No-IMG

حکمتيار: حكومت جديد تمامى جناح هاى مطرح را احتوى كند

متن خطبه مشر معزز (جمعه 26 جدي 99)

الحمد لله و كفى و سلام على عباده الذين اصطفى و بعد: فاعوذ بالله من الشيطن الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم

أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٢ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٦٣ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِۚ  ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٤ وَلَا يَحۡزُنكَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا ۚ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦٥ يونس: 62- 64 ‏صدق الله العظيم

برادران و خواهران عزيز!

قبل از ترجمه و تفسير اين آيات مباركه؛ مى خواهم عرائضى در مورد چند قضيه مهم روز داشته باشم:

از وضعيت و تحركات داخلى و خارجى چنان معلوم مى شود كه ضرورت تشكيل يك حكومت جديد و انتقال مسالمت آميز قدرت به آن؛ به خواست جمعى تبديل شده؛ و شاهد وضعيت شبيه به اجماع سياسى در اين رابطه هستيم؛ توافق بر حكومت جديد نيز؛ به خواست همگانى و امر قطعى و لابدى درآمده است؛ اما اين كه حكومت جديد چگونه خواهد بود؛ چند بديل وجود دارد؛ كه سه بديل آن از سوى هيئت امريكايى ارائه شده:

1.            در موجوديت حكومت فعلى و تحت زعامت رئيس جمهور كنونى؛ حكومتى جديد ساخته شود؛ كه شامل تمامى جناحهاى مطرح به شمول طالبان باشد.

2.            طرح دوم اين كه رياست همين حكومت جديد؛ در اختيار امارت اسلامى طالبان باشد؛ و حكومت كابل به عنوان يكى از چندين جناح شامل اين حكومت باشد.

3.            صورت سومى اين است كه زعامت حكومت جديد به كسى سپرده شود كه براى تمامى جناح ها قابل قبول باشد؛ و حكومت جديد تمامى جناح هاى مطرح را احتوى كند.

اين سه طرح؛ در ظاهر و با نظر سطحى؛ طرح هاى جداگانه و متفاوت از هم معلوم و تلقى مى شوند؛ اما در حقيقت يك طرح است؛ چون از يك سو؛ نه زعامت حكومت كابل براى طالبان قابل قبول است و نه زعامت طالبان براى حكومت كابل؛ مبناى اين دو طرح بر فرض شبه محال گذاشته شده؛ و از سوى ديگر هر سه طرح در واقع خواهان تشكيل حكومت ائتلافى و توزيع قدرت بر گروه هاى آشتى ناپذير است؛ گروه هايى كه سالها با هم جنگيده اند و امكان و مجال كار مشترك زير يك سقف را هرگز ندارند؛ تجارب نيز نشان داده كه در شرائط موجود افغانستان؛ هيچ حكومت ائتلافى نتيجه مثبتى تحويل نداده و دوام نيآورده. حكومت وحدت ملى و حكومت كنونى مثالهاى قريب آن است؛ احزاب كمونست خلق و پرچم؛ كه هم از ناحيه ايديولوژى يك كسان و رفيق بودند و هم از ناحيه حامى بيرونى شان كه به گونه صد در صد متكى و وابسته به آن بودند.  

4.            بديل مناسب و عملى اين سه طرح امريكايى اين است كه؛ حكومت جديد نه ائتلافى باشد و نه مشاركتى؛ نه در رأس آن زعماى جهت هاى درگير باشد و نه قدرت ميان احزاب و جناح هاى درگير توزيع شود؛ مغاير هر سه صورت قبلى؛ بلكه بر حكومت كاملاً بى طرف و موقت توافق شود؛ مشتمل بر شخصيت هاى قابل قبول براى همه؛ با سابقه غير جنگى و غير حزبى؛ كه نه به كدام حزب سياسى تعهد داشته باشند؛ نه در جنگهاى قبلى سهيم بوده، نه در كنار نيروهاى خارجى قرار گرفته اند و نه متهم به وابستگى به هيچ كشور خارجى باشند. اين حكومت موقت؛ در صورتى مى تواند موفق باشد كه داراى اين مشخصات باشد: مدت كارى اش كوتاه و منحصر به انجام چند كار مهم باشد؛ چون تهيه قانون اساسى جديد، توافق بر چگونگى نظام آينده كشور، برگزارى انتخابات مطابق قانون اساسى جديد و انتقال مسالمت آميز و بدون تأخير قدرت به حكومت جديد.

آسان ترين اسلوب براى تأسيس چنين حكومت بى طرف اين است كه: تمامى جناح هاى تأثير گذار و مطرح؛ فهرست كوتاهى از اشخاص بى طرف ارائه مى كند؛ با مواصفاتى كه قبلاً به آن اشاره شد؛ اين فهرست ها؛ از نظر هيئت معتبر مورد تأييد تمامى اين جناح ها مى گذرد؛ فقط كسانى پذيرفته مى شوند كه اين معيارها در مورد شان صدق مى كند؛ همينها؛ و از طريق رأى گيرى سرى؛ رئيس حكومت و اعضاء كابينه را انتخاب مى كنند.

اما چند مانع و مشكل در برابر اين طرح وجود دارد:

الف: نيروهاى خارجى كه كشور ما را در اشغال خود دارند؛ نمى خواهند و نمى گذارند؛ چنين حكومتى تشكيل شود؛ حكومتى كه در ساختنش رأى آنان دخيل نباشد و در ساختار و تركيبش افراد و گروه هاى وابسته به آنها شامل نباشند.

ب: فقط گروه هاى آزاد و غيروابسته با چنين طرحى توافق خواهند كرد؛ اما احزاب وابسته به اجنبى؛ كه سهم شان در حكومت را حاميان بيرونى شان تعيين مى كنند؛ مخالفت شان با اين طرح؛ حتمى است و قابل فهم است؛ آنها در عوض آن؛ حكومتى را ترجيح مى دهند كه سرنوشتش و سهم و جايگاه اين احزاب در حكومت را نيروهاى خارجى تعيين كنند؛ همان كارى كه در بن صورت گرفت.

ج: آنهايى نيز با طرح تشكيل حكومت موقت و بى طرف؛ ميانه خوب ندارند و در پذيرفتنش مشكلات دارند؛ كه مى خواهند همين حكومت موقت؛ به حكومت دائمى تبديل شود؛ و تشكيل حكومت قانونى و انتقال قدرت به آن براى هميش منتفى شود. همانهاى كه در بن و به عنوان اعضاء حكومت موقت بر اريكه قدرت نشستند و تا هنوز بر آن چسپيده اند. اينها مزه حكومت موقت؛ دست نشانده اجنبى را چشيده اند و خواهان تكرار آن اند.

موضوع دوم:

انتقال محل مذاكرات به داخل است؛

پس از آن كه در خطبه دو هفته قبل؛ در مورد انتقال مذاكرات به داخل كشور؛ عرائضى داشتم؛ در همين هفته گذشته؛ در ديدارى كه با يك هيئت حكومتى داشتم؛ از آنان شنيدم كه به رأى بنده در اين مورد موافق اند؛ حتى در مورد محل مشخصش جلال آباد نيز و با اين نيز كه هيچ جناحى در آن حضور نظامى نداشتد و امنيت و اداره آن به توافق جناحهاى درگير و دخيل در مذاكرات؛ و از سوى مسئولين و پرسونل مورد تأييد طرفين تعيين شود؛ گفتم؛ كاش دو سال قبل با اين طرح توافق مى شد؛ اكنون نيز حاضريم براى آن وساطت كنيم؛ اما مشروط به اين كه حكومت و در رأس آن رئيس جمهور؛ شخصاً با آن توافق كند. منتظريم كه جواب نهائى شان چه خواهد بود.

مذاكرات در داخل به نفع همه است و آن را از تأثير اجنبى حفظ مى كند و نمى گذارد؛ هيئتها تحت تأثير اجنبى قرار گيرد و محل مذاكرات به ماركيت خريد و فروش اعضاء هيئت هاى مذاكره كننده تبديل شود.

البته اين كار در صورتى درست است كه مذاكرات طولانى شود؛ اما اگر قرار است در همين چند روز آينده؛ به توافق برسند؛ در آن صورت بهتر است مذاكرات تا پايان كار در محل كنونى اش ادامه يابد.

اين نيز يكى ديگر از مسائل روز است كه گويا برخى گفته اند؛ مذاكرات تا معلوم شدن وضعيت امريكا و انتقال قدرت به رئيس جمهور جديد؛ به تعويق بيفتد؟ هرچند قضيه به زودى روشن خواهد شد؛ آيا انتقال مسالمت قدرت در امريكا؛ انجام خواهد يافت يا نه؛ و چنانچه مسئولين امنيتى امريكا گفته اند كه در روز مراسم تحليف جوبايدن؛ از سوى حاميان ټرامپ؛ در پنجاه ايالت امريكا؛ شورشهايى برپا خواهد شد؛ حقيقت اين واهمه و تشويش به زودى روشن خواهد شد؛ اگر انتقال قدرت به گونه مسالمت آميز صورت گيرد؛ سياست جوبايدن در مورد افغانستان نيز هويدا خواهد شد؛ اما اصولاً و به عنوان يك افغان مؤمن و آزاده؛ نبايد بر آن صحه گذاشت؛ نبايد سرنوشت كشور ما و مخصوصاً اين جنگ را كه هر روز از ما صدها قربانى مى گيرد؛ با سرنوشت قصر سفيد گره زد و تا آنگاه منتظر ماند كه سرنوشت قصر سفيد و زعامت آينده امريكا مشخص شود!!   

 

در رابطه به ترجمه و تفسير آياتى كه در ابتداء خطبه تلاوت كردم؛ عرض مى كنم:

خداوند جل شأنه مى فرمايد:

أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٢ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٦٣ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِۚ  ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٤ وَلَا يَحۡزُنكَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا ۚ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦٥

آگاه باش! كه يقيناً اولياء و دوستان خدا؛ چنان اند كه نه ترسي بر آنان باشد و نه غمگين شوند؛ ‏همانهايى كه ايمان آورده‌اند و تقوا پيشه كرده‌اند.‏ ‏براي آنان بشارتهايى در زندگانى دنيا است و در آخرت نيز؛ هيچ تبديل و تغييرى در سخنان خدا (وعده ها و سنتهاى الهى) پديدار شدنى نيست. اين است همان پيروزى بزرگ. ‏سخنان آنان تو را غمگين نسازد؛ يقيناً كه عزّت همه اش در دست خداست؛ و او داناى شنواست.‏

در اين آيات مباركه؛ چند رهنمود اساسى را مى يابيم:

1.            دوستان خدا؛ نه از هيچ پيش آمدى و هيچ دشمنى؛ ترس و بيمى داشته باشند و نه غمگين شوند؛ همواره بى ترس و هراس و بدون غم و اندوه پيش بروند؛ در هر پيش آمدى خيرى براى آنان مضمر است؛ هيچ چيزى را از دست نمى دهند مگر اين كه بهتر از آن را بدست خواهند آورد.

2.            اولياء الله و دوستان خدا كه اين اطمئنان به آنان داده شده؛ ‏همانهايى اند كه ايمان آورده‌اند و تقوا پيشه كرده‌اند.‏

3.            براى آنان بشارتهايى هم در دنياست و هم در آخرت؛ حتماً به پيروزيها در برابر دشمن و رسيدن به اهداف مقدس و نيل به سعادت و رفاه در دنيا شادمان خواهند شد؛ و رسيدن به رستگارى و كامگارى در آخرت شادمان و راضى. خداى تان ضامن اين بشارتها است؛ شكى در رابطه به تحقق حتمى آن نداشته باشيد.

4.            اين كلام خدا و وعده هاى وى سبحانه و تعالى بوده؛ هيچ تبديل و تغييرى در وعده ها و سنتهاى الهى پديدار شدنى نيست. تحقق آن حتمى و قطعى است و هيچ نيرو و قدرتى وجود ندارد كه آن را تغيير دهد و از تحققش مانع شود

5.            اين است همان پيروزى بزرگ؛ آن چه را بايد؛ بزرگترين پيروزى خواند؛ فقط همين است.

6.            اى پيامبر! تبليغات دشمنان غمگينت نكند و باعث پريشانى ات نشود.

7.            بدون شك كه عزت همه اش؛ از آن خداست و در دست وى؛ به هر كى خواهد مى دهد و از كى خواهد؛ مى ستاند. نه آن چه را خدايت براى تو خواسته؛ كسى مى تواند مانع آن شود؛ و نه آن چه را خدا خواسته از كسى بگيرد؛ ديگرى مى تواند به او بدهد

8.            پروردگات داناى شنواست؛ حرفها و تبليغات دشمن را نيز مى شنود و سخنان شما و دعاهاى تان را نيز؛ از وضعيت شما نيز آگاه است و از وضعيت دشمنان تان نيز؛ قضاوتهايش در باره شما و دشمنان تان؛ و وعد و وعيدش در باره هر دو؛ مبتنى بر همين دانايى و شنوايى است.

‏پس بيمى نداشته باشيد و غم و اندوه به خود راه ندهيد؛ شما پيروزيد و آينده روشن در انتظار تان.

سبحانك اللهم بحمدك نشهد ان لااله الا انت نستغفرك و نتوب اليك

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟