No-IMG

حکمتيار: آيا ممكن است بدون تأسيس حكومت موقت؛ بحران جنگ پايان بيابد و مذاكرات دوحه به نتيجه برسد؟

1-            حكومت موقت

در اين روزها بحث حكومت موقت گرم شده؛ مقامات امريكايى نيز از حكومت موقت مى گويند، اعضاء هيئت مذاكره كننده كابل هم، برخى از اعضاء شورى عالى مصالحه نيز و برخى از حاميان جدى ارگ نيز كه تغيير موضع داده و تشكيل حكومت موقت را يك ضرورت مى دانند.

آيا ممكن است بدون تأسيس حكومت موقت؛ بحران جنگ پايان بيابد و مذاكرات دوحه به نتيجه برسد؟

حقيقت اين است كه طالبان؛ حتى زير فشارهاى شديد خارجى نيز حاضر نمى شوند تا بدون توافق بر حكومت جديد؛ با آتش بس توافق كنند. امريكا نيز به اين نتيجه رسيده كه بدون حكومت جديد؛ امكان توافق بر آتش بس وجود ندارد. مطمئنم كه در همين دور جديد مذاكرات؛ هويدا خواهد شد كه اكثريت اعضاء هيئت كابل با طرح تشكيل حكومت جديد توافق خواهند كرد؛ دشوار و حتى غيرمنتظره است كه هيئت كابل؛ فيصله اى خلاف رضايت وسيط امريكايى صادر كند؛ هر چند فشار حكومت كابل خيلى زياد و توأم با تهديدها و اخطارها باشد.

شوراى عالى مصالحه نيز فيصله هيئت را حمايت خواهد كرد؛ هرچند تركيب شورى عالى مصالحه به گونه اى است كه مخالفين تشكيل حكومت موقت؛ در آن دست بالا دارند و تلاش كرده اند كه اكثريت اعضاء آن متعهد به ايشان و مخالف تأسيس حكومت موقت باشند.

با توجه به تمامى اينها مى توان گفت: توافق بر حكومت موقت؛ امر قطعى و لابدى است؛ اما اين كه اين حكومت جديد چگونه خواهد بود؛ چند بديل وجود دارد:

1.            در موجوديت حكومت فعلى و از طريق مشاركت تمامى اطراف ذيدخل؛ حكومت جديد تشكيل شود. تلاشهايى در اين راستا صورت گرفته ولى نتيجه اى نداشته و طالبان با آن توافق نكرده اند. حكومت كابل نيز تماسهاى مستقيم و غرمستقيم در همين رابطه با طالبان گرفته و پيشنهاداتى به آنان داشته؛ ولى طالبان نپذيرفته اند. حتى به آنان گفته شده كه سهم چربترى در حكومت خواهند داشت و مخالفين و رقباى شان را نيز در حكومت جديد در كنار خود نخواهند ديد؛ از طريق امريكا و پاكستان نيز اين پيشنهادات ارسال شده؛ و حتى گفته شده كه حكومت موقت تنها براى يك سال دوام كند... اما پذيرفته نشده و توافق به ميان نيآمده. براى طالبان خيلى دشوار است كه با چنين طرحى توافق كنند.

2.            صورت دوم اين است كه حكومت ائتلافى به رياست شخصى بى طرف و قابل قبول براى تمامى جناحهاى ذيدخل؛ تشكيل شود. چهره هايى كه خود براى رياست چنين حكومتى كانديد اند و مصروف كمپاين هاى شديد اند؛ در عقب اين طرح قرار دارند. اما طرح حكومت ائتلافى؛ تجربه ناكام است؛ هم در افغانستان و هم در سائر كشورها؛ در كشورى كه جناحهاى رقيب؛ ميان هم جنگ هاى طولانى و خونين داشته اند؛ تشكيل حكومت ائتلافى از چنين گروه ها؛ شبه محال بوده؛ توافق بر آن دشوار و حتى ناممكن است؛ و اگر به فرض محال و در نتيجه فشارهاى مضاعف خارجى؛ اطراف ذيدخل با آن در ظاهر توافق كنند؛ دوام چنين حكومتى ناممكن است.

3- صورت سومى اين است كه؛ حكومت جديد نه ائتلافى باشد و نه مشاركتى؛ مغاير دو صورت قبلى؛ بلكه بر حكومت كاملاً بى طرف توافق شود؛ مشتمل بر شخصيت هاى قابل قبول براى همه؛ با سابقه غير جنگى و غير حزبى؛ كه نه به كدام حزب سياسى تعهد داشته باشند؛ نه در جنگها سهيم بوده و نه در كنار نيروهاى خارجى قرار گرفته اند و نه متهم به وابستگى به هيچ كشور خارجى باشند؛ اين حكومت موقت در صورتى مى تواند موفق باشد كه داراى اين مشخصات باشد: مدت كارى اش كوتاه و منحصر به انجام چند كار مهم؛ چون تهيه قانون اساسى جديد، توافق بر چگونگى نظام آينده كشور، برگزارى انتخابات مطابق قانون اساسى جديد و انتقال مسالمت آميز و بدون تأخير قدرت به حكومت جديد باشد.

آسان ترين اسلوب براى تأسيس چنين حكومت بى طرف اين است: تمامى جناح هاى تأثير گذار و مطرح؛ اشخاصى را با مواصفات فوق؛ (بى طرف، قابل قبول براى همه، با سابقه غير جنگى و غير حزبى؛ كه نه به كدام حزب سياسى تعهد داشته باشند؛ نه در جنگها سهيم بوده و نه در كنار نيروهاى خارجى قرار گرفته و نه متهم به وابستگى به هيچ كشور خارجى باشند)؛ هر يكى به تعداد دو برابر اعضاء كابينه اين حكومت معرفى مى كنند؛ اعضاء كابينه اين حكومت نيز بايد معدود و كمتر از بيست وزير باشد؛ اين فهرست ها از نظر هيئت معتبر مورد تأييد تمامى اين جناح ها مى گذرد؛ فقط كسانى پذيرفته مى شوند كه مواصفات لازمه اين معيارها را دارا اند، همينها؛ و از طريق رأى گيرى سرى؛ رئيس حكومت و اعضاء كابينه حكومت موقت را انتخاب مى كنند.

تمامى احزاب و جناح هاى سياسى تعهد مى كنند كه به رأى مردم احترام مى گذارند و موافق اند كه جايگاه شان در نظام آينده كشور توسط مردم تعيين شود؛ به تصميم ملت در باره خود و جايگاهش و در رابطه به حريف و رقيبش؛ احترام و تمكين مى ورزند.

2- متلاشى شدن نظام

يكى ديگر از تشويش هايى كه در اين روزها؛ نزد اكثريت افغانها وجود دارد و همه را آزار مى دهد؛ تشويش از ناحيه متلاشي شدن نظام است؛ از تكرار تجربه سقوط حكومت داكتر نجيب؛ و متلاشى شدن نظام و تمامى نيروهاى امنيتى آن.

برخى اين تشويش ها را دارند و اظهار مى كنند؛ اما نه براى آن كه واقعاً و به گونه غيرمغرضانه خواهان انتقال قدرت از حكومت كنونى به حكومت جديد؛ از طريق مسالمت آميز و با حفظ نظام و نيرهاى امنيتى اش اند؛ بلكه اين حرف ها را براى ادامه اقتدار خود؛ و در لفافه دلسوزى به نظام مى گويند. در حالى اصرار بر ادامه وضعيت بد كنونى و اصرار بر ادامه حكومتى كه عامل اين وضعيت است؛ به ذات خود منتج به متلاشى نظام نظام است؛ هيچ شكى در اين نيست كه اگر توافق سياسى به ميان نيايد؛ انتقال قدرت به گونه مسالمت آميز انجام نشود؛ و اين حكومت در نتيجه جنگ سقوط كند؛ تجربه سقوط حكومت نجيب حتماً تكرار خواهد شد؛ در غياب نيروهاى خارجى؛ سقوط حكومت كنونى و متعاقب آن متلاشى شدن تمامى نظام حتمى و يقينى است.

اگر همين سفر اخير رئيس جمهور؛ به ننگرهار را در برابر خود قرار دهيد؛ و حرفهاى سخت و اعتراض آميز؛ ذبيح الله زمرى؛ يكى از چند شخصيت نخبه و مورد اعتماد حكومت و حاميان جدى اش؛ در اين جلسه را؛ معيار قرار دهيم؛ به زودى به اين نتيجه مى رسيم كه حكومت حتى حمايت و تأييد نزديك ترين افرادش را نيز از دست داده؛ چه رسد به عامه مردم كه از وضعيت بد و دردآور كنونى شديداً به ستوه آمده اند و آن را غيرقابل تحمل مى خوانند

در همين جلسه علاوه بر حرفهاى تند و تيز يكى از حاضرين و حمايت همه با چكچك هاى مكرر؛ گفته شد كه وزراء را نمى گذاريم از جلسه خارج شوند تا به تمامى اعتراضات ما جواب نگفته اند و خواسته هاى مشروع ما با مكتوبهاى رسمى تأمين نشده اند. اگر وضعيت به همين منوال دوام كند؛ شايد روزى برسد كه رئيس جمهور در يكى از ولايات و يا از سوى يكى از نيروهاى امنيتى در محفل شبيه جلسه ننگرهار؛ گروگان گرفته شود؛ و استعفاء خط را بر او امضاء كنند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟