No-IMG

ويډيو: د محترم حکمتيار صاحب مطبوعاتي کنفرانس

د محترم حکمتيار صاحب مطبوعاتي کنفرانس

 

د جوزا اتمه وه، دا ورځ مصادف ده د 1358 كال د جوزا له اتمي سره؛ په دې ورځ د حزب اسلامي 118 نوميالي غړي، استادان، علماء، ډاكټران، انجنران او نور متعهدين، په گډه د كمونستانو په لاس په زندان كي په شهادت ورسېدل؛ غوښتل ئې دوى د پلچرخي پوليگون ته انتقال او يو ځايي ئې ووژني او د نورو شهيدانو په څېر ئې په كندو كي دفن كړي.

دوى ته او د اسلام د لاري نورو شهيدانو ته دعاء كوو؛ تعهد كوو چي د دوى لار به تعقيبوو او د دوى د سپېڅلو آرمانونو د تحقق لپاره به خپل جهاد ته دوام وركوو؛ په خپل هغه تعهد كلك ولاړ يو چي له دوى سره مو يو ځاى له خپل رب سره كړې؛ دا چي د الله تعالى پر زمكه به د الله دين قائموو، دعاء او هيله مو دا ده چي له دوى سره او د بدر او احد له شهيدانو سره يو ځاى حشر شو. إن شاء الله د دوى له جاني او بې رحمه قاتلانو به د انتقام ورځ حتماً رارسېږي؛ د دوى قاتلانو تر دوى وروسته يو نيم مليون افغانان ووژل او په تېر شل كلن جنگ كي؛ همدا دوى وو چي د ناټو تر قومندې لاندي د افغانانو په خلاف جنگېدلي او د يو مليون نورو شهيدانو په وينو ئې لاسونه سره شوي؛ د ناټو په لاس تپل شوي حكومت او په جناياتو كي ئې هم؛ د دوى ونډه خونړۍ ده.

عرائضى خدمت دوستان و عزيزان دارم:

اول:

روند صلح با بن بست جدى مواجه شده؛ جنگ و خشونت تشديد گرديده و دامنه اش فراختر شده؛ بيش از نصف ولايات شاهد جنگهاى شديد اند.

دو طرف شعارهاى تند و تيز جنگ سر مى دهند و از فتوحات خود و كشتن و بستن و تسليم شدن سربازان و جنگجويان همديگر خبر مى دهند.

اما شعار صلح در هر دو طرف رنگ باخته و كمتر به آن پرداخته مى شود.

نيروهاى خارجى دخيل در جنگ و قضاياى چهار دهه افغانستان؛ به جبهه بندى هاى جديد پرداخته اند؛ و شاهد تشكيل دو محور فعال هستيم: محور مسكو، دهلى و تهران. و محور واشنگتن، اسلام آباد و دوحه.  

كه هردو؛ هم در رابطه به روند كنونى صلح؛ مواضع و ديدگاه هاى خاص خود را دارند و هم در رابطه به جنگ جارى و احتمال جنگ جديد؛ بعد از ناكامى روند صلح.

اين جبهه بندى ها؛ همزمان با اجماع جهانى و منطقوى در باره افغانستان؛ در رابطه به دو موضوع؛ تشكيل حكومت انتقالى و عدم حمايت از اعاده امارت اسلامى طالبان؛ آغاز شده است.

تسليمى پوسته ها، پايگاها و بيسها؛ با تمامى تجهزات آن، بدون هيچ مقاومت و جنگ؛ مخصوصاً در دو ولايت بغلان و لغمان؛ از نظر افغانان آگاه؛ چيزى جز تكرار يك توطئه قبلاً آزموده شده؛ نيست؛ هدفش زمينه سازى براى تصادم طالبان با حزب اسلامي است؛ كارى كه سابقه نيز دارد.  

عده اى مصروف ديدارها با قومندانان حزب و جلب و جذب شان اند؛ وعده كمكهاى نظامى به آنان مى دهند؛ تا آماده جنگ به نفع حكومت و عليه طالبان شوند.

اما عده اى ديگر مصروف تماسها با قومندانان حزب اسلامي اند؛ از آنان فهرست مجاهدين شان را مى خواهند؛ وعده پول و سلاح مى دهند، اين فهرستها را به برخى از سفارتها مى فرستند، و خواهان سلاح و امكانات مالى و نظامى مى شوند. اجتماعات دائر مى كنند و شعارهاى جنگ مى دهند.

اما حزب اسلامي تا هنوز تصميم نهائى اش را نگرفته؛ اولويت حزب؛ صلح است؛ به جنگ متوسل نخواهد شد مگر اين كه مجبور شود. اما آن چه امروز مى توان در باره جنگ گفت؛ هيچ مجاهد متعهد حزب اسلامي؛ براى اقتدار هيچ جناحى نخواهد جنگيد؛ صلح و جنگش براى ملت و كشورش خواهد بود و به حكم ايمان و عقيده اش؛ آنها دوست و دشمن شان را خوب شناخته اند؛ توانمندى و استعداد تشخيص دوست از دشمن و درجه بندى رقيب و دشمن را نيز دارند، كسانى را نيز به خوبى مى شناسند كه در زمان غرور و مستى شان چون بدترين و كينه ورترين دشمن عمل كرده اند، و در زمان ضعف و ناتوانى شان؛ فريبكارانه؛ در لباس دوست و دلسوز نمايان شده اند و به مقابله با دشمن مشترك دعوت كرده اند؛ همان دشمنى كه ديروز جبهه مشترك جنگ عليه حزب را با آن ساخته اند.

هيچ حزبى مؤمن، متعهد به اسلام و حزب، عزتمند و هوشيار؛ آخرتش را براى دنياى ديگران تباه نخواهد كرد؛ براى ارضاء كسى خدايش را ناراض نخواهد كرد؛ سوار كشتى سوراخ سوراخ و در حال غرق شدن نخواهد شد؛ در حالى كه هنوز سه هزار زندانى حزب؛ در زندانهاى حكومت اند؛ از چنين حكومتى حمايت نخواهند كرد.

كسى كه خود و حزبش را به دشمن بفروشد؛ مثل گذشته؛ از سوى مجاهدين طرد و رد خواهد شد.  

دوم:

در نشست سه جانبه كه با رئيس جمهور داشتيم روى چند موضوع اساسى توافق نموديم:

الف- از نشست استانبول به عنوان فرصت خوب براى رسيدن به صلح و خاتمه جنگ استفاده مى كنيم و با طرح واضح و واحد در آن شركت مى نماييم. هر چند رئيس جمهور در ابتداء نظر مثبت در مورد مذاكرات دوحه و استانبول نداشت و خواهان انتقال محل مذاكرات به كابل بود.

ب- براى حل بحران طرح مشترك و واحد ارائه مى كنيم و در برابر طرف مقابل مى گذاريم كه شامل اين بندهاى اساسى باشد:

1.            تشكيل حكومت انتقالى كوتاه مدت؛ كه غيرائتلافى بوده و بر مبناى تقسيم قدرت بر أحزاب استوار نبوده و مشتمل بر شخصيتهاى قابل قبول براى تمامى جناحهاى تأثير گذار باشد.

2.            برگزارى انتخابات رياست جمهورى، پارلمان و شورى هاى محلى در همين مرحله انتقالى.

3.            حكومت انتقالي؛ در رأس خود شورى عالى تصميم گيرى را خواهد داشت؛ شامل رهبران هشت جناح تأثير گذار در صلح و جنگ؛ بر اجراءات حكومت انتقالى نظارت داشته و حكومت انتقالى مجرى تصاميم اين شورى؛ خواهد بود.

4.            تمامى زندانيانى كه به دلائل فعاليتهاى سياسى و نظامى زندانى شده اند؛ رها مى گردند.

5.            حذف نامهاى تمامى افغانانى كه به دلائل فعاليتهاى سياسى و نظامى و مخالفت با اشغال در فهرست سياه ايالات متحده امريكا درج شده.

6.            اعلان آتش بس دائمى؛ متصل توافق بر اين مطالب و اقدامات مقتضى.

7.            تمامى مسائل مربوط به آينده؛ چون نظام آينده و چگونگى اش، قانون اساسى جديد كشور و غيره را به بعد از انتخابات و تشكيل لويه جرگه محول مى كنيم.

8. غرض توحيد مواقف و مواضع جناحهاى شامل اين طرف؛ اين اقدامات صورت مى گيرد:

•             تشكيل شورى عالى شامل رهبران هفت جهت مؤثر در جنگ و صلح؛ كه عالى ترين مرجع تصميمگيرى در رابطه به مسائل مهم ملى به شمول صلح بوده؛ رئيس جمهور به نمايندگى از دولت در آن شركت مى كند.

•             غرض توحيد مواقف و آراء (احزاب، شخصيتها، ادارات دولتى، پارلمان و تجمعات مدني و اجتماعي) و توافق همه با طرح صلح؛ اقدامات لازم و ضرورى صورت مى گيرد. در همين راستا رئيس جمهور وعده سپرد كه به عنوان رئيس جمهور كشور؛ توافقات نشست سه جانبه و طرح متفقه صلح را به همه ابلاغ و موافقه شان را حاصل مى كند.

•             در خلال هشت روز بعدى؛ تمامى اين توافقات عملي مى شود.

ج- براى آن كه شناخت و درك واضح از موضع طالبان و عزائم و خواسته هاى شان داشته باشيم و بتوانيم در روشنايى آن تصميم مناسب بگيريم؛ هيئت دو سه عضوى را توظيف مى كنيم تا نشست غيرمعلن با هيئت عالى رتبه طالبان؛ شامل رهبران درجه يك شان داشته؛ طرح صلح اين طرف را در برابر شان بگذارد و جواب روشن و قطعى شان را بدست آرد؛ اگر جواب مثبت بود و هيئت احساس كرد كه امكان رسيدن به يك توافق با طالبان وجود دارد؛ در آن صورت هيئت عالى رتبه دولت؛ در نشست استانبول با طرح نهائى اين طرف؛ شركت مى كند. و در صورت دريافت جواب منفي از سوى طالبان؛ شورى عالى تصميم مناسب خواهد گرفت.

متأسفانه رئيس جمهور با مشكلاتى در داخل تيم دولتى اش مواجه شد و نتوانست موافقه همه را حاصل كند؛ نه در رابطه به طرح صلح و نه در مورد شورى عالى و تركيب و صلاحيتهاى آن. ما غرض حل اين معضله؛ دو بديل جديد را در برابر شان گذاشتيم:

يك: دولت و جناحها و شخصيتهاى شامل دولت؛ غرض توحيد مواضع شان؛ مرجع مشترك، معتبر و باصلاحيت تصميمگيرى؛ به هر نام و تركيب و صلاحيتهايى كه براى شان مقدور و مرغوب است؛ بسازند؛ اما در مورد بقيه توافقات سه جانبه كه مربوط به صلح و طرح آن و موضعگيرى مشترك در نشست استانبول و مذاكرات با طالبان است؛ التزام و تمكين صادقانه و مجدانه داشته و گامهاى عملى بردارد.

تا زمان روشن شدن نتائج مذاكرات با طالبان؛ جناحهاى شامل اپوزيسيون كه در حكومت شريك نيستند؛ در اين شورى شركت نمى كنند.

دو: صورت دوم اين كه در رابطه به تمامى مسائل مهم ملى؛ مرجع مشترك تصميمگيرى تشكيل شود؛ مشتمل بر سه جناح؛ دولت، احزاب شامل اپوزيسيون و آن كه نه با دولت است و نه در اپوزيسيون

انتخاب يكى از اين سه صورت را به دولت مى گذاريم: التزام و تمكين به توافقات سه جانبه، و انتخاب يكى از دو صورت جديد.  

در غير آن؛ ما چاره اى جز اين نخواهيم داشت كه هم در رابطه به صلح تصميم مستقل خود را داشته باشيم و هم در رابطه به تعامل مناسب با وضعيت كنونى كشور.

اگر دولت بتواند؛ اختلافات و رقابت هاى ناسالم داخلى اش را پايان دهد؛ در رابطه به صلح موضع واحد اتخاذ و طرح عملي و معقول ارائه كند، ادارات ناكاره موازي و متعارض را توحيد نمايد و مرجع تصميم گيرى واحد، معتبر و باصلاحيت بسازد؛ مشتمل بر شخصيتهاى تأثير گذار؛ و آن را عالى ترين مرجع تصميمگيرى در قضاياى مهم ملى بپذيرد؛ يقيناً كه اين اقدام؛ انكشاف مثبت خواهد بود؛ اما اگر اين شورى جديد نيز مثل وزارت صلح و شورى عالى مصالحه؛ آدرسى براى نشستهاى بى حاصل و مصارف بيهوده باشد؛ كه باوجود تشكيلات وسيع، پرسونل زياد، و مليونها دالر بودجه؛ قادر به انجام هيچ كارى مثبت؛ در رابطه به صلح نشدند و حتى از تأمين اجماع نسبى سياسى و توحيد مواضع جناحهاى شامل دولت نيز ناتوان و ناموفق بودند؛ اگر شورى عالي دولت؛ ارگانى شبيه به اينها و شامل همان اعضاء تكرارى شورى عالى مصالحه باشد؛ يقيناً كه چيزى جز تكرار تجربه هاى ناكام قبلى نخواهد بود.

براى عبور از مرحله ناامن و بى ثبات كنونى؛ به توافقات و اقدامتى نيازمنديم كه افغانها را در جلوگيرى از فروپاشى نظام و متلاشى شدن تشكيلات و نهادهاى ادارى، امنيتى و نظامى كمك كند و انتقال مسالمت آميز و قانونمند اقتدار را تضمين نمايد؛ اميدوارم همه به اين حقيقت تمكين كنند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟