No-IMG

نقش ایمان در زندگی انسان

ایمان سرنوشت سازترین مسئله درنظام زندگی هر انسان است ، ایمان انسان را از عبادت مخلوق بسوی عبادت خالق و ازتنگی دنیا بسوی فراخی دنیا و آخرت می کشاند،ایمان انسان را محافظت می کند، عظمت می دهد،مصونیت می بخشد.

ایمان رابطه میان عابد و معبود را همچنان فرکانسی های سیستم مخابراتی و امواج مقناطیسی وصل نموده ،فاصله را از میان میان خالق و مخلوق بر می دارد، مبدا و مقصد را یک می سازد ، محبت های غیر الهی را از قلب خارج ساخته ، حضور خدا رادر همه جا به واقعیت تبدیل می کند .

کلید شخصیت هر انسان ایمان و تقوای او است؛که بوسیله آن می تواند به اهداف الهی وانسانی نایل آید.

ایمان یک مسئله عادی و سطحی نیست، که در حاشیه ای زندگی قرار داشته باشد و به آن توجه صورت نگیرد وارزشی به آن قایل نگردد.

ایمان در پیشگاه خداوند(ج) ازجایگاه و اهمیت والای برخوردار ، شعار و شعوراساسی تمام انبیا(ع) الهی در محور ایمان می چرخد، از دیدگاه اسلام عزیز، اعمال بدون ایمان ابتر و مردود است.

ایمان از اقوام متفرق امت واحده می سازد، جامعه را ازتفرقه نجات می دهد ، زن و مرد را در بندگی یکسان می داند هر دو را در اجر و پاداش مساوی ، برتری را در تقوی وعمل صالح دانسته است.

ایمان میان انسان ها پیوند اخوت و برادری ایجاد می کند،صهیب را از روم، سلمان را از فارس و بلال را از حبشه در یک محور جمع می کند .

مرزی که ایمان ترسیم نموده است مرز کفر و اسلام است به این ترتیب تمام جامعه انسانی به دو گرو تقسیم می گردد، مومن وکافر.

بناً ، بر هر صاحب اندیشه و عقل ضرور و لازم است، که در این مسئله به دقت غور و تامل کند وبرای سرنوشت خود تصمیم آگاهانه ای اتخاذ نماید.

قابل تذکر است؛ وقتی که از آثار وبرکات ایمان در زندگی ما ن حرف می زنیم، هدف ما همان ایمان قوی و تحرک زا ، ایمان تفکیک کننده میان حق وباطل است ، که در پرتوی آن دلها صیقل داده می شود و قدم ها استوار می گردد.

ما با ایمان ضعیف متزلزل ، ایمان خوابیده و تخدیر کننده سر وکار نداریم ، از ایمان صحبت می کنیم که زنده بیدار، متحرک و پویا است.

مسلماً ،نخستین کاری که ایمان در وجود انسان انجام می دهد همان پاکسازی از انواع بیماری های فکری و اخلاقی و شخصیتی است . ایمان به هراندازه که در قلب انسان جای بگیرد، در نفس ها رسوخ و آثار سودمند آن در زندگی تجلی، قوت وضعف آن در عملکرد انسان تبلور می کند.

ایمان از یکطرف اهلش را از تمام نابرابری ها وبدبختی ها محافظت و از طرف دیگر قدرت او را افزایش و عزت نفس را بالا می برد ، انسان را الهی می سازد، او جز در انجام کار های شایسته میلی در جهت کارهای خلاف ندارد ، قدرت جویدن لقمه حرام از او گرفته می شود، احیاناً اگر لقمه مشکوک را بخورد به بیماری مبتلا و یا استفراغ می نماید، پای او قدرت قدم گذاشتن را در مسیر باطل ندارد، چشم او هیچ گاهی به سوی معصیت باز نمی شود، زبان او به غیبت و تهمت نمی چرخد همه وجودش الهی می شود الهی می اندیشد و الهی عمل می کند زمانی است که کنترول کامل انسان در اختیار ایمان است.

او رابر نفس و شیطان مسلط و غرق رحمت و نعمات پروردگار می گرداند . خداوند (ج) دربهای بسته شده را به روی وی باز می کند و نعمت های از دست داده را دوباره بر می گرداند، زمانی است که همه ای مخلوقات عالم برای بقا و عظمت او جد وجهد می نمایند.

ایمان انقلاب رادر بعثت نبی کریم (ص) در کوتامدت بوجود آورد ، پیامبر اسلام (ص) توسط ایمان توانست مکه را از لوث شرک وبت پرستی پاک و از یثرب مدینه الرسول و از وحشی ترین انسان ها با شخصیت ترین و عادلترن انسان ها تاریخ بسازد.

متاسفانه نبود و ضعف ایمان در عصر کنونی که حکایت از جاهلیت دیگری را دارد بمراتب اسفبار تر از آن عصر می باشد.

ایمان انسان را دربرابر خشم مسلط و برشیطان چیره و از هرنوع اعمال ناشایسته مصون و محفوظ ، قلب ها را ذاکر و اعمال را صالح ، انسان را یار مظلوم و دشمن ظالم می سازد.

برخورد او با جامعه همه را مجذوب خود ساخته، لغزش های دوستانش را به روی آنها نمی کشد. نبود او جامعه را تاریک و برای همه گان ضایعه جبران ناپذیر غیر قابل تحمل می سازد، همه او را دوست دارند و به او عشق می ورزند ، همنشینی با او را ثواب دانسته با اکراه از همدیگر جدا می شوند. اهل ایمان هیچ گاهی کاری را انجام نمی دهد که فضای جامعه را به خودش بدگمان و بی اعتماد بسازد. او در سرزمین های زلزله زده قدم نمی گذارد، با انسان های مفسد همراهی نمی کند و زیر دیوار های شکسته نمی نشیند و در تاریکی ها قدم نمی گذارد از زور ، زر و تزویر بیزار است.

اهل ایمان از مرگ نمی هراسد، زیرا مرگ از دیدگاه او رسیدن به خالق ،ختم ماموریت دنیا و رسیدن به عقبا ( زندگی جاویدانی ) و شیرین تر از پستان مادر برای طفل است.

اهل ایمان انجام ماموریت را مهم می دانند و اجر وپاداش را از خداوند (ج) می طلبند . از تخریب منافقا

ن وکافران نمی هراسند و به تعریف کسی نیاز ندارند زیرا معامله شان با خدای قدیر و بصیر است. در همه حالات خود را پیروز میدان می دانند اگر در آتش انداخته شوند و یا در آب، و اگر در زندان بسر ببرد و یا در کاخی حکومت کنند، برایش آنچه مهم است انجام امر الهی و بس.

 

اهل ایمان همیشه شاکر نعمت های خداوند بوده در مصیبت ها صابر و درپیروزی شاکر پروردگارشان می باشند.

جز از پروردگار نمی هراسند وتن به هیچ ذلت نمیدهد به هیچ معامله ننگین سهیم نمیشوند، مانند کوهی در برابر چالش ها مقاومت می نمایند.

اهل ایمان هر نعمتی را بجای خودش استفاده می کند، چالش های روزگار را به فرصت ها تبدیل و از فرصت های ایجاد شده استفاده بهینه می نماید.

اهل ایمان در انجام هر امری خدا را حاضر و ناظر ، عالم را محضر خدا دانسته در محضر پروردگار مرتکب معصیت نمی شود ، در اتخاذ موقف هیچ گاهی نمی لرزد و از اهداف که دارد به هیچ صورتی عقب نشینی نمی نماید.

انسان مومن گرفتن جان انسان و قبض روح را کار خالق می داند ، قاتل را مشرک دانسته ریختاندن خون انسان های بی گناه را عمل نابخشودنی و به قاتلان و ظالمان لعنت و نفرین می فرستد .

اهل ایمان ماموریت خود را در این دنیا سنگین دانسته زمان را مدیریت و از هر دقیقه ی آن استفاده معقول می کند ، نزد او هیچ سرمایه ای بالاتر از زمان نبوده دنیا را محل آزمون و مزرعه ای برای آخرت دانسته تلاش می ورزد تا مسولیت و مکلفیت که دارد با کمال احسن انجام دهد.

اهل ایمان قرآن را به عنوان کتاب برنامه زندگی می شناسد و آن را کتاب عمل وهر آیه آنرا سر چشمه ای فکر و اندیشه و مایه بیداری وجدانها دانسته تلاش می ورزد تا خود را قرآن متحرک سازد.

مومن اهل خشم انتقام نیست او به هیچ کسی طعن لعن و نفرین نمی فرستد، مومن بر خشم مسلط بوده، اهل گذشت عفو رئفت و رحمت است. او اهل اسراف تبذیر نیست بامبذرین در ستیز ، ازخود پسندی ، برتر طلبی ،تکبر و خود رضایت بی عدالتی بیزار است.

انسان فاقد ایمان در هر حرارتی ذوب می شود و در هر سردی منجمد می گردد ، او مطابق روز جامه بدل می کند ورنگ عوض می نماید به هر سازی میرقصد و به هر ذلت تن می دهد،گاهی بسوی افراط و زمانی هم بسوی تفریط می لغزد با ظالمان کرنش می نماید واز ارتکاب هر نوع جنایت در برابر مظلوم فرو گذار نیست.

طوری که به همگان روشن است هیچ مرضی بالاتر از بی ایمانی نیست ریشه تمام بدبختی های که در جهان امروز مشاهده می گرد نبود و ضعف ایمان است.

انسان فاقد ایمان به امراضی مبتلا است که بمراتب از سرطان ، ایدز و …کشنده تر است . مرض کفر ، شرک ، نفاق ، بی عدالتی ، قتل و استبداد استحمار استثمار تاثیرات شوم آن بمراتب فجیح تر از هرنوع مرضی است که در فوق تذکر داده شده است.

به این نتیجه می رسیم نقش ایمان در جامعه انسانی بسیار مهم ارزشمند وحیاتی است که جامعه را در یک محور جمع و از هر مرض و غرض و اکسینه سلامتی می نماید. اگر به عظمت اسلام دقت نمایم عظمت آن به عظمت ایمان هر مسلمان بستگی دارد زمانی که تمام برنامه های جهانی اسلام در محور ایمان می چرخید مسلمانان آقایی جهان را در اختیار داشتند، اما زمانیکه درجهان اسلام ایمان بی رنگ شد جای آن را رنگ های دیگر گرفت، عزمت وشکوه اسلام در جهان تضعیف وهمه ی دست آورده های امت مسلمه به هدر رفت . بناً تازمانیکه به اصل خویش امت برنگردد بیرون رفت از این بدبختی غیر ممکن می باشد بدون شک داشتن ایمان قوی کلیدحل مشکلات و دارویی شفا بخش تمام امراض جامعه اسلامی می باشد

پانزدهم میزان ۱۴۰۰

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟