No-IMG

فصل نا ميمون انقلاب ها و نسل افسرده از جنگ ها !

امروز ٢٦ سرطان مصادف است به اولين كودتاى سفيد سرطان ١٣٥٢ خورشيدى، نظام جمهوريت به رهبرى سرادر محمد داود فقيد كه عمو زاده و شوهر هميشره محمد ظاهر شاه بود ، بعد از تعديل در قانون اساسى از آدرس شاه  و در يك سفر خارجى محمد ظاهر شاه را غافلگير و با رفقاى جوان و هم فكران انقلابى خويش در حمايت و همكارى از اتحاد جماهير شوروى پيشين به نظام سلطنتى و دهه دموكراسى پايان و خاتمه داد.

در آن عصر كه حكومت محمد موسى شفيق آخرين صدراعظم دهه دموكراسى روى كار بود با ايجاد نظام جمهوريت اكثريت از طرفدران شاه از وظايف خويش سبكدوش و عده يى بشمول محمد موسى شفيق ، هاشم ميوند وال و عبدالمالك عبدالرحيمزي راهى زندان قلعه كرنيل دهمزنگ شدند.

محمد داود با ميراث از اجداد و نياكان خويش و شيوه آتشين و ديكتاتورى كه داشت خود را آزاد و مستقل فكر ميكرد و او به ايجاد نظام جمهوريت و قرابت نزديك به افسران و خورد ضابطان جوان اردو و متاثر از افكار كمونيستى ، تا توانست افراد و شخصيت هاى منسوب به نهضت اسلامى را زندانى ، اعدام و به تبعيد مجبور كند

سرادر محمد داود مرد مبتكر ، مُسن و ريش سفيد با تجربه كه در نظام، سياست و حكومت دارى با خود داشت ، او ميتوانست كه جوانان انقلابى و مبارزين اسلامى چون شهيد انجنير حبيب الرحمن ، مهندس حكمتيار ، شهيد قومندان مسعود و ياران ديگر ايشانرا به آغوش گرفته و از سياست و روش مدارا ، همديگر پذيرى و منصفانه با آنها رفتار كند ؛ ولى بر عكس براى آنها زمينه سياست تشدد و ضديت را اختيار و آنها را مجبور به هجرت و تبعيد كرد

اولين رئيس جمهور نظام جمهوريت با استخبارات ضعيف كه داشت فقط در جستجوى سركوب جوانان مسلمان بود و از اين آگاهى نداشت كه افرادى چون محمد خان جلالر وزير تجارت ، حسن شرق مدير قلم مخصوص و غيره افراد نظامى و افسرى منسوب به سازمان "كى جى بى " در پهلوى گوش او ، آشيانه و كاشانه جاسوسى را ايجاد كردند

بعد از سپرى شدن ششمين سال نظام جمهوريت و سفر هاى او به كشور هاى عربستان سعودى ، كويت و تمايل بيشتر او به غرب ، اتحاد جماهير شوروى توسط جاسوسان كى جى بى ، در درون نظام جمهوريت آگاه ميشوند ، وقتى سرادر فقيد محمد داود از موضوع آگاهى حاصل ميكند با دستگيرى سران حزب خلق و پرچم شروع ميكند ؛ ولى بى خبر از اينكه حفيظ الله امين از قيد دستگيرى باقى مانده و او از فرصت استفاده كرده با افسران و خورد ضابطان انقلابى و نمك حرام اردو و كشور رابطه را بر قرار و كودتاى منحوس و سياه ٧ ثور صورت ميگيرد و همان است كه اين فصل نا تمام و پلان هاى كه سردار محمد داود با خود داشت نا تمام مانده و او با تمام اعضاى خانواده و عده يى از اراكين نظام جمهورى از بين ميرود

اين فصل نا ميمون و نا خوش ديگر ، كه پيآمد هاى تلخ و نا گوارى را با خود داشت و تا هنوز آدامه دارد ، اين فصل منحوس تاريخ كه پيآمد آن قتل هاى دسته جمعى و انقلابى ، بمباردمان هوايى ، تلاشى خانه ها ، مهاجرت ها به كشور هاى ايران ، پاكستان و ديگر ممالك جهان ، تجاوز ها و اشغال را در بر دارد تا هنوز آدامه دارد

نگارنده اين سطور را كه در نگاره كرونايى مشاهده داريد ، نسل بر خاسته ، بيدار شده از همين انقلاب ها ، كودتا ها ، بى عدالتى ها ، محروميت ها ، نا برابرى ها بوده كه به كودتاى ٢٦ سرطان ١٣٥٢ خورشيدى فقط يك سال و يك ماه عمر داشتم و از آن روز چيزى بخاطر ندارم ؛ ولى ايام كودكى و اواخر دوره نظام جمهوريت را در حافظه دارم كه با مستى و شوخى هاى كودكانه در تاكستان ها ، كاريز ها ، جويبار ها و زير درختان پر ثمر و سر سبز كوهدامن زمين بازى هاى كودكانه با هم سن و سال خويش داشتيم.

اين فصل نا ميمون و نسل افسرده از جنگ كه ايام كودكى و صنوف ابتدائى را با نعره ها و طنين هاى "الله اكبر " از فراز محل مسكونى خيرخانه با انقلابيون راست و چپ و فراز بام هاى بلند كوهدامن زمين با مبارزين راست زمزمه ميكرديم.

ما آن نسل هستيم كه در جنگ تولد شديم ، نمو كرديم و حال گراف عمر ما به جهت پيرى و كهولت سير نزولى خود را طى دارد  ، اين نسل خسته و افسرده از جنگ خاطره ها و تجارب تلخ و شرين با خود دارد، كه متاسفانه در چندين سطر ، فصل و كتاب خلاصه نميگردد ؛ ولى در جامعه فرنگى ها و به اصطلاح كفار با تبسم عاشقانه حرف و سخن دارند ، من هم خواستم نه به تقليد از جامعه فرنگى ؛ بلكه با پيروى از سنت نبوى و اسلامى و تبسم محمدى فصل نا ميمون و افسرده از جنگ را مختصراً به نگارش بگيرم كه اين نسل كودكان بودند و حال آهسته آهسته به جهت پيرى سفر و رحله دارند

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟