تفصیل | شهادت 

19th September, 2019


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

بحران هویت استقلالِ افغانستان

محمدفایق هشام

2019-08-20

ظهور افغانستان جدید هم‌زمان با تحولات استعمارستیزی در اقصی از نقاط جهان به همراه بود. اگرچه تحولات استعمارزدایی در نقاط مختلفی از جهان الهام‌بخش برای مردم افغانستان نبود و این ملت به گونۀ خودجوش به بیگانه‌ستیزی پرداخت، اما بارها قدرت های مهاجم را به زمین کوبید و انگلیس ها هم جز خاطرات تلخ، خاطرۀ شیرینی از این خطه با خود نبردند.

صد سال از اعلام استقلال و عرض اندام کردن افغانستان به عنوان یک دولت تا حدی ملی و پسااستعماری می گذرد. تعدادی افراط کرده اند و آن را یک دولت مدرن خوانده اند و اما تعدادی آن را دولتی دانسته اند که با نظر مساعد انگلیس ها شکل گرفت. برخی آن استقلال را تفویضی خوانده اند و پاره یی هم آن را ستانیده شده گفته اند. اما ما در این مقال به دنبال این استیم که آیا افغانستان دچار بحران هویت استقلال شده یا که خیر؟

 

استقلال1919

حکومت پس از امارت امیر حبیب الله کلکانی تا سقوط رژیم وابسته به ماسکو در رابطه به استقلال 1919 یا 1298 هجری شمسی، نظر موافق و توصیفی داشتند. در حالی که آنان کودتای 7 ثور 1357 را یک انقلاب شکوه‌مند می دانستند، اما این انقلاب را زیر مجموعۀ استقلال 1919 می دانستند و حضور نیروهای اتحاد شوروی را در افغانستان یک نیاز اساسی و بر اساس توافق دو دولت می خواندند که رژیم چپ آن زمان با اتحاد شوروی دارای روابط راهبردی و روابط استوار بر حسن احترام متقابل بود و از ماسکو به عنوان هم‌پیمان راهبردی خود یاد می کردند. یعنی هم رژیم شاهی و هم رژیم کمونیستی در رابطه به استقلال افغانستان (1919) دید مشترک داشتند.

در طرف دیگر هواداران این استقلال، گروه های ناسیونالیست لیبرال قرار دارند و آنان از امان الله خان، به عنوان نماد عمران و آبادی کشور یاد می کنند و او را مورد ستایش و تمجید قرار می دهند و از کنش های انجام یافته به دست او که موجبات تحریک احساسات مردم افغانستان را برانگیخته بود، سرسختانه دفاع می نمایند. جریان های مزبور، به نگاه های خلاف کنش های امان الله خان با نگاه قومی می بینند.

حالا بازمانده های رژیم شاهی، رژیم کمونیستی (اعم از خلق و پرچم) و ناسیونالیست لبیرال، در رابطه به استقلال افغانستان هم‌باور و هم‌سو استند. آنان علم‌بردار دفاع از امان الله خان و کنش های انجام یافته به دست او استند.

در سمت مخالف این مورد، جریان فکری راست اسلامی قرار دارد. نهضت اسلامی افغانستان به عنوان یک جنبش دانشجویی یا دانشگاهی توانست قوغ آتش مبارزه را تازه نگهدارد و افراد شامل و وارد در این جریان مقدس را از نظر فکری به قله های پخته گی برساند. آن مبارزان در آن روزگاران به هیچ چیزی از پیشکش های دربار و بعداً به رژیم متمایل به ماسکو چراغ سبزی نشان ندادند. آنان استقلال 1919 را می پذیرفتند و اما روزگار بعد از سفرهای شاه امان الله را خلاف عقاید و باورها و سنت و فرهنگ مردم افغانستان خوانده و شدیداً آن را مورد نکوهش قرار می دادند. جنبش دانشجویی یا دانشگاهی چنان به پخته گی و استحکام فکری و عقیدتی رسیده بود که مساله های قومی و ناسیونالیستی را مسایل پیش‌پاافتاده می خواند و ذره‌یی ارج بدان قایل نبود.

این طیف روزگار پس از سفرهای شاه امان الله را از عینک قومی نگاه نمی کردند؛ بلکه آن را از نظر عقیده و ایمان شان مورد محک قرار می دادند. چیزی که متمایز می نماید.

از سوی دیگر، جریان های افراطی تاجیک‌تبار هم در صف مخالفان استقلال 1919 قرار دارند. آنان اگرچه با طرز فکر، اخلاق، روش و رفتار بعدی امان الله خان مشکلی نداشتند؛ اما به خاطری که به آن استقلال رنگ و بوی قومی داده شد، این جریان ها در موضع مخالف این استقلال ایستاده اند.

پس از پیروزی جهاد افغانستان وزش بادهای سهمگین قومی به سوی احزاب جهادی به وزیدن گرفت و احزاب مذکور از آن جان سالم به در نبردند. اگرچه که کُل سیستم و سَر و تَه جریان را فراگرفته نتوانست و اما برخی را با خود به بیمارستان های مسایل قومی کشاند که هم اکنون در بسترهای این بیمارستان خفته اند!

این استقلال با تهاجم اتحاد شوروی در 6 جدی سال 1358 خورشیدی مورد نقض قرار گرفته و افغانستان در اقمار اتحاد شوروی وارد گردید. اما در 26 دلو سال 1367، اتحاد شوروی از افغانستان بیرون شد و سنگ بیرون کردن قوای شوروی را آخرین زمامدار وابسته به ماسکو به سینه کوبید و رژیم تحت حمایت ماسکو در اوایل ماه ثور 1371 با سیاست و حکومت وداع گفت و به تاریخ پیوست.

با عنایت به بندهای بالا، اگر جنگ سوم انگلیس را جدای از دو جنگ قبلی، اولین جنگ بدانیم که در پی خود اسقلال 1919 را به همراه داشت، ما تا به حال 3 بار مورد تهاجم نظامی قرار گرفته ایم و با رفتن به موازات و ستیز علیه نیروهای مهاجم، دو بار اسقلال کشورمان را از آن ها ستانده ایم.

جالب این جاست، هر کشوری که استقلال آن مورد نقض و سرزمین آن مورد تهاجم قرار گرفته باشد، همه ساله از آزادی و استقلالی که قبلاً گرفته شده، با القاب و نیکویی یاد می کند و با رژه های بزرگ از آن پاسداشت به عمل می آید. این در حالی صورت می گیرد که نیروهای مهاجم در کشور حضور دارند و زیر لوای تهاجم، از آزادی و استقلال با جشن و سرور و شادمانی تجلیل به عمل می آید.

مسألۀ استقلال افغانستان یک مسألۀ اختلافی است. یعنی هیچ نظر مساعد و هیچ نگاه حتی اکثریتی هم نسبت به این مهم وجود ندارد. اگر از لحاظ دسته‌بندی ایدیولوژیک و فکری نگاه کنیم، استقلال افغانستان مورد اختلاف است (حتی در میان گروه های راست هم اختلاف وجود دارد) و اگر از نظر قومی به این مسأله عطف توجه بداریم، باز هم این مهم مورد توافق نیست.

از لحاظ دسته‌بندی ایدیولوژیک اگر نگاه کمونیست های افغانستان را نسبت به استقلال کشور مورد ارزیابی قرار بدهیم، آنان استقلال کشور را همان سال 1919 می دانند و هنگام حکم‎فرمایی شان (از کودتا تا پیوستن به ‌تاریخ) همه ساله از استقلال کشور در روز 28 اسد با ترانه ها و سرودهای میهنی توأم با رسم و گذشت نظامی با شکوه‌مندی تمام، نیکوداشت به عمل می آوردند.

٢٦دلو١٣٦٧

با سقوط رژیم وابسته به ماسکو که با ورود مجاهدین به کابل صورت گرفت، حکومت استاد ربانی تا سقوط کابل به دست طالبان، استقلال افغانستان را 8 ثور 1371 می پنداشت و با فرا رسیدن این روز، جشن و سرود و شادمانی توأمان با رسم و گذشت نظامی به اجرا گذاشته می شد. در طرف دیگر حزب اسلامی افغانستان تاریخ فتح کابل را 5 ثور 1371 می داند و آن را روز شکست رژیمی می داند که از 7 ثور 1357 تا 5 ثور 1371 ادامه داشت. حتی تاریخ دقیق پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان هم مورد اختلاف احزاب جهادی است. البته در رابطه به 26 دلو 1367 به‌نحوی نظر مساعد مجاهدین دیده می شود و در رابطه به این تاریخ یک نوع اجماع نظر هم به چشم می خورد که این تاریخ، تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان است.

دو حزب مقتدر جهادی (حزب اسلامی و جمعیت اسلامی)، دو حزب کمتر مقتدر جهادی (حزب اتحاد اسلامی و حزب اسلامی مولوی محمد یونس خالص مرحوم) و سه حزب میانه و تا حدی ضعیف جهادی (حرکت انقلاب اسلامی، محاذ ملی اسلامی و جبهۀ نجات ملی اسلامی) توامان با احزاب جهادی مستقر در تهران، در خروج نیروهای اتحاد شوروی از افغانستان نقش خود را ادا نمودند. این تاریخ نشان می دهد که در راستای خروج این نیروها، همان گونه که احزاب جهادی درخشش تابناکی داشتند، حالا همین روز هم می تواند به عنوان مبدأ استقلال مجاهدان شناخته شود.

اما به این هم باید عنایت داشت که مرسوم است این که وقتی کشوری مورد هجوم نیروهای مهاجم و اشغالگر قرار می گیرد، استقلال پیشینش مورد نقض قرار می گیرد و پس از خروج نیروهای مهاجم، تاریخ خروج می تواند به عنوان روز استقلال آن کشور شناخته شود. در صورتی که حکومت پس از خروج نیروهای خارجی بتواند موجبات بقایش را فراهم سازد و در صحنۀ نظام بین الملل باقی بماند، تا حیاتش باقی است روز استقلالش همان تاریخ تازه اش است و بس.

باورهای پسادوهزار و یک

با توجه به این که پس از سقوط رژیم طالبان تلاش ها صورت گرفت تا یک حکومت وسیع البنیاد شکل بگیرد و مردم افغانستان بتوانند در آن به مشارکت بپردازند و در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی... نقش شان را ادا نمایند، اما به لحاظ این که کشور ما تازه از جنگ فارغ شده بود و برای دنیای پس از جنگ برنامه هایی را باید روی دست می گرفتیم و بعداً به سوی انتخاب خواست ها و مطالبات مشروع و مقبول ملت ما می رفتیم، یک سری زد و بندها میان نیروهای بومی و نیروهای تازه وارد از غرب علاوه از این که این انتظارات مردم را وقعی گذاشته نشد، بلکه فرایندهای تحمیلی یی بر آنان تحمیل گردید. این زد و بندها موجب کشیده گی های زیادی میان طرف های مطرح، گردید که سایه بر مسألۀ استقلال کشور هم انداخت.

به لحاظ این که در ساختار قدرت سیاسی و نظام سیاسی هنوز نیروهای بومی وجود داشتند و گروه های تازه وارد در این ساختارها چندان استحکام نفوذ نیافته بودند، از هر دو رویداد تاریخی (28 اسد و 8 ثور) بزرگداشت به عمل می آمد و در هر دوی آن، نیروهای نظامی رژه می رفتند. اما با وقوع رویدادی مرگبار در همین 8 ثور بود که دیگر بزرگداشت از این روز، از فضای باز و میدان های رژه به صالون های محافظت شده و سربسته، انتقال یافت. با این وجود، حتی از 28 اسد هم در اماکن باز به گونۀ رسمی تجلیل به عمل نیامد.

از بنیان گذاری حکومت پساطالبانی به بعد، کش و گیرهای قومی میان قومگرایان افراطی توانسته است که سایۀ خود را بر استقلال هم بگستراند. تفاوت دید و نظر نسبت به ماهیت و اصالت استقلال به میان آمده و هر طرفی برای برجسته ساختن منظور خود، منظور مقابل را نفی می کند.

افراد آلوده شدۀ متأثر از وزش بادهای قومی در جریان های جهادی، اکنون تعدادی از آنان در مقام حمایت از کارکردها و رویکردهای زمان شاهی پسااستعمار تکیه زده اند و تعدادی هم در مقام حمایت از کنش های جریان ضد شاهی قرار گرفته اند. آنچه به سیاست های شان شکل بخشیده، همین مسألۀ قوم و قومگرایی است. برتری جویی قومی و شوونیسم قومی توانسته بیخ و بنیان عقیدۀ شان را مورد سستی قرار دهد.

برخی در بحث استقلال هویت قومی را وارد می نمایند که با نادیده انگاشتن آن، هویت همان قوم به باد فنا می رود و با پذیرفتن آن، هویت قومی ابقا و ماندگار می شود. این درست نیست؛ زیرا هویت قومی مسألۀ جدایی از استقلال است. در تاریخ افغانستان هیچ قومی به تنهایی پیروز میدان علیه مهاجمان نبوده است. در هر امر استقلال‌خواهی و مهاجم‌زدایی اقوام ساکن در افغانستان در کنار هم درخشیده اند.

هم استقلال 1919 و هم 1367 حاصل تلاش های ملت افغانستان بوده و نمی شود که رشادت جمعی را به یک قوم خاص در انحصار قرار داد. در رابطه به بحث مورد نظر باید اذعان داشت که استقلال پسین، از پیشین آن برتر است. با توجه به بندهای فوق، استقلال افغانستان به لحاظ نزدیکی زمانی، وقفه وارد شدن میان هر دوی آن، تمام‌شمول بودن آن (اشتراک مردم افغانستان در این مبارزه)، قربانی های ملت افغانستان، سهم‌گیری جهان اسلام در این پیکار، شکست و ریخت قدرت مهاجم و نهایتاً آزادی جهان از شر هیولادی اتحاد شوروی، همان 1367 می باشد.

امید است که یک اجماع کلی در رابطه به هویت استقلال کشور شکل بگیرد و بتواند گرد و غبار نشسته بر آن را بزداید. از آن جا که استقلال حاصل پیکار، مبارزه و مجاهدت ملت افغانستان است، مجاهدان که وزنۀ بیشتری در تحولات چهار دهه یی داشته اند بتوانند برای بازیافت و بازتعریف هویت خویش استقلال را نیز وارد آن هیأت گردانند و این خلای بزرگ را پُر نمایند.

هفتم اكتوبر ٢٠٠١

در پى تهاجم نظامي ايالات متحده كه از شبانگاه ٧ اكتوبر ٢٠٠١ بر افغانستان صورت گرفت، استقلال جديد و تازه افغانستان مورد نقض قرار گرفت.

از آن زمان تا حالا در حدود ١٩ سال مى گذرد. پس از آرامش نسبى چند ساله، جنگ بار ديگر از پيرامون مناطق أمن به آغازيدن گرفت. جنگ فرسايشى و هدف محور در سه لايه در افغانستان تجربه گرديد و اكنون هم ادامه دارد. بازيگران جهانى، منطقه يى و داخلى در اين جنگ به سهم خود بازى مى كنند. دو لايه بيرونى اين جنگ در به حيازت درآوردن اهداف شان به منافع شان دست يافتند و اما آنچه را كه بازيگران لايه سوم نصيب شدند، تلفات و خسارات جنگ است كه بيش از صدها هزار تن به كام مرگ فرستاده شد و همين طور معلول و بي خانمان...

ما سه جنگ را طى ١٠٠ سال اخير تجربه كرديم و دو بار استقلال گرفتيم و اما با ورود امريكا و آغاز جنگ در افغانستان، استقلال سال ١٣٦٧ هم مورد نقض قرار گرفت و تاريخ خروج نيروهاي خارجي مي تواند مبدأ استقلال افغانستان باشد.

احزاب جهادى با همه كمى ها و كاستى هاى شان، هنوز از پذيرش استقلالى كه تا حالا دو بار مورد نقض قرار گرفته، خوددارى ورزيده اند. اما جاى نگرانى اين است كه برخى از اعضاى اين احزاب، تكت بيمارستان هاى قومى گرفته اند و از موضع قوم در مقام تأييد يا رد آن نشسته اند.

برايندى كه از جستار فوق به دست مى آوريم اين است كه استقلال ١٩١٩ حاصل تلاش هاى ملت هميشه در صحنه افغانستان بوده و اگرچه تفويضى بود و اما مى شود آن را حاصل مبارزات ملت مان دانست و اما اين استقلال تا هنوز دو بار به طور گسترده مورد نقض و خاك ما مورد تهاجم قرار گرفته است. ما تنها بريتانيا را از بخشى از خاك هاى خود رانديم و اما ١٤ كشور در هيات اتحاد شورى بر ما هجوم آورد و ما تنها با انگليس ها تاختيم و در جوش پيكار بوديم كه پيمان متاركه امضا گرديد، اما در نقض استقلال اخير ٤٨ كشور در هيات ناتو بر سرزمين مان حضور نظامى دارند.

تجليل با شكوه و پر زرق و برق در جو ناامنى و بى ثباتى سياسى، اقتصادى، اجتماعى در حالى برگزار مى گردد كه افغانستان هنوز از وابستگى سياسى، امنيتى و اقتصادى به شدت رنج مى برد. اما اين گونه تجليل هاى بى سابقه در ساليان اخير كه از سوى حكومت وحدت ملى صورت مى گيرد؛ داراى دو هدف بزرگ است. يكى به هدف كارزارهاى انتخاباتى و ديگرى به هدف تحميل هويت استقلال ليبرال محور.

هم استقلال سال 1919 و هم استقلال 1367 حاصل مبارزات ملت افغانستان است و اما این که یک جریانی آن را منحصر به خود بداند، این حرف جدایی است.

آنچه شگفتى آور است، اين است كه يك جريان غير جهادي و به اصطلاح دينى؛ در مقام حمايت از استقلال ١٩١٩ قرار گرفته است. جمله اخير در اين مقال اين كه، تأييد و پذيرش استقلال ١٩١٩ كار ليبرال ها، كمونيست ها، جريان هاى ناسیونالیست لیبرال و يك جريان به اصطلاح دينى انحراف يافته است و لباس استقلال ١٩١٩ براى جريان هاى جهادى تنگى مى كند و هويت استقلال اين ها به مراتب شگوفاتر و با شكوه تَر است و بس.



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

19th September, 2019