغان خواهند آورد این دید خیلی اشتباه آمیز است؛ زیرا در طول چند سال برای مان ثابت شد که کشور های ذیدخل فقط در پی منافع خود هستند و بخاطر همین منافع، افغانستان را به خاک و خون کشاندند و بازهم خواهند کشاند.

ششم: افغان ها پروسه صلح را خود رهبری کنند و مدیریت و مالکیت آن را بدست گیرند و مردم هم همکاری داشته باشند بسیج ملی را به وجود بیاورند - زیرا بسیچ ملی راه حل بحران است.

در اخیر برای اینکه صلح تحقق پذیرد اولاً ما از اصلاح خود شروع کنیم چه رهبر است چه مادون است. وقتی ما خود را اصلاح کنیم بدون تردید دیگران را نیز می توانیم اصلاح نمائیم، سیاسیون که صدها اشتباه در گذشته ها داشتند. اکنون وقت آن رسیده تا در کردار شان تجدیدنظر نمایند و از خود خواهی، تک تازی، کبر و غرور،  دروغ و عوام فریبی، تعصب و قوم پرستی، بخاطر منافع ملی و سربلندی افغانستان دست بردارند تا باشد افغانستان مستقل، آزاد و آباد داشته باشیم، اگر باز هم اشتباهات گذشته را تکرار کنند تاریخ در مورد شان قضاوت خواهد کرد، و نسل های بعدی نفرین شان خواهند کرد.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th December, 2018