جمهوری اسلامی ایران ونیاز به اصلاح مذهبی
مسلمانی در این نباید شک کند که حکومت ها هر حکومتی که باشند و زیر هر نامی که حکومت کنند حتی اگر تزکیه خطِ عمر وعلی رضی الله عنهمارا داشته باشد بازهم در مقابل ملت های خود پاسخگو میباشند.
وعاقلی نباید شک کند که ملت ها حق اعتراض بر حکومت های خودرا برای تأمین امنیت، برای تحقق عدالت،برای تحقق رفاهیت دارند.منتها این حقِ اعتراض مقید به دو قید بنیادی می باشد:
یکی اینکه مطالبهء تحقق امنیت به بی امنیتی بیشتر، و مطالبهء تحقق عدالت به بی عدالتی بیشتر، و مطالبهء رفاهیت به تخریب زیربنای کشور و فرو پاشی منظومهء اقتصادیی موجود نیانجامد.
دوم هم اینکه اعتراض ومطالبات وابسته به خارج نباشد، چه رسد به اینکه زادهء دشمنان یک مملکت و دشمنان یک هویت باشد.امریکا واسرائیل دشمنان تاریخی هویت ملل شرق هستند و در رأسِ این ملل ملت ایران می باشد.ملت ایراني كه با تمامی مکونات خود که متشکل از اعراق مختلف است.
اعتراض های وابسته به خارج زود افشا میشوند، وابستگان به بیگانه زود موج سواری می کنند،زود از اولین جرقه های اعتراضِ صحیح و درست مردم به نفع خود استفاده می کنند.
در اغتشاشات اخیر ایران به وضوح دیدیم که به مساجد حمله شد، مساجد سوزانیده شد، تکیه خانه ها تخریب شد، و این نشان می دهد که افراطیت الحادی می خواهد موج سواری کند، برای افراطیت الحادی تکرار تجارب کشورهای لیبی و سوریه وعراق وغیره تجارب تلخی که منطقه شاهد آن بوده است مهم نیست،بلکه برای افراطیت الحادی مهم این است که طرفدارانش یک کشتار ایدولوژیکی جدیدی را راه اندازی کنند،و مواد سوخت این کشتار فقیران و رفاهیت طلبان محدودالنظر و غوغاسالاران ماجرا جو باشند تا در پایان وابستگان الحادی که عمری شعار ملی سر می دادند بر سفرهء تقسیم وتجزیهء کشور باستانیی خود بنشینند و مزد مراسم تنصیب خود را با خلع سلاح کشور خود و با اعلان مطلق تابع داری به بیگانه، تقدیم دارند.
اما از سوی دیگر حکومت ها نیز حق ندارند با بی مسئولیتی ادامه دهند ودرس عبرت نگیرند و مطالب را پشت گوش نهند.
این درست است که نظام جمهوری اسلامی ایران با وصف قرارداشتن در یک محاصرهء اقتصادی چهل ساله و با وصف گذشتاندن جنگ نفس گیر با یکی از نظامهای فاسد وقومگرا ومفسدِ منطقه متمثل در حزب بعثِ صدامیی عراق، و با وصف هزینه های بیجا در بعضی قضایای غیر مفید، توانسته است در تناسب با همه ممالک مسلمان اقتدار نظامیی خود را حفظ کند وافزایش بخشد، و با وصفی که توانسته است در عرصهء میکانیزم سیاسی ایران دمکراسیی سیاسیی بهتر از بسیاری از ممالک عربی داشته باشد با اینهم این نظام از یک آفتِ غُلوِ مذهبی رنج می برد که باید ان را اصلاح کند ورنه غرق می شود.
این غلو مذهبی تنها تولید بیش از حدِ طبقهء آخوند نیست بلکه بیشتر از چنین تولید که حقیقتا به سرحد تورم رسیده است این است که نظام جمهوری اسلامی ایران بیشتر از اینکه به مبانی اسلامی تمرکز کند وحتی بیشتر از اینکه به فقه مقاصدی شیعه تمرکز کند به مراسم گرایی مفرط روی آورده است. حکومت ایران به انداز کثرت امامان مذهب خود ماتم وعزا دارد. در چنین مراسم سراسر مملکت سیه پوش میشود،سراسر ملک را نوحه وناله و سینه کوبی و قمه زنی فرا می گیرد. سراسر مملکت را روضه خوانی های افسانوی و تعجب آور فرا می گیرد، چنین چیزی وقتی بسیار شود وتکرار شود منطق غم را بر خوشی، ومنطق گریه را بر خنده ومنطق مصیبت وفقر و فاقه را بر رفاهیت مسلط می سازد و چنین ترکیب نمیتواند تعریفی از یک دولت گردد بلکه چنین ترکیب هر نظامی را یک نظام بی منطق می سازد .
نظام جمهوری اسلامی به جای اینکه متکی بر ادبیات تشیع صفوی باشد بهتر است متکی بر ادبیات تشیع بویهی باشد.بلکه چه بهتر که به سوی یک تشیع نسبتا عقلگرا و مصلحت گرا روی آرد.
شکل وشمائلِ طبقهء مذهبی انگاه که بیشتر از تولیدِ موادِ ارتزاقی تولید گردند چهرهء عام ملک را یک چهرهء غیرنورمال و مقدس مآب می سازد و اطیاف مختلف جامعه نمیتوانند در کوچه وبازار با تقدس آمیخته باشند.طبیعت ملل در طول تاریخ چنین بوده است.یعنی نظامهای که به آزادی های فردی بیشتر اذعان کرده اند بیشتر عمر کرده اند.
خلاصه داشتن یک نظامی اسلامی گرچند ضرور است اما این داشتن نیز نیاز به تدبیر و طریق دارد.
به امید تغلب نظام جمهوری اسلامی ایران بر مکائد ودسائس امریکا و اسرائی،ل وبه امیدِ دست یابی ملت شریف ایران به رفاهیت اقتصادی که طلب دارند.