No-IMG

حکمتيار: شعار اعدام زندانيان طالب تأكيد پيآمدهای خونين دارد

متن خطبه مشر معزز (جمعه 3 دلو 99 )

الحمد لله و كفى و سلام على عباده الذين اصطفى و بعد: فاعوذ بالله من الشيطن الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡـ‍ٔٗا وَوَجَدَ ٱللّٰهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ ۗ وَٱللّٰهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٣٩ أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞ ۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا ۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللّٰهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍالنور: 39-40 ‏صدق الله العظيم

برادران و خواهران عزيز!

در باره ترجمه و تفسير مختصر اين آيات متبركه؛ در اخير عرائضى خواهم داشت؛ اما اكنون و در ابتداء؛ به چند مطلب روز مى پردازم

1- مذاكرات در دوحه به مرحله دوم خود داخل شد؛ انتظار مى رفت كه در اين دور؛ بر مسائل مهم و اساسى تركيز شود و قضاياى چون آتش بس، حكومت جديد قابل قبول براى همه؛ نظام آينده؛ و قضاياى مهم ديگر؛ بحث هاى جدى و صادقانه آغاز شود؛ اما در اين دور نيز؛ و بارى ديگر؛ شاهد تلاشهايى ماجراجويانه براى تخريب اين مذاكرات هستيم؛ برخى مى خواهند اين مذاكرات تا واضح شدن سياستهاى رئيس جمهور جديد ايالات متحده امريكا؛ در باره افغانستان اند؛ اينها بر تغيير در قصر سفيد حساب باز كرده اند و مى پندارند كه معجزه اى رخ خواهد داد و جوبايدن نگاهى شفقت انگيز؛ به حكومت دست نشانده امريكا در كابل خواهد داشت و از گوشه چشم پر از لطف و مهربانى به سوى آن خواهد نگريست و خروج نيروهاى امريكايى را از افغانستان به تعويق خواهد انداخت؛ گمان نمى كردند كه آقاى جوبايدن؛ درگير مشكلاتى خواهد شد؛ خيلى بزرگتر از اين كه در كابل چه كسى بر اريكه قدرت باشد؛ او در سخنرانى اش در محفل مراسم تحليفش؛ حتى اشاره مختصرى نيز به افغانستان و اين موضوع نداشت؛ كه سياستش در باره اين زخم ناسور چه خواهد بود؛ بر سخنان قبلى خو و معاونش در باره افغانستان اكتفاء كرد؛ كه گفته بودند؛ از معاهده امريكا و طالبان حمايت مى كند؛ در سخنرانى مراسم تحليف تكرار اين را نيز مناسب نه ديد!! 

مراسم تحليف جوبايدن؛ در فضاء خوف و بيم و تدابير شديد امنيتى برگزار شد؛ در تمامى پنجاه ايالت امريكا؛ تعداد زياد نيروهاى امنيتى؛ در جاده هاى شهرهاى بزرگ؛ به شمول واشنگتن مستقر شده بود؛ تدابيرى كه در تاريخ امريكا كمتر ديده شده است

امكان تغيير در پاليسى امريكا در باره افغانستان؛ در دوران رياست جمهورى جوبايدن؛ خيلى كم است؛ خروج نيروهاى امريكايى از افغانستان يكى از مجبوريتهاى جدى امريكا است. احتمالاً حزب ديموكرات جوبايدن؛ از تمامى جنگهايى كه امريكا پس از زوال اتحاد شوروى؛ در تمامى دنيا و مخصوصاً در جهان اسلام؛ براه انداخت و به گونه مستقيم و غير مستقيم در آن سهيم بود؛ نيروهايش را برون كند؛ و همين به نفع امريكا و حكم عقل و خرد است؛ امريكا در تمامى اين جنگها ناكام بوده و به هيچ يكى از اهداف ستراتيژيك خود نائل نشد

در همين حالت حساس؛ كه همه منتظر بودند قضاياى اصلى و مهم در مذاكرات دوحه به بحث گرفته شوند و از طولانى شدن بى موجب مذاكرات مانع شوند؛ متأسفانه برخى از جهت هاى جنگ طلب؛ تلاش مى ورزند؛ پروسه صلح را تخريب كنند و در برابر رسيدن فورى به توافق موانع ايجاد نمايد؛ برخى موضوع مشروعيت و عدم مشروعيت جنگ را امروز و در حالتى كه از اين جنگ بيست سال سپرى شده و به پايان خود نزديك شده؛ عنوان مى كنند!! متوجه نيستند كه هيئت هاى مذاكره كننده دو طرف؛ غرض بحث و مناقشه بر مشروعيت جنگ؛ به قطر نرفته اند؛ غرض مصالحه ميان دو طرف درگير رفته اند؛

بحث مشروعيت جنگ نه كار دو هيئت است و نه چنين بحثى نتيجه اى تحويل مى دهد؛ اگر احياناً ثابت كنند كه جنگ مشروع است؛ مگر مشكل حل مى شود و طرف مقابل مى پذيرد و اين هايى كه حضور نيروهاى خارجى و جنگ تحت قومنده افسران اجنبى را توجيه و حمايت مى كردند؛ مشكل شان حل مى شود و از اصرار بر ادامه جنگ خوددارى مى ورزند؟!!

حقيقت اين است كه متأسفانه در كشور ما؛ برخى از ناافغان ها؛ بر حضور نيروهاى خارجى در كشور و ادامه جنگ اصرار مى ورزند، از ناتو و در رأسش امريكا با الحاح و اصرار شرم آور؛ مى خواهند به حضور نظامى شان در كشور ما ادامه بدهند؛ اكثريت اينها؛ سيكولرها و بقاياى رژيم كمونست اند؛ نه ايمان دارند، نه غيرت، نه به هيچ ارزش دينى و انسانى باور دارند؛ آن چه در قاموس آنان سراغ نمى شود؛ باور به ارزشها، شرافت انسانى، آزادگى و استقلال است؛ انسانهاى پست و منحط اند؛ بدتر از حيوان اند؛ هيچ حيوانى و حتى هيچ پرنده اى را نمى يابيم كه در برابر تهاجم بيگانه و دشمن؛ از لانه و خانه خود دفاع نكند؛ حضورش را تحمل كند و بيگانه را در خانه و لانه خود نمى پذيرد؛ از خانه خود در برابر هر بيگانه دفاع مى كند؛ اما ناانسانهاى پست و ذليل؛ محروم از شرافت و عزت النفس انسانى؛ از بيگانه مى خواهند؛ كشور و خانه اش را در اشغال داشته باشد و بر مقدرات افغانها حكومت كند!! 

اختلاف ميان پارلمان و حكومت

2- در اختلافى كي ميان حكومت و ولسى جرگه؛ در رابطه به بودجه سال 1400 به ميان آمده؛ ما و اكثريت ملت؛ از موضع پارلمان در زمينه يكسان سازى معاشات و ايجاد تعادل نسبى ميان بلندترين و پايين ترين معاشات؛ حمايت مى كنيم؛ قابل توجيه و پذيرش نيست كه معاش يك ماهه برخى؛ بيش از معاشات يك ساله ديگرى باشد؛ بنابر ادعاء وكلاء محترم؛ معاش  ماهانه يك افسر پرسونل PPS؛ (گارد محافظين رياست جمهورى)؛ بيش از ده برابر معاش يك افسر اردو و پوليس؛ در خط اول جنگ است؛ سرباز خفته در سنگر؛ كمتر از سه صد دالر معاش مى گيرد اما هم رتبه اش در PPS  ده برابر او معاش و امتيازات.

طبق اين گزارش؛ معاش پرسونل PPS ارگ؛ بيش از معاش PPS  قصر سفيد است!!

3- پارلمان بايد به چند قضيه مهم ديگر نيز بپردازد:

الف- اطلاعات حاكيست كه طياره هاى بدون لوگو و از آدرس نامعلومى؛ به گونه مسلسل در ميدان هوائى كابل؛ بر زمين مى نشيند؛ و پس از بارگيرى محوله هاى خاصى بر مى گردد؛ اين رفت و آمدها؛ در حالى انجام مى شود كه امنيت ميدان به گونه فوق العاده و شديد از سوى پرسونل غير از محافظين ميدان هوائى؛ گرفته شده؛ محموله ها و بكسهاى پر از مواد غيرمعلوم؛ و احتمالاً دالر و طلا؛ بدون تفتيش بكسها و محموله ها؛ و در همراهى شخصيت هاى قريب و خويشاوند مسئولين نظام؛ به خارج انتقال مى يابند؛ سلسله اين انتقالات از زمانى شدت يافته و تسريع شده كه مذاكرات دوحه به مرحله حساسى رسيد. لازم است پارلمان به اين موضوع مهم ملى نيز بپردازد؛ هيئتى براى تفتيش و بررسى قضيه توظيف كند؛ عاملين و متخلفين را شناسائى و به څارنوالى معرفى كند و جلو تكرار اين چپاول و غارت را بگيرد.

ب- قضيه صدها مشاور ناكاره؛ با معاشات و امتيازات فراوان؛ و به دلائل سياسى؛ يكى ديگر از مواردى است كه بايد در بودجه به بررسى گرفته شود و تمامى اين مشاورين باردوش ملت؛ حذف شوند.

4- عمليات پوهنتون كه موجب شهادت و جراحت ده ها محصل و استاد گرديد؛ هيچ گروه مخالف دولت نيز مسئوليت آن نه تنها نپذيرفت بلكه همه آن را محكوم كردند؛ و هويداست كه چنين كارى؛ از سوى مخالفين صلح است؛ و از سوى حلقات نيرومندى در داخل نظام؛ همانهايى كه شعارها و لهجه شان نيز جنگى و اقدامات شان نيز عليه روند صلح و متمركز بر ادامه و تشديد جنگ؛ همه مى دانيم كه سود چنين عمليات؛ چه از ناحيه تبليغاتى و چه از ناحيه عملى؛ به جنگطلبان نشسته بر اريكه قدرت مى رسد. راكت پراگنى هاى كور؛ از داخل شهر كابل؛ و بر محلات مسكونى و ماركيت ها؛ و نه بر ارگ و سائر تأسيسات دولتى؛ نيز نمى تواند كار جهتى ديگر؛ جز مخالفين صلح باشد. پرتاب راكتها به سوى ميدان هوائى بگرام نيز؛ بدون شك و ترديد از جمله شهكارهاى همين گروه جنگ طلب است؛ كه منافع خود را با ادامه جنگ گره زده اند و از صلح مى ترسند. ترور شخصيتهاى صلح طلب؛ آن هم در مناطق تحت سلطه دولت؛ نمى تواند كار هيچ جناحى ديگر باشد.

مسئوليت هاى ملى و دينى پارلمان ايجاب مى كند كه به تمامى اين قضايا رسيدگى نموده و عاملين آن را شناسايى و به ملت معرفى كنند و مانع تكرار و ادامه آن شوند.

5- اعدام زندانى ها طالبان

عده اى ماجراجو؛ بر اعدام زندانيان طالب تأكيد مى ورزند؛ آن هم در شرائطى كه مذاكرات صلح در دوحه ادامه دارد؛ يك دور سپرى شده؛ دور دوم نيز آغاز گرديده و هيئتها سعى مى ورزند و آمادگى مى گيرند تا اين دور را به مسائلى مهم اختصاص دهند؛ آيا توجيهى غير از اين مى توان براى اين نوع شعارهاى ناشيانه داشت كه آقايان بدمست و در نشه اقتدار پوشالى؛ در پى سبوتاژ روند مذاكرات اند؛ و باكى از اين ندارند كه شعار اعدام زندانيان؛ چه پيآمدهاى خونين دارد؛ اينها كه در عقب حصار مستحكم و مصون و ديوارهاى سمتى و آهنى قرار دارند؛ با قطار موترهاى زره آخرين مادل؛ از خانه به دفتر و از دفتر به خانه مى روند؛ براى شان مهم نيست كه هر روز و در نتيجه همين سياستهاى نابخردانه و ماجراجويانه خون چه تعداد افغانها؛ در دو طرف درگير؛ به زمين مى ريزد؛ و چه تعداد خانواده هاى مظلوم به ماتم مى نشينند

پارلمان بايد به اين قضيه مهم؛ مانع صلح و باعث تشديد خشونت ها و خونريزى ها بپردازد و دهن كسانى را ببندد كه مسئوليت بخش عمده اين خونريزى ها را به عهده دارند؛ هم با شعارهاى ناشيانه خود و هم با اقدامات ماجراجويانه شان؛ هم ترافيك مى شوند؛ هم قومندان امنيه كابل؛ هم څارنوال، هم قاضى القضات؛ هم شاروال، هم مفتى، هم دزد و هم دزد بگير، اعضاء پارلمان را نيز تهديد مى كنند و احزاب سياسى و رهبرانش را نيز؛ به پوليس دستور فوق العاده مى دهد كه هر كى به امرت و با يك دريش؛ توقف نكرد؛ شاجور تفنگت را در سينه اش خالى كن؛ جسدش را دور بينداز؛ مسئوليتش به دوش من!!!     

با صلح حزب اسلامي و دولت نيز مخالفت مى ورزيدند و عده از اوباشها را براى نثار داو و دشنام مى گماشتند و عده اى را براى مارشهاى چهل پنجاه نفرى به جاده ها مى كشاندند و شعارهاى ضد صلح مى دادند و امروز همان كار را در مخالفت با صلح ميان طالبان و حكومت كابل مى كنند؛ اما با يك تفاوت كه ديروز؛ در شعارها و دشنامهاى شان؛ ارگ را نيز نشانه مى رفتند و اما امروز از اريكه قدرت عليه تمامى حاميان صلح جبهه جنگ باز كرده اند.

در رابطه به ترجمه و تفسير آياتى كه در ابتداء خطبه تلاوت كردم؛ عرض مى كنم:

خداوند جل شأنه مى فرمايد:

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡـ‍ٔٗا وَوَجَدَ ٱللّٰهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ ۗ وَٱللّٰهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٣٩ أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞ ۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا ۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللّٰهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ    النور: 39-40

‏اعمال كافران چون سرابي است؛ در بيابان بي‌آب و علفي؛ كه تشنه‌اي آن را آب مى پندارد. امّا در آن جا خدا را مى يابد كه به حسابش مى رسد؛ و سزاي كامل عملكردهايش را مى دهد. خداوند سريع الحساب است.

مصداق اين رهنمود الهى را عملاً و در زوال اتحاد شوروى ديديم؛ اتحاد شوروى؛ اين بزرگترين قدرت زمان خود؛ كه حريف و رقيب و همتا نداشت؛ با اين طمع و انتظار به افغانستان يورش آورد كه گمان مى كرد با اشغال افغانستان بر تمامى اين منطقه مسلط خواهد شد؛ ايران و پاكستان را نيز به آسانى اشغال خواهد كرد؛ و خليج و كشورهاى عربى را نيز؛ اما انتظارش سراب گونه ثابت شد؛ نه تنها به اهداف و آرمانهاى سراب گونه اش نرسيد؛ بلكه به زوال محكوم شد؛ خداى سريع الحساب به حسابش رسيد. خلفش ناتو و در رأسش امريكا نيز مى پنداشت كه با اشغال افغانستان؛ بر تمامى اين منطقه مسلط خواهد شد؛ و زخائر آسياى مركزي را نيز در كنترول خود خواهد گرفت؛ اما انتظارش سراب گونه ثابت شد؛ و در پايان با محاسبه شديد الهى مواجه گرديد

‏قرآن متصل اين آيه و در باره همين كافر مى فرمايد: يا چون تاريكيهايى در بحر عميق و مواج؛ كه امواج يكى بر ديگرى و بالاتر از آن ابرى كه بر بحر سايه افگنده؛ تاريكيها يكي بر فراز ديگري؛ (قعر دريا چنان تار و تاريك كه) اگر دستش را در آورد؛  ممكن نيست آن را ببيند. و كسي كه خدا به او نوري نبخشيده؛ هيچ نورى نخواهد داشت.

در اين آيه مباركه؛ به تاريكتري نقطه زمين اشاره شده؛ قعر و ته بحر؛ در حالى كه روى آبش را امواج تند فراگرفته و پايان تر از آن؛ در بخش وسطى بحر نيز؛ سلسله ديگر امواج؛ و بر فضاى بحر نيز سايه ابر غليظ، كه از يك سو ابر مانع تابش اشعه آفتاب مى شود و از سوى ديگر اين امواج مانع عبور مستقيم نور به قعر بحر مى گردد؛ و به اين ترتيب هيچ نورى به آن جا نمى رسد؛ كافر به كسى شباهت دارد كه در همين تاريكترين خلوت زمين به سر مى برد؛ نه قادر به شناخت خود است و نه شناخت حول و حوش خود؛ يعنى كافر هم از شناخت خود عاجز است و هم از شناخت ماحول و اجتماع خود؛ در تاريكى ها و بدون نور و روشنايى بسر مى برد و آرزوها و آرمانهايش سراب گونه است؛ به اميد رسيدن به آب جلو مى رود اما در پايان با دست خالى و تشنه برمى گردد و با سرنوشت سياهى روبرو مى شود كه خداوند برايش مقدر كرده است. اين ايمان است كه به انسان نور و روشنايى مى بخشد و توفيق شناخت خود و عالم را به او مى دهد؛ كسى كه از نور ايمان محروم است؛ از شناخت درست خود و دوست و دشمن خود عاجز و ناتوان است

سبحانك اللهم بحمدك نشهد ان لااله الا انت نستغفرك و نتوب اليك

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟