تفصیل | شهادت 

21st February, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی

تفصیل

شــهيد مـحمدالله

2016-10-28

اين برادر مجاهد در دهکده اى موسوم به ((چقر قشلاق)) چشم بدنيا گشوده است! والدبزرگوارش ملافيض الله که از مزاياى علوم دينى مستفيد بوده و با وجود چند فرزند ديگرش محمدالله شهيد را همچو نهال تازه نمود کرده، توام با نسيم ملايم و دلپذيرش مى پرورد، تا فردا در سطح جامعه اسلامى کشورش ميوه اى بار آيد شيرين، اين شهيد پاک ضمير و پاک نهاد، قبل از پا گذاشتن در عرصه معارف نخست کتب متداوله دينى را در نزد والد مهربانش و گاهى در مدرسه آموخت، اين مجاهد نستوه و فرزند وفادار اسلام از بدو طفوليت عنصرى بود، با هوش و کنجکاو خدا جو و داراى ذکاوت عالى! البته يگانه چيزى که پدر مهربانش را از آينده اش اميدوار تر ساخته بود. همانا لياقت و برازندگى اش بود او شبها را در سعى و تلاش مطالعه و اندوخته هاى علمى اش بخرچ ميداد تا بوجه احسن در ضمير پاکش نقش بندد!

اين برادر مجاهد دوره ابتدائيه تحصيلاتش را الى صنف هشتم در سال (٥٤) به پايان رسانيده و بدرجه عالى موفق گرديد. و بعد در سال ١٣٥٥ شامل ليسه شيرخان ولايت کندز گرديد. چون تحول سن به اندوخته هاى علمى سجاياى اخلاقى اش همه روز افزوده ميرفت بناء توجه استادان و رفقاى همصنفش را بيشتر از پيش بخود جلب و در قبال دانش آموزان با درک و با احساس قرار گرفت.

در اوايل فصل زمستان سال (١٣٥٨) يعنى وقتيکه قشون اشغالگر روس بى شرمانه و وحشيانه داخل کشور عزيز ما شد، اين تازه جوان با احساس با وجود توان نبوغ فکرى اش در پى تحصيلات عالى نشده و راهى زادگاهش شده ديرى نگذشت در پى تلاش شکل بندى گروپ متعهدين و وفادار به اصول اسلامى برآمد.

اين شهيد قهرمان و قربانى راه اسلام از عقيده وايمان کمل برخوردار بوده از هرگونه سعى و تلاش بخاطر بجا آوردن فرض الهى دريغ نميداشت، ضمير بى گرد و غبارش از سيماى پاکش هويدا بود بدينوسيله اخلاق حميده و روش پسنديده او در جبهه جهاد، زبانزد خاص و عام هم قطاران و جبهات ولايت کندز گرديده و در عمليات پيشتاز بوده، احساس شهامت و دليرى او در صحنه نبرد قابل قدر بود. اين شهيد بخون خفته در طى مدت شش ساله جهادش در بسا عمليات سهم بارزى داشته که از جمله مختصراً بعضى آنها را ياد آور مى شويم.

١ـ عمليات وى در حصه ((حق العبور)) الچين و متحمل شدن خسارات جانى و مالى و از بين رفتن چند عراده تانک و موتر نفر بر دشمن ملحد و جراحت داشتن برادر مجاهدش (نيک محمد) که يک پاى آن توسط فير توپ از فعاليت باز مانده و خشک شده است.

٢ـ نبردش در حصه فريه بته کشان بتاريخ ٢٩ قوس ١٣٦١ و منهدم شدن ٨ عراده تانک قواى اشغالگر و جراحات برداشتن هفت نفر برادران مبارزش و بخصوص شهادت برادر مجاهد ما عبدالکريم شهيد که لواى گلگون شهادتش در آن نقطه الگوى شجاعت اوست.

٣ـ سهم فعالش در عمليات عليه پوسته (عبدالله امين) در بندرخان آباد ولايت کندز که تحت فرماندهى برادر مبارزش نيک محمدخان که مسئووليت حوزه دوم آن ولايت را بعهده دارد، آغاز نموده و چند نفر از چاکران روسى در آن پوسته به جهنم ابدى فرستاده شده، و خسارات مالى هنگفتى را نيز متحمل و همان بود که بعد از طلوع آفتاب توسط قواى هوائى و زمينى در حصه بته کشان حضرت سلطان جنگ شديدى در بين عساکر اسلام و عساکر طاغوت شعله ورگرديد از ساعت ٨ الى ٤ بجه بعد از ظهر ادامه داشت. درين نبرد دشمن چهل کشته بجا گذاشته و چهار عراده تانک زرهى به آتش کشيده شد بالاخره اين مجاهد راد مرد و برادر مبارز ديگرش (بسم الله شهيد) بتاريخ ٥/٦/١٣٦٤ جام شيرين شهادت بر سر کشيده و به جوار رحمت ايزدى پيوستند.

 روح شان شاد و ياد شان گرامى باد




واپس



اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

21st February, 2017