تفصیل | شهادت 

19th September, 2017


نوی سرمقالی

لیکنی

د‌حزب‌اسلامی امیر‌ ورور حکمتیار

ویډیو

رادیو

ترانی

تفصیل

شهید داکتر محمد ولی ناصری

2017-09-10

قهرمان میدان نبرد شهید داکتر محمد ولی ناصری آمر و قوماندان عمومی جبهه خندق (ولسوالی محمد اغه) ولایت لوگر. 
داکتر صاحب محمد ولی ناصری فرزند برومند دگروال محمد ابراهیم ناصری که در سال 1335 در یک فامیل متدین در محله بنام میرویس میدان ولایت کابل چشم به جهان کشود

از خورد سالگی به فرا گرفتن علوم دینی پردا خت وبه سن شش سالکی شامل مکتب کارتی مامورین گردید بعد از یکسال به مکتب میروس هوتکی تبدیل گردید که بعد از فراغت از ششم شامل لیسه استقلال گردید که با فراگرفتن نمبرات عالی بعد از صنف هشتم شامل حربی پوهنزی شد که نظربه لیاقت و نبوغ فکری اش شامل شعبه طب حربی پوهنتون گردید. بعدآ به فاکولته طب ننگرهار شامل گردید تحصیلات عالیش راالی صنف پنجم دنبال نمود.
داکتر محمد ولی که از سیما یش واقعاً اثار کرامت میدرخشید بعد از کودتا ننگین هفت ثور به مقتضای فطرت اسلامی و ایمانی اش مبارزه اش را علیه کفر و کمیونزم اغاز نمود وسلسله مبارزه قبلی خود علیه داود سفاک را مستحکم تر ساخت روابط خود را با سائر حلقه های مبارزین در قطعات و موسسات مختلف تقویت بخشید که در نتیجه آن هفت تن از همسنگران رسالت مند خود را از جمله عبدالاحد از ولایت لوگر را در اولین هفته نا میمون کودتای ثور از دست داد و به چوبه دار کشانده شد ند. خودش در همین شب بخانه رفته بود از این حمله وحشیانه جان به سلامت برد ولی بلا درنگ به کابل عزیمت نموده. تحصیلاتش را ترک نمود ودر کابل با کمال ایثار و فداکاری که خاصه، دیرنه اش بود رابطه خود را به دگروال عظیم خان قائم نموده به جهاد مسلحانه و عملیات چریکی خود طور مخلصانه و ایثار گرانه ادامه داد. او در شمار برادران تحریکی هفتادمین مهاجر ولایت لوگروعضو فعال حزب اسلامی افغانستان بود. شهید داکتر ولی ناصری به صفت یک داعی و ممثل واقعی اسلام شب وروز در تحریک بسر برد همان بود که دریک توطئه دیگر دشمن مکار چند تن دیگر از همسنگران خود را مانند دگروال محمد عظیم خان وتورن شیراقا از دست داد و به شهادت رسیدند. که بعداً او وپسر کاکایش فعالیت ها و شهکاری های خویش را تسریع بخشیدند که اولین بار در منطقه شاه شهید علیه رحمه و کارته نو سکونت مخفی اختیار نمود بودند که بعد از افشا شدن محل اقامت شان به میرویس میدان نقل مکان کردند و تا شروع برج جدی 1357 در شهر کابل به فعالیتهای خویش ادامه دادند. بعد بخاطر پیشبرد بهتر امور جهاد خانه اصلی خود در میرویس میدان را ترک گفته در اخیر جدی همان سال به پاکستان مهاجرت نمودند و به صف برادران تحریک پیوست و در پایان همین سال 1357 به صفت مسئول امور صحی تحت قوماندانی احسان الله خان عازم جبهه منگل ولایت پکتیا گردید. وبا رشادت واز خود گذری به جهاد عملی و تداوی برادران همسنگر خویش پرداخت.
در بهار سال 1358 غرض اعلای کلمة الله به ولایت لوگر به منظقه دوبندی رفته و بعداَ وارد علاقداری چرخ شدند و به شکل گروپ سیار در لوگر فعالیتهای جهادی و دعوتی را ادامه میدادند.
در سال 1359 به صفت داکتر جبهه وارد ولسوالی محمد آغه گردیدند وبا کمال شهامت این وظیفه راپیش برد. در سال 1360 درسنگرگرم جهاد پاو دست چپ شان شدید زخمی شد. داکتر صاحب در سال 1361 از جانب مقام رهبری حزب اسلامی افغانستان به صفت قوماندان نظامی جبهه خندق (ولسوالی محمد آغه ولایت لوگر) تعیین گردید ودر ین پست باکمال ایمانداری مدت دو سال ایفای وظییفه نمودند. در سال 1363 برعلاوه قوماندانی جبه خندق بصفت امرعمومی ولسوالی محمد آغه نیز به وی سپرده شد که الی روز شهادت خود این قهرمان با صداقت و اخلاص این دو مسؤلیت بزرگ و خطیر را انجام داد و بالاخره بتاریخ یازدههم میزان به روز پنجشنبه ساعت 11:50 قبل از ظهر در حالیکه مستقیمآ بطرف روسها یورش برده بودند با چند تند از برادران همسنگر خویش به مقام والای شهادت شدند. إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ 
داکتر صاحب وبرادران همسنگر اوبا مقاومت سرسختانه با قوای وحشی روس در مدت یک ونیم ساعت نبرد رویا روی تلفات جانی و مالی زیاد به روسهای و حشی بار اوردند.
داکتر صاحب در طول هفت سال جهاد مسلحانه در حدود صد بیش از صد مرتبه در عملیات نظامی علیه روس ها و غلامان شان اشتراک نموده و خود قومانده عملیات را عهده دار بود و طی این عملیات ها پیش از صد ها عراده تانک ووسایل نقلیه دشمن را ازبین برده و هزاران نفراز روس ها و غلامان حلقه بگوش (خلق و پرچم) آنها را روانه جهنم نمود که دراین جهاد و پیکار فامیل متدین داکتر صاحب و همه دوستان واقربای اونیز دوشا دوش اودر صحنه جهاد عملی قرارداشتند.




واپس



اخبار

شعر و ادب

شهیدانو کاروان

19th September, 2017