تفصیل | شهادت 

18th February, 2019


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

درخت شينگ و فراشخانه

فریدون افراسیابی

2019-01-07

رسيدن به صلح ممکن نيست مگر اينکه امريکا تعريف مشخص و صادقانه يى از تروريزم ارايه نمايد

حکومت کاکه ها

درست در زير برج زنبورشاه و در جوار بالاحصار کابل محله ئى ايست، بنام درخت شينگ، اين حمله دو نام دارد: يکى همين درخت شينگ و ديگرى بنام فراشخانه که هر دو به زمانه هاى سابق و دور حکومت کاکه ها در کابل برميگردد.

حکومت کاکه ها يک حکومت عليحده در کنار پادشاه و سلطانى بود که در بالاحصار بر تخت زرين تکيه زده بود، کاکه ها خود شان از خود دادگاه داشتند، هر کى را ميخواستند مجازات ميکردند و گردن کشان و زورگويان را برجايشان مينشاندند، برخى را که گناه کمى ميداشت فرش يعنى به پشت ميخواباندند و پس از يک چوب کارى حسابى رها ميساختند، يگان آدمهاى مردم آزار و گناهکاران کلان را سرچوک هاى عامه، حلق آويز نيز ميکردند.

کاکه ها جوانمردان بسيار پاک طينت، شريف و شجاع بودند. محال بود کسى داخل حلقه کاکه ها نفوذ کند، مگر اينکه امتحانات بسيار سخت و طاقت فرسا را پشت سر ميگذاشت، بايد روغن داغ ميشد، بايد آهنهاى گداخته را روى جسم خود تحمل ميکرد و خم بر ابرو نمى آورد. از آن گذشته کاکه بايد در پاکدامنى، سخاوت دفاع از محرومان شهره افاق ميبود. امتحانات برسم هميشگى و در همان محله زير يک درخت بزرگ انجام ميشد، روى همين خاطر اين نوع درخت را که در کابل و اطراف آن به وفرت وجود دارد، بنام (( درخت شينگ)) ميشناسند، شينگ يعنى گوشه و زاويه، به کسى که بخواهند بکويند، غيرت و شجاعت خود را نمودار بساز، ميگويند: (( برو شينگ خوده معلوم کن!))

نکته مهم اين است که در آنروزگار و در رابطه با کار هاى انتظامى ميان حکومت دولتى و حکومت کاکه ها تصادمى عرض وجود نميکرد، چيزى بنام انارشيزم و هرج و مرج ديده نميشد، ممکن است در هر صورتى نوعى فساد در ادارات دولتى رخنه کند ولى قدرتهاى دواطلب عدالت و انصاف بمثابه چشمه هاى نور اند که همه يکى ميشوند و آسمان نظم و امنيت يک اداره را پر فروغ و روشن ميسازند. حالا انارشيزم  سياسى کشور که طبيعى است به انارشيزم جهانى ارتباط ميگيرد، مولود همين لنگ بودن پاى عدالت و صداقت در ميان گروهها، احزاب و سازمانهاى ملى و بين المللى است. در تبصره کنونى ميخواهيم به انگيزه هاى اين مصيبت بزرگ که قامت تمام کشور هى فقير و غنى را خم نموده و تا حدودى براه بيرونرفت از آن آشنايى حاصل نماييم.

روش کاکه ها براى شناسايى و انتخاب ياران خود شان در همان نوع عجيب و کلاسيک آن، يک ضابطه مشخص و غير قابل عدول و استثنا ناپذيرى بود.

تا پيش از آنکه دنيا به قريه کوچکى مبدل شود، يعنى پيش از بوجود آمدن تکنولوژى live که جهان را به يکبارکى بهم فشرد و دگرگون نمود، براى شناخت و انتخاب، ((ضوابط)) مثل حالا کمرنگ و سردرگم نشده بود، احزاب افغانستان اعم از اسلامى، احزاب چپى و احزاب قومگرا، کار شان در حد زيادى قابل اطمينان بود، کادر هاى حزب و افراد و ارکان احزاب پس از سنجش و سپرى کردن يک دور آزمايشى به حلقه هاى بالا پا ميگذاشتند. تقواى فرد، خواه اين تقوا سطحى و سياسى بود يا عميق و عقيدتى نخستين عنصرى بود که در گزينش کادر ها روى آن حساب ميشد.

تقوا و خويشتن دارى از آلودگى هاى مادى؛ مانند هسته در مرکز قرار ميگرفت علم، تخصص، دانش و سابقه را آيينه دار واقع ميشد، يک فرد داراى علم و تخصص و سابقه بر پايه تقوا بود که از ديگرى امتياز پيدا ميکرد و ترجيح داده ميشد. اما حالا مى بينيم که اين مرز ها در ميان ا حزاب از ميان رفته است و روابط در گزينش روز در روز سر بالا نموده است.

همه شاهد هستيم که پس از بحران و ايجاد قريه جهانى احزاب جذابيت و کشش سابق شانرا از دست دادند، اين مثال را در احزاب کمونيستى افغانستان و جهان بوضوح و روشنتر ميتوانيم مشاهده نماييم. يک علت مهم اين رخداد غير قابل پيش بينى، همين فشرده شدن جوامع و از ميان رفتن مرز هاى ضوابط براى شناخت و انتخاب ميباشد.

با کمتر شدن نهاى ضوابط در عرصه شناخت، انتخاب و کثرت پذيرى و به اصطلاح زيباى قرآن، عنصر ((تکاثر)) و روابط قوت حاصل نمود. حکومت وحدت ملى در گزينش هاى خود روى اين پديده بيشتر تکيه کرد و يکعده کادر هاى بى تجربه را عهده دار کار ها نمود که ديديم گراف آشفتگيها در تمام بخشها از بدامنى گرفته تا فساد ادارى و تشکيلاتى زياد شده رفت.

حالا کشور از انارشيزم در همه سطوح رنج ميبرد، اگر مداخله خارجى است، اگر بدامنى فشار، فقر و اعتياد است احزاب مجال دخالت و اصلاحات را پيدا نميکنند و تماشاگر مصايب روز افزون مانده اند جز کاهش کار هاى داوطلبانه و ضوابط انگيزه ديگرى براى آن نميتوان پيدا کرد.  اين حالات احزاب و حکومتها ميباشد، روابط بين المللى چنانکه در عنوان بعدى ميبينيم وضعى بدتر از اين دارد، در آن ساحه غير از آنکه ضوابطى وجود ندارد، کلمات و تفاهم نيز تعريف خود را از دست داده است.

حرف عجيب

چند روز پس از آغاز سال ٢٠١٩ رئيس جمهور ترمپ در يک سخنرانى گل تازه يى را به آب داد و ياد آور شد که اتحاد شوروى سابق براى جنگ با تروريزم به افغانستان آمد و آنها براى دفاع از تهديد تروريزم چنين تهاجم نظامى را حق داشتند اجرا نمايند.

اين حرف رئيس جمهور تمام تصاميم چند رئيس جمهور سابق امريکا، تصاميم اعضاى ايتلاف جهانى و در راس فيصله هاى سازمان ملل را چلنج نمود. براى همه مردم جهان اين سوال بوجود آمد که اگر تهاجم شوروى در افغانستان مبارزه با تروريزم بود چرا امريکا، سازمان ملل و جامعه جهانى آنروز آنرا محکوم و مذمت کرد و اگر اشغال خواندن تهاجم شوروى دلايلى داشت، اين دلايل بايد در پهلوى تهاجم امريکا به افغانستان دريافت و مشاهده نشود تا راستى تهاجم و ايتلاف ضد تروريستى شناخته شود و از اتهام اشغال در امان بماند.

اين حرف رئيس جمهور که در شبکه هاى اجتماعى و دنياى رسانه و خبر با شگفتى و تا جايى با ناراحتى توام شد ولى در واقع حرفى بود که از سياستهاى رياکارانه و آب زير کاه پرده بر ميداشت همه دنيا مشاهده کردند که سازمان ملل، امريکا و ايتلاف جهانى بدون اينکه کدام تعريف مشخص از تروريزم و اشغال داشته باشند به تاييد و پشتيبانى حمله نظامى امريکا و ايتلاف جهانى در افغانستان اقدام نموده اند.

تاسف در اين است، همانگونه جنگ هفده ساله با همين توهم پيشرفت علت سردرگم بودن مساله صلح و ثبات در افغانستان نيز با همين توهم بزرگ مواجه ميباشد.

نزديکى صلح و ثبات

به نظر ميرسد با اين حرف رئيس جمهور ترمپ منزل صلح و ثبات در افغانستان و بلکه نرمش و تحول در تمام روابط جهانى نزديک شده است، حالا احزاب، سازمانها و کشور هاى سرگرم در جنگ کنونى افغانستان مجبور اند براى سوال مبارزه ضد کمونيستى پاسخ قانع کننده دريافت کنند، بايد پاسخ بگويند چرا بدنبال تهاجم اتحاد شوروى سابق در افغانستان ديوار برلين شکست، چرا کشور هاى که اقمار شوروى شناخته ميشدند بر آزادى دسترسى پيدا کردند. آيا ميشود اين همه تحولات را دستاورد مبارزه ضد تروريستى شوروى خواند! آيا تهاجم ضد تروريستى امريکا ميتواند چنين پيامد هاى بزرگ و جهانشمول را حامل باشد؟!

پاسخ اين پرسش ممکن نيست مگر آنکه ارباب سياست جهانى ضوابط، صداقت را پيشه کند و با تعريف مشخص تروريزم براى پايان جنگ افغانستان اقدام نمايند.

بسيارى احزاب افغانستان نيز براى تعريف از تروريزم تا حال در توهم پيش رفته اند تا اين تو هم يا بپاى سياستهاى بيرونى ادامه داشته باشد، قايق امن و ثبات اين کشور درگير امواج بحران خواهد بود، احزاب روح ضوابط پسندى و کار هاى داوطلبانه را به انجمن ها و احزاب شان برگردانند و در قبال مذاکرات صلح که پنهانى و در غياب آنها به پيش ميرود ديگر بيدخل نمانند،با نمادى از روحيه جوانمردى و ايثارگرى براى نجات کشور از بند مصايب امروز که جنگ و وابستگى در سرخط آن قرار ميگيرد نقش سازنده ايفا نمايند.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

18th February, 2019