تفصیل | شهادت 

19th October, 2019


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی



تفصیل

چرا مذاکرات صلح با طالبان دستاورد نداشت؟

سیدغلام فاروق وحدتیار

2019-10-02

امريکا حمله يازدهم سپتامبر سال ٢٠٠١ ميلادى را که بالاى مرکزتجارتى آنکشور صورت گرفت و در آن بيش از سه هزار نفر کشته شد بهانه قرار داده بالاى افغانستان حمله کرد. اين کشور مسووليت اين حمله را بالاى گروه القاعده انداخت که در آن زمان رهبر آن اسامه بن لادن در افغانستان نزد طالبان بود. ناگفته نماند که اسامه بن لادن در زمان تجاوز روسيه بر افغانستان وارد اين کشور شده از مجاهدين حمايت مى کرد و خود نيز عملاً در جهاد برضد ارتش سرخ شريک بود.

بعد از سقوط مجاهدين و رويکار شدن گروه طالبان وى کماکان در افغانستان باقى ماند و از گروه طالبان حمايت مى کرد. امريکا از حکومت طالبان خواست که او را به خاطر محاکمه به اين کشور بسپارد، زيرا مسووليت حمله بر امريکا را گروه القاعده به رهبرى اسامه پذيرفته بود. اما حکومت طالبان با وجود فشار هاى امريکا اسامه را به اين کشور حواله نکرد بلکه موصوف را مهمان خود دانسته ازوى حفاظت کرد تا آنکه بقول امريکا در يک خانه مسکونى نزديک يک قرارگاه نظامى پاکستان در راولپندى از طرف نيروهاى امريکا کشته شد.

امريکا از يکطرف جبهه شمال را که آن وقت با حکومت طالبان درگيرى داشت تشويق نمود که حملات خود را بر ضد طالبان تشديد بخشند و از طرف ديگر با استفاده از ميدان هاى هوايى پاکستان بنيان گذار گروه طالبان و يگانه حامى دولت اين گروه بالاى حکومت طالبان حملات هوايى اجرا کرد، چنانچه در قدم دوم نيرو هاى خود را داخل افغانستان نموده برضد گروه طالبان به جنگ آغاز کرد و سرانجام حکومت اين گروه سقوط کرد.

بعد از آن به همکارى اکثر گروه هاى جهادى در کنفرانس بن يک حکومت موقت تشکيل گرديد و قدرت را در افغانستان بدست گرفت که حامد کرزى در راس اين حکومت قرا رداشت.

قبل ازين بعد از شکست قشون سرخ و حکومت دست نشانده آن و پيروزى مجاهدين حکومت انتقالى مجاهدين هم که براى يک دور سه يا چهار ماه گروه هاى جهادى به نوبت قدرت را بدست مى گرفتند در اسلام آباد مرکز پاکستان تشکيل گرديد و ابتکار تشکيل آن به نظاميان استخبارات و سران سياسى حکومت پاکستان مربوط مى شد. ازين رو اين حکومت ها که از بيرون وارد مى شدند و به ابتکار ديگران تشکيل مى گرديدند نه تنها بحران افغانستان را حل نمى کردند بلکه آن را پيچيده ترمى نمودند.

چنانچه نه حکومت هاى که در پاکستان ساخته شده وارد افغانستان شدند و نه حکومتى که در بن بدست امريکا و ناتو ساخته شده وارد اين کشور شد از حمايت اکثريت مردم برخوردار بودند، ازينرو اين حکومت هاى وارداتى نتوانستند بحران افغانستان را پايان بخشند يا حداقل کاهش دهند.

امريکا تقريباً دو دهه با گروه طالبان و ساير گروه هاى مسلح مخالف حکومت افغانستان جنگ کرد و از نيرو هاى ناتو هم استفاده کرد  اما سرانجام نتوانست اين گروه ها را بکلى نابود کند. با صرف مليارد ها دالر درين جنگ بعد از دو دهه هيچ دستاوردى قابل ذکرى نداشت ازنيرو براى اينکه خود را ازين مصارف هنگفت بى جا نجات داده باشد به مذاکرات با گروه طالبان آماده شد و خليلزاد نماينده ويژه خود را مامور کرد تا با سران طالبان و کشور هاى حامى اين گروه ديدار نموده زمينه مذاکرات را مساعد نمايد.

خليل زاد نماينده ويژه امريکا تقريباً مدت يکسال را در نه دور مذاکرات با گروه طالبان صرف کرد، به کشور هاى منطقه هم سفر نمود و با سران اين کشور ها ملاقات ها نمود، در دور نهم هر دوطرف به توافقات نهايى بسيار نزديک شده بودند و قرار بود بعد ازديدار ترامپ با اشرف غنى رئيس جمهور افغانستان و رهبران گروه طالبان در کمپ ديويد اين توافقات امضاء شود. اما بطور ناگهانى از طرف ترامپ متوقف و سپس لغو گرديد و ترامپ رئيس جمهور امريکا اعلان کرد که ديگر مذاکراتى ميان امريکا و طالبان وجود ندارد.

اينجا سوال پيدا مى شود که چرا اين مذاکرات به ثمر نرسيد ودر حاليکه به توافقات نهايى بسيار نزديک شده بود بگونه ناگهانى لغو گرديد و هيچ دستاوردى نداشت؟

جواب اين است که اين مذاکرات بنا بر نواقص و کاستى هاى که داشت به ثمر نرسيد. يکى ازکاستى ها اين بود که سران و سياسيون امريکا هم در برگزارى آن اجماع نداشتند بلکه در مورد آن اختلاف شديدى در ميان سران و بزرگان امريکا وجود داشت.

چنان معلوم مى شود که ترامپ و يک حلقه خاصى از حاميان او اين ابتکار را در دست داشتند و ديگران از آن حمايت نمى کردند. ازينرو اين مذاکرات تا آخر پوشيده ماند و جزئيات آن جز به ترامپ، خليل زاد و سران مذاکره کننده طالبان به کسى افشا نگرديد. حتى حکومت افغانستان از جزئيات و هم بندهاى مذاکرات آگاهى نداشت. حکومت امريکا هم از جزئيات آن آگاه نبود چنانچه مجلس سناى اين کشور در يک نشست با در هاى بسته خليل زاد را احضار نمود تا در مورد مذاکرات و جزئيات آن توضيحات بدهد. کشور روسيه هم بحيث يک تضمين کننده اين مذاکرات از خليل زاد در مورد مذاکرات و جزئيات آن توضيحات خواست.

يکى ازکاستى هاى مهم ديگر اين مذاکرات عدم حضور نمايندگان حکومت افغانستان در آن بود. درحاليکه حکومت افغانستان يکطرف جنگ است و بايد درين مذاکرات حضور ميداشت، حتى خليل زاد از جزئيات اين مذاکرات به حکومت افغانستان هيچ معلومات نمى داد. بعد از دور نهم که هر دو طرف به توافقات نهايى خيلى نزديک شده بودند و قرار بود در حضور کشور هاى تضمين کننده آن را امضا نمايند خليل زاد وارد افغانستان شد و صرف مسوده اين توافقات را به رئيس جمهور غنى و عبدالله عبدالله رئيس اجرائيه نشان داد حتى يک کاپى آن را هم در اختيار سران حکومت افغانستان قرار نداد.

در حاليکه حکومت افغانستان بحيث يکطرف قضيه بايد در مذاکرات حضور ميداشت يا حداقل از جزئيات آن آگاهى ميداشت ناگفته نماند که مذاکرات صلح با طالبان دو بخش دارد يک بخش آن مربوط امريکا و طالبان مى شود در حاليکه بخش ديگر آن مربوط حکومت افغانستان، ملت، احزاب سياسى و شخصيت هاى تاثير گذار و گروه طالبان مى شود.

امريکا صرف حق دارد در بخش اول با گروه طالبان مشکل خود را حل کند اما در آنچه ميان حکومت افغانستان و گروه طالبان مى شود حق مذاکرات و فيصله را ندارد بايد اين توافقات بين نمايندگان حکومت افغانستان و گروه طالبان صورت گيرد ودر صورتى که طالبان حاضر نباشد که با نمايندگان حکومت مذاکره نمايند بايد با سران احزاب، سياسيون مطرح و شخصيت هاى تاثير گذار وارد مذاکرات شوند، به عبارت ديگر در يک مذاکرات کاملاً خالص بين الافغانى بحران افغانستان پايان بخشيده شود و اين در صورتى ممکن است که گروه طالبان از جنگ دست کشيده به يک آتش بس سرتاسرى توافق نمايند و بعد از آن مذاکرات بين الافغانى آغاز شود وتمام مسايل در پشت ميز مذاکره حل و فصل گردد.

به همين ترتيب از کاستى هاى ديگر اين مذاکرات اين بود که نتايج و جزئيات آن کاملاً پوشيده نگهداشته مى شد و جزطرفين مذاکره کننده هيچ کس ديگر از جزئيات و نتايج آن آگاه نمى گرديد. در حاليکه هر دور اين مذاکرات بايد علنى مى بود.  و در پايان نشست جزئيات و نتايج آن اعلان مى گرديد تا همه از آن آگاهى پيدا مى کردند.

چنانچه اظهارات رابين کراکر سفير پيشين ايالات متحده امريکا در افغانستان به عنوان ((گفتگو با طالبان در غيبت حکومت افغانستان اشتباه بزرگ بود)) به برخى ازين کاستى ها اشاره مى کند که در مذاکرات امريکا با گروه طالبان وجود داشت و بدليل آن مذارات مذکور بدون هيچ دستاوردى پايان يافت.

رابين کراکر سفير پيشين ايالات متحده امريکا در افغانستان مى گويد که گفتگوى واشنگتن با طالبان در غيبت حکومت افغانستان يک اشتباه بزرگ بود.

آقاى کراکر در يک گفتگو با ((فاکس نيوز)) مى گويد که حکومت افغانستان بايد در مذاکرات امريکا و طالبان دخيل باشد. چون به باور او غيبت نماينده گان حکومت افغانستان حکومت کابل را غير مشروع نشان مى دهد.

وى مى افزايد : بخاطرى که اگر ما با طالبان گفتگو مى کنيم و حکومت افغانستان در آن دخيل نباشد ما مشروعيت حکومتى را زير سوال مى بريم که ما براى سال ها از آن به قيمت خون و دارايى حمايت کرديم.

به گفته کراکر طالبان مى خواهند تا قدرت را بدست بياورند اما امريکا نبايد فکر پيروزى به اين گروه را بدهد.

کراکر همچنان مى افزايد: اگر طالبان حاضر به معامله نيستند بايد انتظار کشيد تا زمانى که آن ها براى اين کار حاضر شوند.

اين ديپلومات امريکا تاکيد مى کند که طالبان هيچ ولايتى را در افغانستان در اختيار ندارند ما نبايد درين فکر باشيم که با زنده جنگ هستيم، ما با زنده نيستيم و نه حکومت افغانستان بازنده است، افغانستان ٣٤ ولايت دارد شما مى دانيد که هيچ مرکز اين ولايات بدست طالبان قرار ندارد. اين گزارش را روزنامه مسير در شماره تازه اش به نشر سپرده است.

اگر اين مذاکرات دو باره آغاز شود همچنان که معلوم مى شود که دوباره آغاز خواهد شد بايد کاستى هاى که در گذشته وجود داشت رفع گردد مذاکرات بدوبخش تقسيم مى شود بخشى که مربوط مشکلات امريکا با طالبان مى شود در ميان نمايندگان امريکا و گروه طالبان آغاز شود و ادامه پيدا کند تا به يک توافق نهايى برسند و آن را در حضور کشور هاى تضمين کننده امضا نمايند. و بخش دوم و مهم آن که مربوط حکومت و ملت افغانستان و طالبان مى شود بايد در يک مذاکرات کاملاً خالص بين الافغانى آغاز شود و طرفين مشکلات خود را از طريق مذاکرات و گفتگو بگونه مسالمت آميز حل و فصل نمايند، اما شرط اساسى آغاز اين بخش مذاکرات آتش بس سرتاسرى است که قبل از شروع گفتگوى بين الافغانى بايد از طرف گروه طالبان و حکومت افغانستان به آن توافق شود. بدون اين شرط اصلاً ممکن نيست گفتگوى بين الافغانى شروع شود و بتوان براى پايان جنگ و بحران افغانستان راه حلى پيدا کرد.

اين يک فرصت بسيار خوب است که گروه طالبان بايد از آن استفاده نمايند و هر چه زود تر مذاکرات بين الافغانى را شروع نمايند و تمام مشکلات خود با حکومت افغانستان را از طريق مسالمت آميز و روى ميز گفتگو حل و فصل کنند و به جنگ و کشتار پايان بخشند.

خصوصاً که اکنون انتخابات رياست جمهورى هم براه افتاد، خدا کند که در نتيجه شمارش آراى درست و بيرون کردن آراى تقلبى يک حکومت قابل قبول براى ملت، احزاب سياسى و نامزدان رياست جمهورى تشکيل شود. هر چند ادعا مى شود که درين انتخابات يک تقلب وسيع و فراخ صورت گرفته است، چنانچه بعضى از نامزدان رياست جمهورى راجع به انتخابات ٦ ميزان ابراز داشته اند که تيم هاى دولت ساز و تيم همگرايى به پيمانه زياد تقلب نموده اند. به همين ترتيب رئيس سابق کميسيون شکايت عبدالستار سعادت در مورد انتخابات ٦  ميزان اظهار مى کند که نتايج انتخابات کنونى بطرف بحران در حرکت است، زيرا درين انتخابات به پيمانه وسيع تقلب صورت گرفته است که کميسيون کنونى انتخابات از حل آن عاجز است. وى از مشکلات دستگاه هاى بايوميتريک نامبرده بيان ميدارد که شايد انتخابات به علت بحران به دور دوم برود.

از طرف ديگر امريکا و سازمان ملل گر چه از انتخابات کنونى حمايت نموده اند اما تاکيد دارند به اينکه بايد شفافيت انتخابات کاملاً مراعات شود. آقاى سعادت مى افزايد که شايد در نتيجۀ انتخابات کنونى يک حکومت ضعيفتر نسبت به گذشته داشته باشيم.  



د لیکوال لیکني
پخواني لیکني

واپس










اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

19th October, 2019