No-IMG

حکمتيار: امريكا از جنگ دست نكشيده و به تهديد ها و فشار هاى خود ادامه مى دهد

 

متن خطبه محترم حکمتيار (جمعه 19 قوس 1400)

الحمد للّٰهِ و كفى و سلام على عباده الذين اصطفى و بعد: فاعوذ باللّٰهِ من الشيطن الرجيم بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلۡعَصۡرِ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ٢ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣  صدق الله العظيم

برادران و خواهران عزيز!

رئيس جمهور ايالات متحده امريكا در آخرين اظهاراتش در رابطه به افغانستان گفته است كه در حول و حوش افغانستان نيروهاى خود را مستقر كرده ايم؛ براى دفاع از خود و اقدام عاجل عليه آنان كه تهديدى براى امريكا باشند؛ آمادگى كامل داريم. همزمان با اين؛ قصر سفيد؛ غرض كسب صلاحيت در رابطه به جنگ؛ مكتوب رسمى به كانگرس فرستاده است. يعنى كه قصر سفيد آمادگى براى تجاوز و جنگ ديگر را گرفته است؛ هم آمادگى نظامى دارد و هم در پى كسب مجوز از كانگريس مى باشد.  همچنان هيئت مذاكره كننده امريكا در مذاكرات اخير دوحه گفته است كه رفع محدوديت ها بر حساب هاى بانكى حكومت كابل؛ محتمل نيست و تا زمانى كه شرائط اساسى ما به شمول تشكيل حكومت فراگير فراهم نشود؛ حكومت امارت اسلامى طالبان به رسميت شناخته نخواهد شد.

اين اظهارات نشان مى دهد كه امريكا از جنگ دست نكشيده و به تهديد ها و فشار هاى خود ادامه مى دهد؛ برايش مهم نيست كه قربانيان اصلى فشار ها و تهديد هايش ملت مظلوم افغان است؛ نه زمامداران حكومت؛ ملتى كه امريكا و شركاء جرمش بيست سال تمام بر سرش بم و راكت ريخت، كشورش را به ويرانه مخوف تبديل كرد و در پايان اشغال؛ اين كشور را در حالتى ترك كرد كه بيش از 80 در صد مردمش زير خط فقر زندگى مى كنند، بيش از نصف نفوس افغانستان متكى بر معاش ماهوارى بود كه سرپرستان خانواده شان؛ در بدل همكارى با نيروهاى اشغالگر به دست مى آوردند و هيچ مدرك عائداتى ديگر نداشتند؛ اشغالگران جز جنگ هيچ شغل و كسب و كار براى افغان ها فراهم نكردند؛ اين چهارمين ماه است كه مأمورين و كارمندان دولت؛ معاش دريافت نكرده اند؛ اكثريت شان به فروش لحاف، كمپل، فرش و ظرف خانه شان؛ براى تهيه لقمه نانى براى اطفال شان شده اند!! و امريكاى بى رحم در چنين وضعيتى؛ حساب هاى بانكى افغانستان را منجمد كرده و رفع محدوديت ها را مشروط به خواسته هاى استعمارى خود ساخته است!! يعنى كه امريكا از هر افغان انتقام مى كشد؛ چه همكارش و چه مخالفش؛ براى امريكا منافع خودش مهم است و ارزش دارد؛ هر ارزش انسانى را فداء منافع منحط خود مى كند!! امروز اكثريت افغان ها روزگارى بد دارند؛ اما همكاران ديروز امريكا؛ با بدترين و سياه ترين روزها مواجه اند؛ وضعيتى كه نتيجه اشغال بيست ساله است و افغانستان قبل از اين؛ هيچگاهى در گذشته ها آن را تجربه نكرده بود.

هدف امريكا از وضع شرائط و محدويت ها اين است كه امارت طالبان؛ عمال و مزدوران امريكا را در حكومت شامل كند، پست هاى حساس را به آنان اختصاص دهد، مخالفين امريكا را از حكومت اخراج و عليه آنان بجنگد؛ حضور بيش از دو هزار سرباز امريكايى در افغانستان را در پوشش تأمين امنيت ديپلومات هاى امريكا و كشور هاى غربى بپذيرد.

افغان ها و مخصوصاً مسئولين حكومت بايد متوجه باشند كه امريكا را نمى توان با تنازل، تن دادن به شرائط مغرضانه و تسليم شدن به فشار ها و تهديد ها راضى و متقاعد كرد و از شرارت و كينه توزى باز داشت. نه از افغانستان خطرى به امريكا و هيچ كشورى ديگر متوجه است و نه در وضعيت و موقعيتى قرار دارد كه خطرى براى ديگران باشد؛ گروه هاى تروريستى چون بليك واتر را اشغالگران با خود آوردند، جنگاندند و يكجا با آنان رفتند؛ با خروج اشغالگران؛ جنگ نيز پايان يافت؛ فعاليت هاى تروريستي نيز به حد اقل رسيد و افغانستان در مسير رسيدن به صلح قرار گرفت. اما آن چه امريكا نمى خواهد؛ صلح و ثبات در افغانستان؛ بدون حضور نظامى امريكا و تسلطش بر اين كشور است.

برادران و خواهران عزيز!

در هفته گذشته؛ در رابطه به برخى از مشكلات زنان افغان؛ فرمانى از إمارت اسلامى صادر شد كه ما از آن حمايت مى كنيم.

معتقديم كه در خيلى از بخش هاى ديگر جامعه و براى اسلامى ساختن كشور و رفتن به سوى نظام اسلامى بايد فرامين شبيه اين صادر شوند؛ حتى در همين بخش زنان و مشكلات شان؛ بايد فرامينى ديگر صادر گردند.

زن افغان در بخشهاى متعددى از حقوق اسلامى شان محروم بودند و هستند. از حق ميراث و مهر محروم است، رضايت و موافقه اش در نكاح كه شرط اساسى صحت نكاح است؛ نه تنها اهميتى به آن داده نمى شود؛ بلكه نوعى از جسارت و سركشى از رسم و رواج و حتى باعث سرافکندگى خانواده تلقى مى شود. نكاح بدون موافقت و رضايت دو طرف اصلى نكاح؛ مرد و زن و پسر و دختر؛ شرعاً صحت ندارد و شرط اساسى نكاح در آن مراعات نشده؛ در چنين نكاحى نبايد شركت كرد؛ نه چون شاهد و گواه و نه چون كسى كه نكاح دو طرف را مى بندد. تا زمانى كه از ناحيه رضايت كامل دو طرف؛ مطمئن نشده ايم؛ نبايد بر اين نكاح صحه گذاشت؛ تا زمانى كه متيقن نشده ايم كه مهر دلخواه زن به او داده مى شود؛ و زن و دختر خودش با مقدار آن توافق كرده و شوهر پرداخت آن را به عهده گرفته؛ نبايد شاهد چنين نكاح بود و آن را تأييد كرد. مبادا نكاحى را بست و شاهدش بود كه پدر و سرپرست دختر او را چون كنيز مى فروشد؛ نه مهرى در ميان است و نه رضايت طرفين. مهر در واقع تضمين مهم براى آينده زن است؛ بايد مقدارش را خودش تعيين كند؛ به گونه تضمين كننده آينده اش باشد؛ تا شوهرش او را به ديگرى تعويض نكند؛ زمانى كه او زيبايى و جوانى اش را از دست مى دهد و يا شوهرش زيبا تر و جوان ترى را مى يابد؛ او را طلاق مى دهد و جايش را با ديگرى پر مى كند؛ اين مهر است كه مانع چنين جفا و ستم مى شود.

متأسفانه اكنون دختر از سوى پدر و سرپرست خانواده چون مال و متاع فروخته مى شود؛ اگر شوهرش را از دست داد در خانواده همسرش چون مال ميراث با او برخورد مى شود؛ نمى تواند به خانواده پدر و مادرش بر گردد؛ بايد در خانه شوهرش بماند و ناچار و با دل نخواسته با برادر و اقارب ديگر شوهرش نكاح كند؛ و اگر برادر همسر متوفى اش و شوهر محتمل آينده اش به بلوغ نرسيده بود؛ بايد سالها هم كه شده؛ تا بالغ شدنش انتظار بكشد؛ در حالى كه قرآن مى فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا19    النساء 19

اى مؤمنان! براى تان جائز نيست كه زنان را اكراهاً به ميراث بگيريد؛ و نه اين كه آنان را به اين منظور بيازاريد كه برخى از آن چه را به آنان داده ايد؛ بدست آريد؛ مگر اين كه به گونه آشكار مرتكب كار زشتى شوند؛ و با آنان به گونه نيك و معروف زندگى و معاشرت داشته باشيد؛ و اگر آنان را نمى پسنديد؛ شايد چيزى را نپسنديد؛ در حالى كه خداوند در آن خير زيادى گذاشته است.

وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ234    البقرة 234

و آنان كه از ميان شما مى ميرند و زنانى را در عقب مى گذارند؛ اين زنان براى چهار ماه و ده روز در باره خود منتظر باشند؛ (از نكاح جديد خوددارى كنند)؛ زمانى كه به اين ميعاد شان رسيدند؛ هيچ گناهى بر شما نيست كه در باره خود و (شوهر آينده) به گونه معروف عملى انجام دهند؛ و خداوند به آن چه مى كنيد آگاه است.  

اگر كسى خانمش را طلاق داد؛ حق ندارد از مهر و آن چه به وى داده؛ چيزى را برگرداند؛ هر چند خزانه اى را به وى داده است؛ قرآن مى فرمايد:

وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا 20  النساء 20

و اگر استبدال زنى را عوض زنى ديگر خواستيد؛ و به يكى خزانه اى (از ثروت) را داده ايد؛ هيچ چيزى را از وى نگيريد؛ آيا آن را به گونه بهتان و گناه مى گيريد؟!!

براى استرداد برخى از مهر؛ به وى بهتان مى بنديد؟ و مرتكب گناه مى شويد؟

قرآن براى نكاح؛ بلوغ را شرط قرار داده و مى فرمايد:

وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ... النساء 6

و ايتام را تا زمانى بيآزماييد كه به حد نكاح برسند؛ و اگر پس از بلوغ؛ رشد و درايت در ايشان احساس كرديد؛ مال شان را به آنان مسترد كنيد؛ ....

براى آن كه به ايتام مال شان مسترد شود؛ دو شرط وضع شده: 1- رسيدن به حد بلوغ و نكاح  2- رشد و درايت.

از اين آيه به وضوح معلوم مى شود كه تمليك يتيم در تمامى موارد مهم ديگر نيز بايد مشروط به اين دو شرط اساسى باشد؛ در نكاح نيز؛ چون اهميت نكاح خيلى بيشتر از تمليك مال ميراث است.

همچنان قرآن در مورد اين كه زنان مطلقه و بيوه ها را نبايد از انتخاب همسر جديد مانع شد؛ مى فرمايد:

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ 232 البقرة 232

و زمانى كه زنان را طلاق كرديد؛ و به پايان عدت شان رسيدند؛ آنان را اذيت نكنيد كه با همسران مورد نظر شان نكاح كنند؛ اگر هر دو به گونه شايسته با هم راضى اند؛ با اين رهنمود به كسانى از ميان تان وعظ و نصيحت مى شود كه به خدا و روز آخرت ايمان دارند؛ اين براى تان مايه پاكيزگى و تزكيه اخلاقى است؛ و خداوند مى داند و شما نمى دانيد.

يعنى ممانعت از نكاح با همسر مورد نظر؛ و مجبور كردنش به نكاح اكراهى و با شخص غير مورد علاقه اش؛ به فساد اخلاقى مى انجامد.

برادران و خواهران عزيز!

علاوه بر فرامين فوق؛ اين فرمان نيز بايد صادر شود كه بدون حكم محكمه شرعى، رسمى و معلن؛ احدى حق ندارد كسى را مجازات كند، به زندان بكشد و به قتل برساند؛ هر مأمور دولت؛ چه ملكى و چه نظامى؛ كه مرتكب اين جرم شود؛ به زودى و حتماً محاكمه و قصاص مى شود؛ قصاصش به گونه علنى و در محضر ورثه مقتول و مجروح؛ خواهد بود. همانگونه كه قرآن مى فرمايد:

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنْفَ بِالأَنْفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ45  المائدة 45

و بر آنان (اهل كتاب) فرض كرديم كه نفس در مقابل نفس، چشم در برابر چشم، بينى در برابر بينى، گوش در برابر گوش، دندان در برابر دندان، و تمامى جراحت ها برابر همديگر؛ و هر كى تصدق كرد (و به جانب مقابل عفو كرد)، همين كفاره گناه او خواهد بود؛ و هر كى به ما انزل الله حكم نكند همين ها ظالم اند.

برادران خواهران عزيز!

در فرامين بايد اين دستور اكيد نيز به گونه صريح ذكر شود كه احدى حق ندارد بدون اجازه و موافقه كسى وارد خانه اش شود؛ نه امير حق دارد و نه مأمور؛ حتى اگر در خانه اش قاتل و دزدى پناه برده؛ ورود به چنين خانه؛ به موافقه صاحب خانه و حكم محكمه شرعى ضرورت دارد.

احدى حق ندارد كسى را در جريان تحقيق شكنجه و تعذيب كند؛ حتى با يك سيلى؛ حق ندارد او را تهديد، تخويف و تطميع و به اقرار وادار كند؛ عمر بن عبدالعزيز رضى الله عنه فرموده است: هر كى بعد از يك سيلى به جرمى اعتراف كرد؛ حرفش دروغ و اعترافش غير متعبر است.

جلو قتل هاى زنجيره اى و ترورهاى هدفى بايد و هر چه زودتر گرفته شود؛ مخصوصاً در ولايات شرقى و به گونه خاص در ولایت ننگرهار؛ ادامه اين وضعيت نه تنها به حيثيت نظام به عنوان حكومت اسلامى؛ صدمه مى زند؛ بلكه به دشمنان وسيله تبليغاتى عليه اسلام و نظام كنونى فراهم مى كند.

قاتل هر مقتول مخصوصاً قاتل كسانى كه از ناحيه سياسى و فكرى مخالف نظام تلقى مى شوند؛ اما نه عليه نظام بغاوت مسلحانه نموده و نه در حالت جنگ قرار داشته اند باید در ملاء عام مجازات شوند. در نظام اسلامى هر مخالفت فكرى و سياسى بايد از طريق استدلال حل و فصل شود؛ نه از طريق توسل به سلاح، ما به تعدد مذاهب باور داريم و مكلف به مجادله احسن با هر مخالف فكرى و سياسى هستيم. مذاهب يعنى احزاب سياسى- فكرى مذهبى؛ هر مذهب و امامش در واقع سياسى مذهبى است و رهبر سياسی و مذهبى؛ هر مذهب در رابطه به تمامى قضاياى فردى و اجتماعى، سياسى، اقتصادى و حلال و حرام؛ موضع و ديدگاه خاص خود را دارد و به عنوان يك حزب سياسى عمل مى كند؛ توافق با تعدد مذاهب هيچ فرقى با  توافق با تعدد احزاب سياسى ندارد؛ قرآن مى فرمايد:

وَلا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ .... 46   العنكبوت 46

و با اهل كتاب جز به گونه احسن مجادله مكنيد؛ مگر آنان با ستمگران شان...

اگر خداوند جل شأنه ما را مكلف به نيكوترين و زيبا ترين مجادله با اهل كتاب نموده؛ دستورش در رابطه به چگونگى مجادله با مؤمنانى كه در برخى از قضايا با آنان اختلاف رأى داريم چه خواهد بود؟

برادران و خواهران عزيز!

ما مطمئنيم كه إن شاء الله ملت مؤمن ما از اين مراحل حساس و پيچيده نيز با سربلندى و موفقيت بیرون خواهد رفت و مشكلات كنونى كشور ما حل گرديده و تمامى دسائس شيطانى دشمنان مثل گذشته خنثى خواهد شد.

سُبْحَانَكَ اللهُمَّ بِحَمْدِكَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، نَسْتَغْفِرُكَ وَنَتُوبُ إِلَيْكَ

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟