تفصیل | شهادت 

16th December, 2018


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

صلح افغانستان بهتر از صلح ويتنام

فریدون افراسیابی

2018-12-03

فرصتها و زمينه هاى سازگارى براى پايان جنگ بوجود آمده است


تجربه تلخ

در ميان وزراى خارجه امریيکا پر آوازه تر از هانرى کسينجر وزير خارجه تا هنوز بميان نيامده است. کسينجر اثر گزار ترين چهره در سياست گزارى هاى نيم قرن اخير امريکا شناخته شده است.

در دسامبر ١٩٧٣ موافقت نامه صلح جنگ ويتنام در پاريس به امضا رسيد و نيروهاى امريکا به بيرون شدن از ويتنام آغاز نمودند، کميته جايزه صلح نوبل در ناروى هانرى کسينجر و ((دوک تو)) روساى هيئت مذاکراتى امريکا و ويتنام را مستحق جايزه صلح نوبل دانست.

وقتى فيصله اهداى جايزه صلح اعلام شد، غوغايى برپا شد. در وهله اول، شصت تن از استادان و دانشمندان دانشگاه اوهايو برسم اعتراض اين جايزه را محکوم نموده و آقاى کسينجر را بطور قطعى سزاوار جايزه ندانستند. احمدشاملو يک نويسنده و شاعر مشهور ايرانى در همانوقت نوشته بود: (( جايزه نوبل را به کسانى دادند که بهترين انشاى سال را حسب فرمايش غرب نوشتند!))

آقاى دوک تو رئيس هيئت ويتنام نيز از قبول جايزه به اين دليل سر باز زد که اراده امريکا به پايان جنگ صادقانه بمعرض اجرا نيامده بود و امريکا هنوز به تقويت رژيم ويتنام جنوبى ادامه ميداد. اما سرانجام با تمام انعکاساتى که در باب عدم صداقت امريکا براى پايان جنگ ویتنام ابراز ميشد. امريکا کمک به رژيم ويتنام جنوبى را ديگر به صلاح خود نديد. جنگ ويتنام پس از ٢٠ سال که در آن دو مليون سرباز امريکايى شرکت نمود و ٥٠ هزار کشته ببار آورده بود با دنيايى از خسارات معنوى و مادى براى امريکا به پايان رسيد. اما مردم جهان هرگز نمى پذيرفت که امريکا در ويتنام سزاوار جايزه صلح باشد. ويتنام براى امريکا يک نماد شکست درست شد. کیسنجر با همه زرنگی در ماموریتش کامیاب نبود. برخى از صاحب نظران به اين نظر اند که همين عقده شکست ويتنام يکى از انگيزه هاى بود که امريکا را واداشت تا مجاهدين را در برابر تهاجم ارتش سرخ در افغانستان کمک همه جانبه نمايد. حالا بياييد ببينيم آيا فعاليت هاى کنونى امريکا براى صلح در افغانستان با سرنوشت جنگ ويتنام مواجه ميگردد و يا اينکه شرايط کنونى فرصتهاى ديگرى را بوجود آورده است.

مردم و محافظه کاران

در ماه هاى نخست رياست جمهورى آقاى دونالد ترامپ سناتور مشهور امريکايى آقاى جان مکين که حالا در قيد حيات نيست، اسناد و معلوماتى را به ميديا ارايه داد که معلوم ميشد، آقاى ترامپ در گذشته و براى فرار از جنگ ويتنام بهانه هاى طبى آورده و با يک حيله از خدمت جنگ در ويتنام سرباز زده است.

آقاى ترامپ در برابر اين سند آورى آقاى مکين تبصره جالبى کرد و اعلام داشت: ((جان مکين در جنگ ويتنام پنج سال زندانى بوده و حرفهاى او ديد اسير جنگى را در دارد نه  يک افسر قهرمان و پيروز )) جان مکين که از چهره هاى تندرو جمهوريخواهان بود، اقدامات آقاى ترامپ را در جنگ افغانستان سراسر به زيان امريکا وانمود ميساخت.

همه ميداند که آقاى ترامپ بيشتر يک تاجر است تا يک سياستمدار حرفه يى و تمام بعدى. اما ترديدى نيست که سليقه و کرکتر ترمپ در برخورد او يا قضاياى سياسى طرف تائيد بيشتر مردم امريکا است و به همين دليل بوده که او را در دوره انتخابات رياست جمهورى پشتيبانى نموده و با رقم قابل توجهى به پيروزى رساندند. جريانات طورى نشان داد که مردم اشتباه نرفته بودند و با وجود ناخشنودى سياستمداران کهنه و محافظه کار، ترامپ پلانش را چه در عرصه  نظامى  و چه سياسى بمعرض اجرا گذاشته است.

راهکار  نظامى ترامپ براى جنگ به معرض اجرا در آمد و همين موضوع بود که افق صلح را در افغانستان براى اداره ترامپ روشن ساخته است. چند روز پيش سخنان جنرال دنفورد يکى از مقامات بلندپايه ارتش امريکا را همه شنيدند. وى اظهار داشت: ((طالبان از راه جنگ شکست نميخورند و مذاکرات صلح پايان جنگ افغانستان ميباشد))

تا آنجا که ديده ميشود برنامه صلح امريکا براى صلح افغانستان که در چهار چوب ماموريت خليل زاد آغاز شده در داخل و خارج افغانستان با استقبال مواجه شده است. اين بيان آقاى ترامپ که گفته است؛ (( ما در مذاکرات صلح افغانستان به پيشرفتهاى نايل شده ايم که مردم از آن هنوز بى اطلاع اند)) بسيار مايه اميدوارى است. اين بيان نشان ميدهد که امريکا از نشست هاى حاصل با طالبان راضى ميباشد و پاکستان و سعودى که بزرگترين حاميان طالبان ميباشند همکارى همه جانبه شانرا با برنامه صلح امريکا اظهار نموده اند. تمام اين مسايل دليل ميشود بگوئيم، زياد امکان دارد خليلزاد بر هانرى کسينجر دست بالا داشته باشد فرصت هاى بوجود آمده در برنامه صلح افغانستان را بهتر از کارنامه صلح جنگ ويتنام به اجرا درآورد. امريکا تا هنوز ابتکار برنامه صلح را در دست دارد، اما بياييد که در يک عنوان ديگر ببينيم، مجامع بين المللى، دنياى بيرون و کشور هاى با قدرت چه موقعيتى در باب برنامه صلح امريکا دارند.

بيانات تاکتيکى

در نشست بروکسل سال ٢٠١٥ که اجلاس وزراى دفاع ناتو برگزار شده بود، آقاى ستولتنبرک منشى عمومى اين پيمان گفت: (( موجوديت و فعاليت داعش در افغانستان، ماموريت ناتو را درين کشور برجسته ميسازد.)) منشى ناتو عين خبر را چند روز پيش بار ديگر تکرار نمود که روزنامه ويسا چاپ کابل در شماره ٢٨ نوامبر ٢٠١٨ در سرخط خود قرار داده بود.

سرمنشى ناتو گفته بود: ((براى جلوگيرى از خلافت داعش ما در افغانستان ميمانيم)) اين بيان بظاهر مخالف اميدوارى هاى است که آقاى ترامپ روى انکشافات قريب صلح در افغانستان خشنودى نشان داده است.

يکى از آگاهان مسايل خبرى و سياسى آقاى نعمت الله نورى ميباشد. نورى در صفحه مجازى خود در ٢٦ سپتامبر ٢٠١٧ ادعا نمود: حمله ايکه در ميدان هوايى بگرام صورت گرفته بيشتر يک خبر جعلى و خود ساخته يى بود که در روز ورود سرمنشى ناتو به کابل به اجرا در آمد. وى گفته است اين حمله بخاطر تقويت حرفهاى منشى ناتو به اجرا در آمده است.

بسيارى به اين نظر اند که بيانات برخى کشور ها و از جمله سرمنشى ناتو با برنامه صلح رئيس جمهور ترامپ هرگز مغايرت ندارد و بلکه بشکل تاکتيکى و براى محکم ساختن پهلو هاى جانبى برنامه صلح اعلام ميشود.

از نظر ناظران اوضاع، کشور هاى روسيه و چين که هم از لحاظ فکرى سياسى و هم از لحاظ مالى و تدارکاتى ويتنام را يارى ميرساندند در موقعيت ديروز شان نيستند. بخار هاى گرم ايديولوژى کمونيزم درين کشور ها بسردى گراييده و از طرفى تماس کشور هاى روسيه و چين با تندروان اسلامى نميتواند عين انگيزه ها و زمينه هايى را داشته باشد که اين کشور ها در ويتنام داشتند.

همپذيرى

برخى آگاهان سياسى ما نند آقاى ((يحيى هما)) به اين نظر اند: ((امريکا تا مانند شوروى از درون با کدام تنش و تقاضا مواجه نشود افغانستان را ترک نخواهد گفت)) از نظر اين نويسنده که در صفحه فسبوک وى آمده، شوروى پس از آن به خروج از افغانستان موافقت کرد که در داخل شوروى چرخشى ايجاد گرديد. نويسنده حتى جلوتر ميرود ميگويد: ((اگر شکست انگليسها و از ميان رفتن ناوهاى جنگى انگليس در جنگ جهانى اول رخ نميداد انگليسها به استقلال افغانستان موافقت نميکردند. ))

با تمام اين حدس و گمانهاى موافق و مخالف ميتوان به صلح قريب در افغانستان اميدوار بود. دو روز پيش از اين در کابل و در صحبت با ميديا خليلزاد سران احزاب افغانستان را به همپذيرى دعوت کرد. اين بيان يک مامور کشوريکه در قضيه افغانستان شريک اصلى است مايه عبرت احزاب ميباشد که تا هنوز نتوانسته اند در برابر هم کنار بيايند و موقعيت مشترکى در مذاکرات صلح پيدا نمايند اما بايد قبول کرد که مذاکرات صلح افغانستان دشوار گزار و بمراتب دشوار تر از ویتنام و هر منازعه ديگر عصر موجود ميباشد. در اينجا هنوز و تنها مذاکره طرفهاى جنگى حلال مشکلات نيست.  حالا بايد هم احزاب مطرح افغانستان اعم از احزاب ايکه مبارزه مسلحانه دارند و احزابيکه رهکار سياسى را براى شان اختيار نموده اند بايست به نکته هاى حل ناشده در مواضع شان فايق اند،تا چنين نشود جنگ و بى ثباتى کماکان بر سرنوشت ما گره خورده خواهد بود. اما قراين و اميدواريهاى تازه يى که از تبصره ها و مواضع رهبران سياسى بدست آمده، بارور شد فصل صلح را براى ما نزديک ميسازد.

 



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

16th December, 2018