تفصیل | شهادت 

16th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

تاریخچه و نتایج مختصر تقابل قدرت ها در دامگاه افغانستان

عبیدی

2018-12-01

به تایید مورخین ادوار گذشته و تاریخ نگاران معاصر، کشور عزیز ما افغانستان از موقعیت خاص ژیوپولتیک در قارۀ آسیا برخوردار است. کشورگشایان دیروز و امروز در جهت تخسیر سرزمین ها و رقابت با حریفان استعماری شان، پیوسته به افغانستان چشم طمع دوخته و در تقابل نیروهای استعماری میهن عزیز ما صدمات وویرانی های جبران ناپذیری را متحمل گردیده است. بدون تردید مردم با شهامت این سرزمین، بخاطر موقعیت حساس و با اهمیت سرزمین شان قربانی ها و تباهی های بی مثال را به تاریخ بشریت عرضه نموده اند.

این که افغانستان را چهارا راه فتوحات لقب داده اند خیلی بجاست؛ زیرا کشورگشایان آسیایی و اروپایی برای تسخیر سرزمین های مورد نظر شان باید افغانستان را در قبضۀ تصرف خود در می آوردند و سپس بسوی محل مطلوب شان می تاختند. به این سبب کشور حماسه خیز ما همانطوری که مدنیت های درخشان و الگویی را پشت سرگذاشته، فراز و نشیب های محیری را نیز تجربه نموده است.

تهاجمات امپراطوران شرقی چون چنگیز، تیمور و مغولی ها و فاتحان غربی مانند اسکندر و ناپلیون سبب گردید تا مدنیت هایی که طی قرون متمادی در افغانستان شکل و مایه گرفته بود زیر سم اسپهای متجاوزین بخاک یکسان گردد و از کشته ها پشته ها و کله منارها تاریخ اسفبار معاصر را رقم بزند و تمدن چندین نسل را که به قیمت زحمات اقشار متمدن خراسان زمین به شگوفایی و تکامل رسیده بود، بخاک یکسان نماید. مرتکبین این جنایات، جریان تکامل تاریخ و تمدن را چند سده به عقب رانده و بشریت را از بهترین نعمات خداوندی محروم گردانیدند.

حملۀ چنگیزیان در قرب 12 میلادی در تقابل و رقابت با امپراطوری خوارزمشاهیان نه تنها کشور عزیز ما را که در آن زمان مهمد مدنیت اصیل خراسانی بود، بلکه تا دارالخلافه بغداد را بخاک یکسان کرد. فقط کسانی زنده ماندند که از مسیر این حملۀ مدهش در پناه دره های عمیق و دور افتاده زندگی داشتند. اما شکست چنگیزیان مهاجم و خونخوار از همین خطۀ مردخیز آغاز گردید و چنگیز پس از فتح و کامیابی مقطعی با همه ساز و برگ امپراطوری اش از صحنۀ گیتی ناپدید گردید و جز مایوسی دست آورد دیگری نداشت. به همین ترتیب تیمورلنگ نیز کشورگشایی هایش در دامگاه افغانستان با مقاومت های شدید شیران خراسانی مواجه گردیده و در این چهار راه فتوحات شکست خورد.

با تأسف فراوان که افغانستان از آغاز قرن 17 میلادی از چهار سمت مورد تهاجم و تاخت و تاز بی رحمانۀ مهاجمان اروپایی و همسایگان کینه توز قرار گرفت. تجاوزات صفویان ایران، امپراطوری تزاری از سمت شمال بمنظور تسلط و نفوذ در آب های گرم بحر هند و لشکرکشی های امپراطوری کمپنی هند شرقی با همه قساوت و بیرحمی قابل مکث و تذکر می باشد. هر سه نیروی استعماری با همه قوت و ساز و برگ نظامی تلاش داشتند تا این چهارا راه فتوحات را تسخیر نمایند. امپراطوری هند برتانوی به این هدف که پیشروی روسیه تزاری را از طریق افغانستان به بحر هند سد نماید و نگذارد که امپراطوری صفوی بسوی هندوستان نفوذ حاصل نماید، سرحدات جنوبی وشرقی کشور ما را مورد تجاوزات وحشیانه قرار می داد و حریفان منطقه یی خود را تخویف و تأجیز می نمود.

پس از سال 1945 میلادی امپراطوری بریتانیای کبیر رو به انحطاط و افول گذاشت و همه متصرفاتش آزاد و یا تحت قیمومیت موسسه ملل متحد در آمد و متاسفانه که جهان جنگ زده پس از جنگ جهانی دوم در چنگال خونین جنگ سرد (کمونیزم – امپریالیسم) اسیر گردید. بعد از سال 1956 میلادی افغانستان یکبار دیگر در محراق توجه نفوذ و تسخیر قدرت های جهانی قرار گرفت. ایالات متحدۀ امریکا در عهد ریاست جمهوری آیزنهاور و اتخاذ سیاست های ناپخته آن مرد کهن سال آرام آرام در کام شوروی سوسیالیستی فرو می رفت. امریکا شرط گذاشته بود که اگر حکومت افغانستان حاضر شود در پیمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو) عضویت حاصل نماید و خط فرضی دیورند را به رسیمت بشناسد، از تضمین و حمایه اقتصادی، عمرانی و سیاسی امریکا برخوردار خواهد شد و امریکا حاضر است تا شوروی را در خصوص پیشروی به آب های گرم اوقیانوس هند متوقف گرداند. حکومت ظاهرشاهی هر دو پیشنهاد امریکا را رد کرد و زمینه برای مداخلۀ استعماری اتحاد شوروی در افغانستان با گذشت هر روز سریعتر می گردید. احداث پروژه های عمرانی و انتفاعی عام المنفعه با کمک های اتحاد شوروی باعث گردید تا افغانستان تحت نفوذ شوروی قرار بگیرد و امریکا نیز با سطحی نگری مسله، از افغانستان رو گردانید. شوروی در قالب کمک های اقتصادی به تربیه مزدوران و نفوذیان خلق و پرچم اقدام کرد. کودتاهای 1352 و 1357 که با تحریک سیاسی و کمک های تسلیحاتی و اقتصادی شوروی به راه افتاده بود، سبب شد که نیروهای یک صد هزار نفری ارتش سرخ سال 1989 میلادی افغانستان را اشغال و زمام اور را بدست گیرد.

اما امریکا پس از اشغال افغانستان از خواب گران بیدار شد و پی برد که نزدیکی اتحاد شوروی به آب های گرم اقیانوس هند در شرف تطبیق است. بسیاری از سیاستمداران یهودی الاصل امریکا به این عقیده بودند که افغانستان در کام اژدهای سرخ فرو رفت و دیگر هرگز نجات نخواهد یافت و لازم است که پاکستان که عضویت پیمان ناتو را نیز داشت حمایه و در برابر تهاجم شوروی مسدود گردد. ایثار و شهامت مجاهدین و ملت کفرستیز افغانستان افسانۀ شکست ناپذیری شوروی را در افغانستان نقش بر آب ساخت و مجلس سنای امریکا از رئیس جمهورکارتر خواست تا از مجاهدین حمایۀ نظامی و اقتصادی نماید. زیرا مجاهدین این ظرفیت را داشتند که مهاجمین شوروی را در هر کوه و برزن کشور خود به شکست مفتضح و شرم آور مواجه بسازند. این که امریکا ادعا می کند که گویا مجاهدین افغان را در برابر تجاوز شوروی معاونت نموده یک توطئه است زیرا تقویه مجاهدین افغان فرصت مساعدی را به امریکا در جهت سقوط کمونیزم و شکست نظامی اردوی سرخ فراهم آورد. به هرصورت امریکا در تقابل مستقیم و غیر مستقیم در آزمونگاه افغانستان بر حریف خود فایق آمید، کمونیزم بدست پرتوان مجاهدین به زباله دانی تاریخ واژگون شد و کشورهای متعددی از نعمت استقلال و آزادی برخوردار گردیدند. در شکست شوروی، امریکا توانست که انتقام و افتضاح شکست خود را در ویتنام جبران کند.

تجاوز نظامی امریکا بر افغانستان تقابل دو قدرت بزرگ را یکبار دیگر در معرکه افغانستان نمودار ساخت. سردمداران روسیه با تجربه گذشته همواره از موجودیت قوای امریکا در افغانستان حمایت و پشتیبانی می نمودند. تا نیروهای اشغالگر امریکا با درگیری های چریکی و گوریلایی مجاهدین افغان مواجه و انتقام شکست روسیه و امحای کمونیزم وحشی گرفته شود. امروز بلای بزرگ شکست امریکا در افغانستان عیناً مشابه با افتضاح شکست شوروی در افغانستان است. هر دو قدرت در تقابل با یکدیگر به یک سرنوشت واحد و مشابه مواجه گردیدند. شوروی وقت برای خروج قطعات شکست خورده نظامی اش از افغانستان در جستجوی بهانه و عکس العمل بین المللی بود و ایالات متحده امریکا نیز برای خروج قشون اش از دامگاه افغانستان بهانه می طلبد. یک وقت مذاکرات با طالبان را مطرح می سازد و زمانی دست توسل به دامان شورای صلح می اندازد، از تدویر کنفرانس ها در قطر و حتی مسکو نیز روگردان نیست و آن را وسیله مهم و اساسی برای صلح افغانستان عنوان می کند. در خاتمه  گفته می توانیم که امریکا و شوروی در تقابل و مسابقات استعماری شان در افغانستان به یک امتیاز رسیدند و آن امتیاز، (صفر) است. تا اکنون هر دو قدرت دست آوردی در افغانستان ندارند و هر نیروی استعماری در خاتمۀ خاک افغانستان را بوسیده و بی نتیجه راه فرار و خجالت پیش گرفته اند.

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th December, 2018